خانه تازه‌های علم و تحقیق بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی؛ چرا این افراد سردتر از والدین دیده می شوند؟
بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی؛ چرا این افراد سردتر از والدین دیده می شوند؟

بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی؛ چرا این افراد سردتر از والدین دیده می شوند؟

در این مقاله:

بررسی پدیده بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی نشان می دهد که افراد فاقد فرزند با وجود شایستگی بالا، اغلب از نظر اجتماعی سردتر ارزیابی شده و با سوگیری های متفاوتی روبرو هستند.

مجموعه ای از سه مطالعه که به بررسی دیدگاه ها نسبت به پدیده بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی پرداخته، نشان داده که افرادی که به انتخاب خودشان فرزندی ندارند (Childfree) در مقایسه با والدین (چه خونی و چه کسانی که فرزندخوانده دارند) و کسانی که به اجبار بچه دار نشدند، کمتر «خون گرم» به نظر می رسند. با این حال، آن ها معمولا از نظر «توانمندی و شایستگی» رتبه بالاتری نسبت به والدین و افراد بدون فرزند (به دلایل اجباری) داشتند. همچنین زنان بدون فرزند (به انتخاب خود) در مقایسه با مردان مشابه، امتیاز کمتری در خون گرمی گرفتند. این مقاله در مجله روان شناسی اجتماعی (Journal of Social Psychology) منتشر شده است.

بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی در جوامع

افراد «بدون فرزند به انتخاب خود» بزرگسالانی هستند که آگاهانه و داوطلبانه تصمیم می گیرند بچه دار نشوند و این را به عنوان یک تصمیم بلندمدت یا دائمی در زندگی می بینند، نه یک شرایط موقت. آن ها با افرادی که «بدون فرزند» هستند (یعنی کسانی که بچه می خواهند اما به دلیل ناباروری، وضعیت تاهل یا محدودیت های دیگر ندارند) تفاوت دارند. این موضوع در چارچوب بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد.

دسته ای از این افراد، این انتخاب را به دلایل شخصی یا سبک زندگی انجام می دهند؛ مثلا برای آزادی عمل، زمان، جابجایی راحت تر یا انعطاف پذیری در شغل شان ارزش زیادی قائل هستند. گروه دیگری هم انگیزه های اقتصادی دارند، مثل عدم امنیت مالی، هزینه های مسکن یا نگرانی درباره ثبات اقتصادی در بلندمدت. برخی از افراد بدون فرزند هم دلایل روان شناختی یا ارتباطی را مطرح می کنند، مثل تمایل کم به والدگری، ترجیح دادن مدل های دیگر صمیمیت یا شناخت از محدودیت های شخصی خودشان. این تصمیم در بحث بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی، از ابعاد مختلفی قابل تحلیل است.

بقیه افراد روی نگرانی های اخلاقی یا محیط زیستی تمرکز دارند، از جمله تغییرات اقلیمی، جمعیت زیاد یا بی میلی به آوردن فرزند به دنیایی ناامن. همچنین افرادی هستند که تصمیم شان بر اساس مسائل سلامتی است، مثل خطرات جسمی یا روانی که بارداری یا بچه داری ممکن است برایشان داشته باشد.

در دهه های اخیر، نسبت افراد بدون فرزند (به انتخاب خود) به خصوص در کشورهای با درآمد بالا و مناطق شهری در حال افزایش بوده است. این روند با دیرتر ازدواج کردن، دسترسی بیشتر به وسایل پیشگیری، فرصت های تحصیلی بیشتر و تغییر الگوهای جنسیتی در ارتباط است. این روند بر اهمیت درک بهتر پدیده بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی می افزاید.

برآوردها نشان می دهد که در دنیای غرب، حدود 10 تا 20 درصد افراد بدون فرزند (به انتخاب خود) هستند. تخمین زده می شود که این افراد تا 30 درصد از کل کسانی که بچه ندارند را تشکیل می دهند. یک مطالعه جدید نشان داده که 47 درصد از افراد 18 تا 49 ساله ای که فرزند ندارند، گفته اند بعید است بچه دار شوند چون اصلا دلشان نمی خواهد.

نیدا دنیسون، نویسنده این مطالعه، و همکارانش می خواستند بررسی کنند که آیا افرادی که به انتخاب خود فرزندی ندارند، مورد تبعیض یا نگاه منفی قرار می گیرند یا نه. نویسندگان انتظار داشتند که این افراد نسبت به والدین، کسانی که بچه ندارند (به اجبار) و کسانی که فرزندخوانده دارند، منفی تر ارزیابی شوند. آن ها همچنین انتظار داشتند که این افراد مشابه یا حتی منفی تر از گروه هایی که معمولا در جوامع غربی هدف تعصب هستند، دیده شوند. علاوه بر این، نویسندگان فرض کردند که زنان بدون فرزند منفی تر از مردان بدون فرزند ارزیابی می شوند. این تحقیق به روشن شدن ابعاد بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی کمک می کند.

این نویسندگان سه مطالعه انجام دادند. در دو مطالعه اول از یک «دماسنج نگرش» استفاده شد؛ ابزاری که از مردم می خواهد امتیاز دهند چقدر نسبت به گروه های مختلف حس مثبتی دارند. شرکت کنندگان همچنین به این گروه ها از نظر میزان خون گرمی و توانمندی امتیاز دادند و انتظارات و تمایلات خودشان را درباره بچه دار شدن گزارش کردند.

شرکت کنندگان هر دو مطالعه از طریق Amazon MTurk از آمریکا انتخاب شدند. نمونه اول به طور تصادفی بیشتر از افرادی تشکیل شده بود که فرزند نداشتند، در حالی که نمونه دوم عمدا فقط از کسانی انتخاب شد که در حال حاضر فرزند دارند. 475 نفر در مطالعه اول و 450 نفر در مطالعه دوم شرکت کردند.

شرکت کنندگان در مطالعه سوم، 293 نفر از بریتانیا بودند که از طریق پلتفرم Prolific جذب شدند. آن ها همان ارزیابی های مطالعات قبلی را همراه با سنجش های اضافی درباره «انسان زدایی» (نسبت به والدین و افراد بدون فرزند، مثلا: «فکر می کنم این گروه از مردم مثل حیوانات فاقد خویشتن داری هستند») و تایید باورهای فرزندآوری (مثلا: «مردم باید بچه دار شوند») تکمیل کردند.

علاوه بر این، آن ها چندین ارزیابی درباره درکشان از افراد بدون فرزند انجام دادند، از جمله تهدیدهای واقعی و نمادین (مثلا: «اگر مردم بچه دار نشوند، اقتصاد فروپاشی خواهد کرد»)، حسادت به افراد بدون فرزند (مثلا: «گاهی آرزو می کنم می توانستم زندگی بدون فرزندی داشته باشم»)، خودشیفتگی ادراک شده (مثلا: «کسانی که انتخاب می کنند بچه دار نشوند، خودخواه هستند») و تایید تبعیض علیه این افراد (مثلا: «به کسانی که انتخاب می کنند بچه دار نشوند، باید نسبت به والدینی که از مرخصی پدری و مادری استفاده می کنند، مرخصی های با حقوق کمتری داده شود»).

نتایج مطالعه اول نشان داد که رتبه بندی افراد بدون فرزند چندان منفی نبوده است. بیشترین امتیازات مثبت به افراد تحصیل کرده، صاحبان سگ و والدینی که فرزندخوانده داشتند، تعلق گرفت. افراد بدون فرزند تقریبا در میانه لیست بودند؛ امتیاز آن ها مشابه آمریکایی های آسیایی تبار و آفریقایی تبار بود و وضعیت بهتری نسبت به گروه هایی مثل معتادان و سیاستمداران داشتند.

در مطالعه دوم، باز هم والدینی که فرزندخوانده داشتند به عنوان محبوب ترین دسته شناخته شدند و بعد از آن ها والدین، افراد بدون فرزند (به اجبار) و افراد تحصیل کرده قرار گرفتند. امتیاز محبوبیت افراد بدون فرزند (به انتخاب خود) در این مطالعه کمتر از مطالعه قبلی بود. با این حال، امتیاز آن ها به طور قابل توجهی بالاتر از گیاه خواران (وگان ها) و مشابه بودایی ها بود.

در این مطالعات، افراد بدون فرزند در مقایسه با والدین (چه خونی و چه فرزندخوانده) و افراد بدون فرزند (به اجبار)، از نظر خون گرمی در سطح پایین تری دیده شدند. با این حال، آن ها معمولا از نظر توانمندی و شایستگی امتیاز بالاتری نسبت به والدین بیولوژیکی و افراد بدون فرزند (به اجبار) کسب کردند. زنان بدون فرزند هم نسبت به مردان بدون فرزند، کمتر خون گرم دیده شدند. نتایج این بخش، پیچیدگی های بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی را به خوبی نشان می دهد.

در مطالعه سوم که با حضور شرکت کنندگان بریتانیایی انجام شد، امتیاز افراد بدون فرزند تا حدی مثبت تر از نمونه والدین آمریکایی بود و میانگین امتیازات آن ها مشابه والدین و مردم بریتانیا (به عنوان یک گروه کلی) بود. با این حال, همچنان امتیاز کمتری نسبت به والدین دارای فرزندخوانده و افراد بدون فرزند (به اجبار) داشتند. این مطالعه همچنین نشان داد افرادی که از تبعیض علیه افراد بدون فرزند حمایت می کردند، تمایل داشتند آن ها را «انسان زدایی» کنند، آن ها را خودشیفته ببینند و از هنجارهای فرزندآوری حمایت کنند. این یافته ها بر ضرورت توجه به ابعاد بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی تاکید می کند.

نویسندگان مطالعه نتیجه گرفتند: «این تحقیق شواهدی از وجود سوگیری منفی نسبت به افرادی که انتخاب می کنند بچه دار نشوند، ارائه می دهد.»

این مطالعه به دانش علمی درباره درک عمومی از افراد بدون فرزند کمک می کند. بررسی دقیق تر پدیده بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی، نیازمند مطالعات جامع تر و نمایندگی بیشتر جمعیت است.

درک انگیزه های متنوع افراد برای انتخاب زندگی بدون فرزند و چالش های اجتماعی مرتبط با آن، گامی مهم در جهت کاهش تعصبات و احترام به سبک های مختلف زندگی است. شناخت این تفاوت ها در ارزیابی های اجتماعی می تواند به ایجاد جامعه ای پذیرا و عادلانه تر برای همه افراد، فارغ از وضعیت والدگری آن ها، کمک کند.

این مقاله با عنوان «شواهدی از سوگیری منفی نسبت به افرادی که به انتخاب خود بدون فرزند هستند»، توسط نیدا دنیسون، دیانا فریرا و توماس اف. دنیسون نوشته شده است.

Childfree people are viewed as competent but lacking in warmth compared to parents

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: ژانویه 15, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما