یافته های علمی جدید تایید می کنند که سیستم های ماشینی در صورت معرفی به عنوان انسان، توانایی بالایی در ایجاد نزدیکی عاطفی دارند، اما شناخت ماهیت تکنولوژیک آن ها همچنان سدی در برابر ارتباط عمیق تر با هوش مصنوعی محسوب می شود.
یه مطالعه جدید که در Communications Psychology منتشر شده، نشون می ده که سیستم های هوش مصنوعی می تونن در ایجاد نزدیکی عاطفی توی گفتگوهای عمیق، حتی از انسان ها هم مؤثرتر باشن، البته به شرطی که طرف مقابل فکر کنه اون هوش مصنوعی یه آدم واقعیه. این یافته ها به ما کمک می کند تا درباره امکان ایجاد ارتباط عمیق تر با هوش مصنوعی بهتر بفهمیم. یافته ها نشون می دن با اینکه آدما می تونن با هوش مصنوعی پیوند اجتماعی برقرار کنن، اما اگه بدونن طرف مقابل شون یه ماشینه، حس نزدیکی شون کمتر می شه.
پیشرفت سریع مدل های زبانی بزرگ، فضای تعامل انسان و کامپیوتر رو به کلی تغییر داده. مشاهدات قبلی نشون داده که این برنامه ها می تونن محتوایی تولید کنن که همدلانه به نظر می رسه و با تکیه بر جنبه های اهمیت هوش هیجانی و حال خوب نوجوانان خیلی شبیه حرف زدن آدم هاست. با وجود این پیشرفت ها، هنوز مشخص نبود که آیا آدما می تونن با هوش مصنوعی رابطه ای به همون اندازه ی رابطه شون با بقیه برقرار کنن یا نه. این موضوع به خصوص در مراحل اولیه آشنایی با یه غریبه اهمیت زیادی برای ایجاد ارتباط عمیق تر با هوش مصنوعی دارد.
چگونه می توان به ارتباط عمیق تر با هوش مصنوعی دست یافت؟
دانشمندها با هدف پر کردن این شکاف، تحقیق کردن که چطور رابطه سازی بین پارتنرهای انسانی و پارتنرهای هوش مصنوعی متفاوته. اون ها می خواستن بفهمن که آیا هوش مصنوعی می تونه به همون اندازه که از پس «صحبت های معمولی و سطحی» برمی آید، «گفتگوهای عمیق» رو هم که شامل اشتراک گذاری احساسات و خاطرات شخصی می شه، مدیریت کنه یا نه که این خود زمینه ساز ارتباط عمیق تر با هوش مصنوعی است. علاوه بر این، تیم تحقیق می خواست بدونه که طرز فکر قبلی یه آدم نسبت به تکنولوژی چطور روی این ارتباط تاثیر می ذاره. خیلی از مردم با تردید به هوش مصنوعی نگاه می کنن یا اون رو تهدیدی برای ویژگی های منحصربه فرد انسانی مثل احساسات می بینن.
برای بررسی این پویایی ها، تیم تحقیق مجموعا 492 شرکت کننده بین 18 تا 35 سال رو جذب کرد. این نمونه شامل دانشجوهای دانشگاه بود. آزمایش ها به صورت آنلاین انجام شد تا ارتباطات دیجیتال معمولی شبیه سازی بشه. برای ایجاد یه محیط واقعی جهت رابطه سازی، محقق ها از روشی به اسم «پروسه دوست یابی سریع» استفاده کردن. این پروتکل استاندارد شامل دو پارتنره که از هم مجموعه ای از سوالات رو می پرسن و جواب می دن که با گذشت زمان، این سوالات شخصی تر می شن.
در مطالعه اول، 322 شرکت کننده در یک چت متنی شرکت کردن. به همه ی اون ها گفته شده بود که قراره با یه شرکت کننده ی انسانی دیگه تعامل داشته باشن. در واقعیت، محقق ها نیمی از شرکت کننده ها رو برای چت با یه انسان واقعی و نیم دیگه رو برای تعامل با یه شخصیت خیالی که توسط مدل هوش مصنوعی گوگل به نام PaLM 2 ساخته شده بود، تعیین کردن. تعاملات به دو دسته تقسیم شد: بعضی جفت ها مشغول گپ وگفت های معمولی و موضوعات روزمره شدن و بعضی دیگه گفتگوهای عمیق درباره موضوعات احساسی رو پیش گرفتن.
نتایج این آزمایش اول تفاوت واضحی رو بر اساس نوع گفتگو نشون داد. وقتی تعامل شامل صحبت های معمولی بود، شرکت کننده ها صرف نظر از اینکه پارتنرشون انسان بود یا هوش مصنوعی، سطح نزدیکی مشابهی رو گزارش کردن. اما در حالت گفتگوی عمیق، پارتنر هوش مصنوعی عملکرد بهتری نسبت به پارتنر انسانی داشت و نویدبخش ایجاد یک ارتباط عمیق تر با هوش مصنوعی در آینده بود. شرکت کننده هایی که بدون اطلاع قبلی با هوش مصنوعی چت کرده بودن، نسبت به کسایی که با انسان های واقعی چت کردن، حس نزدیکی بین فردی به مراتب بالاتری رو گزارش دادن.
برای فهمیدن علت این اتفاق، محقق ها الگوهای زبانی چت ها رو تحلیل کردن. اون ها متوجه شدن که هوش مصنوعی پاسخ هایی با سطح بالاتری از «خودافشاگری» تولید کرده. هوش مصنوعی بیشتر درباره احساسات، موضوعات مربوط به خود و فرآیندهای اجتماعی صحبت کرده بود. به نظر می رسید این رفتار، شرکت کننده های انسانی رو تشویق کرده تا اون ها هم متقابلا همین کار رو انجام بدن. وقتی هوش مصنوعی جزئیات «شخصی» بیشتری رو به اشتراک می گذاشت، انسان ها هم همین کار رو می کردن. این تبادل دوجانبه اطلاعات شخصی منجر به شکل گیری یه پیوند قوی تر در ذهن اون ها شده بود.
مطالعه دوم به دنبال این بود که بفهمه برچسبی که به پارتنر زده می شه، چطور روی این احساسات تاثیر می ذاره. این مرحله فقط روی گفتگوهای عمیق تمرکز داشت. محقق ها داده های 334 شرکت کننده رو که شامل افراد جدید و داده های مرتبط از آزمایش اول بود، تحلیل کردن. در این بخش، محقق ها اطلاعات داده شده به شرکت کننده ها رو تغییر دادن. به بعضی ها گفته شد که دارن با یه انسان چت می کنن و به بعضی دیگه گفته شد که با یه هوش مصنوعی در تعامل هستن.
محقق ها دریافتند که برچسب (عنوان) نقش مهمی در رابطه سازی داره. فارغ از اینکه پارتنر واقعا انسان بود یا ماشین، وقتی شرکت کننده ها فکر می کردن دارن با یه هوش مصنوعی تعامل می کنن، حس نزدیکی کمتری رو گزارش کردن. این موضوع نشون دهنده یه سوگیری علیه هوش مصنوعیه که جلوی ارتباط عمیق تر با هوش مصنوعی را می گیرد. محقق ها اشاره کردن که این اثر احتمالا به دلیل انگیزه کمتر بوده؛ وقتی مردم فکر می کردن دارن با یه ماشین حرف می زنن، پاسخ های کوتاه تری می نوشتن و کمتر با گفتگو درگیر می شدن.
با وجود این سوگیری، مطالعه نشون داد که رابطه سازی کاملا از بین نرفته. شرکت کننده ها همچنان بعد از چت با پارتنری که برچسب هوش مصنوعی داشت، افزایش نزدیکی رو گزارش کردن، اما فقط به میزان کمتر نسبت به پارتنری که برچسب انسان داشت. این نشون می ده که مردم می تونن با عوامل مصنوعی پیوندهای اجتماعی برقرار کنن، حتی وقتی کاملا از ماهیت غیرانسانی اون ها آگاه باشن و این امکان ارتباط عمیق تر با هوش مصنوعی را تقویت می کند.
محقق ها تفاوت های فردی رو هم در این تعاملات بررسی کردن. اون ها به یه ویژگی شخصیتی به اسم «یونیورسالیسم» (جهان گرایی) نگاه کردن که شامل اهمیت دادن به رفاه مردم و طبیعته. تحلیل ها نشون داد افرادی که نمره بالایی در جهان گرایی داشتن، نسبت به پارتنرهایی که برچسب انسان داشتن احساس نزدیکی بیشتری می کردن، اما همین حس نزدیکی رو نسبت به پارتنرهای با برچسب هوش مصنوعی نشون ندادن. این یافته نشون می ده که ارزش های شخصی ممکنه روی میزان پذیرا بودن یه فرد برای ایجاد پیوند با تکنولوژی تاثیر بذاره.
چندین تفسیر اشتباه و محدودیت احتمالی وجود داره که باید در مورد این کار در نظر گرفته بشه. این مطالعه بر اساس ارتباط متنی بود که تفاوت زیادی با تعاملات چهره به چهره یا صوتی داره. نبودِ نشانه های بصری و شنیداری ممکنه باعث بشه هوش مصنوعی راحت تر خودش رو به جای انسان جا بزنه. علاوه بر این، نمونه شامل دانشجوهای دانشگاه از یه بافت فرهنگی غربی بود؛ بنابراین ممکنه یافته ها برای گروه های سنی یا فرهنگ های دیگه صدق نکنه.
پاسخ های هوش مصنوعی با استفاده از مدل خاصی که در اوایل سال 1403 در دسترس بود، تولید شده. با توجه به اینکه تکنولوژی به سرعت پیشرفت می کنه، مدل های جدیدتر ممکنه نتایج متفاوتی بدن. همچنین مهمه بدونیم که به هوش مصنوعی دستور داده شده بود تا مثل یه شخصیت خاص عمل کنه. این یعنی نتایج برای هوش مصنوعی هایی صدق می کنه که برای تقلید از رفتار انسانی طراحی شدن، نه یه چت بات دستیار معمولی.
تحقیقات آینده می تونه بررسی کنه که آیا این تاثیرات در دوره های طولانی تر هم پابرجا می مونن یا نه. این مطالعه فقط به یه تعامل تک مرحله ای و کوتاه مدت نگاه کرده. دانشمندها همچنین می تونن بررسی کنن که آیا استفاده از آواتارها یا تولید صدا، پویایی رابطه رو تغییر می ده یا نه و چگونه به ارتباط عمیق تر با هوش مصنوعی کمک می کند. همچنین مفید خواهد بود که بفهمیم آیا اثر «دره وهمی» (جایی که شبیه سازی های خیلی نزدیک به انسان باعث ایجاد حس ناخوشایند می شن) با واقع گرایانه تر شدن تکنولوژی، اهمیت پیدا می کنه یا نه.
چالش ها و فرصت ها در ارتباط عمیق تر با هوش مصنوعی
این مطالعه دو جنبه متفاوت برای جامعه داره. از یه طرف، توانایی هوش مصنوعی در تقویت نزدیکی نشون می ده که می تونه در محیط های درمانی یا برای مبارزه با تنهایی مفید باشه و به کاهش فشار روی خدمات اجتماعی و پزشکی کمک کنه. از طرف دیگه، این واقعیت که هوش مصنوعی زمانی بیشترین تاثیر رو داشت که خودش رو جای انسان جا زد، به خطرات اخلاقی بزرگی اشاره داره. افراد سودجو می تونن از این سیستم ها برای ایجاد ارتباطات عاطفی فریبنده جهت کلاهبرداری یا سوءاستفاده استفاده کنن.
این مطالعه با عنوان «هوش مصنوعی در ایجاد نزدیکی بین فردی در تعاملات عاطفی عمیق از انسان ها پیشی می گیره، اما فقط وقتی که به عنوان انسان معرفی شده باشه» توسط توبیاس کلاینرت، ماری والدشوتز، جولیان بلاو، مارکوس هاینریکس و باستین شیلر نوشته شده است.
توانایی سیستم های مدرن در شبیه سازی رفتارهای انسانی و ابراز احساسات، دریچه های جدیدی را در علم روان شناسی و ارتباطات باز کرده است. با وجود سوگیری های ذهنی انسان نسبت به ماشین، به نظر می رسد آینده تعاملات دیجیتال به سمتی می رود که تمایز میان پاسخ های انسانی و مصنوعی دشوارتر شده و نقش این ابزارها در پر کردن خلاءهای عاطفی پررنگ تر خواهد شد.
Deceptive AI interactions can feel more deep and genuine than actual human conversations