این مطالعه نشان می دهد که برای درک بهتر عوامل خشونت در بازداشتگاه نوجوانان، تمرکز بر وضعیت فعلی سلامت روان و تعلقات گروهی افراد، نسبت به بررسی صرف سوابق تروما در دوران کودکی، نتایج دقیق تری در پیش بینی رفتارهای پرخطر ارائه می دهد.
تحقیق جدیدی که در نشریه Aggression and Violent Behavior منتشر شده نشون می ده که داشتن سابقه تروما یا همون آسیب های دوران کودکی ممکنه لزوما پیش بینی کننده دقیقی برای این نباشه که کدوم یکی از جوون های زندانی، رفتارهای خشونت آمیز و تخلفات مکرر انجام می دن. این مطالعه نشون می ده با وجود اینکه تجربه های ناگوار دوران کودکی توضیح می دن چرا جوون ها وارد سیستم قضایی می شن، اما عوامل فعلی مثل وضعیت سلامت روان و عضویت در گروه های تبهکار (گنگ ها)، پیش بینی کننده های قوی تری برای رفتارهای اون ها در زمان حبس هستن، به ویژه در رابطه با عوامل خشونت در بازداشتگاه نوجوانان.
روان شناس ها و جرم شناس ها سختی های دوران کودکی رو عامل اصلی بزهکاری می دونن. قرار گرفتن در معرض تروما معمولا باعث می شه کنترل هیجانات و تکانه ها سخت بشه. این موضوع می تونه باعث بشه نوجوان ها تعاملات اجتماعی رو خصمانه برداشت کنن و به خشونت رو بیارن، که از جمله عوامل خشونت در بازداشتگاه نوجوانان محسوب میشه. سیستم های اصلاح و تربیت معمولا از «نمره تجربه های ناگوار دوران کودکی» که به ACE معروفه، برای کمی کردن این سوابق استفاده می کنن. نمره سنتی ACE مجموع ده دسته خاص از سوءرفتار، غفلت و اختلال در عملکرده خانواده ست.
توافق فزاینده ای وجود داره که این معیار ده موردی اصلی ممکنه برای جوون هایی که با سیستم قضایی درگیر هستن، خیلی محدود باشه؛ چون مسائل سیستماتیک مثل فقر، خشونت در محله و تبعیض رو در نظر نمی گیره. در نتیجه، پژوهشگرها معیارهای گسترده تری رو برای پوشش دادن طیف وسیع تری از سختی ها پیشنهاد دادن.
با وجود استفاده گسترده از این نمرات، تحقیقات کمی قدرت اون ها رو در پیش بینی رفتار خطرناک ترین مجرم ها بررسی کردن. بیشتر مطالعات، تخلفات عمومی رو بین همه زندانی ها بررسی می کنن. هدف این مطالعه این بود که ببینه آیا نمرات تروما می تونن اون بخش کوچیک از جوون هایی رو که مسئول اکثر حوادث خشونت آمیز و مخل نظم در مراکز دولتی هستن، شناسایی کنن یا نه.
بررسی عوامل خشونت در بازداشتگاه نوجوانان؛ تروما در مقابل عوامل فعلی
جسیکا ام. کریگ، نویسنده مطالعه و دانشیار عدالت کیفری و مدیر برنامه های تحصیلات تکمیلی در دانشگاه تگزاس شمالی، می گه: «با اینکه تحقیقات زیادی ثابت کردن که تجربه های ناگوار دوران کودکی (ACEs) خطر بزهکاری رو بالا می برن، اما در مورد اینکه آیا این تجربه ها می تونن جدی ترین شکل های تخلفات سازمانی رو بین جوون هایی که در حال حاضر زندانی هستن پیش بینی کنن، اطلاعات خیلی کمی داشتیم.»
«ما مخصوصا می خواستیم بدونیم که آیا معیار گسترش یافته ACE (که شامل مواردی مثل دیدن خشونت در محله، بی خانمانی و فقر شدید فراتر از اون مقیاس 10 موردی سنتی می شه) بهتر می تونه پیش بینی کنه که کدوم جوون ها در طول حبس به متخلفان مزمن و خشن تبدیل می شن یا نه. این موضوع خیلی مهمه چون تخلفات داخل زندان می تونه منجر به حبس طولانی تر، عواقب قانونی بیشتر و دسترسی کمتر به برنامه های بازپروری بشه و در نهایت به افزایش عوامل خشونت در بازداشتگاه نوجوانان دامن بزند.»
پژوهشگرها برای این مطالعه، داده های مربوط به یه گروه 4613 نفره از مجرمان نوجوان خطرناک و خشن رو تحلیل کردن. این نمونه شامل همه جوون هایی بود که بین سال های 1387 تا 1392 شمسی در مراکز اصلاح و تربیت نوجوانان در تگزاس محکوم و زندانی شده بودن و ارزیابی اولیه ورود رو تکمیل کرده بودن. شرکت کننده ها عمدتا پسر بودن. حدود 46 درصد هیسپانیک و 34 درصد سیاه پوست بودن. میانگین سنی در زمان حبس 16 سال بود.
محققان از «ابزار تغییر دستاوردهای مثبت» استفاده کردن تا برای هر فرد دو نمره تروما به دست بیارن. اولی نمره سنتی ACE بود. این معیار مجموع 10 شاخص بود: سوء رفتار فیزیکی، عاطفی و جنسی؛ غفلت فیزیکی و عاطفی؛ سوء مصرف مواد در خانواده؛ بیماری روانی در خانه؛ جدایی یا طلاق والدین؛ خشونت خانگی علیه مادر؛ و زندانی شدن یکی از اعضای خانواده.
معیار دوم، نمره ACE گسترش یافته بود. این نمره شامل اون ده مورد اصلی به اضافه چهار متغیر دیگه بود که به جمعیت های پرخطر مربوط می شه. این موارد شامل سابقه حضور در مراکز مراقبتی یا پناهگاه ها، شاهد خشونت بودن در محله، تجربه بی خانمانی و زندگی در خانواده ای با درآمد زیر خط فقر بود. میانگین نمره سنتی ACE برای جوون های این نمونه حدود 3.3 و نمره گسترش یافته نزدیک به 4.9 بود.
این مطالعه به تخلفات فقط به شکل یک میانگین ساده نگاه نکرد. محققان سعی کردن متخلفان مزمن رو شناسایی کنن. اون ها نرخ کل حوادث تخلف و حوادث خشونت آمیز رو برای هر جوون محاسبه کردن. بعد متخلفان رو به گروه هایی تقسیم کردن که 10 درصد برتر و 1 درصد برترِ مرتکبان تخلف رو نشون می داد. این کار باعث شد تحلیل به طور خاص روی افرادی تمرکز کنه که بیشترین چالش رو برای امنیت مرکز ایجاد می کنن.
محققان از مدل های آماری استفاده کردن تا تست کنن که آیا نمرات بالاتر تروما، احتمال قرار گرفتن در این گروه های پرخطر رو افزایش می ده یا نه. در این مدل ها، عوامل بالقوه دیگه مثل سوابق کیفری قبلی، نوع جرم، سن، نژاد و سابقه سوءمصرف مواد هم کنترل شد.
نتایج تحلیل ها این فرض رو که تروماهای گذشته، خشونت های آینده در زندان رو تعیین می کنن، به چالش کشید. نه نمره سنتی ACE و نه نمره گسترش یافته، هیچ کدوم پیش بینی کننده معناداری برای عضویت در گروه 10 درصد یا 1 درصد برتر متخلفان نبودن. این یافته هم در مورد قانون شکنی های عمومی و هم در مورد اعمال خشونت آمیز خاص صدق می کرد. اضافه کردن متغیرهایی مثل فقر و خشونت محله ای به نمره تروما هم قدرت پیش بینی اون رو در مورد رفتار در زندان بهتر نکرد.
کریگ به PsyPost گفت: «ما تعجب کردیم که حتی معیار گسترش یافته ACE (که شامل شاهد خشونت بودن، حضور در مراکز مراقبتی، بی خانمانی و فقر بود) نتونست تخلفات سطح بالا رو پیش بینی کنه. با توجه به اینکه تحقیقات قبلی نشون داده بودن مقیاس 10 موردی سنتی ممکنه شدت سختی ها رو بین جوون های درگیر در سیستم قضایی کمتر از حد واقعی نشون بده، انتظار داشتیم معیار گسترش یافته قدرت پیش بینی قوی تری داشته باشه.»
تاثیر سلامت روان و عضویت در باندها بر عوامل خشونت در بازداشتگاه نوجوانان
با اینکه سابقه تروما تخلفات مزمن رو پیش بینی نکرد، اما ویژگی های شخصی و موقعیتی دیگه، نشون دهنده های قوی تری بودن. ثابت ترین پیش بینی کننده رفتار خشونت آمیز، سابقه مشکلات جدی سلامت روان بود. جوون هایی که چنین سوابقی داشتن، به دلیل شرایطی مثل تشدید اضطراب و عدم تعادل روانی، در مقایسه با هم سالانشون حدود 150 درصد احتمال بیشتری داشت که در گروه 1 درصد برتر متخلفان خشن قرار بگیرن. این نشون می ده که ثبات روانی فعلی، تعیین کننده اصلی امنیت داخل مرکز هست و بر عوامل خشونت در بازداشتگاه نوجوانان تاثیر مستقیم دارد.
سن و ارتباطات اجتماعی هم نقش مهمی داشتن. داده ها نشون دادن که احتمال انجام تخلفات مزمن در جوون های بزرگتر به مراتب کمتره. به طور خاص، کسانی که در زمان حبس سن بالاتری داشتن، حدود 50 تا 60 درصد کمتر احتمال داشت که در گروه های متخلف پرکار قرار بگیرن. عضویت در باندهای تبهکار هم یکی دیگه از پیش بینی کننده های قوی بود. جوون هایی که با این باندها در ارتباط بودن، به شکل قابل توجهی بیشتر در میان متخلفان مکرر قوانین مرکز دیده می شدن. این موضوع به تاثیر روابط با هم سالان و ساختار اجتماعی زندان روی رفتار فردی اشاره داره.
کریگ گفت: «این ها تاثیرات معناداری هستن که پیامدهای واقعی برای برنامه ریزی های اصلاحی و استراتژی های نظارتی دارن.»
این مطالعه شواهدی رو ارائه می ده که نشون می ده عواملی که باعث ورود به سیستم قضایی می شن، ممکنه با عواملی که باعث رفتار خاص در داخل زندان می شن، متفاوت باشن. با اینکه سختی های دوران کودکی مسیری رو به سمت بزهکاری باز می کنن، اما محیط ساختاریافته زندان متغیرهای جدیدی رو وارد می کنه. محققان معتقدن که مکانیسم های «مقابله برای بقا» که جوون ها در پاسخ به تروما یاد می گیرن، ممکنه بسته به محیط فعلی و وضعیت روحی شون، به شکل های مختلفی بروز پیدا کنه.
کریگ توضیح داد: «برخلاف انتظار، ما فهمیدیم که نه معیارهای سنتی و نه معیارهای گسترش یافته ACE، به طور معناداری پیش بینی نمی کردن که کدوم جوون ها به متخلفان مکرر در زندان تبدیل می شن. در عوض، عواملی مثل سن در زمان حبس، عضویت در باندها و سابقه سلامت روان پیش بینی کننده های خیلی قوی تری برای عوامل خشونت در بازداشتگاه نوجوانان بودند.»
«این نشون می ده با اینکه تروماهای کودکی برای درک چگونگی ورود جوون ها به سیستم قضایی فوق العاده مهم باقی می مونن، اما مدیریت رفتار اون ها در زمان حبس ممکنه نیاز به تمرکز بیشتری روی نیازهای فعلی سلامت روان، مرحله رشد و عوامل محیطی زندان داشته باشه، تا اینکه فقط به سابقه تروما تکیه بشه.»
این یافته ها نشون می دن که مدیران زندان ها باید موقع ارزیابی ریسک، فراتر از یه نمره تجمعی تروما رو ببینن. فرآیندهای غربالگری که روی وضعیت فعلی سلامت روان و درگیری در باندها تاکید دارن، ممکنه برای پیشگیری از خشونت کاربردی تر از روش هایی باشن که فقط روی سختی های گذشته تمرکز می کنن و به عوامل خشونت در بازداشتگاه نوجوانان می پردازند. مدیریت مؤثر جمعیت های پرخطر نیازمند مداخلات سلامت روان هدفمند و استراتژی هایی برای متوقف کردن فعالیت باندهاست.
البته محدودیت هایی هم وجود داره که باید در نظر گرفت. داده ها از یک ایالت به دست اومدن، که ممکنه تعمیم دادن یافته ها رو به مناطق دیگه با فرهنگ های اصلاحی یا ویژگی های جمعیتی متفاوت محدود کنه.
همچنین این مطالعه به نمرات تجمعی تکیه کرده که وجود حوادث ناگوار رو می شمارن اما شدت، دفعات یا زمان وقوع اون ها رو اندازه گیری نمی کنن. ممکنه انواع خاصی از تروما، مثل سوء رفتار فیزیکی، تاثیرات متفاوتی نسبت به بقیه (مثل طلاق والدین) داشته باشن. جمع ساده این حوادث ممکنه الگوهای خاصی رو که واقعا خشونت رو پیش بینی می کنن، مخفی کنه.
کریگ گفت: «خیلی مهمه تاکید کنیم که یافته های ما از اهمیت تروماهای دوران کودکی در درک کلی درگیری نوجوانان در سیستم قضایی کم نمی کنه. ACE ها برای درک مسیرهای ورود به سیستم حیاتی هستن و قطعا باید از طریق برنامه ریزی های مبتنی بر تروما بهشون رسیدگی بشه. با این حال، وقتی صحبت از پیش بینی خشونت در زندان، به ویژه بین مجرمانی می شه که سوابق سنگینی دارن، ویژگی های شخصی و وضعیت فعلی سلامت روان مهم تر از سابقه قرار گرفتن در معرض تروما به نظر می رسه.»
«تحقیقات آینده باید بررسی کنن که آیا الگوها یا ترکیب های خاصی از تجربه های تروما (به جای نمرات تجمعی) می تونن خشونت در زندان رو بهتر پیش بینی کنن یا نه. ما همچنین دوست داریم بررسی کنیم که آیا برنامه های درمانی مبتنی بر تروما، وقتی جوون ها واقعا در زمان حبس اون ها رو دریافت می کنن، می تونن تخلفات رو کاهش بدن، حتی اگه سابقه تروما به تنهایی اون رو پیش بینی نکنه. علاوه بر این، بررسی زمان وقوع و شدت ACEها، به جای فقط بودن یا نبودن اون ها، می تونه رابطه بین تروما و عوامل خشونت در بازداشتگاه نوجوانان را روشن تر کنه.»
این مطالعه با عنوان «نگاه به گذشته: تاثیر سختی های دوران کودکی بر تخلفات سازمانی در میان گروهی از بزهکاران زندانی خطرناک و خشن» توسط جسیکا ام. کریگ، هیلی زتلر و چاد آر. ترولسون نوشته شده است.
در نهایت، درک عمیق تر از تعامل میان محیط بازداشتگاه و ویژگی های روان شناختی فردی می تواند به تدوین استراتژی های مؤثرتری برای کاهش درگیری ها منجر شود. تمرکز بر نیازهای فوری و درمان های تخصصی سلامت روان در کنار کنترل نفوذ باندهای تبهکار، کلید اصلی بهبود امنیت در این مراکز و کاهش نرخ تخلفات جدی میان نوجوانان است.
Childhood trauma scores fail to predict violent misconduct in juvenile detention