پدیده عشق کور فراتر از یک توصیف شاعرانه است و تحقیقات علمی نشان می دهند که مواجهه با نشانه های رمانتیک می تواند باعث کاهش قدرت خویشتن داری و در نتیجه افزایش رفتارهای پرریسک در ابعاد مختلف زندگی شود.
عشق کور، ریسک عاشقانه: مواجهه با نشانه های عاشقانه ریسک پذیری غیراخلاقی و غیر اصولی را افزایش می دهد
مقدمه؛ آیا عشق کور واقعا ما را به سمت ریسک های بزرگ سوق می دهد؟
یک مطالعه جدید نشان می دهد که دیدن نشانه هایی از عشق و عاشقی می تواند باعث شود افراد ریسک های بزرگ تری بپذیرند. به نظر می رسد این تاثیر از کاهش حس خویشتن داری نشات می گیرد و منجر به رفتارهایی می شود که از هیجانات تفریحی تا تصمیمات غیراخلاقی را در بر می گیرد. این یافته ها در مجله Scandinavian Journal of Psychology منتشر شده اند. این تحقیق به سوال قدیمی “آیا عشق کور واقعا ما را به سمت ریسک های غیرمنطقی سوق می دهد؟” پاسخ می دهد.
رابطه بین عشق و ریسک یک موضوع تکراری در داستان های فرهنگی در طول تاریخ است. با وجود اینکه این بن مایه در هنر و داستان سرایی بسیار رایج است، درک علمی از اینکه چطور عشق و عاشقی تصمیم گیری های ما را تغییر می دهد، هنوز محدود است.
انگیزه تحقیق؛ داستان عشق و ریسک
هنگ لی (Heng Li)، نویسنده تحقیق و استاد علوم شناختی و روان شناسی در دانشگاه مطالعات بین المللی سیچوان می گوید: «من از بچگی عاشق خواندن داستان های عاشقانه بودم، از افسانه چینی عاشقان پروانه گرفته تا رومئو و ژولیت شکسپیر؛ و هم به خاطر وفاداری همیشگی شخصیت ها و هم به خاطر تلخی پایان های تراژیک شان تحت تاثیر قرار می گیرم.»
«این موضوع همیشه برایم سوال بوده: آیا واقعا آدما می توانند همه چیز را فدای عشق کنند؟ آیا عشق ما را کور می کند؟ آیا این یک افسانه قدیمی است یا یک غریزه فرهنگی که به ما ارث رسیده، طوری که وقتی با عشق روبرو می شویم، نترس می شویم و حاضریم از همه چیز بگذریم؟»
لی ادامه داد: «هر چه بزرگ تر شدم، فهمیدم که ما هنوز هم این ژن فرهنگی را با خودمان داریم. شاید دوستان من حاضر نباشند جانشان را فدای عشق کنند، اما گاهی اوقات به طرز عجیبی کور می شوند؛ مثلا وام می گیرند تا برای پارتنرشان کادو بخرند یا یک شغل ثابت را ول می کنند تا با عشق شان یک کسب وکار راه بیندازند. حتی در دورانی که هوش مصنوعی دارد همه جا را می گیرد، آن تمایل همیشگی به شجاعتِ از روی کوته فکری برای عشق، به نظر می رسد که تغییری نکرده است.»
«چیزی که در نهایت من را به این سمت کشاند این بود که آموزش های من در روان شناسی و علوم شناختی به من اجازه می دهد این کنجکاوی های دوران بچگی را از دریچه علوم رفتاری آزمایش کنم و عشق را از یک موضوع داستانی صرف، به یک سوال علمی در دنیای واقعی تبدیل کنم. یعنی عشق چیزی فراتر از یک احساس است؛ عشق می تواند به تصمیمات ما شکل دهد و گاهی وقتی اصلا انتظارش را نداریم، ما را به سمت ریسک کردن سوق دهد. این تحقیق با نشان دادن نقش خویشتن داری به عنوان یک واسطه، راه را برای درک اینکه کی و چطور نشانه های عاشقانه انتخاب های روزمره ما را هدایت می کنند باز می کند، که این موضوع روی رفتار مصرف کننده، سلامت و امنیت هم تاثیر دارد. در واقع، این مطالعه به پرده برداری از ماهیت عشق کور و تاثیر آن بر زندگی روزمره می پردازد.»
چارچوب نظری؛ عشق به عنوان نیروی کنترل ناپذیر
این مطالعه بر اساس این مفهوم روان شناختی است که عشق اغلب به عنوان یک نیروی غیرقابل کنترل در نظر گرفته می شود. این مفهوم می گوید وقتی افراد با محرک های عاشقانه روبرو می شوند، ممکن است احساس کنند کمتر روی رفتارهای خودشان کنترل دارند. زبان هم اغلب این ایده را از طریق استعاره هایی مثل «بیمارِ عشق» یا «کورکورانه عاشق شدن» نشان می دهد. مفهوم «کورکورانه عاشق شدن» به خوبی پدیده عشق کور و کاهش خویشتن داری را توضیح می دهد. این تحقیق همچنین نظریه سرمایه گذاری والدین را در مورد استراتژی های جفت گیری در نظر می گیرد. این نظریه پیشنهاد می دهد که ریسک کردن گاهی می تواند به عنوان راهی برای نشان دادن شایستگی و جذب شریک زندگی عمل کند.
بررسی علمی پدیده عشق کور و خویشتن داری
آزمایش اول؛ کلمات عاشقانه و افزایش ریسک پذیری
برای آزمایش این چارچوب های نظری، لی چهار آزمایش جداگانه انجام داد. آزمایش اول شامل 182 دانشجوی مقطع کارشناسی بود که از یک دانشگاه در چین انتخاب شده بودند. محقق شرکت کننده ها را برای یک تکلیف کامپیوتری مربوط به تصمیمات واژگانی به دو گروه تقسیم کرد. یک گروه کلمات مرتبط با عشق مثل «عروسی»، «ازدواج»، «قرار عاشقانه» و «رومانتیک» را دیدند. گروه کنترل کلمات خنثی مثل «عینی»، «پنجره»، «کلاس» و «فکر» را دیدند.
بعد از تکلیف کلمات، شرکت کننده ها یک نظرسنجی را برای اندازه گیری حس کنترل شخصی شان پر کردند. آن ها همچنین مقیاسی به اسم DOSPERT را تکمیل کردند تا احتمال انجام فعالیت های پرریسک را بسنجند. این مقیاس تمایل به ریسک پذیری را در پنج حوزه مختلف ارزیابی می کند: اخلاقی، مالی، تفریحی، اجتماعی و سلامت یا ایمنی.
داده ها نشان داد دانشجوهایی که در معرض کلمات عاشقانه بودند، در مقایسه با گروه کنترل، تمایل بیشتری به ریسک پذیری داشتند. این تمایل فقط به یک نوع رفتار محدود نمی شد، بلکه در چندین حوزه دیده می شد. تحلیل های آماری تایید کرد که گروه عاشقانه حس ضعیف تری نسبت به کنترل شخصی روی زندگی شان داشتند. این تحلیل ها پیشنهاد کرد که همین کم شدن حس کنترل، عامل اصلی پشت افزایش اشتیاق به ریسک بوده است. این نتایج نشان دهنده چگونگی پدید آمدن عشق کور و تاثیر آن بر تصمیمات روزمره است.
آزمایش دوم؛ تاثیر تصاویر عاشقانه بر هیجانات فیزیکی
مطالعه دوم سعی کرد این یافته ها را با جمعیت گسترده تر و معیارهای رفتاری تکرار کند. لی 151 بزرگسال غیردانشجو از مرکز چین را برای شرکت در تحقیق دعوت کرد. به جای دیدن کلمات، تکلیف شامل تماشای آگهی های تبلیغاتی در قالب یک تسک ارزیابی بود. گروه آزمایش تصاویر عاشقانه مثل پوسترهای فیلم که یک زوج در حال بوسیدن همدیگر و گل های رز قرمز را نشان می داد، دیدند. گروه کنترل تبلیغاتی برای محصولات تکنولوژی مثل گوشی های موبایل و بازی های ویدئویی را دیدند.
شرکت کننده ها همان ارزیابی کنترل شخصی که در مطالعه اول استفاده شده بود را انجام دادند. برای اندازه گیری رفتار واقعی ریسک پذیری، محقق به عنوان تشکر، حق انتخاب بین دو بلیط هدیه را به آن ها داد. یک بلیط برای نمایشگاه گل و گیاه بود که یک فعالیت امن و کم خطر به حساب می آمد. بلیط دیگر برای تجربه بانجی جامپینگ بود که یک فعالیت غیراخلاقی نبود اما از نظر فیزیکی پرریسک محسوب می شد.
نتایج نشان دهنده یک تغییر رفتاری بر اساس تصاویری بود که شرکت کننده ها دیده بودند. کسانی که در معرض تبلیغات عاشقانه قرار گرفته بودند، به طرز قابل توجهی بیشتر احتمال داشت بلیط بانجی جامپینگ را انتخاب کنند. حدود 74 درصد از گروه عاشقانه گزینه پرریسک را انتخاب کردند. در حالی که فقط حدود 53 درصد از گروه خنثی همان انتخاب را داشتند. این آزمایش شواهدی ارائه داد که نشانه های عاشقانه می توانند افراد را در سناریوهای دنیای واقعی به سمت هیجانات فیزیکی سوق دهند.
آزمایش سوم؛ عشق کور و ریسک های غیراخلاقی
آزمایش سوم بررسی کرد که آیا این اثر روی ریسک های غیراخلاقی هم صدق می کند یا نه. بانجی جامپینگ از نظر فیزیکی پرریسک است اما از نظر اجتماعی پذیرفته شده است، در حالی که رفتارهای دیگر استانداردهای اخلاقی را زیر پا می گذارند. لی 111 بزرگسال را برای آزمایش این تفاوت با استفاده از روش داستان سرایی انتخاب کرد. شرکت کننده ها عکسی از یک پل قرون وسطایی در یک شهر اروپایی را دیدند.
نیمی از شرکت کننده ها داستانی درباره یک عشق مادام العمر که به آن پل مرتبط بود را خواندند. نیم دیگر داستانی درباره یک دوستی قدیمی بین دو پسر خواندند که از همان جا شروع شده بود. بعد از شرکت کننده ها خواسته شد یک وب سایت شامل لینک هایی به مقالات اطلاعاتی مختلف را ارزیابی کنند. معیار اصلی این بود که آن ها چند بار روی لینکی که اطلاعاتی درباره «چگونه رشوه بدهیم» ارائه می داد، کلیک می کنند. یک لینک جایگزین هم اطلاعاتی درباره بازی های ویدئویی ارائه می داد.
افرادی که داستان عاشقانه را خوانده بودند، بیشتر از کسانی که داستان دوستی را خوانده بودند، روی لینک رشوه کلیک کردند. این نشان دهنده تمایل بیشتر به ریسک پذیری غیراخلاقی هنگام مواجهه با محتوای عاشقانه است. هر دو گروه علاقه مشابهی به لینک بازی های ویدئویی نشان دادند، که نشان می دهد این اثر فقط مخصوص محتوای پرریسک بوده است. یک بار دیگر، شرکت کننده ها در وضعیت عاشقانه، سطوح پایین تری از کنترل شخصی را گزارش کردند. این یافته ها نشان می دهد که چگونه حتی در تصمیمات غیراخلاقی، تاثیرات عشق کور می تواند نمایان شود.
آزمایش چهارم؛ تقویت خویشتن داری و تعدیل اثر عشق کور
آزمایش نهایی به دنبال ارائه شواهد مستقیم بود که نشان دهد خویشتن داری مکانیسم محرک این رفتارهاست. محقق فرض کرد که اگر خویشتن داری توسط محیط تقویت شود، اثر نشانه های عاشقانه کمتر می شود. این مطالعه 90 دانشجوی کارشناسی را برای این مرحله جذب کرد. آن ها مامور شدند که یا داستان عاشقانه یا داستان دوستی که در آزمایش قبلی استفاده شده بود را بخوانند.
برای تغییر سطح خویشتن داری، لی محیط فیزیکی که شرکت کننده ها در آن داستان را می خواندند تغییر داد. بعضی از شرکت کننده ها تکلیف را در یک کتابخانه ساکت انجام دادند. این محیط معمولا با نظم، تمرکز و خویشتن داری بیشتر همراه است. بقیه شرکت کننده ها داستان را در خوابگاه خواندند. این محیط اغلب با استراحت، معاشرت و رعایت کمتر قوانین رفتاری همراه است.
بعد از خواندن داستان ها در محیط های مربوطه، شرکت کننده ها در مورد بلیط های هدیه ای که در مطالعه دوم استفاده شده بود، انتخاب کردند. در محیط خوابگاه، گروه عاشقانه گزینه پرریسکِ بانجی جامپینگ را ترجیح دادند. این نتیجه یافته های مطالعات قبلی را تکرار کرد. اما در محیط کتابخانه، تاثیر نشانه های عاشقانه از بین رفت.
وقتی محیط فرد را به خویشتن داری بیشتر تشویق می کرد، مواجهه با داستان های عاشقانه منجر به افزایش ریسک پذیری نمی شد. این موضوع از این فرضیه حمایت می کند که نشانه های عاشقانه با ضعیف کردن موقتی دفاع های خویشتن داری فرد عمل می کنند. محیط کتابخانه به طور موثری با تخلیه کنترل که بر اثر افکار عاشقانه ایجاد شده بود، مقابله کرد.
محدودیت ها و تحقیقات آینده
مثل تمام تحقیقات، این مطالعه هم محدودیت های خاصی دارد. نمونه ها کاملا از شرکت کننده های چینی تشکیل شده بودند. تفاوت های فرهنگی در نحوه مفهوم سازی عشق و عاشقی می تواند به این معنی باشد که نتایج ممکن است در سایر نقاط جهان متفاوت باشد. علاوه بر این، آزمایش ها بر تکالیف آزمایشگاهی و انتخاب های فرضی متکی بودند. با اینکه معیارهای رفتاری طوری طراحی شده بودند که واقع بینانه باشند، اما شامل انجام واقعیِ کارهای پرریسکی مثل رشوه دادن نمی شدند. بررسی تاثیرات فرهنگی بر پدیده عشق کور می تواند راهگشای تحقیقات آتی باشد.
تحقیقات آینده می توانند بررسی کنند که آیا این اثرات بر اساس وضعیت تاهل یا رابطه فرد متفاوت است یا نه. ممکن است افرادی که در رابطه های جدید هستند نسبت به کسانی که در ازدواج های طولانی مدت هستند، واکنش متفاوتی نشان دهند؛ به ویژه زمانی که از راهکارهای موثر برای جلوگیری از طلاق در میانسالی برای پایداری رابطه خود استفاده می کنند. همچنین مشاهده این رفتارها در محیط های طبیعی خارج از آزمایش های کنترل شده می تواند مفید باشد.
درک این موضوع که عواطف انسانی چگونه می توانند بر فرآیندهای شناختی و اراده ما سایه بیندازند، گامی بلند برای مدیریت بهتر زندگی است. با آگاهی از پدیده عشق کور و این تمایلات ناخودآگاه، می توانیم در لحظاتی که تحت تاثیر هیجانات شدید هستیم، آگاهانه تر عمل کرده و از افتادن در دام تصمیماتی که پیامدهای ناگوار دارند اجتناب کنیم.
New psychology research finds romantic cues reduce self-control and increase risky behavior