تحقیقات جدیدی که در مجله تحقیقات در شخصیت منتشر شده، نشان می دهد با اینکه ممکن است زن های خودشیفته فکر کنند سطح هورمون استرادیول در بدنشان خیلی بالاست، اما بیولوژی واقعی شان این تصور را تایید نمی کند. این مطالعه هیچ رابطه آماری بین استرادیول و ویژگی های شخصیتی خودشیفتگی پیدا نکرده است، اما پیوندی بین خودشیفتگی و جذابیت خود-ارزیابی شده کشف کرده است. به طور خاص، یافته های اخیر در مورد استرادیول و خودشیفتگی زنان، فرضیات قبلی را در مورد اینکه چگونه نشانگرهای بیولوژیکی موقعیت طلبی ممکن است در زن ها در مقایسه با مردها خود را نشان دهند، به چالش می کشد.
روان شناسان شخصیت، خودشیفتگی را به عنوان یک ویژگی پیچیده تعریف می کنند که با حس حق به جانب بودن و خودبزرگ بینیِ اغراق آمیز همراه است. این ویژگی اغلب با انگیزه رسیدن به جایگاه اجتماعی و این باور همیشگی که فرد از بقیه برتر است، هدایت می شود. این ساختار شخصیتی کلا به دو دسته اصلی تقسیم می شود: آشکار و آسیب پذیر.
خودشیفتگی آشکار شامل عزت نفس بالا، قاطعیت و نمایش گری است. خودشیفتگی آسیب پذیر با حالت تدافعی، ناامنی و گوشه گیری اجتماعی شناخته می شود که گاهی ریشه در مسائلی مانند ترومای کودکی و بی اعتمادی و دشواری در تغییر باورها به دیگران دارد. یک بخش اصلی از نوع آشکار، به عنوان خودشیفتگی عاملی (Agentic) شناخته می شود. این جنبه خاص باعث می شود افراد برای جلب تحسین دیگران، به شدت خودشان را تبلیغ کنند.
سال هاست که محققان دارند روی ریشه های بیولوژیکی این رفتارها تحقیق می کنند. در مورد مردها، مطالعات همیشه بین خودشیفتگی آشکار و تستوسترون ارتباط پیدا کرده اند. این هورمون جنسی مردانه با تلاش برای کسب جایگاه اجتماعی و تسلط مرتبط است. مردهایی که سطح تستوسترون بالاتری دارند، اغلب رفتارهای موقعیت طلبی نشان می دهند که در خودشیفتگی عاملی رایج است.
آیا استرادیول و خودشیفتگی زنان به هم مرتبط هستند؟
با توجه به این پیوند ثابت شده در مردها، محققان دنبال این بودند که ببینند آیا مکانیسم مشابهی در زن ها هم وجود دارد یا نه. ارمیا گورنیاک و مارچین زاینکوفسکی از دانشگاه ورشو به همراه همکارانشان، سعی کردند بفهمند که آیا استرادیول نقش مشابهی برای زن ها ایفا می کند یا نه. استرادیول فرم اصلی استروژن و یک هورمون تولیدمثلی کلیدی است.
در حوزه روان شناسی تکاملی، استرادیول اغلب با ویژگی های رفتاری خاصی در زن ها مرتبط است. سطح بالاتر این هورمون با اعتماد به نفس و قاطعیت مرتبط دانسته شده است. همچنین با رقابت درون جنسی، یعنی تمایل به رقابت با هم جنس ها برای پیدا کردن جفت یا جایگاه اجتماعی، همبستگی دارد.
تحقیقات قبلی نشان می دهد زن هایی که سطح استرادیول بالاتری دارند، اغلب زنانه تر به نظر می رسند. آن ها ممکن است انگیزه بیشتری هم برای قدرت داشته باشند. چون این ویژگی ها با خودتبلیغی موجود در خودشیفتگی عاملی همپوشانی دارند، نویسندگان مطالعه حدس زدند که استرادیول بالا با نمرات خودشیفتگی بالا همبستگی داشته باشد.
برای آزمایش این فرضیه، محققان دو مطالعه جداگانه طراحی کردند. مطالعه اول شامل 186 شرکت کننده زن بود و مطالعه دوم این تعداد را به 269 زن افزایش داد. شرکت کننده ها کلا بزرگسال های جوانی بودند که میانگین سنی شان حدود 22 سال بود.
محققان برای اندازه گیری دقیق هورمونی، معیارهای سخت گیرانه ای برای شرکت در این تحقیق گذاشتند. آن ها فقط زن هایی را انتخاب کردند که از وسایل پیشگیری از بارداری هورمونی استفاده نمی کردند. شرکت کننده ها باید سیکل های قاعدگی منظم بین 20 تا 30 روز می داشتند. این کار لازم بود چون هورمون های مصنوعی و سیکل های نامنظم می توانند وضعیت طبیعی غدد درون ریز را مختل کنند.
فرآیند جمع آوری داده ها شامل اندازه گیری های فیزیولوژیکی دقیق بود. شرکت کننده ها برای نمونه گیری خون در ساعت های اولیه صبح، معمولا بین 7:30 تا 9:30 صبح، به آزمایشگاه رفتند. این زمان بندی برای کنترل نوسانات روزانه طبیعی سطح هورمون ها انجام شد.
نمونه های خون در مرحله اولیه سیکل قاعدگی جمع آوری شد. به طور دقیق تر، محققان پنج روز اول سیکل را که با شروع قاعدگی شروع می شود، هدف قرار دادند. به شرکت کننده ها گفته شده بود که 24 ساعت قبل از تست، از مصرف الکل، ورزش سنگین و دارو خودداری کنند. آن ها همچنین صبح روز آزمایش، نباید غذا یا کافئین مصرف می کردند (ناشتا بودند).
بعد از آزمایش خون، شرکت کننده ها در ارزیابی های روان شناختی شرکت کردند. آن ها پرسشنامه های استاندارد شخصیتی را برای اندازه گیری جنبه های مختلف خودشیفتگی پر کردند. این مقیاس ها شامل «پرسشنامه تحسین و رقابت خودشیفته وار» و «سیاهه خودشیفتگی پنج عاملی» بود.
علاوه بر پرسشنامه های شخصیتی، محققان خود-ادراکی را هم ارزیابی کردند. آن ها از زن ها خواستند که به جذابیت خودشان امتیاز دهند. شرکت کننده ها همچنین سطح استرادیول خودشان را در مقایسه با زن های دیگر در مقیاسی از «خیلی کم» تا «خیلی زیاد» تخمین زدند.
نتایج؛ عدم ارتباط مستقیم بین استرادیول و خودشیفتگی زنان
نتایج به دست آمده از آزمایش خون یک جواب واضحی به سوال اصلی داد. در هر دو مطالعه، محققان هیچ ارتباط معنادار آماری بین سطح واقعی استرادیول و خودشیفتگی آشکار پیدا نکردند. میزان هورمون در حال گردش در خون یک زن، نمره او را در مقیاس خودشیفتگی عاملی پیش بینی نمی کرد.
بعدش محققان دنبال ارتباط با خودشیفتگی آسیب پذیر گشتند. در مطالعه اول، به نظر می رسید یک همبستگی جزئی بین استرادیول و ویژگی های عصبی یا آسیب پذیر وجود دارد. اما این یافته در مطالعه دوم دیده نشد. وقتی داده های هر دو مطالعه با هم ترکیب شدند، هیچ پیوند آماری بین این هورمون و هیچ نوعی از خودشیفتگی وجود نداشت.
با وجود نبودِ پیوند بیولوژیکی، داده های خود-گزارشی یک الگوی روان شناختی قوی را نشان دادند. زن هایی که در خودشیفتگی عاملی نمره بالایی گرفتند، همیشه خودشان را دارای سطح استرادیول بالاتری می دانستند. آن ها معتقد بودند وضعیت هورمونی شان نسبت به بقیه همسالانشان برتر است، در حالی که آزمایش خون چیز دیگری را نشان می داد.
این الگوی خودبزرگ بینی به ظاهر فیزیکی هم کشیده شد. نمرات بالا در خودشیفتگی عاملی به شدت با جذابیت خود-ارزیابی شده بالاتر در ارتباط بود. زن هایی که خودشان را خودشیفته تر می دیدند، خودشان را زیباتر هم می دیدند.
همچنین بین این دو تخمین شخصی همبستگی وجود داشت. زن هایی که معتقد بودند جذاب تر هستند، تمایل داشتند باور کنند که سطح استرادیول بالاتری هم دارند. این نشان می دهد که این شرکت کننده ها به این هورمون به عنوان نشانه ای از زنانگی و مطلوبیت نگاه می کنند.
نویسندگان چندین تفسیر برای این تفاوت ها ارائه دادند. آن ها پیشنهاد می کنند که مکانیسم های هورمونی برای موقعیت طلبی ممکن است اساسا بین دو جنس متفاوت باشد. در مردها، تستوسترون رفتارهایی را هدایت می کند که با کلیشه های مردانه تسلط و پرخاشگری که اغلب در خودشیفتگی دیده می شود، همخوانی دارد.
برای زن ها، رابطه بین بیولوژی و شخصیت ممکن است ظریف تر باشد. ویژگی های مرتبط با خودشیفتگی آشکار، مثل خودتبلیغی و حق به جانب بودن، اغلب از نظر فرهنگی به عنوان ویژگی های مردانه دیده می شوند. در نتیجه، این ویژگی ها ممکن است ریشه بیولوژیکی مشترکی با هورمون جنسی اصلی زنانه نداشته باشند.
محققان همچنین پیشنهاد دادند که تاثیرات استرادیول روی شخصیت ممکن است به شرایط محیطی بستگی داشته باشد. در حالی که تستوسترون با تسلط عمومی مرتبط است، استرادیول بیشتر با زمینه های جفت گیری در ارتباط است. تاثیر آن روی رفتار ممکن است فقط در موقعیت های خاصی که شامل رقابت های عاطفی است، خود را نشان دهد.
یک احتمال دیگر مربوط به زمان اندازه گیری است. این مطالعه سطح هورمون را در شروع سیکل قاعدگی اندازه گیری کرده است. در این مرحله، سطح استرادیول نسبتا پایین و ثابت است. این هورمون دیرتر در سیکل، به خصوص در زمان تخمک گذاری، به اوج خود می رسد.
ممکن است پیوند بین شخصیت و هورمون ها فقط در مرحله تخمک گذاری قابل مشاهده باشد. تفاوت سطح استرادیول بین زن ها در این دوره اوج، بارزتر است. تفاوت های رفتاری که توسط هورمون هدایت می شوند هم ممکن است در این بازه باروری پررنگ تر شوند.
این مطالعه روی خودشیفتگی به عنوان یک ویژگی شخصیتی پایدار تمرکز کرده است، اما بررسی عمیق تر ارتباط بین استرادیول و خودشیفتگی زنان نیازمند ثبت نوسانات هورمونی در طول ماه است. نسخه «وضعیتی» خودشیفتگی ممکن است در کنار تغییرات هورمونی در طول ماه، بالا و پایین برود. این مطالعه آن نوسانات احتمالی را ثبت نکرده است.
این یافته ها ناهماهنگی بین واقعیت بیولوژیکی و خود-ادراکی خودشیفته وار را در مبحث استرادیول و خودشیفتگی زنان برجسته می کند. به نظر می رسد زن های خودشیفته مفهوم استرادیول بالا را به عنوان بخشی از تصویر بزرگ نمایی شده از خودشان به کار می گیرند. آن ها به این هورمون به عنوان یک دارایی بیولوژیکی نگاه می کنند که برتری و جذابیت شان را تایید می کند.
این موضوع با ماهیت کلی خودشیفتگی عاملی همخوانی دارد. افراد دارای این ویژگی اغلب فارغ از شواهد، ادعا می کنند که ویژگی های مطلوبی دارند. در این مورد، آن ها ادعای داشتن یک «جوهره» بیولوژیکی از زنانگی و جایگاه اجتماعی را داشتند که در واقعیت، بیشتر از زن های دیگر نداشتند.
این مطالعه اصلاحات لازم را برای تئوری های تکاملی که مدل های رفتاری مردانه را مستقیما برای زن ها به کار می برند، فراهم می کند. در مورد استرادیول و خودشیفتگی زنان، مسیرهای بیولوژیکی که مشوق موقعیت طلبی در مردها هستند، به نظر نمی رسد در زن ها دقیقا به همان شکل عمل کنند. تمایل به تحسین شدن در زن ها به نظر نمی رسد که توسط سطح پایه استرادیول تغذیه شود.
تحقیقات آینده باید به محدودیت های مربوط به سیکل قاعدگی بپردازند تا درک بهتری از ارتباط استرادیول و خودشیفتگی زنان حاصل شود. نویسندگان پیشنهاد می کنند که مطالعات بعدی باید سطح هورمون ها را در چندین نقطه در طول ماه اندازه گیری کنند. ثبت داده ها در زمان اوج تخمک گذاری، تصویر کامل تری از تاثیر غدد درون ریز روی شخصیت ارائه می دهد.
علاوه بر این، کارهای آینده می تواند بررسی کند که این زن ها چطور به محرک های اجتماعی خاص واکنش نشان می دهند. اندازه گیری واکنش پذیری هورمونی، یا اینکه چطور سطح هورمون ها در پاسخ به یک موقعیت رقابتی تغییر می کند، ممکن است نتایج متفاوتی نسبت به اندازه گیری سطح پایه داشته باشد. هنوز این احتمال هست که زن های خودشیفته وقتی جایگاه شان تهدید می شود، جهش های هورمونی متفاوتی را تجربه کنند.
تحقیق فعلی به عنوان یک قدم مهم در نقشه برداری از پایه های بیولوژیکی شخصیت و درک بهتر استرادیول و خودشیفتگی زنان محسوب می شود. این تحقیق روشن می کند که با اینکه تستوسترون ممکن است داستان واضحی را برای مردها روایت کند، روایت هورمونی برای زن ها متفاوت است. به نظر می رسد باورها در مورد بیولوژی خودِ فرد، به اندازه خودِ بیولوژی در شکل دهی به ذهن خودشیفته قدرتمند هستند.
در نهایت، این مطالعه نشان می دهد که خودپنداره افراد خودشیفته می تواند فراتر از واقعیت های فیزیولوژیکی آن ها باشد. در حالی که در مردان پیوند میان هورمون ها و رفتارهای سلطه جویانه مستقیم تر به نظر می رسد، در زنان این رابطه پیچیدگی های بیشتری دارد و بیشتر تحت تاثیر باورهای فردی در مورد جذابیت و جایگاه اجتماعی است تا ترشحات واقعی غدد درون ریز.
مطالعه مرجع؛ «پایه های هورمونی خودشیفتگی در زنان و نقش استرادیول»
مطالعه «پایه های هورمونی خودشیفتگی در زنان: نقش استرادیول اندازه گیری شده از خون و خود-گزارش دهی ،» توسط ارمیا گورنیاک، مارچین زاینکوفسکی، گیلز ای. گیگناک، اولیویا ماسیانتویچ و کنراد اس. یانکوفسکی نوشته شده است.
Narcissism in women is linked to self-perceived but not actual estradiol levels