پژوهش های جدید در حوزه روانشناسی تکاملی نشان می دهند که درک ما از فداکاری اعضای خانواده ریشه در پیوندهای بیولوژیکی دارد و اثر ژنتیک بر مهربانی بستگان به ویژه در شرایط عدم اطمینان از رابطه پدری به وضوح قابل مشاهده است.
طبق یه مطالعه بزرگ که در روانشناسی تکاملی (Evolutionary Psychology) منتشر شده، مردم وقتی از رابطه بیولوژیکی شون با اعضای خانواده مطمئن تر هستن، همیشه اون ها رو مهربون تر می بینن. این یافته بر اثر ژنتیک بر مهربانی بستگان تاکید دارد.
ما آدم ها معمولا فکر می کنیم مهربونی توی خانواده بیشتر به خاطر عشق، خاطرات مشترک یا انتظارات فرهنگیه. اما نظریه های تکاملی میگن که فداکاری توی خانواده ممکنه تحت تاثیر شباهت های ژنتیکی هم باشه، که این خود اثر ژنتیک بر مهربانی بستگان را برجسته می کند. طبق نظریه انتخاب خویشاوندی، آدما تمایل دارن وقت و حمایت بیشتری رو صرف اقوامی کنن که احتمالا ژن های مشترک بیشتری باهاشون دارن؛ چون این کار به نوعی باعث موفقیت ژنتیکی خودشون میشه.
بررسی اثر ژنتیک بر مهربانی بستگان و عدم اطمینان پدری
یه فاکتور مهم که این موضوع رو پیچیده می کنه، عدم اطمینان از رابطه پدری (paternity uncertainty) هست؛ این واقعیت که برخلاف مادر بودن، رابطه بیولوژیکی پدر با فرزند هیچ وقت صددرصد قطعی نیست. رادیم کوبا و یاروسلاو فلگر بررسی کردن که آیا این عدم اطمینان روی دیدگاه آدما نسبت به مهربونیِ اعضای مختلف خانواده اثر میذاره یا نه. این بررسی به درک بهتر اثر ژنتیک بر مهربانی بستگان در سایه عدم اطمینان پدری کمک می کند.
اونا با تکیه بر روانشناسی تکاملی و یافته های قبلی درباره سرمایه گذاری والدین و پدربزرگ و مادربزرگ ها، این سوال رو مطرح کردن که آیا اقوامی که اطمینان بیشتری درباره رابطه شون وجود داره (مثل مادرا یا مادربزرگ های مادری) نسبت به کسایی که اطمینان کمتری درباره شون هست (مثل پدربزرگ های پدری)، همیشه مهربون تر دیده میشن یا نه.
محقق ها داده های یه نظرسنجی آنلاین بزرگ رو که بین سال های 1395 تا 1400 انجام شده بود، تحلیل کردن. شرکت کننده ها از بین یه جامعه داوطلب فیس بوکی در چک و اسلواکی با روش گلوله برفی انتخاب شدن که باعث شد این مطالعه به طیف گسترده ای از کاربرای اینترنت دسترسی پیدا کنه. حدود 15,000 نفر نظرسنجی رو شروع کردن و بعد از حذف موارد ناقص، 9,128 نفر بزرگسال که حداقل به یکی از اعضای خانواده شون امتیاز داده بودن، توی تحلیل نهایی قرار گرفتن.
شرکت کننده ها یه پرسشنامه طولانی رو پر کردن و ازشون خواسته شد مهربونیِ اعضای مختلف خانواده مثل والدین، پدربزرگ و مادربزرگ، خواهر و برادر و اقوام ناتنی رو رتبه بندی کنن. امتیازا از “کاملا مخالفم” تا “کاملا موافقم” در پاسخ به جملاتی مثل اینکه آیا فلان فامیل از بقیه آدما مهربون تر بوده یا نه، در نظر گرفته شده بود. نکته مهم اینه که مفهوم مهربونی عمدا کلی در نظر گرفته شد تا آدما بتونن بر اساس تجربه های زندگی شون، از حمایت های عاطفی گرفته تا رفتارهای اجتماعی روزمره، بهش امتیاز بدن. این رتبه بندی ها می توانند دیدگاهی عمیق تر نسبت به اثر ژنتیک بر مهربانی بستگان ارائه دهند.
یافته های کلیدی درباره اثر ژنتیک بر مهربانی بستگان
یافته ها یه الگوی واضح و ثابت رو نشون داد: هرچی عدم اطمینان از رابطه پدری بیشتر می شد، میزان مهربونیِ درک شده هم کمتر می شد. مادرا و مادربزرگ های مادری (اقوامی که هیچ ابهامی در رابطه شون نیست) بالاترین امتیاز مهربونی رو گرفتن و بعد از اونا، پدرا, پدربزرگ های مادری و مادربزرگ های پدری قرار داشتن که یک مرحله عدم اطمینان دارن. پدربزرگ های پدری که دو لایه عدم اطمینان دارن، کمترین امتیاز رو بین پدربزرگ و مادربزرگ های بیولوژیکی گرفتن. این تفاوت ها از نظر آماری قابل استناد بودن، هرچند که میزان تفاوت خیلی زیاد نبود. این یافته ها به وضوح نشان دهنده اثر ژنتیک بر مهربانی بستگان در تعیین سطوح مهربانی درک شده هستند.
نکته مهم اینجاست که این الگو توی اقوام ناتنی دیده نشد. اعضای خانواده ناتنی که هیچ رابطه ژنتیکی ندارن و سطح عدم اطمینان شون یکسانه، صرف نظر از نقشی که داشتن، امتیازهای مشابهی به همدیگه دادن. این تضاد، این ایده نویسنده ها رو تقویت می کنه که شباهت ژنتیکی (و نه فقط نقش های اجتماعی یا کلیشه های فرهنگی) باعث این تفاوت های مشاهده شده هست و اهمیت اثر ژنتیک بر مهربانی بستگان را گوشزد می کند.
تحلیل های بیشتر نشون داد که دخترا نسبت به پسرا، والدین بیولوژیکی شون رو مهربون تر می بینن؛ این الگو با پیش بینی های تکاملی درباره سرمایه گذاری از طریق خطوط مادریِ مطمئن تر، همخوانی داره. در همین راستا، مطالعات علمی درباره تستوسترون طبیعی و محیط زندگی مردان نیز نشان می دهد که چگونه بیولوژی و محیط بر نقش های والدگری و رفتارهای حمایتی تاثیرگذار است.
در کل، این مطالعه نشون میده که حتی توی جوامع مدرن هم، فشارهای تکاملی ظریف مربوط به اطمینان ژنتیکی، همچنان روی دیدگاه آدما نسبت به مهربونی و فداکاری توی خانواده اثر میذاره و بر اثر ژنتیک بر مهربانی بستگان صحه می گذارد.
البته باید اشاره کرد که چون نمونه ها داوطلبانه بودن و ممکنه نماینده کل جامعه نباشن (مخصوصا به خاطر سطح تحصیلات بالای شرکت کننده ها)، تعمیم دادن نتایج ممکنه محدودیت هایی داشته باشه. علاوه بر این، امتیازهای مهربونی ذهنی بودن و ممکنه بیشتر کیفیت رابطه شخصی رو نشون بدن تا رفتار کاملا عینی.
این تحقیق با عنوان “ریشه های تکاملی فداکاری خانوادگی: عدم اطمینان از پدری الگوهای مهربانی را شکل می دهد“، توسط رادیم کوبا و یاروسلاو فلگر نوشته شده است.
فهم ریشه های بیولوژیکی رفتارهای انسانی به ما کمک می کند تا درک بهتری از پیچیدگی های روابط خانوادگی داشته باشیم. اگرچه عوامل فرهنگی و تجربیات شخصی نقش غیرقابل انکاری در شکل گیری محبت دارند، اما تداوم الگوهای تکاملی نشان دهنده عمق تاثیر طبیعت بر تعاملات اجتماعی ماست. این دانش می تواند مسیر جدیدی برای بهبود روابط بین فردی در جوامع مدرن باز کند.
Relatives with lower paternity uncertainty are perceived as kinder