خانه تازه‌های علم و تحقیق تاثیر اضطراب و امنیت اقتصادی بر تمایلات سیاسی و حمایت از سیاست های رفاهی
تاثیر اضطراب و امنیت اقتصادی بر تمایلات سیاسی و حمایت از سیاست های رفاهی

تاثیر اضطراب و امنیت اقتصادی بر تمایلات سیاسی و حمایت از سیاست های رفاهی

در این مقاله:

تحقیقات جدید بینشی درباره زیربناهای روان شناختی ایدئولوژی سیاسی ارائه می ده. یافته ها نشون می دن افرادی که مستعد اضطراب هستن، احتمال بیشتری داره که از سیاست های اقتصادی چپ گرایانه حمایت کنن، به خصوص وقتی که احساس می کنن از اجتماع طرد شدن. این تمایل ظاهرا از یه نیاز عمیق انسانی به حمایت جامعه در زمان های آسیب پذیری سرچشمه می گیره. در این زمینه، بررسی رابطه میان اضطراب و امنیت اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطالعه در نشریه British Journal of Political Science منتشر شده است.

دانشمندان علوم سیاسی و روان شناس ها مدت هاست که دنبال درک رابطه بین ویژگی های شخصیتی و باورهای سیاسی هستن؛ موضوعی که همانند بررسی تاثیر تربیت و شخصیت بر اخلاق و رشد وجدان، به درک عمیق تر از ریشه های رفتاری ما کمک می کند. یه دیدگاه رایج در این حوزه از قدیم این طور می گفت که باورهای راست گرایانه مثل یه مکانیسم مقابله ای برای افراد ترسو یا مضطرب عمل می کنه. تئوری ها می گفتن که ایدئولوژی های محافظه کارانه ساختار و اطمینانی رو فراهم می کنن که برای کسایی که روحیه حساسی دارن، جذابه.

اضطراب و امنیت اقتصادی؛ بررسی نظریه های گذشته و حال

با این حال، داده های اخیر این تصویر رو پیچیده کرده. نظرسنجی ها معمولا نشون می دن افرادی که خودشون رو لیبرال معرفی می کنن یا از احزاب چپ گرا حمایت می کنن، نسبت به همتایان محافظه کارشون، سطوح بالاتری از پریشانی و احساسات منفی رو گزارش می دن.

«یه ایده خیلی ریشه دار در زیرشاخه تخصصی من (روان شناسی سیاسی) وجود داره که می گه اضطراب باعث می شه آدم ها محافظه کارتر یا راست گرا بشن. ایده اینه که ایده های محافظه کارانه آرامش بخش تر از ایده های لیبرال هستن، چون جواب های ساده و مشخصی برای سوالات مربوط به زندگی و جامعه دارن.» این ها رو نویسنده مطالعه، آدام آر. پَنیش، کاندیدای دکترا در دانشگاه استونی بروک، می گه.

«پس اگه از نظر روانی مستعد اضطراب باشین یا به طور موقت مضطرب شده باشین، ایده های محافظه کارانه رو بیشتر دوست دارین. این ایده به دهه 1320 برمی گرده، یعنی زمانی که دانشمندان علوم اجتماعی سعی داشتن با استفاده از ایده های فروید درباره سرکوب و اضطراب، نازیسم رو تحلیل کنن. این موضوع هنوز هم یکی از اولین چیزاییه که اکثر دانشجوها در دوره های روان شناسی سیاسی می خونن.»

در ادامه تصویری مرتبط با مفهوم فشارهای روانی و دغدغه های معیشتی مشاهده می کنید که نشان دهنده چالش های ذهنی افراد در مواجهه با ناامنی ها است.
اضطراب و امنیت اقتصادی
این تصویر به خوبی نمایانگر فشاری است که بر روان افراد در زمان عدم اطمینان به آینده وارد می شود.

«اما حدودای سال 1389، روان شناس های سیاسی شروع کردن به انتشار داده های مدرن و باکیفیتی که خلاف این رو نشون می داد؛ آدم های مضطرب در معیارهای مربوط به نگرش های چپ گرایانه، به خصوص نگرش های اقتصادی، امتیاز خیلی بالاتری می گرفتن. بنابراین می خواستم بفهمم چرا نتایجی رو می بینیم که برعکس پیش بینی تئوری های قدیمی هستن و چه ارتباطی با اضطراب و امنیت اقتصادی دارد. همزمان، مردم در شبکه های اجتماعی در سال 1401 شروع کردن به صحبت درباره افزایش اضطراب و افسردگی بین لیبرال های جوان. پس به نظر می رسید زمان خوبیه که نگاه دقیق تری به این موضوع بندازیم.»

درک اضطراب و امنیت اقتصادی از دیدگاه تکاملی

محققان «فرضیه حمایت اجتماعی» رو مطرح کردن. این چارچوب، ترجیحات سیاسی رو از دریچه روان شناسی تکاملی نگاه می کنه. برای انسان های اولیه، بقا کاملا به حمایت گروه بستگی داشت. در محیط هایی که دنبال غذا می گشتن، مصدومیت یا بیماری بدون مراقبت و اشتراک گذاری منابع توسط دیگران، می تونست مرگبار باشه. در نتیجه، ذهن انسان احتمالا طوری تکامل یافته که طرد شدن از اجتماع رو به عنوان یه تهدید جدی برای بقا درک کنه.

افراد امروزی ممکنه حمایت های اقتصادی دولت رو معادل مدرنِ مراقبت های قبیله ای بدونن. اگه این درست باشه، افرادی که نسبت به تهدیدها حساس هستن (به خصوص اونایی که اضطراب بالایی دارن) وقتی حس کنن شبکه امنیت اجتماعی شون ضعیفه، باید به سمت سیاست هایی جذب بشن که امنیت مادی شون رو تضمین می کنه. این پیوند بین اضطراب و امنیت اقتصادی نیاز به بررسی عمیق تر دارد.

برای آزمایش این فرضیه, محققان از داده های چهار نظرسنجی بزرگ و نماینده استفاده کردن. این ها شامل مطالعات ملی انتخابات آمریکا، مطالعه انتخاباتی تعاونی، و نظرسنجی پنل آمریکایی از ایالات متحده، و همچنین مطالعات اینترنتی طولی برای علوم اجتماعی از هلند بود. مجموعه داده های ترکیبی شامل پاسخ های نزدیک به 18,000 شرکت کننده بود.

محققان از معیارهای خاصی برای جداسازی ویژگی های شخصیتی مرتبط استفاده کردن. در حالی که ویژگی کلی روان رنجوری شامل احساسات منفی مختلفی می شه، محققان بین دو جنبه اصلی اون تفاوت قائل شدن: اضطراب و نوسانات احساسی.

اضطراب به تمایل به احساس آسیب پذیری و نگرانی در پاسخ به تهدیدها اشاره داره. نوسان هم به زودرنجی و تغییرات خلقی مربوط می شه. محققان پیش بینی کردن که فقط اضطراب می تونه حمایت از بازتوزیع ثروت رو پیش بینی کنه، چون این همون جنبه ایه که به احساس نیاز و تمایل به محافظت وصل می شه.

نگرش های اقتصادی با پرسش از شرکت کنندگان درباره حمایت شون از مداخلات مختلف دولتی سنجیده شد. این موارد شامل افزایش مالیات ثروتمندان، هزینه های دولتی برای بهداشت و درمان و بیکاری، و ضمانت های شغلی فدرال بود.

برای سنجش طرد اجتماعی، نظرسنجی ها از پاسخ دهندگان درباره اندازه شبکه های حمایتی شون پرسیدن. مثلا بعضی سوال ها می پرسیدن که آیا افرادی رو دارن که در زمان بدبیاری بتونن بهشون تکیه کنن یا نه. معیارهای دیگه هم تعداد دوستان شرکت کنندگان در پلتفرم های رسانه های اجتماعی مثل فیس بوک رو بررسی می کرد.

نتایج داده های نظرسنجی از فرضیه حمایت اجتماعی پشتیبانی کرد. در هر چهار مجموعه داده، سطوح بالاتر اضطراب به طور مداوم حمایت قوی تر از سیاست های اقتصادی چپ گرایانه رو پیش بینی می کرد. این رابطه حتی زمانی که محققان عوامل جمعیت شناختی مثل سن، جنسیت و تحصیلات رو در نظر گرفتن، برقرار بود و تاثیری بر اضطراب و امنیت اقتصادی افراد داشت.

تحلیل ها همچنین تایید کرد که این تاثیر مخصوص اضطرابه. نوسانات احساسی رابطه مثبت و مداومی با حمایت از بازتوزیع ثروت نشون نداد. این نشون می ده که گرایش سیاسی صرفا نتیجه احساسات منفی عمومی نیست، بلکه به طور خاص با روان شناسی آسیب پذیری گره خورده.

پنیش به PsyPost گفت: «قوی ترین یافته ما اینه که مضطرب بودن به طور کلی با چپ گرای اقتصادی بودن در هر دو کشور ایالات متحده و هلند مرتبطه. این رابطه با درآمد، تحصیلات، داشتن بیمه سلامت، مالکیت خانه یا وضعیت اشتغال افراد توضیح داده نمی شه. همچنین با ویژگی های جمعیت شناختی مثل جنسیت، نژاد یا سن هم قابل توجیه نیست.»

یکی از مهم ترین یافته های تحلیل نظرسنجی ها، مقایسه بین شخصیت و وضعیت مالی بود. اقتصاددانان سیاسی اغلب تصور می کنن که شرایط مالی شخصی، محرک اصلی دیدگاه ها درباره بازتوزیع ثروته. انتظار می ره افرادی که پول کمتری دارن، کمک دولتی بیشتری بخوان.

با این حال، محققان دریافتن که سطح اضطراب فرد، پیش بینی کننده قدرتمندی برای دیدگاه های اقتصادی اش هست. در واقع، اضطراب تقریبا به اندازه سطح درآمد، حمایت از بازتوزیع ثروت رو پیش بینی می کرد. این عامل حتی از عوامل مادی دیگه مثل اینکه فرد صاحب خانه هست، بیمه درمانی داره یا در حال حاضر بیکاره، پیش بینی کننده قوی تری بود.

پَنیش توضیح داد: «بسته به نظرسنجی، متوجه شدیم که مضطرب ترین افراد در مقیاس های سنجش حمایت از سیاست های اقتصادی چپ گرا، بین 0.26 تا 0.68 انحراف معیار نمره بالاتری نسبت به کم اضطراب ترین افراد گرفتن. از اونجایی که درک این اندازه های اثر در عمل ممکنه سخت باشه، ما همچنین بررسی کردیم که اضطراب در مقایسه با متغیرهای اقتصادی-اجتماعی مثل درآمد چطور عمل می کنه.»

«ما دریافتیم که اضطراب، نگرش های اقتصادی رو بهتر از ثبت نام بیمه سلامت، مالکیت خانه یا وضعیت اشتغال پیش بینی می کنه و تقریبا با درآمد برابری می کرد. بنابراین اگه تصور کنین که حقوق یک فرد چقدر برای پیش بینی نگرش های اقتصادی اش مهمه، نتایج ما نشون می ده که اضطراب هم به همون اندازه در ارتباط با اضطراب و امنیت اقتصادی، مهمه.»

داده ها در ادامه نشون داد که بافت اجتماعی نقش تنظیم کننده ای در این رابطه داره. اضطراب همیشه منجر به ترجیحات اقتصادی چپ گرایانه نمی شد. این پیوند در بین افرادی که احساس طردشدگی اجتماعی می کردن، قوی تر بود.

برای مثال، در نمونه هلندی، اضطراب نگرش های اقتصادی رو در بین افرادی که احساس می کردن شبکه امنیت اجتماعی قوی ای دارن، پیش بینی نمی کرد. اما در بین کسایی که گزارش دادن افراد کمی رو برای تکیه کردن دارن، اضطراب بالا با چرخش قابل توجهی به سمت چپ همراه بود.

الگوی مشابهی در داده های آمریکا در مورد ارتباطات رسانه های اجتماعی ظاهر شد. در بین افرادی که دوستان فیس بوکی کمی داشتن، اونایی که اضطراب بالایی داشتن، به مراتب بیشتر از کسایی که اضطراب کمی داشتن، از بازتوزیع ثروت حمایت می کردن.

برای فراتر رفتن از همبستگی ها و آزمایش یک رابطه علی، محققان دو آزمایش با استفاده از یک پلتفرم آنلاین انجام دادن. این آزمایش ها شامل 1,291 شرکت کننده در ایالات متحده بود. هدف این بود که احساس طردشدگی اجتماعی رو در یک محیط کنترل شده دستکاری کنن و تاثیر فوری اون رو بر نگرش های سیاسی مشاهده کنن.

از شرکت کنندگان در آزمایش خواسته شد تا یک پروفایل شخصی برای یک گروه بحث آنلاین که ظاهرا تعاملی بود، بسازن. اونا یک نام کوچک آپلود کردن و یک بیوگرافی کوتاه نوشتن. سپس مجموعه ای از پروفایل های دیگه بهشون نشون داده شد که در واقع توسط محققان ساخته شده بود. شرکت کنندگان می تونستن پروفایل های دیگه رو «لایک» کنن و ببینن که در مقابل چند لایک دریافت کردن.

محققان به طور تصادفی شرکت کنندگان رو در یکی از دو وضعیت قرار دادن. در وضعیت پذیرش، شرکت کنندگان تعداد متوسطی لایک از گروه دریافت کردن. در وضعیت طرد، شرکت کنندگان تقریبا هیچ لایکی دریافت نکردن که شبیه ساز طرد شدن از اجتماع بود.

بعد از این دستکاری، شرکت کنندگان به سوالاتی درباره ترجیحات سیاسی شون پاسخ دادن. سیاست های مورد نظر مشابه همون هایی بود که در نظرسنجی ها وجود داشت، مثل خدمات درمانی دولتی و تضمین های شغلی. محققان همچنین سطح پایه اضطراب شرکت کنندگان رو قبل از انجام دستکاری اندازه گیری کرده بودن.

نتایج آزمایش بازتاب دهنده یافته های نظرسنجی بود. در بین شرکت کنندگانی که مستعد اضطراب بودن، اونایی که در کار آنلاین تجربه طرد شدن داشتن، حمایت بالاتری از سیاست های رفاه اجتماعی نشون دادن. این تغییر در حالی رخ داد که طرد شدن از طرف غریبه های ناشناس در اینترنت بود که نمی تونستن هیچ حمایت مادی واقعی ای فراهم کنن.

این موضوع از این ایده حمایت می کنه که این واکنش توسط یک سیستم روان شناختی تکامل یافته هدایت می شه که طرد شدن رو با نیاز به تامین منابع معادل می دونه. این تاثیر در بین شرکت کنندگان مضطربی که پذیرفته شده بودن، و همچنین در بین شرکت کنندگانی با سطوح پایین اضطراب دیده نشد.

محققان به محدودیت های خاصی در این مطالعه اشاره کردن. در حالی که پیوند بین اضطراب و دیدگاه های اقتصادی قوی بود، رابطه بین اضطراب و سیاست های اجتماعی ثبات کمتری داشت. این تحقیق نشان می دهد که ارتباط مستقیم بین اضطراب و امنیت اقتصادی قابل توجه است، اما افراد مضطرب در موضوعاتی مثل سقط جنین یا مهاجرت به طور یکنواخت به سمت چپ گرایش نداشتن.

پنیش گفت: «ما در این مقاله تلاش می کنیم توضیح بدیم که چرا افراد مضطرب ممکنه از نظر اقتصادی بیشتر چپ گرا باشن. تئوری ما اینه که افراد مضطرب ایده ارائه مراقبت و منابع توسط دولت رو دوست دارن چون تمایل دارن احساس آسیب پذیری کنن، و ما این رو به طور غیرمستقیم با دستکاری محرکی که انسان ها برای پیوند دادن با آسیب پذیری تکامل دادن (یعنی طرد شدن از اجتماع) آزمایش کردیم.»

«همون طور که پیش بینی می شد، دریافتیم افرادی که شخصیت های مضطرب دارن، وقتی احساس طردشدگی می کنن، به ویژه احتمال داره که از نظر اقتصادی چپ گراتر بشن و به دنبال افزایش اضطراب و امنیت اقتصادی باشند. با این حال، مهمه که توجه داشته باشیم این پویایی ممکنه تمام یا حتی بیشترِ رابطه بین اضطراب و ایدئولوژی رو توضیح نده. کارهای خیلی بیشتری باید در این زمینه انجام بشه.»

تحقیقات آینده می تونه بررسی کنه که این پویایی های شخصیتی در زمینه های سیاسی مختلف یا با انواع مختلف تهدیدهای اجتماعی چطور عمل می کنن. محققان همچنین پیشنهاد می کنن که درک ریشه های تکاملی شخصیت می تونه به توضیح رفتارهای سیاسی دیگه کمک کنه.

پنیش گفت: «من دارم روی چندین مطالعه تکمیلی کار می کنم تا بفهمم اضطراب چطور به نگرش های سیاسی آدم ها شکل می ده، که بعضی از اونا با همکاری همکارم در این مطالعه، اندی دلتون، انجام می شه.»

این مطالعه با عنوان «چرا افراد مضطرب در سیاست های اقتصادی به سمت چپ گرایش دارن: شخصیت، طرد اجتماعی و بازتوزیع ثروت» توسط آدام آر. پَنیش و اندرو دبلیو. دلتون نوشته شده.

در نهایت، درک این موضوع که چگونه ویژگی های شخصیتی مانند اضطراب در تعامل با محیط اجتماعی می توانند جهت گیری های کلان سیاسی و اقتصادی ما را تعیین کنند، دریچه ای جدید به سوی تحلیل رفتارهای جمعی باز می کند. این یافته ها اهمیت توجه به سلامت روان و تقویت شبکه های حمایتی را در راستای بهبود ثبات و عدالت اجتماعی بیش از پیش برجسته می سازد.

People with anxious tendencies are more likely to support left-wing economic policy

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: ژانویه 6, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما