تحقیقات جدید نشان می دهد که پیوندهای بیولوژیکی عمیقی بین سلامت روان و مشکلات عروقی وجود دارد و مدیریت استرس و بیماری های قلبی نیازمند رویکردی یکپارچه برای بررسی فعالیت های مغزی و التهاب های بدنی است.
تحقیقات پزشکی اخیر نشون می ده که افزایش ریسک بیماری قلبی در بیمارانی که دچار افسردگی یا اضطراب هستن، ممکنه از مسیرهای بیولوژیکی خاصی که مغز و سیستم ایمنی رو درگیر می کنه، نشات گرفته باشه. این ارتباط بین استرس و بیماری های قلبی موضوعی هست که نیاز به توجه جدی داره. یه تحلیل جدید نشون می ده که فعالیت های عصبی مرتبط با استرس، همراه با التهاب و عدم تعادل در سیستم عصبی، به عنوان محرک های اصلی عمل می کنن که شرایط سلامت روان رو به مشکلات قلبی عروقی وصل می کنن. این مطالعه که در نشریه Circulation: Cardiovascular Imaging منتشر شده، شواهدی رو ارائه می ده که نشون می ده رسیدگی به سلامت روان می تونه یکی از اجزای ضروری برای پیشگیری از بیماری های قلبی باشه.
ارتباط بین استرس و بیماری های قلبی
متخصصان پزشکی مدتی هست که متوجه ارتباط بین شرایط روان پزشکی و بیماری های قلبی شدن. مشاهدات قبلی یه پیوند آماری رو ثابت کرده بود، اما هنوز سوالاتی در این باره وجود داشت که آیا این ارتباط مستقل از عوامل سبک زندگی مثل سیگار کشیدن یا رژیم غذایی نامناسب وجود داره یا نه. همچنین مکانیسم های بیولوژیکی که پریشانی عاطفی رو به آسیب های فیزیکی قلبی عروقی تبدیل می کنن، فاقد یه توضیح کامل بودن.
نویسندگان این مطالعه هدفشون این بود که بفهمن آیا افسردگی و اضطراب از طریق تغییرات فیزیولوژیک مستقیم در ریسک های قلبی نقش دارن یا صرفا از طریق انتخاب های رفتاری روی قلب تاثیر می ذارن. اونا می خواستن بفهمن که آیا رنج بردن از هر دو شرایط به طور همزمان خطر بزرگتری نسبت به داشتن یک تشخیص واحد ایجاد می کنه یا نه. این تیم همچنین بررسی کردن که آیا نگاه کردن به این شرایط به عنوان پیوستاری از استرس می تونه بینش های جدیدی در مورد چگونگی تاثیر احساسات بر سلامت جسمی ارائه بده یا خیر.
«سال هاست که افسردگی و اضطراب با بیماری های قلبی در ارتباط هستن، اما دلیلش هنوز مبهم مونده بود. بعضی از پزشکان سلامت روان رو به عنوان یک بیماری همراه، بعضی ها به عنوان نشانه ای از رفتارهای ناسالم و برخی دیگه به عنوان یک عامل خطر بیولوژیکی مستقیم می دیدن، اما سر مکانیسم های اون بحث بود.» این ها رو نویسنده مطالعه، شادی ابوهاشم ، محقق قلب و عروق و رئیس آزمایش های تصویربرداری PET/CT قلبی در مرکز تحقیقات تصویربرداری قلب و عروق بیمارستان عمومی ماساچوست و مدرس دانشکده پزشکی هاروارد، گفته.
«چیزی که به ما انگیزه داد، یه شکاف واضح بود: نشون داده شده بود که فعالیت مغزی مرتبط با استرس، اضطراب و استرس رو به بیماری های قلبی عروقی وصل می کنه، اما با وجود اینکه افسردگی یکی از قوی ترین پیش بینی کننده های حوادث قلبی هست، نقشش در این زمینه تا حد زیادی بررسی نشده بود.
ما همچنین می خواستیم واقعیت بالینی رو منعکس کنیم؛ افسردگی و اضطراب اغلب با هم اتفاق می افتن، اما اکثر مطالعات اونا رو به صورت جداگانه بررسی می کنن. هدف ما این بود که بفهمیم آیا مسیرهای مشترک مغز-خودمختار-ایمنی به توضیح خطر قلبی عروقی و ارتباط آن با استرس و بیماری های قلبی کمک می کنه یا نه.»
محققان برای مطالعه خودشون از داده های بایوبانک مس جنرال بریگهام استفاده کردن. این مخزن بزرگ حاوی اطلاعات ژنتیکی و سلامتی بیمارانی هست که در سیستم بیمارستانی ثبت شدن. تحلیل نهایی شامل 85,551 فرد 18 سال به بالا بود که در بازه زمانی بین سال های 1389 تا 1399 ردیابی شده بودن.
تیم تحقیق، شرکت کننده ها رو بر اساس تشخیص های سلامت روانشون در زمان ثبت نام دسته بندی کردن. اونا گروه هایی رو با افسردگی تنها، اضطراب تنها و کسانی که هر دو تشخیص رو به طور همزمان داشتن، شناسایی کردن. یک گروه کنترل هم شامل افرادی بود که هیچ کدوم از این تشخیص ها رو نداشتن.
محققان این شرکت کنندگان رو برای حوادث قلبی عروقی عمده (MACE) تحت نظر گرفتن. این دسته شامل اتفاقات شدیدی مثل حملات قلبی، سکته مغزی، نارسایی قلبی و نیاز به عمل های باز کردن رگ های مسدود شده می شه. تیم تحقیق این نتایج رو در یک دوره پیگیری میانه که حدود سه سال و نیم بود، ردیابی کردن.
زیرمجموعه ای از شرکت کنندگان، داده هایی رو برای تحقیقات بیولوژیکی دقیق تر ارائه دادن. برای اندازه گیری فعالیت مغز، محققان اسکن های مغزی 1,123 نفر رو تحلیل کردن. این اسکن ها از تصویربرداری 18F-فلورودوکسی گلوکز با توموگرافی گسیل پوزیترون یا PET/CT استفاده کرده بودن.
این تکنیک تصویربرداری به محققان اجازه داد تا فعالیت متابولیک در آمیگدال رو مشاهده کنن. آمیگدال منطقه ای از مغز هست که در پردازش ترس و استرس نقش داره. محققان فعالیت آمیگدال رو با فعالیت در قشر پیش پیشانی مقایسه کردن تا نسبت فعالیت عصبی مرتبط با استرس رو محاسبه کنن.
محققان همچنین نشانگرهای سیستم عصبی خودمختار رو بررسی کردن. این سیستم عملکردهای غیرارادی بدن مثل ضربان قلب و هضم رو کنترل می کنه. اونا نوار قلب 7,862 شرکت کننده رو برای اندازه گیری تغییرپذیری ضربان قلب تحلیل کردن.
تغییرپذیری ضربان قلب به نوسان در فواصل زمانی بین ضربان های قلب گفته می شه. تغییرپذیری کمتر معمولا نشون دهنده اینه که بدن در وضعیت مداوم استرس یا حالت «جنگ یا گریز» قرار داره. تغییرپذیری بالاتر به طور کلی نشون دهنده یک سیستم عصبی سالم تر و سازگارتر هست.
در نهایت، تیم تحقیق سطح التهاب مزمن رو ارزیابی کردن. اونا نتایج آزمایش خون 12,906 شرکت کننده رو برای پروتئین واکنش گر C بررسی کردن. سطوح بالای این پروتئین به عنوان یک نشانگر استاندارد برای التهاب سیستمیک در بدن عمل می کنه.
تحلیل ها نشون داد افرادی که افسردگی دارن، در مقایسه با کسانی که این شرایط رو ندارن، با ریسک به مراتب بالاتری برای حوادث قلبی عروقی روبرو هستن. این یافته ها ارتباط قوی بین استرس و بیماری های قلبی را نشان می دهد. به طور خاص، تشخیص افسردگی با 24 درصد افزایش در ریسک تجربه یک حادثه قلبی عروقی عمده همراه بود. این ارتباط حتی بعد از اینکه محققان عوامل خطر سنتی رو تعدیل کردن، پابرجا موند.
مدل های آماری متغیرهایی مثل سن، جنسیت، فشار خون بالا، دیابت و سطح کلسترول رو در نظر گرفتن. اونا همچنین عوامل سبک زندگی مثل سیگار کشیدن، مصرف الکل، شاخص توده بدنی و عادت های ورزشی رو کنترل کردن. وضعیت اقتصادی-اجتماعی هم در این تعدیل ها گنجونده شد تا اطمینان حاصل بشه که یافته ها ناشی از تفاوت های مالی نیستن.
ریسک برای افرادی که هم اضطراب و هم افسردگی داشتن، حتی بیشتر هم بود. شرکت کنندگان با این بیماری همراه، با 35 درصد ریسک بالاتر برای حوادث قلبی عروقی در مقایسه با گروه کنترل روبرو بودن. این یافته نشون می ده که همزمانی این شرایط، فشار روی قلب رو تشدید می کنه.
مطالعات جانبی بیولوژیکی، شواهدی رو درباره چگونگی رخ دادن این آسیب ارائه دادن. شرکت کنندگان مبتلا به افسردگی یا اضطراب، فعالیت بالاتری رو در آمیگدال نسبت به قشر مغز نشون دادن. این الگوی خاص از فعالیت مغزی، نشونه بارز پردازش استرس مزمن هست.
همین افراد همچنین کاهش تغییرپذیری ضربان قلب رو نشون دادن. این نشون می ده که سیستم عصبی خودمختار اونا دچار اختلال شده و در وضعیت برانگیختگی سمپاتیک بالا گیر کرده. علاوه بر این، اونا سطوح بالایی از پروتئین واکنش گر C رو نشون دادن که نشون دهنده التهاب مزمنه.
مکانیسم های بیولوژیکی استرس و بیماری های قلبی
تحلیل میانجی گری آماری، این نشانگرهای بیولوژیکی رو مستقیما به نتایج قلبی مرتبط کرد. محققان دریافتن که مسیر افسردگی به بیماری قلبی تا حدی از طریق این سه کانال خاص جریان پیدا می کنه. به نظر می رسه فعالیت بالای مغز باعث تحریک پاسخ های خودمختار و ایمنی می شه که در نهایت به سیستم قلبی عروقی آسیب می زنه.
ابوهاشم به سای پست گفت: «دو چیز خیلی جلب توجه می کرد. اول، قدرت و ثبات سیگنال بیولوژیکی، از مغز گرفته تا سیستم عصبی خودمختار و التهاب، واقعا خیره کننده بود. این فقط یک مسیر ساده نبود، بلکه یک پاسخ استرس هماهنگ بود که به توضیح ریسک قلبی عروقی کمک می کرد.»
«دوم، ریسک تقویت شده در بین افرادی که هم افسردگی و هم اضطراب داشتن قابل توجه بود. این موضوع این ایده رو تقویت می کنه که این شرایط در یک پیوستار قرار دارن و استرس روانی انباشته ممکنه به ریسک بیولوژیکی انباشته تبدیل بشه.»
ابوهاشم خاطرنشان کرد که این نتایج تصویر بیولوژیکی روشن تری از چگونگی تاثیر فیزیکی پریشانی عاطفی بر بدن ارائه می ده. او توضیح داد: «نکته کلیدی اینه که سلامت روان از نظر بیولوژیکی به سلامت قلب وصله، نه فقط از نظر عاطفی یا رفتاری. این موضوع بر اهمیت درک رابطه بین استرس و بیماری های قلبی تاکید می کند. افرادی که افسردگی یا اضطراب داشتن، ریسک معنادار بالاتری برای حمله قلبی، سکته یا حوادث مرتبط داشتن و این ریسک زمانی که هر دو شرایط وجود داشت، حتی بالاتر هم بود.»
«نکته مهم اینه که این تفاوت ها جزئی نیستن. میزان ریسکی که ما مشاهده کردیم با سایر عوامل خطر شناخته شده قلبی عروقی قابل مقایسه هست و حتی پس از در نظر گرفتن سبک زندگی، عوامل اقتصادی-اجتماعی و ریسک های سنتی بیماری های قلبی، همچنان پابرجا موند. در عمل، این یعنی جدی گرفتن سلامت روان، در واقع جدی گرفتن پیشگیری از بیماری های قلبی عروقی هم هست.»
با این حال، این مطالعه مشاهده ای هست، به این معنی که الگوها رو شناسایی می کنه اما نمی تونه به طور قطعی ثابت کنه که شرایط سلامت روان باعث بیماری قلبی می شن. درک کامل نحوه تعامل استرس و بیماری های قلبی نیازمند تحقیقات بیشتری است. تکیه بر کدهای صورت حساب پزشکی برای تشخیص ها، یک حاشیه خطای احتمالی در مورد طبقه بندی بیماران ایجاد می کنه. علاوه بر این، شرکت کنندگان از بایوبانک یک سیستم بیمارستانی انتخاب شده بودن، که یعنی ممکنه نسبت به جمعیت عمومی دغدغه های سلامتی بیشتری داشته باشن.
ابوهاشم خاطرنشان کرد: «این مطالعه پیشنهاد نمی کنه که افسردگی یا اضطراب مستقیما به روشی ساده “باعث” بیماری قلبی می شن، یا اینکه درمان سلامت روان به تنهایی به طور خودکار از حملات قلبی جلوگیری می کنه. یافته های ما مشاهده ای هستن.»
«چیزی که ما نشون می دیم اینه که مسیرهای استرس بیولوژیکی قابل اندازه گیری تا حدودی این ارتباط رو توضیح می دن، که در رو به روی استراتژی های پیشگیری یکپارچه باز می کنه، اما جایگزین نیاز به آزمایش های آینده نگر نمی شه. یک نکته مهم دیگه اینه که تصویربرداری مغز در زیرمجموعه ای از شرکت کنندگان در دسترس بود، بنابراین در حالی که سیگنال های بیولوژیکی قوی هستن، باید در اون چارچوب تفسیر بشن.»
تحقیقات آینده باید آزمایش کنن که آیا استفاده از روش های تخصصی مدیریت استرس با یادآوری خاطرات خوب یا درمان های ضدالتهابی می تونن پیوند بین مغز و قلب رو قطع کنن. محققان امیدوارن که این کار منجر به یک مدل یکپارچه تر از پیشگیری و مدیریت استرس و بیماری های قلبی بشه که با مغز و قلب به عنوان یک سیستم به هم پیوسته رفتار می کنه.
ابوهاشم به سای پست گفت: «هدف بلندمدت ما حرکت از ارتباط به عمل هست. این یعنی مطالعه اینکه آیا هدف قرار دادن فعالیت مغزی مرتبط با استرس و التهاب، از طریق مداخلات رفتاری، تغییرات سبک زندگی، داروها یا ابزارهای دیجیتال، می تونه ریسک قلبی عروقی رو کاهش بده یا نه.»
«ما همچنین به پیشگیری زودهنگام علاقه مندیم: شناسایی افراد در معرض خطر قبل از بروز بیماری قلبی، و درک اینکه آیا تغییرات در سیگنال های مغزی یا خودمختار می تونن به عنوان نشانگرهای هشدار زودهنگام یا اهداف درمانی عمل کنن. در نهایت، امیدواریم این کار به تغییر رویکرد پیشگیری به سمت یک مدل یکپارچه تر مغز-قلب کمک کنه.»
این محقق افزود: «یک پیام گسترده تر اینه که مراقبت یکپارچه یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت هست. سلامت روان و قلب و عروق به طور سنتی در بخش های جداگانه ای بودن، اما بیولوژی به این مرزها احترام نمی ذاره.»
«این مطالعه به مجموعه رو به رشدی از شواهد اضافه می شه که نشون می ده مغز، سیستم ایمنی و قلب عمیقا به هم متصل هستن. شناخت این ارتباط به ما فرصتی می ده تا نه فقط برای درمان بیماری، بلکه برای بازنگری در پیشگیری به شیوه ای کل نگرتر و انسانی تر تلاش کنیم.»
مطالعه «ارتباط افسردگی و اضطراب با حوادث قلبی عروقی نامطلوب از طریق مسیرهای عصبی، خودمختار و التهابی» توسط شادی ابوهاشم، اقرا قمر، سیمران اس. گروال، جیووانی سیویری، صبیح اسلام، وسام الدسوقی، ساندیپ بولپالی، ریچل پی. روزوفسکی، آنتونیا وی. سلیگوسکی، لیزا ام. شین، آنتونیس آ. آرمونداس، مایکل تی. آزبورن و احمد توکل تالیف شده است.
بررسی های انجام شده نشان می دهد که ارتباط میان ذهن و جسم بسیار پیچیده تر از تصورات قبلی است. شناخت مسیرهای عصبی و ایمنی که استرس را به آسیب های قلبی تبدیل می کنند، دریچه ای جدید رو به درمان های پیشگیرانه باز می کند تا با نگاهی کل نگر، سلامت قلب و مغز به طور همزمان تامین شود.
Stress-related brain activity links depression and anxiety to higher heart disease risk