این پژوهش بررسی می کند که چگونه شدت علائم بیش فعالی و نقص توجه در بزرگسالان باعث ایجاد شکاف میان حمایت های مورد نیاز و دریافتی می شود و به احساس کمبود حمایت در ADHD دامن می زند.
بزرگسالانی که به اختلال بیش فعالی و نقص توجه (ADHD) مبتلا هستن، اغلب بین اون کمکی که از ته دل می خوان و حمایتی که حس می کنن از شریک عاطفی شون می گیرن، یه فاصله عمیقی رو تجربه می کنن. این احساس کمبود حمایت در ADHD، موضوعی است که یک تحقیق جدید که در مجله روابط اجتماعی و فردی (Journal of Social and Personal Relationships) منتشر شده، به آن پرداخته و نشان می دهد که شدت علائم ADHD مستقیما روی این پویایی های بین فردی تاثیر می ذاره. یافته ها حاکی از اونه که الگوهای شناختی و عاطفیِ خاصِ این اختلال، می تونه مدیریت حمایت های متقابل تو رابطه رو به یه چالش منحصربه فرد تبدیل کنه.
حمایت اجتماعی یکی از ستون های اصلیِ پیوندهای نزدیک انسانیه. محقق ها معمولا این حمایت رو به پنج دسته متمایز تقسیم می کنن. حمایت عاطفی شامل ابراز همدلی و مراقبته. حمایت عزت نفسی هم روی تایید توانمندی ها و ارزش های فرد تمرکز داره.
حمایت شبکه ای به پیام هایی گفته می شه که حس تعلق یا پذیرفته شدن رو تو فرد ایجاد می کنه. حمایت اطلاعاتی هم شامل دادنِ توصیه یا حقایق مفید به فرده. در نهایت، حمایت ملموس شامل ارائه کمک های مادی، مثل پول یا کمک فیزیکی در انجام کارهاست.
تو یه رابطه معمولی، طرفین انتظار دارند که این مدل کمک ها رو به هم بدن و از هم بگیرن. وقتی کسی حس می کنه کمتر از اون چیزی که نیاز داره کمک دریافت می کنه، جامعه شناس ها به این وضعیت می گن «شکاف حمایتی». این شکاف ها می تونه باعث کاهش اعتمادبه نفس و نارضایتی از رابطه بشه و حتی در ابعاد عمیق تر، مشابه تاثیر افسردگی بر معنای زندگی با توجه به تنهایی و خودارزیابی، فرد را در درک ارزش های وجودی خود دچار چالش کند.
بیشترِ تحقیقاتی که تا حالا روی این شکاف ها انجام شده، بر اساس داده های افراد نوروتیپیکال (کسایی که سیستم عصبی معمولی دارن) بوده. این موضوع باعث شده یه سوال بی جواب باقی بمونه که افراد نورودایورجنت (کسایی که تفاوت های عصبی دارن) چطور این تعاملات رو پیش می برن. بزرگسالان مبتلا به ADHD اغلب اطلاعات رو به شکل متفاوتی پردازش می کنن و هیجانات شون رو هم متفاوت از بقیه مردم تنظیم می کنن.
لیندسی ای. دوود (Lindsay A. Duede)، پژوهشگر دانشگاه ایالتی لوئیزیانا، سرپرستیِ تحقیقی رو برعهده داشت تا این کمبود داده رو جبران کنه. دوود در کنار کولتر دی. ری از دانشگاه تامپا و کلی اس تی.سیر بریسینی از دانشگاه ایالتی لوئیزیانا روی این پروژه کار کرد. هدف تیم این بود که بفهمن چطور علائم خاص ADHD، روی تمایل به دریافت حمایت و درک اون تاثیر می ذاره و چرا افراد با احساس کمبود حمایت در ADHD مواجه می شوند.
محقق ها روی سه علامت اصلی مرتبط با این اختلال تمرکز کردن. اولین مورد بی توجهیه که اغلب خودش رو به صورت دشواری در تمرکز یا فراموش کاری نشون می ده. دومین مورد هم بیش فعالیه که با بی قراری یا سطح انرژی بالا شناخته می شه.
سومین علامت هم ناتوانی در تنظیم هیجاناته. این یعنی فرد برای مدیریت واکنش های احساسیِ شدیدش به مشکل می خوره و می تونه منجر به تغییرات ناگهانی خلق وخو یا حس سرخوردگیِ شدید موقع استرس بشه.
برای انجام این مطالعه، تیم تحقیق 286 فرد بزرگسال رو که معیارهای تشخیصی ADHD رو داشتن، جذب کرد. هر کدوم از این شرکت کننده ها در حال حاضر تو یه رابطه عاطفی بودن و یه سری نظرسنجی آنلاینِ دقیق رو کامل کردن.
بخش اول نظرسنجی، شدت علائم ADHD اون ها رو ارزیابی کرد. شرکت کننده ها رتبه بندی کردن که هر چند وقت یک بار مشکلاتی مثل مشکل در تمرکز یا غرق شدن در احساسات رو تجربه می کنن. بخش دوم هم روی رابطه عاطفی شون متمرکز بود.
شرکت کننده ها رتبه بندی کردن که چقدر به هر کدوم از اون پنج نوع حمایت از طرف شریک عاطفی شون نیاز دارن. بعدش هم مشخص کردن که به نظر خودشون، واقعا چقدر از اون حمایت ها رو دریافت کردن. در نهایت، به سوالاتی درباره احساس «رنجش» ناشی از این تعاملات پاسخ دادن.
یافته های کلیدی در مورد احساس کمبود حمایت در ADHD
داده ها یه الگوی واضح رو درباره تمایل به کمک گرفتن نشون دادن. شرکت کننده هایی که علائم ADHD شدیدتری داشتن، تمایل و نیاز بیشتری رو برای تقریبا تمام انواع حمایت ها گزارش کردن. این موضوع مخصوصا درباره حمایت های عاطفی، عزت نفسی، اطلاعاتی و ملموس صدق می کرد.
به نظر می رسد شدت علائم یه فرد، نیازش به اطمینان خاطر و کمک رو بیشتر می کنه. با این حال، مطالعه نشون داد که بین این میل و حمایتی که شرکت کننده ها حس می کردن دریافت می کنن، یه گسست وجود داره. تو خیلی از موارد، خواستنِ کمکِ بیشتر، لزوما به این معنی نبود که فرد حس کنه ازش حمایت شده.
این گسست بیشتر از همه در مورد بیش فعالی دیده شد که به احساس کمبود حمایت در ADHD دامن می زند. محقق ها متوجه شدن که بیش فعالی شکاف بین حمایتِ مورد نیاز و حمایتِ تجربه شده رو بیشتر می کنه. این موضوع از نظر آماری هم برای حمایت عاطفی و هم برای حمایت ملموس کاملا مشهود بود.
وقتی فردی سطح بالایی از بیش فعالی رو گزارش می کرد، تمایلش برای حمایت هیچ رابطه ای با اون چیزی که حس می کرد دریافت کرده، نداشت. محقق ها حدس می زنن که ممکنه بیش فعالی تو برقراری ارتباط اختلال ایجاد کنه؛ چون ممکنه برای فرد سخت باشه که سرعتش رو کم کنه و کمکی که بهش پیشنهاد می شه رو هضم و پردازش کنه.
از طرف دیگه، بیش فعالی ممکنه منجر به سبک های ارتباطیِ تکانشی بشه. اگه درخواستِ فرد واضح نباشه، ممکنه شریک عاطفی اصلا متوجه نشه که اون به چی نیاز داره. این می تونه باعث بشه فرد مبتلا به ADHD، بدون توجه به تلاش های طرف مقابل، حس کنه نیازهاش بی پاسخ مونده.
تاثیر علائم ADHD بر احساس کمبود حمایت در ADHD
این مطالعه همچنین پیامدهای عاطفیِ این تعاملات رو هم بررسی کرد. نویسنده ها به طور خاص روی «احساسات جریحه دار شده» تمرکز کردن؛ این یه حس اجتماعیه که اغلب به خاطر طرد شدن یا مورد انتقاد قرار گرفتن به وجود می آد.
تحلیل ها نشون داد که ناتوانی در تنظیم هیجانات، یه پیش بینی کننده قوی برای رنجیده خاطر شدن بود. افرادی که تو تنظیم احساسات شون مشکل دارن، درد و رنج بیشتری رو حین تعاملات حمایتی گزارش کردن که این موضوع می تواند به تقویت احساس کمبود حمایت در ADHD منجر شود.
بی توجهی و بیش فعالی هم با افزایش احساس رنجش مرتبط بودن. نویسنده ها برای توضیح این مسئله یه مدل میانجی رو پیشنهاد دادن. اون ها متوجه شدن که تمایلِ شدید برای حمایت، یه فاکتور کلیدی تو این زمینه بوده.
شدت بالای علائم باعث می شد فرد نیاز خیلی زیادی به حمایت داشته باشه. به نظر می رسه این اشتیاقِ شدید برای برقراری ارتباط، باعث می شه افراد آسیب پذیرتر بشن. وقتی کسی به تاییدِ خیلی زیادی نیاز داره، حتی یه بی توجهیِ کوچیک که از سمت مقابل حس بشه، می تونه باعث درد عاطفیِ بزرگی بشه.
این یافته ها «مدل پزشکیِ» ناتوانی رو که اغلب تو روانشناسی استفاده می شه، به چالش می کشه. این مدل، ADHD رو یه نقص درونی تو فرد می بینه که باید اصلاح بشه. در عوض، نویسنده ها کارشون رو در قالب یه «مدل اجتماعی» ارائه دادن.
مدل اجتماعی می گه ناتوانی از تعامل بین فرد و محیطش به وجود می آد. تو این مورد، مسئله فقط مغز فردِ مبتلا به ADHD نیست؛ بلکه ناهماهنگیِ بین سبک ارتباطیِ فرد و هنجارهای رفتارهای حمایتیه.
رضایت از رابطه نقش خیلی مهمی تو نتایج داشت. شرکت کننده هایی که تو روابط شون شادتر بودن، کلا گزارش می دادن که حمایت بیشتری دریافت می کنن. اون ها همچنین بدون توجه به شدت علائم شون، کمتر احساس رنجش می کردن.
این نشون می ده که یه پیوند عاطفیِ قوی می تونه مثل یه ضربه گیر عمل کنه. این پیوند ممکنه به افراد مبتلا به ADHD کمک کنه تا کارهای شریک عاطفی شون رو مثبت تر تفسیر کنن و کمتر دچار احساس کمبود حمایت در ADHD شوند. با این حال، چالش های شناختیِ زمینه ای همچنان یه فاکتور مهم تو نحوه پردازش حمایت ها باقی می مونن.
نویسنده ها به چند مورد از محدودیت های روش تحقیق شون هم اشاره کردن. این مطالعه کاملا بر اساس داده های خوداظهاری بود. این یعنی فقط واقعیت رو از دیدِ شریکِ مبتلا به ADHD ثبت کرده، اما حمایتی که واقعا ارائه شده رو به طور عینی اندازه گیری نکرده.
همچنین محقق ها از شرکای عاطفی نظرسنجی نکردن. درک دیدگاهِ شریک عاطفی می تونه روشن کنه که آیا این شکاف حمایتی واقعا وجود داره یا فقط یه برداشت ذهنیه. معلوم نیست که آیا شرکا از حمایت کردن دریغ می کنن یا اینکه فرد مبتلا به ADHD متوجه اون حمایت ها نمی شه.
این مطالعه به صورت مقطعی انجام شده، یعنی فقط یه تصویر از یه زمان خاص رو ثبت کرده. بنابراین نمی تونه ثابت کنه که علائم ADHD باعث ایجاد شکاف حمایتی می شن، فقط نشون می ده که به هم ربط دارن. برای بررسی این پویایی ها در طول یه رابطه، به مطالعات طولانی مدت نیاز هست.
تحقیقات آینده باید روی استراتژی های ارتباطیِ خاص تمرکز کنن. نویسنده ها حدس می زنن که درخواستِ مستقیم برای حمایت ممکنه موثرتر از اشاره های غیرمستقیم باشه. افراد مبتلا به ADHD اغلب از طرد شدن می ترسن و همین باعث می شه نیازهاشون رو پنهان کنن. به نظر می رسد آموزش استراتژی های ارتباطی می تواند در کاهش احساس کمبود حمایت در ADHD موثر باشد.
این مطالعه با عنوان «ترجیحات برای حمایت اجتماعی و شکاف های حمایتی درک شده در میان بزرگسالان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه (ADHD)» توسط لیندسی ای. دوود، کولتر دی. ری و کلی اس تی.سیر بریسینی نوشته شده است.
شناخت دقیق نیازهای عاطفی و چالش های ارتباطی در افراد مبتلا به ADHD می تواند مسیر جدیدی را برای بهبود کیفیت روابط عاطفی باز کند. با جایگزینی درک متقابل به جای قضاوت های عجولانه، زوجین می توانند فضایی امن تر برای ابراز نیازها و دریافت حمایت های واقعی ایجاد کنند و از تفرقه و رنجش های احتمالی در زندگی مشترک پیشگیری نمایند.
Adults with ADHD crave more relationship support but often feel shortchanged