مطالعه جدیدی که در مجله Sexual and Relationship Therapy منتشر شده، نشون می ده که تمایل یه فرد به داشتن تخیلات جنسی روی چیزهایی که توی یه بوسه عاشقانه براش اولویت داره، تاثیر می ذاره. یافته ها حاکی از اینه که عمل ذهنیِ تصورِ سناریوهای صمیمی، به شدت با ارزش قائل شدنِ بیشتر برای تحریک فیزیکی و تماس بدنی موقع بوسیدن در ارتباطه. این تحقیق کمک می کنه تا ارتباط روانشناختی بین وضعیت های شناختی و صمیمیت فیزیکی، از جمله تخیل و تحریک بوسه را بهتر درک کنیم.
از دیدگاه تکاملی، محقق ها سه دلیل اصلی رو برای بوسیدن عاشقانه پیشنهاد کردن. اولیش «ارزیابی جفت» هست، یعنی بوسیدن به افراد کمک می کنه تا ناخودآگاه سلامت و سازگاری ژنتیکیِ یه شریک بالقوه رو قضاوت کنن. دومی «ایجاد پیوند دو نفره» هست، که در اون بوسیدن برای حفظ ارتباط عاطفی و تعهد بین پارتنرها در یک رابطه طولانی مدت به کار می ره. این پیوندها بخش مهمی از تجربه انسانی هستند و شاید برای شما هم سوال باشد که واقعا چند بار در طول زندگی عاشق می شویم و پژوهشگران چه می گویند و این تجربیات چگونه بر کیفیت تعاملات صمیمانه ما اثر می گذارند.
فرضیه تحریک؛ بررسی تخیل و تحریک بوسه
سومین عملکرد پیشنهادی، «فرضیه تحریکه». این تئوری می گه هدف اصلیِ بیولوژیکیِ بوسیدن، شروع تحریک جنسی و آماده کردن بدن برای رابطه جنسیه. با اینکه این موضوع بصری و بدیهی به نظر می رسه، تلاش های علمی قبلی برای اثبات این فرضیه نتونسته بودن ارتباط قوی ای پیدا کنن. داده های گذشته نشون نمی دادن که بوسیدن همیشه مثل یه کاتالیزور برای تحریک جنسی عمل کنه.
محققای این مطالعه استدلال کردن که تلاش های قبلی خیلی محدود به مسئله نگاه می کردن. کارهای قبلی تقریبا فقط روی حس فیزیکی بوسیدن تمرکز داشتن، مثل حساسیت لب ها یا تبادل بزاق. این رویکرد تا حد زیادی وضعیت ذهنی و عاطفی فردی که می بوسه رو نادیده می گرفت. محقق ها فرض کردن که عمل فیزیکیِ بوسیدن ممکنه به تنهایی و بدون یه مولفه شناختی خاص، تحریک کننده نباشه. در واقع، اینجاست که اهمیت تخیل و تحریک بوسه به میان می آید؛ اونا پیشنهاد دادن که تخیلات جنسی همون حلقه مفقوده ست.
کریستوفر دی. واتکینز، مدرس ارشد روانشناسی در دانشگاه آبرتای و نویسنده این مطالعه، گفت: «مردم سه فرضیه جداگونه رو برای توضیح اینکه چرا ما به عنوان یک گونه، بوسه عاشقانه انجام می دیم، آزمایش کردن. تا اون زمان هیچ شواهدی برای حمایت از فرضیه تحریک در بوسیدن وجود نداشت – اینکه بوسیدن ممکنه به عنوان یه کاتالیزور مهم برای سکس عمل کنه. این یافته جدید، اهمیت تخیل و تحریک بوسه را در این فرآیند آشکار می کند. این ممکنه به این دلیل باشه که این مطالعات روی حسِ بوسیدن به عنوان کاتالیزور تمرکز کرده بودن، در حالی که توضیحات روانشناختی هم مهم هستن (مثلا انگیزه های ذهنی برای بوسیدن که به نوبه خود باعث می شه صمیمیت لذت بخش یا مطلوب به نظر برسه).»
در ادامه، تصویری را مشاهده می کنید که نمایی از یافته های علمی در زمینه روانشناسی روابط و تاثیر ذهن بر رفتارهای صمیمانه را به تصویر می کشد.
![]()
این تصویر به خوبی اهمیت پژوهش های مدرن در درک بهتر مکانیسم های پیچیده صمیمیت میان انسان ها را نشان می دهد.
برای تست این ایده، محقق ها یه مطالعه آنلاین طراحی کردن تا رابطه بین مستعد بودن برای تخیل و ترجیحات بوسیدن رو اندازه گیری کنن. اونا یه نمونه شامل 412 بزرگسال رو که عمدتا اهل بریتانیا و ایتالیا بودن، جذب کردن. بعد از حذف شرکت کننده هایی که همه بخش ها رو کامل نکرده بودن یا شرایط سنی رو نداشتن، تجزیه و تحلیل نهایی روی 212 نفر متمرکز شد. این گروه از نظر وضعیت رابطه متنوع بودن و حدود نیمی از شرکت کننده ها گزارش دادن که در یک رابطه طولانی مدت هستن.
شرکت کننده ها مجموعه ای از پرسشنامه های استاندارد رو پر کردن. اولیش «پرسشنامه بوسه خوب» بود که از افراد می خواد به اهمیت عوامل مختلف موقع تصمیم گیری در مورد اینکه آیا کسی بوسنده خوبیه یا نه، امتیاز بدن. این عوامل شامل جزئیات حسی مثل طعم لب های پارتنر، مطبوع بودن نفس و «خیسیِ» بوسه بود. پرسشنامه همچنین شامل مواردی مربوط به «تماس و تحریک» بود که می پرسید تماس فیزیکی و حس هیجان جنسی چقدر توی این تجربه مهم بوده.
دانشمندها همچنین «پرسشنامه تخیلات جنسی» رو اجرا کردن. اونا به طور خاص روی زیرمقیاس «صمیمیت» تمرکز کردن که اندازه گیری می کنه یه فرد چقدر در طول روز رویاپردازی یا تخیلاتی درباره تعاملات عاشقانه با پارتنرش داره. این معیار با تخیلاتی که موقع خودِ رابطه جنسی یا توی خواب رخ می ده، فرق داشت و روی عادت ذهنیِ تصور کردنِ صمیمیت در طول زندگی روزمره تمرکز داشت.
برای اینکه نتایج دقیق باشه، محقق ها معیارهای کنترلی رو هم لحاظ کردن. اونا «تجربیات خلاقانه عمومی» رو اندازه گیری کردن تا ببینن آیا فرد کلا آدم خیال پردازی هست یا نه. این کار به دانشمندها اجازه داد تا بفهمن که آیا نتایج واقعا تحت تاثیر تخیلات جنسی هستن یا فقط به خاطر داشتن یه قوه تخیل قوی. اونا همچنین میل جنسی عمومی رو هم سنجیدن تا ببینن آیا این اثرات مستقل از میل جنسیِ کلیِ فرد هست یا نه.
نتایج؛ ارتباط تخیل و تحریک بوسه
نتایج از پیش بینی اصلی محقق ها حمایت کرد. تجزیه و تحلیل ها یه همبستگی مثبت بین تخیلات صمیمانه در طول روز و اهمیتی که به تحریک و تماس در یه بوسه خوب داده می شه، نشون داد. این یافته ها بر نقش کلیدی تخیل و تحریک بوسه در تجربه صمیمیت تاکید می کنند. افرادی که تمایل بیشتری به تخیل در مورد صمیمیت داشتن، خیلی بیشتر احتمال داشت که یه «بوسه خوب» رو بوسه ای تعریف کنن که شامل سطوح بالایی از تماس فیزیکی و تحریک جنسی باشه.
واتکینز به PsyPost گفت: «تمایل شما به فکر کردن و تخیل در مورد صمیمیت در طول روز با ویژگی هایی که به یه بوسه باکیفیت نسبت می دید، مرتبطه. به طور خاص، اهمیتی که ما موقع بوسیدن برای تماس و تحریک قائلیم. به این ترتیب، دغدغه های ذهنی ما می تونه موقع تماس نزدیک با یه شریک صمیمی، تحریک رو تسهیل کنه – و تفاوت های فردی در نحوه برخورد ما با پارتنرمون در طول برخوردهای صمیمی رو توضیح بده.»
این رابطه حتی بعد از اینکه محقق ها متغیرهای دیگه رو به صورت آماری کنترل کردن، همچنان درست بود. پیوند بین تخیل و ترجیحات بوسیدن، یعنی تخیل و تحریک بوسه، بدون توجه به سطح خلاقیت عمومی شرکت کننده، معنادار باقی موند. این نشون می ده که این ارتباط به طور خاص به شناخت جنسی و عاشقانه مربوطه، نه اینکه فقط نتیجه جانبیِ داشتنِ یه ذهن خلاق باشه.
علاوه بر این، این یافته مستقل از میل جنسی عمومی بود. با اینکه افرادی با میل جنسی بالاتر به طور کلی ارزش بیشتری برای تحریک قائل بودن، اما عادت خاصِ تخیل کردن، بیشتر از میل جنسی عمومی در این ترجیح نقش داشت. این به این معنیه که عمل ذهنیِ شبیه سازی صمیمیت، یه بافت روانشناختی خاص ایجاد می کنه که بر تخیل و تحریک بوسه تاثیر می گذارد. به نظر می رسه این بافت ذهنی، چیزی رو که فرد از عمل فیزیکی بوسیدن انتظار داره و می خواد، شکل می ده.
این مطالعه همچنین یافته های ثانویه ای در مورد سبک های بوسیدن داشت. محقق ها به «پتانسیل تولیدمثل» نگاه کردن که با پرسیدن از شرکت کننده ها درباره سابقه شرکای جنسی شون نسبت به همسالانشون سنجیده می شد. این مورد اغلب در روانشناسی تکاملی به عنوان معیاری برای استراتژی جفت گیری استفاده می شه. داده ها نشون داد افرادی که سابقه شرکای جنسی بیشتری داشتن، اهمیت بیشتری برای «تکنیک» در یک بوسه خوب قائل بودن. به طور خاص، اونا برای هماهنگی یا اینکه سبک بوسیدن پارتنر با سبک خودشون مطابقت داشته باشه، ارزش قائل بودن.
واتکینز گفت: «یکی از روابط پیش بینی نشده ای که در داده ها پیدا شد، بین اهمیتی بود که مردم برای تکنیک (مثلا همزمانی و هماهنگی) در یک بوسه خوب قائل بودن و میزان گزارشی که از تمایل به داشتن رابطه جنسی با افراد مختلف در طول تاریخچه رابطه شون داشتن (در مقایسه با رفتار متوسط همسالان). این ممکنه نشون بده افرادی که به دنبال تنوع جنسی هستن، موقع صمیمیت (سبک بوسیدن) هم به دنبال نوعی شباهت در پارتنرهاشون هستن. البته این یه اثر کوچک بود که دوست داریم بقیه محقق ها به طور مستقل در مطالعات خودشون اون رو بررسی یا تکرار کنن.»
مثل همه تحقیقات، این مورد هم محدودیت هایی داره. این تحقیق از یه طراحی مقطعی استفاده کرده، یعنی داده ها رو از شرکت کننده ها در یک نقطه زمانی واحد جمع آوری کرده. در نتیجه، محقق ها نمی تونن ثابت کنن که تخیل کردن باعث تغییر در ترجیحات بوسیدن می شه. کاملا ممکنه که این رابطه برعکس باشه، یا اینکه یه عامل سوم روی هر دو تاثیر بذاره.
همچنین نمونه مورد مطالعه به شدت به سمت فرهنگ های غربی، به ویژه بریتانیا و ایتالیا متمایل بود. بوسیدن عاشقانه یه رفتار انسانی جهانی نیست و در کمتر از نیمی از فرهنگ های شناخته شده دیده می شه. در نتیجه، ممکنه این یافته ها در مورد فرهنگ هایی که در اون بوسیدن بخشی استاندارد از آیین های عاشقانه یا جنسی نیست، صدق نکنه.
تحقیقات آینده می تونه با استفاده از طراحی های طولی به این مسائل بپردازه. دانشمندها می تونن زوج ها رو در طول زمان دنبال کنن تا ببینن رابطه بین تخیل و تحریک بوسه و صمیمیت فیزیکی چطوری تکامل پیدا می کنه. این کار کمک می کنه تا روشن بشه آیا افزایش تخیلات صمیمانه می تونه منجر به یه ارتباط فیزیکیِ احیا شده بشه یا نه.
واتکینز گفت: «ما به دنبال توسعه ابزارهای آزمایشی خودمون هستیم تا تجربیات دیگه مربوط به بوسیدن رو بررسی کنیم و مطالعاتمون رو در این زمینه گسترش بدیم – مثلا با ایجاد رابطه علت و معلولی شفاف بین افکار و تخیلاتمون با رفتارهای بعدی بوسیدن یا رفتارهای دیگه ای که در طول تماس نزدیک با شریک عاطفی گزارش می شه.»
این مطالعه با عنوان «تمایل به تخیل جنسی تفاوت ها در اجزای درک شده از یک «بوسه خوب» را توضیح می دهد»، توسط میلنا وی. روتا و کریستوفر دی. واتکینز نوشته شده است.
درک عمیق تر از تاثیر متقابل ذهن و بدن به ما نشان می دهد که حتی ساده ترین رفتارهای صمیمانه مانند بوسیدن، ریشه در فرآیندهای شناختی پیچیده ای دارند. با توجه به یافته های این پژوهش، تخیلات روزمره ما صرفا رویاپردازی نیستند، بلکه ابزاری برای شکل دهی به انتظارات و لذت های فیزیکی ما در روابط عاطفی محسوب می شوند.
This mental trait predicts individual differences in kissing preferences