یه مطالعه طولی جدید و خیلی بزرگ که در کره جنوبی انجام شده نشون میده که چاقی یه عامل خطر برای ابتلا به میگرن تو بزرگسالای جوونه. این تحقیق نشون میده که چاقی شکمی و میگرن ارتباط نزدیکی با هم دارند؛ چاقی شکمی، که با دور کمر اندازه گیری میشه، نسبت به شاخص توده بدنی (BMI) کلی، پیش بینی کننده قوی تری برای این وضعیت عصبی هست. یافته ها در مجله پزشکی نورولوژی (Neurology) منتشر شدن.
میگرن یه اختلال سردرد ناتوان کننده است که بار سنگینی رو به افراد و جامعه تحمیل می کنه. در حالی که ژنتیک نقش مهمی در ابتلای افراد به میگرن داره، عوامل محیطی و سبک زندگی هم مشارکت قابل توجهی دارن. متخصص های پزشکی مدت هاست متوجه شدن که مدیریت بیماری های همراه، بخش کلیدی درمانه.
چاقی یه عامل خطر شناخته شده برای خیلی از بیماری هاست و با بدتر شدن شرایط میگرنی موجود در ارتباط بوده. این فرآیند اغلب مزمن شدن نامیده میشه. با این حال، این سوال که آیا چاقی واقعا باعث شروع میگرن در افرادی میشه که قبلا اون رو نداشتن، کمتر مشخص بوده.
تحقیقات قبلی در این مورد اغلب به داده های مقطعی متکی بودن. این مطالعات یه جمعیت رو در یک مقطع زمانی واحد بررسی می کنن. این موضوع باعث میشه سخت بشه تعیین کرد که آیا چاقی منجر به میگرن میشه یا اینکه این وضعیت باعث تغییراتی در سبک زندگی میشه که چاقی رو به دنبال داره.
نویسنده های مطالعه جدید به دنبال ایجاد یه پیوند علی شفاف تر بودن. اونا یه مطالعه کوهورت آینده نگر رو برای مشاهده تغییرات در طول زمان طراحی کردن. هدف اصلی شون بررسی ارتباط بین چاقی و خطر ابتلا به میگرن بود. همچنین می خواستن ببینن آیا خطر متناسب با شدت چاقی افزایش پیدا می کنه یا نه.
در تصویر زیر، مدلی از ارتباط فیزیولوژیک بین توزیع چربی در بدن و سیستم عصبی نمایش داده شده است که بر اهمیت بررسی شاخص های مختلف بدنی تاکید دارد.
![]()
این تصویر به خوبی نشان می دهد که چرا محققان تمرکز خود را از وزن کلی به سمت توزیع خاص چربی در ناحیه شکم معطوف کرده اند.
طراحی و روش شناسی مطالعه چاقی شکمی و میگرن
برای رسیدن به این هدف، محقق ها از پایگاه داده گسترده سرویس بیمه سلامت ملی کره استفاده کردن. این سرویس تقریبا 99 درصد از جمعیت کره جنوبی رو پوشش میده. تیم تحقیق تحلیل خودشون رو روی بزرگسالای جوان 20 تا 39 ساله متمرکز کردن. این افراد بین سال های 1388 و 1391 تحت معاینات بهداشتی عمومی قرار گرفته بودن.
مقیاس این مطالعه به طرز استثنایی بزرگ بود. مجموعه داده های اولیه شامل بیش از شش میلیون نفر میشد. محقق ها معیارهای حذف سخت گیرانه ای رو اعمال کردن تا از اعتبار نتایج شون مطمئن بشن. اونا هر کسی که سابقه ثبت شده میگرن قبل از مطالعه داشت رو حذف کردن. همچنین افرادی که داده های مربوط به اندازه گیری های بدن یا عوامل سبک زندگی شون ناقص بود هم کنار گذاشته شدن.
برای جلوگیری از شمارش مواردی که ممکنه در شروع مطالعه وجود داشتن اما تشخیص داده نشده بودن، اونا هر کسی رو که در سال اول مطالعه تشخیص میگرن گرفته بود، حذف کردن. این کار منجر به حجم نمونه نهایی 6،106،560 شرکت کننده شد. میانگین سنی شرکت کننده ها تقریبا 30 سال بود. حدود 39 درصد از نمونه رو زنان تشکیل می دادن.
شرکت کننده ها از اولین معاینه سلامت تا پایان سال 1397 تحت نظر بودن. محقق ها پرونده های پزشکی رو برای شناسایی موارد جدید میگرن پیگیری کردن. اونا به طور خاص دنبال کد G43 طبقه بندی بین المللی بیماری ها بودن. میانگین مدت پیگیری هفت سال بود.
در طول معاینات بهداشتی، کادر پزشکی اندازه گیری های دقیقی از بدن انجام دادن. اونا قد، وزن و دور کمر رو در حالی که شرکت کننده ها لباس سبک پوشیده بودن، اندازه گیری کردن. شاخص توده بدنی با تقسیم وزن به کیلوگرم بر مجذور قد به متر محاسبه شد.
محقق ها شاخص توده بدنی رو به پنج گروه تقسیم کردن. این گروه ها از کم وزنی تا چاقی درجه 2 رو شامل میشدن. دور کمر به شش سطح با فواصل 5 سانتی متری تقسیم شد. این کار به تیم اجازه داد تا چاقی شکمی رو به طور خاص ارزیابی کنن.
این مطالعه شامل اطلاعات دقیق در مورد سبک زندگی و عوامل جمعیت شناختی بود. شرکت کننده ها پرسشنامه هایی رو درباره وضعیت سیگار کشیدن و مصرف الکل پر کردن. اونا همچنین سطح فعالیت بدنی و درآمدشون رو گزارش دادن. آزمایش های خون داده هایی رو در مورد کلسترول، سطح گلوکز و سایر شاخص های متابولیک ارائه دادن. این داده ها به تحلیل عمیق تر رابطه چاقی شکمی و میگرن کمک کردند.
یافته های اصلی؛ ارتباط چاقی شکمی و میگرن
نتایج نشون دهنده یه ارتباط واضح بین ترکیب بدن و خطر میگرن بود. در تحلیل اولیه، خطر ابتلا به میگرن با افزایش شاخص توده بدنی بیشتر میشد. احتمال تشخیص میگرن در افراد مبتلا به چاقی درجه 2 در مقایسه با افرادی با وزن طبیعی بیشتر بود.
این رابطه موقع بررسی دور کمر حتی بارزتر هم بود. محقق ها یه رابطه وابسته به دوز رو مشاهده کردن. این یعنی با افزایش سایز دور کمر، خطر میگرن به صورت مرحله به مرحله بالا می رفت. این روند حتی بعد از اینکه محقق ها مدل های آماری شون رو برای عوامل مخدوش کننده مختلف تنظیم کردن، باز هم درست بود.
تیم تحقیق چندین مدل آماری رو برای جدا کردن اثرات خاص انواع مختلف چاقی اجرا کرد. وقتی اونا اثر دور کمر رو تنظیم کردن، پیوند بین شاخص توده بدنی کلی و میگرن کمتر مستقیم شد. با این حال، پیوند بین دور کمر و میگرن حتی با در نظر گرفتن شاخص توده بدنی هم قوی باقی موند.
این نشون میده که چاقی شکمی به عنوان یه عامل خطر مستقل و قوی تر از چاقی کل بدن عمل می کنه. محقق ها متوجه شدن افرادی که بیشترین اندازه دور کمر رو داشتن، نسبت خطر به طور قابل توجهی بالاتری برای میگرن داشتن. برعکس، کسایی که کمترین اندازه دور کمر رو داشتن، کاهش خطر رو نشون دادن. نتایج این مطالعه به وضوح ارتباط بین چاقی شکمی و میگرن را تایید می کند.
این مطالعه همچنین رابطه بین کم وزنی و خطر میگرن رو روشن کرد. داده های اولیه و تنظیم نشده به نظر می رسوند که افراد کم وزن خطر بالاتری دارن. با این حال، این ارتباط در مدل های کاملا تنظیم شده از بین رفت. این نشون میده که خودِ کم وزنی ممکنه علت مستقیم میگرن نباشه.
تحلیل ها تعاملات پیچیده ای رو در مورد توده عضلانی آشکار کرد. وقتی دور کمر کنترل شد، شاخص توده بدنی بسیار پایین با خطر بالاتر میگرن مرتبط بود. نویسنده ها حدس می زنن که این ممکنه با توده عضلانی کم مرتبط باشه. عضله اسکلتی نقشی در تنظیم التهاب در بدن ایفا می کنه.
التهاب یکی از مظنون های اصلی در مکانیسم بیولوژژیکیه که چاقی و میگرن رو به هم مرتبط می کنه. جالب است بدانید که تاثیر التهاب بر افسردگی در مغز و سیستم های پاداش نیز در سایر مطالعات علمی مورد توجه قرار گرفته است. بافت چربی، به ویژه چربی احشایی که در عمق شکم قرار داره، از نظر متابولیکی فعاله. این بافت مواد مختلفی از جمله سیتوکین های پیش التهابی ترشح می کنه. درک این مکانیسم ها برای شناخت بهتر چاقی شکمی و میگرن ضروری است.
چربی احشایی نسبت به چربی زیرپوستی، نشانگرهای التهابی بیشتری تولید می کنه. این تفاوت بیولوژیکی ممکنه توضیح بده که چرا دور کمر پیش بینی کننده بهتری برای میگرن نسبت به وزن کلی بود. وضعیت التهابی ناشی از چربی اضافی شکم به طور بالقوه می تونه آستانه حملات میگرن رو پایین بیاره.
محقق ها همچنین تحلیل های زیرگروهی انجام دادن تا ببینن آیا نتایج بر اساس جمعیت شناسی متفاوته یا نه. اونا متوجه شدن که ارتباط بین چاقی شکمی و میگرن بر اساس سن تغییر می کنه. این پیوند در بزرگسالای زیر 30 سال نسبت به اونایی که در دهه 30 زندگی شون بود، قوی تر بود. این تفاوت ها در رابطه چاقی شکمی و میگرن نشان دهنده پیچیدگی های موضوع است.
عوامل سبک زندگی هم نقش تعدیل کننده داشتن. این ارتباط در افراد غیرسیگاری قوی تر از سیگاری ها بود. همچنین در مصرف کننده های سنگین الکل شدت بیشتری داشت. مصرف الکل اثرات گشادکننده عروق شناخته شده ای داره که می تونه باعث تحریک سردرد بشه.
به نظر می رسه ترکیب مصرف الکل و چاقی، خطر رو دوچندان می کنه. محقق ها پیشنهاد کردند که اثرات فیزیولوژیکی الکل ممکنه با وضعیت التهابی چاقی تداخل داشته باشه. این می تونه افراد رو مستعدتر به شروع این اختلال کنه.
یه سری محدودیت ها هم هست که باید در نظر گرفته بشه. تکیه بر پرونده های بیمه سلامت به این معنیه که فقط موارد تحت درمان میگرن شمارش شدن. خیلیا بدون کمک گرفتن از پزشک از میگرن رنج می برن. این می تونه منجر به کمتر تخمین زدن نرخ واقعی شیوع بیماری بشه.
این مطالعه همچنین محدود به جمعیت کره بود. ترکیب بدن و توزیع چربی می تونه بین گروه های قومی مختلف متفاوت باشه. نقاط برش خاصی که برای دور کمر و شاخص توده بدنی استفاده شده ممکنه در سطح جهانی کاربرد نداشته باشه. نسبت جنسیتی در مطالعه هم به دلیل ماهیت برنامه غربالگری نامتعادل بود.
ماهیت مشاهده ای این مطالعه به این معنیه که نمی تونه به طور قطعی علیت رو ثابت کنه. با اینکه یه ارتباط زمانی قوی ایجاد می کنه، اما متغیرهای اندازه گیری نشده دیگه ای هم ممکنه در جریان باشن. محقق ها سعی کردن خیلی از عوامل رو کنترل کنن، اما همیشه احتمال وجود عوامل مخدوش کننده باقی مانده در تحقیقات اپیدمیولوژیک هست.
برای تایید این یافته ها در جمعیت های دیگه، به تحقیقات آینده نیاز هست. مطالعاتی با اطلاعات بالینی دقیق تر می تونن بینش بیشتری ارائه بدن. بررسی مسیرهای بیولوژیکی خاص، مثل نقش آدیپوکین های خاص هم می تونه مفید باشه.
با وجود این محدودیت ها، مطالعه شواهدی رو ارائه میده که نشون میده حفظ وزن سالم ممکنه برای پیشگیری از میگرن مهم باشه. این موضوع تاکید می کنه که فرم بدن و توزیع چربی به اندازه عدد روی ترازو اهمیت دارن. در مجموع، این تحقیق بینش های مهمی در مورد چاقی شکمی و میگرن ارائه می دهد.
نویسندگان این مطالعه با عنوان «ارتباط بین چاقی و خطر میگرن: یک مطالعه کوهورت سراسری در کره جنوبی»، سو-ایم جانگ، ناموه کیم، کیونگ دو هان و می جی لی بودن.
در نهایت، درک عمیق تر از تاثیرات متابولیک چربی های بدن بر سیستم عصبی نشان می دهد که پیشگیری از تجمع چربی های احشایی می تواند یک راهکار کلیدی در مدیریت سلامت طولانی مدت باشد. با توجه به یافته های این مطالعه، اصلاح سبک زندگی و توجه به سلامت متابولیک در سنین پایین تر، به عنوان یک سپر دفاعی در برابر بروز اختلالات عصبی پیچیده عمل می کند.
Large study links abdominal obesity to increased risk of migraines