تحقیقات جدید در زمینه تصویربرداری عصبی نشان می دهد که اختلال هویت نوجوانان مرزی با الگوهای فعالیت مغزی متفاوتی در نواحی مربوط به کنترل شناختی همراه است که بر درک آن ها از خود و دیگران تاثیر می گذارد.
یه مطالعه جدید تصویربرداری عصبی نشون می ده که نوجوان های مبتلا به اختلال هویت نوجوانان مرزی، وقتی دارن به هویت خودشون فکر می کنن، الگوهای خاصی از فعالیت مغزی رو از خودشون نشون می دن. یافته ها حاکی از اونه که این بیمارای جوون در مقایسه با هم سالان سالمشون، فعالیت کمتری در قشر پیش پیشانی پشتی-جانبی (ناحیه ای که با کنترل شناختی در ارتباطه) دارن. این تحقیق در مجله Translational Psychiatry منتشر شده است.
اختلال هویت نوجوانان مرزی یه وضعیت جدی در سلامت روانه که همانند سایر چالش های بزرگ زندگی، نیازمند توجه ویژه به سلامت روان جوانان و رشد پس از فقدان است. این اختلال با بی ثباتی شدید در خلق وخو، روابط بین فردی، تصویر از خود و رفتار شناخته می شه. یکی از ویژگی های اصلی این اختلال، داشتن حس آشفته از هویته. این افراد معمولا تغییرات زیادی رو در اهداف، ارزش ها و آرزوهای شغلی شون تجربه می کنن. این بی ثباتی می تونه از همون اوایل شروع اختلال خودش رو نشون بده.
خیلی از مطالعات قبلی ریشه های بیولوژیکی این وضعیت رو بررسی کردن. اما بیشتر این تحقیقات روی ناتوانی در تنظیم هیجانات تمرکز داشتن تا اختلال در هویت. مطالعات تصویربرداری عملکردی موجود هم معمولا روی بیمارای بزرگسال انجام شده. این شرکت کننده های بزرگسال هم اغلب سابقه مصرف دارو یا اختلالات روانی همزمان داشتن. این فاکتورها می تونه تشخیص این رو که کدوم ناهنجاری های مغزی دقیقا مربوط به خودِ اختلال شخصیت مرزی هست، سخت کنه.
تحقیق درباره اختلال هویت نوجوانان مرزی
برای پر کردن این شکاف، یه تیم تحقیقاتی به سرپرستی پیلار سالگادو-پیندا از بنیاد تحقیقاتی بیمارستان FIDMAG Germanes در بارسلونا، مطالعه ای رو با تمرکز روی نوجوان ها طراحی کردن. اونا مخصوصا دنبال شرکت کننده هایی بودن که در مراحل اولیه این اختلال بودن. هدف تیم این بود که نواحی مغزی درگیر در اختلال هویتی که در اختلال هویت نوجوانان مرزی دیده می شه رو شناسایی کنن. اونا روی دوره ای از رشد تمرکز کردن که برای شکل گیری شناخت اجتماعی و مفهوم «خود» خیلی حیاتیه.
محقق ها 27 دختر نوجوان رو که ابتلای اونا به اختلال هویت نوجوانان مرزی تشخیص داده شده بود، انتخاب کردن. سن این شرکت کننده ها بین 12 تا 18 سال بود. نکته مهم اینجاست که هیچ کدوم از این بیمارها تا حالا برای وضعیتشون درمان دارویی دریافت نکرده بودن. همچنین اونا رو بررسی کردن تا مطمئن بشن که هیچ اختلال روانی دیگه ای ندارن.
برای گروه کنترل, محقق ها 28 دختر نوجوان سالم رو انتخاب کردن. این افراد از نظر سن و بهره هوشی تخمینی با بیمارها همسان سازی شده بودن. این معیارهای انتخاب سخت گیرانه برای این بود که عوامل مداخله گر مثل درمان دارویی و اثرات بیماری های طولانی مدت به حداقل برسه.
شرکت کننده ها تحت تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی (fMRI) قرار گرفتن. این تکنولوژی فعالیت مغز رو با شناسایی تغییرات مربوط به جریان خون اندازه گیری می کنه. در حالی که شرکت کننده ها داخل اسکنر بودن، وظیفه ای رو انجام دادن که برای درگیر کردن تفکر درباره خود و تفکر درباره دیگران طراحی شده بود.
این کار شامل مشاهده یه سری جملات بود. از شرکت کننده ها خواسته شد ارزیابی کنن که آیا این جملات درست هستن یا غلط. جملات به یکی از سه دسته تعلق داشتن: دسته اول وضعیت «خود» بود که شامل جملاتی درباره خودِ شرکت کننده می شد. دسته دوم وضعیت «دیگران» بود که شامل جملاتی درباره یه آشنا می شد که شرکت کننده اون رو می شناخت ولی از نظر عاطفی بهش نزدیک نبود.
دسته سوم هم وضعیت «حقایق» بود. این بخش به عنوان یک وظیفه کنترلی عمل می کرد و شامل جملات مربوط به اطلاعات عمومی بود. محقق ها همچنین یک دوره زمانی پایه رو هم در نظر گرفتن که در اون شرکت کننده ها فقط به یه علامت مثبت (+) روی صفحه نگاه می کردن. این طراحی به محقق ها اجازه داد تا فعالیت مغزی مربوط به فکر کردن به خود و فکر کردن به دیگران رو از هم تفکیک کنن.
محقق ها داده های تصویربرداری مغز رو با مقایسه الگوهای فعال سازی بین شرایط مختلف تحلیل کردن. اونا به طور خاص تفاوت بین فکر کردن به خود و پردازش حقایق رو بررسی کردن. همچنین تفاوت بین فکر کردن به دیگران و پردازش حقایق رو هم مورد مطالعه قرار دادن.
یافته های تصویربرداری مغز در اختلال هویت نوجوانان مرزی
این تحلیل ها نشون دهنده تفاوت هایی در گروه مبتلا به اختلال هویت نوجوانان مرزی در طول کارِ فکر کردن به خود بود. موقع مقایسه فکر کردن به خود با پردازش حقایق، گروه کنترل سالم در چندین ناحیه خاص مغزی فعالیت نشون دادن. این نواحی شامل قشر پیشانی میانی و قشر پیش پیشانی پشتی-جانبی بود.
در مقابل، بیمارای مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، فعالیت کمتری رو در قشر پیش پیشانی پشتی-جانبی سمت راست نشون دادن. این بیمارها همچنین در قشر آهیانه ای سمت چپ، قشر کالکارین و پره کونیوس سمت راست هم فعالیت کمتری داشتن.
محقق ها تحلیل های بیشتری رو برای درک جهت این تغییرات انجام دادن. اونا سطح فعالیت در این نواحی رو نسبت به زمان استراحت (خط پایه) بررسی کردن. این کار نشون داد که در حالی که گروه سالم در حین فکر کردن به خود، قشر پیش پیشانی پشتی-جانبی سمت راست رو فعال می کردن، گروه بیمار در واقع در این ناحیه کاهش فعالیت (غیرفعال شدن) داشتن.
قشر پیش پیشانی پشتی-جانبی به خاطر نقشش در عملکردهای اجرایی به خوبی شناخته شده است. این بخش به شدت در کنترل شناختی بالا به پایین درگیره. نویسنده های مطالعه حدس می زنن که کاهش فعالیت در این ناحیه ممکنه نشون دهنده ظرفیت کمتر برای کنترل شناختی روی فرآیند فکر کردن به خود باشه.
این مطالعه همچنین فعالیت مغز رو در حین فکر کردن به دیگران هم بررسی کرد. نتایج، الگوی متفاوتی از ناهنجاری رو نشون داد. موقع مقایسه فکر کردن به دیگران با پردازش حقایق، به نظر می رسید که گروه بیمار فعالیت کمتری در قشر پیشانی میانی دارن. این ناحیه بخشی از شبکه حالت پیش فرض مغزه.
با این حال، بررسی دقیق داده ها توضیح ظریف تری رو ارائه داد. این تفاوت به خاطر نحوه پردازش اطلاعات درباره دیگران توسط بیمارها نبود، بلکه ناشی از تفاوت در وضعیت پردازش حقایق بود. افراد سالم در حین انجام وظیفه مربوط به حقایق، غیرفعال شدن قوی قشر پیشانی میانی رو نشون دادن، اما بیمارها نتونستن این ناحیه رو به همون اندازه غیرفعال کنن.
محقق ها این یافته خاص رو به عنوان ناتوانی در غیرفعال سازی تعبیر می کنن، نه کمبودی در شناخت اجتماعی. این نشون می ده که مکانیسم های مغزی برای فکر کردن به دیگران ممکنه در این نوجوان ها نسبتا سالم باقی مونده باشه. ناهنجاری در ناتوانی در سرکوب کردن شبکه های مغزی خاص در حین انجام یک کار شناختیِ مربوط به واقعیت ها بود.
نکته قابل توجه اینه که این مطالعه هیچ تفاوتی بین گروه ها در اتصال گیجگاهی-آهیانه ای پیدا نکرد. این ناحیه مغزی به خاطر درگیر بودن در درک باورهای دیگران شناخته می شه. نبود تفاوت در اینجا به این معنیه که برخی از جنبه های شناخت اجتماعی ممکنه در نوجوان های مبتلا به این اختلال، به طور طبیعی عمل کنه.
محدودیت هایی هم در این مطالعه وجود داره که یافته ها رو باید با توجه به اونا در نظر گرفت. نمونه تحقیق فقط شامل شرکت کننده های دختر بود.
اختلال هویت نوجوانان مرزی در خانم ها بیشتر تشخیص داده می شه، اما روی مردها هم تاثیر می ذاره. یافته ها ممکنه به نوجوان های پسر مبتلا به این وضعیت قابل تعمیم نباشه.
اندازه نمونه نسبتا کوچیک بود و در هر گروه کمتر از 30 نفر حضور داشتن. مطالعات تصویربرداری عصبی اغلب به نمونه های بزرگتری نیاز دارن تا بتونن اثرات ظریف رو به طور قابل اعتماد تشخیص بدن. معیارهای حذف سخت گیرانه هم قابلیت تعمیم رو محدود می کنه.
بیشتر افرادی که اختلال هویت نوجوانان مرزی دارن، به مشکلات سلامت روان دیگه ای هم مبتلا هستن. مطالعه روی یک نمونه «خالص» به جداسازی مکانیسم های بیولوژیکی کمک می کنه اما ممکنه منعکس کننده جمعیت بالینی معمول نباشه.
این مطالعه همچنین برای سنجش فکر کردن به خود، بر یک تکلیف آزمایشگاهی خاص تکیه داشت. با وجود اینکه این تکلیف در این حوزه شناخته شده است، اما به عنوان یک معیار غیرمستقیم برای اختلال هویت عمل می کنه. محقق ها معیار رفتاری برای مشکلات هویتی رو وارد نکردن تا با داده های مغزی همبستگی بدن.
تحقیقات آینده برای تکرار این یافته ها در گروه های بزرگتر و متنوع تر لازمه. مطالعات طولی می تونن به خصوص اطلاعات خوبی بدن. پیگیری نوجوان ها در طول زمان کمک می کنه تا روشن بشه که آیا این الگوهای فعالیت مغزی، بدتر شدن یا بهتر شدن علائم رو با ورود به بزرگسالی پیش بینی می کنن یا نه.
شناخت دقیق ریشه های عصبی اختلالات هویتی می تواند دریچه ای جدید به سوی درمان های فردی سازی شده باز کند. این پژوهش گامی بلند برای درک پیچیدگی های ذهن نوجوانان است تا با رویکردهای علمی، مسیر رشد سالم تری برای آن ها فراهم شود.
ناهنجاری عملکردی مغز در نوجوانان مبتلا به اختلال هویت نوجوانان مرزی که دارو مصرف نکرده اند، در حین فکر کردن به خود و دیگری
این مطالعه توسط پیلار سالگادو-پیندا، مارک فرر، ناتالیا کالوو، خوان دی. دوک-یمایل، خاویر کوستا، الکس روئه، ویولتا پرز-رودریگز، جوزپ آنتونی راموس-کیروگا، کریستینا وسیانا-ورداگوئر، پائولا فوئنتس-کلارامونته، ریموند سالوادور، پیتر جی. مک کنا و ادیت پومارول-کلوتت نوشته شده است.