خانه تازه‌های علم و تحقیق گزارش جدید گالوپ از افت سلامت روان به پایین ترین سطح تاریخی
گزارش جدید گالوپ از افت سلامت روان به پایین ترین سطح تاریخی

گزارش جدید گالوپ از افت سلامت روان به پایین ترین سطح تاریخی

در این مقاله:

گزارش های اخیر نشان دهنده یک افت سلامت روان بی سابقه در میان بزرگسالان آمریکایی است که تحت تاثیر عواملی چون پاندمی و فشارهای اقتصادی، به پایین ترین سطح خود در دو دهه اخیر رسیده است.

بزرگسالان آمریکایی نسبت به وضعیت روحی و روانی خودشون، کمتر از هر زمان دیگه ای در دو دهه گذشته، حس مثبتی دارن. یه گزارش جدید نشون میده که درصد بزرگسالان ایالات متحده که سلامت روان خودشون رو در بالاترین سطح می دونن، برای اولین بار در تاریخ ثبت شده، به زیر یه حد مشخص رسیده. این آمارها نشان دهنده افت سلامت روان است که از نظرسنجی اخیری که توسط موسسه «گالوپ» (Gallup) انجام و منتشر شده، به دست اومده.

سوابق و زمینه

محققان بهداشت عمومی داده های سلامتِ خوداظهاری رو بررسی می کنن تا تغییراتی در رفاه جامعه پیدا کنن که ممکنه داده های بالینی به تنهایی نشون ندن. ارزیابی های ذهنی، نشانه های اولیه ای از تغییرات گسترده تر در تقاضای مراقبت های بهداشتی، بهره وری اقتصادی و همبستگی اجتماعی رو ارائه میدن. برای نزدیک به بیست سال، این معیارهای خاص در مورد اینکه آمریکایی ها چطور به ذهن و روان خودشون نگاه می کنن، به طرز قابل توجهی ثابت مونده بود.

از سال 1380 تا 1398، وضعیت روحی ملی در مجموع پایدار به نظر می رسید. در اون دوره طولانی، حداقل 42 درصد از شرکت کننده ها به طور مداوم سلامت روان خودشون رو «عالی» رتبه بندی می کردن. این پایه آماری نشون دهنده نوعی تاب آوری یا ثبات در وضعیت روانی مردم آمریکا، صرف نظر از چرخه های اقتصادی یا تغییرات سیاسی بود.

شروع پاندمی کووید-19 متغیر بزرگی رو وارد این ثبات کرد. محققان به دنبال این بودن که بفهمن آیا شوک اولیه بحران جهانی سلامت، یه افت موقت ایجاد کرده یا تغییر ماندگاری در روحیه ملی به وجود آورده. این مطالعه سعی داره تداوم این اثرات رو پنج سال بعد از شروع پاندمی اندازه گیری کنه. همچنین هدفش اینه که مشخص کنه کدوم گروه های جمعیتی خاص، سنگین ترین بار این تغییر روانی رو به دوش می کشن.

در ادامه تصویری را مشاهده می کنید که نمادی از فشارهای ذهنی و چالش های روانی در جوامع مدرن است.

تصویری مرتبط با افت سلامت روان

این تصویر به خوبی نشان دهنده انزوا و سنگینی باری است که افت سلامت روان بر دوش افراد می گذارد.

روش شناسی مطالعه

محققان داده ها رو از طریق مصاحبه های تلفنی که در آبان 1404 انجام شد، جمع آوری کردن. نمونه آماری شامل بیش از 1300 بزرگسال 18 سال به بالا بود که در تمام 50 ایالت آمریکا و منطقه کلمبیا زندگی می کردن. برای اطمینان از اینکه یافته ها به درستی جمعیت ملی رو نشون میده، تیم تحقیق از روش های شماره گیری تصادفی برای دسترسی به کاربران تلفن ثابت و همراه استفاده کرد.

تحلیلگران بعدش نمونه های جمع آوری شده رو وزن دهی کردن تا سوگیری های احتمالی در انتخاب رو اصلاح کنن. اونا داده ها رو با ویژگی های جمعیتی ملی مثل جنسیت، سن، نژاد، تبار اسپانیایی، تحصیلات، منطقه و تراکم جمعیت مطابقت دادن. این فرآیند باعث میشه که نظرات گروه های خاص در آمار نهایی بیش از حد یا کمتر از واقعیت نشون داده نشه.

یافته های کلیدی در مورد افت سلامت روان

کشف اصلی، فرسایش مداوم سلامت روان در سراسر کشوره. این افت سلامت روان برای اولین بار در تاریخ این نظرسنجی، به زیر مرز 30 درصد رسیده است. درست شش سال قبل، یعنی قبل از شروع پاندمی، 43 درصد از شرکت کننده ها این رتبه عالی رو به خودشون داده بودن.

وقتی کسایی که حس «عالی» دارن رو با کسایی که حس «خوب» دارن جمع بزنیم، مجموعا به 72 درصد می رسیم. این عدد ترکیبی هم یه نقطه حضیض جدید رو نشون میده که نسبت به اندازه گیری های قبلی، سه درصد افت کرده. داده ها نشون میدن که پاندمی مثل یه نقطه عطف عمل کرده. تا آبان 1399، یعنی تقریبا هشت ماه بعد از شروع بحران سلامت، رتبه «عالی» با نه پله سقوط به 34 درصد رسیده بود. جالب است بدانید محققان در حال بررسی جنبه های فیزیولوژیک این موضوع نیز هستند، از جمله تاثیر التهاب بر افسردگی و سیستم پاداش مغز که می تواند با شرایط استرس زای محیطی تشدید شود.

این کاهش تقریبا در تمام زیرگروه های جمعیتی اصلی دیده میشه. با این حال، شدت این افت بسته به سن و تحصیلات متفاوته. نسل های جوان تر محرک های اصلی این روند نزولی هستن. در طول شش سال گذشته، بزرگسالان متعلق به «نسل زد» و «نسل میلنیال»، هر کدوم شاهد افت تقریبا 15 درصدی در رتبه بندی «عالی» خودشون بودن. این نشان دهنده روند نگران کننده افت سلامت روان در این گروه هاست.

در حال حاضر، فقط حدود 23 درصد از بزرگسالان نسل زد سلامت روان خودشون رو عالی می بینن. میلنیال ها هم با فاصله کمی با 28 درصد در رتبه بعدی هستن. این موضوع تفاوت آشکاری با گروه های سنی قدیمی تر داره. حداقل 34 درصد از بزرگسالان نسل ایکس، نسل انفجار جمعیت (بیبی بومرها) یا نسل خاموش، سلامت روان خودشون رو عالی ارزیابی می کنن.

سطح تحصیلات هم نقش مهمی در این تغییر دیدگاه ها ایفا می کنه، البته شاید نه اون طوری که انتظار میره. از نظر تاریخی، فارغ التحصیلان دانشگاهی سلامت روان به مراتب بهتری رو نسبت به کسایی که دانشگاه نرفته بودن، گزارش می کردن.

اون شکاف در سال های اخیر تا حد زیادی از بین رفته. فارغ التحصیلان از دوره 1393 تا 1398، شاهد افت 17 درصدی در رتبه های عالی بودن. این کاهش شدید باعث شده ارزیابی اونا از خودشون به سطحی که افراد بدون مدرک گزارش می کردن (که افت کمتری معادل 10 درصد داشتن) خیلی نزدیک بشه. این نشان دهنده آن است که افت سلامت روان طیف وسیعی از گروه های تحصیلی را تحت تاثیر قرار داده است.

این مطالعه نشون داد که زنان و مردان کاهش مشابهی رو در ارزیابی های سلامت روان خودشون تجربه کردن. با این حال، گروه های نژادی این مسیر رو به طور مساوی طی نکردن. آمریکایی های سفیدپوست و سیاه پوست افت شدیدتری رو در رفاه خودشون نسبت به آمریکایی های اسپانیایی تبار گزارش کردن. وابستگی سیاسی هم با نتایج در ارتباط بود؛ به طوری که دموکرات ها کاهش کمتری رو در رتبه بندی سلامت روان نسبت به جمهوری خواهان یا مستقل ها گزارش کردن.

روندهای مراجعه برای درمان

هرچی خودارزیابی ها بدتر میشه، تکیه به کمک های حرفه ای بیشتر شده. نظرسنجی نشون میده که 24 درصد از بزرگسالان ایالات متحده در سال گذشته به یه متخصص سلامت روان مراجعه کردن. این شامل 8 درصدی میشه که بیش از ده جلسه در درمان شرکت کردن. به طور متوسط، بزرگسالان الان 3.2 ویزیت در سال رو گزارش می کنن. این یه افزایش تند نسبت به میانگین 1.1 ویزیت در سال 1380 و 1.5 ویزیت در سال 1383 محسوب میشه.

نسل های جوان تر با نرخ های خیلی بالاتری از این خدمات استفاده می کنن. سی و شش درصد از بزرگسالان نسل زد و 29 درصد از میلنیال ها در سال گذشته به یه متخصص مراجعه کردن. این نرخ به طور قابل توجهی بالاتر از گروه های قدیمی تره؛ طوری که فقط 14 درصد از بیبی بومرها و 7 درصد از نسل خاموش مراجعات مشابهی رو گزارش کردن. بزرگسالان نسل زد و میلنیال الان به طور متوسط بیش از چهار بار در سال برای سلامت روان ویزیت میشن که بیش از دو برابر نرخ همتایان قدیمی ترشونه.

این افزایش در مراجعه برای درمان ممکنه نشون دهنده یه تغییر فرهنگی و همچنین افزایش پریشانی باشه. جوان ترها در دورانی بزرگ شدن که مشکلات سلامت روان به صورت آشکارتر پذیرفته میشه. جوامع پزشکی و کارفرماها نسبت به دهه های گذشته تاکید بیشتری روی رفاه عاطفی دارن. این محیط ممکنه باعث بشه آمریکایی های جوان تر در پذیرش اینکه سلامت روانشون ایده آل نیست و در درخواست کمک، راحت تر باشن. افزایش مراجعه به متخصصان سلامت روان خود می تواند نشانه ای از افت سلامت روان عمومی باشد.

سلامت جسمانی پایدار می مونه

نظرسنجی یه تفاوت فاحش رو بین روندهای سلامت جسمی و روانی برجسته می کنه. در حالی که معیارهای رفاه روانی به شدت سقوط کردن، رتبه بندی های سلامت جسمی تقریبا ثابت موندن. حدود 25 درصد از بزرگسالان سلامت جسمانی خودشون رو عالی توصیف می کنن. این فقط یه افت جزئی نسبت به میانگین 29 درصدیه که در دوره 1393 تا 1398 دیده می شد.

وقتی به ترکیب رتبه های «عالی» و «خوب» برای سلامت جسمی نگاه می کنیم، این عدد روی 77 درصد ایستاده. این رقم تا حد زیادی مشابه همون چیزیه که در 25 سال گذشته بوده. این ثبات نشون میده که بحران فعلی رفاه، عمدتا روانیه تا جسمانی.

یه رابطه معکوس در مورد سن وجود داره. آمریکایی های مسن تر به طور کلی سلامت روان خودشون رو بالاتر از گروه های جوان تر رتبه بندی می کنن. اما این الگو برای سلامت جسمی برعکس میشه. جوان ترها به طور مداوم وضعیت جسمانی خودشون رو بهتر از نسل های قدیمی تر می بینن. سی و شش درصد از بزرگسالان نسل زد سلامت جسمی خودشون رو عالی توصیف می کنن، در حالی که این رقم برای نسل خاموش فقط 16 درصده.

ویزیت های پزشکی و اعتماد

آمریکایی ها همچنان با نرخ ثابتی برای بیماری های جسمی به پزشک مراجعه می کنن. هر بزرگسال به طور متوسط در سال گذشته 5.3 بار به پزشک مراجعه کرده. این تکرار مشابه 4.7 ویزیت اندازه گیری شده در سال 1380 هست. مراقبت های پیشگیرانه روتین هم همچنان رایجه و 76 درصد از بزرگسالان گزارش کردن که در سال گذشته چک آپ روتین داشتن.

با وجود اینکه مراجعه ها ثابته، اما اعتماد به توصیه های پزشکی نشانه هایی از فرسایش رو نشون میده. شصت و سه درصد از بزرگسالان نسبت به دقت توصیه های پزشکشون بدون نیاز به نظر دوم، احساس اطمینان می کنن. این رقم کمتر از سطح اعتماد 70 درصدیه که در سال 1389 دیده می شد. حالا تقریبا یک سوم جمعیت احساس می کنن که لازمه نظر پزشک دیگه ای رو هم بپرسن یا خودشون تحقیق کنن.

سن روی این سطح از اعتماد تاثیر زیادی داره. افراد مسن تر با اعتمادترین گروه هستن و 77 درصدشون به پزشکاشون اطمینان دارن. در مقابل، اعتماد در بین افراد 50 تا 64 ساله به 67 درصد کاهش پیدا می کنه. این رقم برای افراد زیر 50 سال حتی به زیر 60 درصد میرسه.

شکاف های سیاسی در حوزه پزشکی هم دیده میشه. دموکرات ها با نرخ 74 درصد به توصیه های پزشکاشون اعتماد دارن. این رقم به طور قابل توجهی بالاتر از جمهوری خواهان با 62 درصد و مستقل ها با 57 درصده. این شکاف های حزبی در چند سال گذشته نسبتا ثابت مونده.

نگرانی های مالی

جداول داده های همراه با گزارش نشون میده که نگرانی های اقتصادی مربوط به مراقبت های بهداشتی همچنان رایجه. چهل و هفت درصد از شرکت کننده ها، نداشتن پول کافی برای پرداخت هزینه های درمانی رو یه نگرانی بزرگ می دونن. این اضطراب به طور مساوی توزیع نشده؛ خانواده های کم درآمد سطوح قابل توجهی از نگرانی رو در مورد توانایی پرداخت هزینه های درمانی گزارش می کنن.

علاوه بر این، ترس در مورد پوشش بیمه هم وجود داره. چهل و یک درصد از بزرگسالان نگران این هستن که خودشون یا یکی از اعضای خانواده شون به خاطر داشتن بیماری زمینه ای، از پوشش بیمه محروم بشن. 43 درصد دیگه هم نگران این هستن که در مقطعی کلا بدون بیمه درمانی بمونن. این استرس های مالی، زمینه ای رو برای یافته های گسترده تر در مورد سلامت و رفاه فراهم می کنه.

پیامدهای گسترده افت سلامت روان

گزارش در نهایت نتیجه می گیره که با وجود اینکه آمریکایی ها روتین های سلامت جسمی خودشون رو حفظ کردن، اما وضعیت روانی اونا دچار یه تغییر عمیق شده. اون ثباتی که ویژگی اوایل قرن 21 بود، از بین رفته و جای خودش رو به وضعیتی داده که در اون بزرگسالان تحصیل کرده و جوان تر، با وجود استفاده بیشتر از خدمات سلامت روان، بیشترین سختی رو گزارش می کنن. این ثبات اکنون جای خود را به وضعیتی داده که در آن با وجود افزایش خدمات سلامت روان، شواهد گسترده ای از افت سلامت روان مشهود است.

در مجموع، آمارهای اخیر زنگ خطری جدی را برای سلامت عمومی به صدا درآورده اند که نشان می دهد تغییرات فرهنگی و اجتماعی سال های اخیر، زخم های عمیقی بر روان انسان ها باقی گذاشته است. توجه به نیازهای روحی نسل های جوان تر و کاهش موانع مالی برای دسترسی به خدمات درمانی، از ضروریات عبور از این بحران روانی است تا بتوان تعادل از دست رفته میان سلامت جسم و ذهن را دوباره برقرار کرد.

Mental health ratings in the U.S. hit historic lows, new data shows

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: ژانویه 5, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما