خانه تازه‌های علم و تحقیق ارتباط قوی بین خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن در بزرگسالان
ارتباط قوی بین خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن در بزرگسالان

ارتباط قوی بین خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن در بزرگسالان

در این مقاله:

یک فراتحلیل جدید نشون می ده که کیفیت پیوندهای عاطفی که در بزرگسالی شکل می گیره، با انواع خاصی از خودشیفتگی در ارتباطه. یافته ها نشون می دن که پدیده ی خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن ارتباط نزدیکی دارند؛ سبک های دلبستگی ناایمن، عوامل خطر جدی برای خودشیفتگی آسیب پذیر هستن، در حالی که خودشیفتگی خودبزرگ بین (گرندیوس) تا حد زیادی با این الگوهای دلبستگی بی ارتباط به نظر می رسه. این تحقیق در مجله Personality and Individual Differences منتشر شده.

روان شناس ها خودشیفتگی رو به دو زیرنوع اصلی تقسیم می کنن که ویژگی های خصمانه مشترکی دارن اما در نحوه بیان متفاوتن. خودشیفتگی خودبزرگ بین با برون گرایی، پرخاشگری و یک سبک بین فردی سلطه جو شناخته می شه. افرادی با این ویژگی ها تمایل دارن حس خودبزرگ بینی مبالغه آمیزی داشته باشن و اغلب سعی می کنن دیگران رو کنترل کنن.

خودشیفتگی آسیب پذیر پروفایل متفاوتی داره که با درون گرایی و روان رنجوری بالا مشخص می شه. افرادی که سطح بالایی از خودشیفتگی آسیب پذیر دارن، حس شکننده ای از خود دارن و نسبت به نظرات دیگران خیلی حساس هستن. اون ها اغلب شکلی تدافعی از خودبزرگ بینی رو نشون می دن که احساسات عمیق بی کفایتی شون رو مخفی می کنه.

ویژگی های خودشیفتگی با پیامدهای منفی مختلفی در زندگی، به خصوص در روابط بین فردی همراه هستن. شراکت های عاطفی که شامل افراد خودشیفته می شه، اغلب از نبود تعهد و نرخ بالاتر خیانت رنج می برن که در چنین شرایطی شناخت راهکارهای پایداری رابطه برای جلوگیری از فروپاشی عاطفی ضروری به نظر می رسه. این روابط می تونن با دست کاری (مانیپولاسیون) و پرخاشگری در طول درگیری ها شناخته بشن.

ارتباط خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن؛ یک فراتحلیل جدید

برای درک ریشه این الگوهای ناسازگار، از جمله پدیده خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن، محقق ها اغلب به نظریه دلبستگی نگاه می کنن. این نظریه میگه که تجربه های اولیه با مراقبت کننده ها، «مدل های کاری درونی» فرد از خودش و دیگران رو شکل می ده. این مدل ها تا بزرگسالی باقی می مونن و روی نحوه برخورد افراد با صمیمیت عاطفی و وابستگی تاثیر می ذارن.

تحقیقات قبلی در مورد ارتباط بین دلبستگی و خودشیفتگی نتایج متناقضی داشته. برخی مطالعات ارتباط بین خودشیفتگی و دلبستگی اضطرابی رو پیشنهاد کردن، در حالی که بقیه به سبک های اجتنابی اشاره داشتن. نویسندگان مطالعه فعلی قصد داشتن با بررسی سیستماتیک و ترکیب داده های متون موجود، این تناقض ها رو حل کنن. هدف این بود که ارتباط پیچیده بین انواع مختلف خودشیفتگی و دلبستگی را، به ویژه در زمینه خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن، روشن کنند.

مگان ویلیس، دانشیار دانشگاه کاتولیک استرالیا و نویسنده مطالعه، گفت: «علاقه ما از تمایل به درک بهتر عوامل خطر رشدی نشات گرفت که ممکنه به توضیح نحوه ظهور ویژگی های خودشیفتگی کمک کنه. ادبیات موجود متناقض بود و اغلب با خودشیفتگی به عنوان یک سازه واحد برخورد می کرد، بنابراین ما یک فراتحلیل انجام دادیم تا روشن کنیم سبک های مختلف دلبستگی چطور با اشکال مختلف خودشیفتگی در ارتباط هستن. این کار به ما اجازه داد حجم زیادی از شواهد رو جمع آوری کنیم و برخی از اون تناقض ها رو برطرف کنیم.»

محقق ها پنج پایگاه داده علمی بزرگ رو برای مطالعات منتشر شده تا اردیبهشت 1403 جستجو کردن. برای ورود به این بررسی، مطالعات باید به زبان انگلیسی نوشته می شدن و از معیارهای تایید شده برای هر دو مورد دلبستگی بزرگسالان و صفت خودشیفتگی استفاده می کردن.

این بررسی منحصرا روی نمونه های بزرگسال غیربالینی تمرکز داشت تا این ویژگی ها رو در جمعیت عمومی درک کنه. محقق ها از ابزاری به نام AXIS برای ارزیابی کیفیت و سوگیری احتمالی مطالعات انتخاب شده استفاده کردن. این فرآیند منجر به انتخاب نهایی 33 مطالعه شد.

نمونه ترکیبی در این مطالعات شامل 10675 شرکت کننده بود. محقق ها از نرم افزار آماری برای محاسبه قدرت کلی روابط بین زیرنوع های خودشیفتگی و چهار سبک دلبستگی متمایز استفاده کردن. این سبک ها عبارتند از: ایمن، مشغول، اجتنابی-تحقیرکننده و ترسناک.

دلبستگی ایمن با دید مثبت هم به خود و هم به دیگران تعریف می شه. افرادی با این سبک معمولا با صمیمیت و استقلال راحت هستن. دلبستگی مشغول شامل دید منفی به خود اما دید مثبت به دیگران هست که منجر به اضطراب و نیاز به اطمینان خاطر می شه.

دلبستگی اجتنابی-تحقیرکننده با دید مثبت به خود اما دید منفی به دیگران مشخص می شه. افرادی با این سبک تمایل دارن از صمیمیت دوری کنن و به خوداتکایی اولویت بدن. دلبستگی ترسناک شامل دیدگاه های منفی به هر دو (خود و دیگران) هست که منجر به تمایل برای برقراری تماس همراه با ترس از طرد شدن می شه.

نتایج فراتحلیل بر اهمیت درک رابطه بین خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن تاکید دارد. این بررسی نشان داد که خودشیفتگی آسیب پذیر رابطه مثبت و معناداری با هر سه شکل دلبستگی ناایمن نشان داد. قوی ترین ارتباط بین خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی مشغول پیدا شد.

این یافته نشون می ده که خودشیفتگی آسیب پذیر به طور نزدیکی با اضطراب در مورد رها شدن و وابستگی به تایید بیرونی پیوند خورده. افرادی با این ویژگی ها ممکنه از رفتارهای خودشیفته به عنوان یک استراتژی جبرانی استفاده کنن. اون ها ممکنه برای تنظیم عزت نفس شکننده ای که به تایید دیگران متکی هست، به دنبال اطمینان خاطر بیش از حد باشن. این یافته ها بر پیچیدگی پدیده خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن تاکید می کنند.

یک رابطه مثبت متوسط هم بین خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ترسناک مشاهده شد. این سبک دلبستگی اغلب ریشه در مراقبت های متناقض یا طردکننده داره. این پیوند نشون می ده که خودشیفتگی آسیب پذیر ممکنه شامل کناره گیری تدافعی و هوشیاری بیش از حد در روابط باشه.

ویلیس به PsyPost گفت: «از جهات زیادی یافته ها با اون چیزی که انتظار داشتیم، به ویژه پیوند بین دلبستگی ناایمن و خودشیفتگی آسیب پذیر، همخوانی داشت. چیزی که ما رو شگفت زده کرد، قدرت اون روابط بود، به خصوص برای دلبستگی مشغول و ترسناک. اثرات قوی تر از اون چیزی بود که قبل از شروع مطالعه پیش بینی می کردم.»

محقق ها همچنین یک رابطه ضعیف اما معنادار بین خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی اجتنابی-تحقیرکننده پیدا کردن. این نشون می ده که اگرچه این افراد ممکنه تشنه تایید باشن، اما از استراتژی هایی برای حفظ فاصله عاطفی هم استفاده می کنن. همسو با این یافته ها، خودشیفتگی آسیب پذیر با دلبستگی ایمن رابطه منفی داشت.

نتایج برای خودشیفتگی خودبزرگ بین تضاد شدیدی رو نشون داد. تجزیه و تحلیل ها هیچ رابطه معناداری بین خودشیفتگی خودبزرگ بین و هیچ کدوم از سبک های دلبستگی ناایمن نشون نداد. یک رابطه مثبت بسیار ناچیز با دلبستگی ایمن وجود داشت، اما اون قدر قوی نبود که از نظر عملی معنادار در نظر گرفته بشه.

این یافته ها این ایده رو به چالش می کشه که همه اشکال خودشیفتگی ناشی از ناامنی عمیق یا آسیب های دلبستگی هستن. به نظر می رسه خودشیفتگی خودبزرگ بین از اضطراب و اجتنابی که مشخصه خودشیفتگی آسیب پذیر هست، متمایز باشه. برخی نظریه ها پیشنهاد می دن که ویژگی های خودبزرگ بینی ممکنه به جای نبودِ صمیمیت، ناشی از بیش ارزش دهی والدین باشه.

ویلیس توضیح داد: «نکته کلیدی اینه که در پدیده خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن، سبک های دلبستگی ناایمن به ویژه دلبستگی ترسناک و مشغول عوامل خطر مهمی برای خودشیفتگی آسیب پذیر هستن. این نشون می ده که تقویت دلبستگی ایمن در دوران کودکی و کمک به افراد برای پشت سر گذاشتن آسیب های دلبستگی در مراحل بعدی زندگی، ممکنه خطر ایجاد یا تداوم این الگوها رو کاهش بده.»

مثل همه تحقیقات، محدودیت هایی هم وجود داره. داده های تحلیل شده مقطعی بودن، به این معنی که تصویری از یک لحظه خاص رو ثبت می کنن. این موضوع مانع از این می شه که محقق ها تعیین کنن آیا دلبستگی ناایمن باعث خودشیفتگی می شه یا ویژگی های خودشیفتگی منجر به دلبستگی ناایمن می شه. با این حال، چیزی که نتایج ما نشون می ده اینه که برای افرادی که سطح بالایی از خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن رو تجربه می کنن، دلبستگی ناایمن ممکنه یک عامل خطر مهم باشه.»

تکیه بر معیارهای خودگزارشی محدودیت دیگه ای هست. افرادی با ویژگی های خودشیفتگی ممکنه فاقد خودآگاهی باشن یا تمایلی به گزارش دقیق رفتارهای خودشون نداشته باشن. این موضوع به ویژه برای خودشیفته های خودبزرگ بین که ممکنه در مورد حس امنیت خودشون اغراق کنن، صادقه.

تحقیقات آینده باید روی مطالعات طولی تمرکز کنن که افراد رو از کودکی تا بزرگسالی دنبال می کنن. این کار به روشن شدن مسیرهای علی بین تجربیات مراقبتی اولیه و رشد پدیده خودشیفتگی آسیب پذیر و دلبستگی ناایمن کمک می کنه. محقق ها همچنین توصیه می کنن بررسی بشه که این پویایی ها چطور ممکنه در فرهنگ ها و جنسیت های مختلف متفاوت باشه.

ویلیس گفت: «یک هدف بلندمدت کلیدی، افزایش درک و آموزش در مورد اهمیت دلبستگی در دوران کودکی و نحوه تاثیر روابط اولیه بر زندگیه. من به طور خاص به این موضوع علاقه مندم که چطور فرزندپروری و مراقبت های اولیه، تنظیم هیجان و عملکرد بین فردی رو شکل می دن. در کار فعلی م، دارم بررسی می کنم که آیا مشکلات در تنظیم هیجان به توضیح پیوند بین خودشیفتگی آسیب پذیر و خشونت بین شرکای عاطفی کمک می کنه یا نه. این ممکنه به ارائه استراتژی های پیشگیری و مداخله هدفمندتر کمک کنه.»

در مجموع، این فراتحلیل نشان می دهد که ریشه های شخصیت خودشیفته بسیار پیچیده تر از یک الگوی واحد است و میان انواع مختلف آن تفاوت های ساختاری وجود دارد. شناخت این تفاوت ها در نحوه شکل گیری روابط عاطفی و مقابله با ترس از طرد شدن می تواند مسیرهای جدیدی را برای مداخلات درمانی باز کند.

این مطالعه با عنوان «رابطه بین سبک های دلبستگی و خودشیفتگی: یک بررسی سیستماتیک و فراتحلیلی»، توسط جیمی موهای، کدی چنگ، زوچیتل د لا پداد گارسیا و مگان ال. ویلیس نوشته شده.

Vulnerable narcissism is strongly associated with insecure attachment, study finds

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: ژانویه 28, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما