تحقیقات اخیر نشون میده که زن های زندانی با ویژگی های سایکوپاتی (روان آزاری)، الگوهای غیرمنتظره ای توی پردازش عاطفی دارن، مخصوصا وقتی تصاویر ناخوشایند رو می بینن. این مطالعه به درک احساسات زنان سایکوپات کمک می کند. یه مطالعه جدید نشون میده که این زن ها به جای نشون دادن نترسی که معمولا به سایکوپاتی نسبت داده می شه، ممکنه از راهکارهای دفاعی برای تنظیم عواطفشون استفاده کنن که باعث می شه حس کنترل کمتری داشته باشن. این یافته ها در مجله Women & Criminal Justice (زنان و عدالت کیفری) منتشر شده است.
سایکوپاتی یه ساختار شخصیتیه که با نقص های عاطفی و رفتارهای ضداجتماعی شناخته می شه. این موضوع از قدیم بیشتر از دیدگاه مردانه مطالعه شده. محقق ها به این نتیجه رسیدن که این اختلال توی جنسیت های مختلف به شکل های متفاوتی خودش رو نشون میده و درک دقیق احساسات زنان سایکوپات ضروری است. مردها اغلب پرخاشگری فیزیکی آشکار دارن، اما زن ها بیشتر احتمال داره از پرخاشگری رابطه ای، مثل فریبکاری یا سوءاستفاده عاطفی، استفاده کنن.
این تفاوت باعث ایجاد یه شکاف در درک علمی ما از نحوه پردازش عواطف توسط مجرمان زن شده. مکانیسم های بیولوژیکی و اجتماعی که باعث این رفتارها می شن هنوز کاملا مشخص نیستن. درک این تفاوت های ظریف برای ایجاد برنامه های توان بخشی موثر، ضروریه.
شکاف در درک احساسات زنان سایکوپات
مارینا پینیرو و همکارانش در دانشگاه مینهو در پرتغال سعی کردن این فاصله رو پر کنن. اونا تحقیقی رو طراحی کردن تا واکنش زن های زندانی به محرک های بصری عاطفی رو اندازه بگیرن. هدفشون این بود که بفهمن آیا ویژگی های سایکوپاتی با نقص های خاصی در نحوه درک صحنه های مثبت، منفی و خنثی توسط این زن ها ارتباط داره یا نه.
تیم تحقیقاتی 164 زن رو از چهار زندان مختلف در پرتغال انتخاب کردن. سن شرکت کننده ها بین 18 تا 81 سال بود. اکثر این زن ها به خاطر قاچاق مواد مخدر یا جرایم خشونت آمیز در حال گذروندن دوران محکومیتشون بودن. محقق ها اول با استفاده از فرم کوتاه «مقیاس خودسنجی سایکوپاتی»، شرکت کننده ها رو ارزیابی کردن.
این ابزار ارزیابی، ویژگی های سایکوپاتی رو به چهار دسته تقسیم می کنه. عامل بین فردی شامل فریبکاری و خودبزرگ بینیه. عامل عاطفی، کمبود همدلی و حس گناه رو پوشش میده. عامل سبک زندگی شامل تکانشگری و بی مسئولیتیه. عامل ضداجتماعی هم به کنترل رفتاری ضعیف و سابقه کیفری مربوط می شه.
بر اساس امتیازهای این مقیاس، محقق ها شرکت کننده ها رو به دو گروه تقسیم کردن. یه گروه شامل زن هایی با تمایلات سایکوپاتی پایین تر بود و گروه دیگه کسایی بودن که تمایلات سایکوپاتی بالاتری داشتن. این دسته بندی اجازه داد تا واکنش های عاطفی بین این دو پروفایل مستقیما با هم مقایسه بشه.
برای اندازه گیری پردازش عاطفی، تیم از «سیستم بین المللی تصاویر عاطفی» استفاده کرد. این یه پایگاه داده استاندارد از عکس هاست که در تحقیقات روان شناسی خیلی ازش استفاده می شه. محقق ها 30 تصویر رو برای این آزمایش انتخاب کردن: 10 تصویر خوشایند، 10 تصویر ناخوشایند و 10 تصویر خنثی.
شرکت کننده ها این تصاویر رو روی صفحه نمایش دیدن. بعد از دیدن هر عکس، واکنش عاطفی خودشون رو با استفاده از «مانکن خودارزیابی» امتیازدهی کردن. این سیستم از شکلک های گرافیکی برای نشون دادن سه بعد عاطفی استفاده می کنه. بعد اول، «والانس» یا خوشایندیه که اندازه می گیره تصویر چقدر باعث می شه بیننده احساس شادی یا غم کنه.
بعد دوم «برانگیختگی» هست که شدت احساس رو از آرامش تا هیجان اندازه می گیره. بعد سوم «تسلط» هست. این مقیاس میزان کنترلی که بیننده روی تجربه عاطفی خودش حس می کنه رو می سنجه، که از حس مغلوب شدن تا حس تحت کنترل داشتن متغیره.
نتایج تفاوت های مشخصی رو در نحوه پردازش تصاویر توسط دو گروه نشون داد. محقق ها فهمیدن زن هایی که تمایلات سایکوپاتی بالاتری داشتن، موقع دیدن تصاویر خنثی، سطح برانگیختگی خیلی کمتری رو گزارش کردن. مثلا عکس های یه مرد یا یه قالیچه، فعالیت عاطفی خیلی کمی رو در این گروه ایجاد کرد.
این عدم واکنش با تئوری «لذت جویی» همخوانی داره. افرادی با ویژگی های سایکوپاتی اغلب به محرک های شدیدتری نیاز دارن تا همون سطح از هیجانی رو که بقیه حس می کنن، تجربه کنن. یه تصویر معمولی یا خنثی برای اونا اصلا تحریک کننده به نظر نمیاد.
این مطالعه نتایج غیرمنتظره ای در مورد بعد تسلط داشت. محقق ها فرض کرده بودن که زن های با ویژگی های سایکوپاتی بالا، حس تسلط و کنترل بیشتری دارن. این پیش بینی بر اساس پروفایل معمولی سایکوپاتی بود که شامل جسارت و میل به کنترل می شه.
اما داده ها برعکسش رو نشون دادن. زن هایی با تمایلات سایکوپاتی بالاتر، موقع دیدن تصاویر ناخوشایند، حس تسلط کمتری داشتن. اونا در مقایسه با زن هایی با ویژگی های سایکوپاتی پایین تر، حس کنترل کمتری رو گزارش کردن. این موضوع مخصوصا در مورد تصاویری که رنج رو نشون می دادن، مثل یه زن کتک خورده یا صندلی الکتریکی، صدق می کرد.
نکات کلیدی در احساسات زنان سایکوپات
این یافته نشون دهنده یه مکانیسم دفاعیه که شاید به نوعی با تلاش برای مدیریت آرامش یا فرار از مشکلات در سطح ناخودآگاه شباهت داشته باشد. محقق ها پیشنهاد می دن که این زن ها ممکنه برای دوری از ناراحتی، خودشون رو از نظر عاطفی از محرک های آزاردهنده جدا کنن. این جدا شدن باعث ایجاد یه حس درونی از دست دادن کنترل روی تجربه می شه و درک این واکنش ها برای فهم احساسات زنان سایکوپات حیاتی است. این بیشتر یه جور اجتناب غیرفعاله تا تسلط فعال.
تصاویر خاص واکنش های جالبی رو برانگیخت. موقع دیدن تصویر یک جسد، گروه با سایکوپاتی بالا برانگیختگی کمتری گزارش کردن و تصویر رو کمتر از گروه دیگه منفی دونستن. این نشون دهنده اثر «کندی عاطفی» هست، جایی که زن ها نسبت به محتوای گرافیکی که معمولا بقیه رو آزار میده، حساسیت زدایی شدن.
برعکس، تصویر یه زندان باعث برانگیختگی بیشتری در گروه با سایکوپاتی بالا شد. این واکنش نشون دهنده حساسیت خاص به تهدیدهای مربوط به حبس یا مجازاته. این موضوع با این ایده که افراد سایکوپات کلا نترس هستن، در تضاد هست. اونا ممکنه نسبت به درد دیگران واکنش کمی نشون بدن، اما نسبت به تهدیدهایی که آزادی خودشون رو هدف قرار میده، به شدت واکنش نشون می دن.
این مطالعه همچنین عامل «سبک زندگی» در سایکوپاتی رو بررسی کرد. این عامل با تکانشگری و بی احتیاطی در ارتباطه. تحلیل ها نشون داد زن هایی که در این بخش امتیاز بالایی گرفتن، تصاویر خوشایند رو کمتر مثبت ارزیابی کردن. این نشون دهنده یه جور کاهش کلی واکنش عاطفی به پاداش های مثبته.
نویسنده ها برای توضیح بعضی از این یافته ها، مفهوم «خاطرات شبح گونه» رو مطرح کردن. این ها خاطرات درونی و اغلب ناخودآگاهی از تروما یا بی توجهی های گذشته هستن. خیلی از زن های زندانی سابقه قربانی شدن های شدیدی رو در گذشته دارن. این تجربه های قبلی می تونه نحوه درک اونا از محرک های عاطفی فعلی رو تغییر بده.
یه تصویر خنثی ممکنه اگه باعث تحریک یه خاطره شبح گونه بشه، دیگه واقعا خنثی به نظر نرسه. به همین ترتیب، یه تصویر ناخوشایند ممکنه فرد رو مجبور کنه برای محافظت از خودش، از نظر عاطفی کرخت بشه. این باعث ایجاد همون الگوی برانگیختگی کم و تسلط کمی می شه که در مطالعه مشاهده شد.
محقق ها اشاره می کنن که این تنظیم دفاعی ممکنه مانع توان بخشی بشه. اگه یه زن نتونه عواطف منفی رو پردازش کنه یا با رنج دیگران همدلی کنه چون به صورت دفاعی خودش رو از نظر عاطفی بسته، درمان های استاندارد ممکنه شکست بخورن. مداخلات درمانی شاید قبل از پرداختن به تغییر رفتار، نیاز داشته باشن روی امنیت عاطفی و تنظیم هیجان تمرکز کنن تا به بهبود احساسات زنان سایکوپات کمک کنند.
این تحقیق محدودیت هایی هم داره که روی نحوه تفسیر نتایج اثر می ذاره. مطالعه بر اساس گزارش های خودِ شرکت کننده ها از سایکوپاتی بوده. شرکت کننده ها در محیط زندان ممکنه به خاطر تمایلات شخصی، صادقانه جواب نداده باشن. محقق ها این موضوع رو از نظر آماری کنترل کردن، اما هنوز به عنوان یه سوگیری احتمالی وجود داره.
خودِ محیط زندان هم یه متغیر مداخله گر هست. حبس باعث ایجاد یه سطح پایه از استرس و منفی گرایی می شه که می تونه روی درک همه تصاویر اثر بذاره. این مطالعه مقطعی بود، یعنی فقط یک بازه زمانی خاص رو بررسی کرده. بنابراین نمی تونه ثابت کنه که ویژگی های سایکوپاتی باعث نقص در پردازش عاطفی شدن، بلکه فقط نشون میده که با هم مرتبط هستن.
تحقیقات آینده برای تایید این یافته ها با استفاده از معیارهای عینی ضروریه. ابزارهای فیزیولوژیک مثل سنسورهای رسانایی پوست یا تصویربرداری مغزی می تونن داده هایی رو ارائه بدن که به گزارش خودِ فرد متکی نیستن. مطالعات طولی که زن ها رو در طول زمان دنبال کنن، می تونن به روشن شدن جهت رابطه بین تروما، سایکوپاتی و عاطفه کمک کنن و درک عمیق تر از احساسات زنان سایکوپات ارائه دهند.
این تحقیق پیچیدگی سایکوپاتی در زن ها رو نشون میده و کلیشه ی فریبکارِ سرد و مسلط رو به چالش می کشه. در عوض، تصویری از زن هایی رو ارائه میده که ممکنه دچار بی نظمی عاطفی و گسستگی دفاعی باشن. این بینش ها می تونه به استراتژی های درمانی مناسب تر و موثرتر برای احساسات زنان سایکوپات در سیستم عدالت کیفری منجر بشه.
مطالعه «پردازش عاطفی تصاویر و ویژگی های سایکوپاتی در زنان مرتکب جرم» توسط مارینا پینیرو، روی آبرونهوسا گونسالوس و اولگا کونا نوشته شده است.
در نهایت، این یافته ها بر ضرورت بازنگری در مدل های درمانی برای زنان مجرم تاکید دارد. درک عمیق تر از تفاوت های جنسیتی در بروز سایکوپاتی و توجه به سوابق تروما می تواند راه را برای مداخلات موثرتری هموار کند که به جای تمرکز صرف بر تنبیه، بر بازسازی امنیت عاطفی و بهبود الگوهای پردازش روانی تمرکز دارند.
Psychopathic female criminals exhibit unexpected patterns of emotional processing