خانه تازه‌های علم و تحقیق ارتباط سیاست های ایالتی با عوامل محیطی و زوال عقل
ارتباط سیاست های ایالتی با عوامل محیطی و زوال عقل

ارتباط سیاست های ایالتی با عوامل محیطی و زوال عقل

در این مقاله:

تحقیقات جدید نشان می دهند که سیاست های ایالتی و محیط زندگی در دوران نوجوانی نقش تعیین کننده ای در سلامت مغز در دوران پیری دارند، به طوری که رشد در محیط های لیبرال تر با کاهش خطر ابتلا به دمانس مرتبط است. این یافته ها اهمیت بررسی عوامل محیطی و زوال عقل را برجسته کرده و نشان می دهند که چگونه ساختارهای کلان اجتماعی و فرصت های آموزشی می توانند مسیری برای تاب آوری عصبی در سال های بعدی زندگی فراهم کنند.

یه مطالعه جدید نشون می ده که فضای سیاسی ای که آدم توش بزرگ می شه، ممکنه دهه ها بعد روی سلامت مغزش تاثیر بذاره. این موضوع می تواند به درک بهتر عوامل محیطی و زوال عقل کمک کند. محقق ها فهمیدن سالمندانی که دوران نوجوونی شون رو توی ایالت هایی از آمریکا با سیاست های لیبرال تر گذروندن، نسبت به اونایی که توی ایالت های محافظه کار بزرگ شدن، کمتر احتمال داره به زوال عقل مبتلا بشن. این یافته ها به پیامدهای سلامتی بلندمدتِ تصمیمات دولت های محلی اشاره داره که در سال های اولیه زندگی یه شهروند گرفته می شه. این تحقیق در مجله سلامت و رفتار اجتماعی (Journal of Health and Social Behavior) منتشر شده.

عوامل محیطی و زوال عقل؛ نگاهی به تاثیر محیط سیاسی

زوال عقل میلیون ها آمریکایی رو تحت تاثیر قرار داده، اما این وضعیت به طور مساوی در سراسر کشور پخش نشده. نرخ کاهش توانایی های ذهنی بسته به جغرافیای محل زندگی، تفاوت قابل توجهی داره. شیوع بالاتر معمولا در جنوب ایالات متحده در مقایسه با شمال شرقی و سواحل غربی دیده می شه. این تفاوت جغرافیایی نشان می دهد که عوامل محیطی و زوال عقل ارتباط نزدیکی با هم دارند و در کنار ژنتیک فردی و سبک زندگی نقش مهمی ایفا می کنند. جامعه شناس ها به این عوامل محیطی «عوامل کلان اجتماعی» می گن. این ها همون ساختارهای گسترده سیاسی و اقتصادی هستن که زندگی روزمره رو شکل می دن.

دولت های ایالتی در ایالات متحده قدرت زیادی روی این ساختارها دارن. اون ها بودجه مدارس دولتی رو کنترل می کنن، حداقل دستمزدها رو تعیین می کنن و استانداردهای محیط زیستی رو تنظیم می کنن. تحقیقات قبلی، سیاست های ایالتی رو به پیامدهای سلامت جسمی مثل امید به زندگی و بیماری های قلبی عروقی مرتبط دونستن. با این حال، رابطه بین این محیط های سیاستی گسترده و پیریِ شناختی تا حد زیادی ناشناخته مونده بود. علاوه بر این، بیشتر تحلیل های قبلی روی سیاست هایی تمرکز داشتن که موقع بزرگسالیِ فرد برقرار بوده، نه محیطی که در دوران کودکی تجربه کرده.

مگان زاچر، محقق دانشگاه براون، رهبری این تحقیق رو به عهده داشت. زاچر و همکارهاش دنبال این بودن که بفهمن آیا بافت سیاسی دوران نوجوونی تاثیری موندگار روی مغز می ذاره یا نه. اون ها فرض رو بر این گرفتن که شرایط اوایل زندگی ممکنه مسیرهای سلامتی ای رو ایجاد کنه که تا دوران پیری ادامه پیدا کنه. به این مفهوم «نظریه چرخه زندگی» می گن. این نظریه می گه قرار گرفتن در معرض شرایط خاص در دوره های حساس رشد، می تونه به صورت بیولوژیکی در بدن نهادینه بشه و روی نحوه پیر شدن بدن، مدت ها بعد از تموم شدن اون شرایط، تاثیر بذاره. هدف این مطالعه درک عمیق تر ارتباط بین عوامل محیطی و زوال عقل در طولانی مدت بود.

برای آزمایش این فرضیه، تیم تحقیق داده های «مطالعه سلامت و بازنشستگی» رو تحلیل کردن. این یه نظرسنجی طولانی مدته که نمونه ای از سالمندان رو در ایالات متحده دنبال می کنه. تیم روی گروهی متشکل از 6410 شرکت کننده تمرکز کرد که در سال 1379 بین 65 تا 80 سال سن داشتن. هیچ کدوم از این افراد در شروع تحلیل، زوال عقل نداشتن. محقق ها این افراد رو به مدت 16 سال دنبال کردن تا ببینن چه کسایی به این بیماری مبتلا می شن.

تصویر زیر به بررسی بصری تاثیرات متقابل شرایط محیطی و فیزیولوژی مغز در طول زمان می پردازد.

عوامل محیطی و زوال عقل

این نمودار نشان دهنده چگونگی توزیع جغرافیایی بیماری های شناختی در مناطق مختلف با سیاست های اجتماعی متفاوت است.

تیم تحقیق، هر شرکت کننده رو به داده های تاریخی مربوط به جهت گیری سیاسی ایالتی که در دوران نوجوونی توش زندگی می کرده، وصل کرد. اون ها از یه معیار خاص به اسم «لیبرالیسم سیاست ایالتی» استفاده کردن. این امتیاز، جهت گیری کلی قوانین ایالتی رو در طیفی از محافظه کار تا لیبرال خلاصه می کنه. این معیار نزدیک به 150 نوع مختلف از سیاست های تصویب شده بین سال های 1315 تا 1393 رو در بر می گیره.

سیاست های لیبرال در این شاخص معمولا شامل مقررات و بازتوزیع ثروت می شه؛ مثل حداقل دستمزد بالاتر، ساختارهای مالیاتی پلکانی و حفاظت های محیط زیستی سخت گیرانه تر. سیاست های محافظه کارانه تمایل دارن روی آزادی اقتصادی و سنت گرایی فرهنگی تاکید کنن. این ها ممکنه شامل قوانین حق کار یا محدودیت در دسترسی به سقط جنین باشه. با استفاده از این امتیاز کلی، محقق ها از تمرکز روی یک قانون خاص خودداری کردن و در عوض، فضای سیاسی کلی ایالت رو در نظر گرفتن.

تحلیل ها نشون دهنده یه ارتباط همیشگی بین فضای سیاستی دوران نوجوونی و سلامت شناختی در دوران پیری بود. افرادی که در ایالت هایی با امتیاز لیبرالیسم بالاتر بزرگ شده بودن، با خطر کمتری برای ابتلا به زوال عقل روبرو بودن. این رابطه حتی زمانی که محقق ها نژاد، جنسیت و سطح تحصیلات والدین شرکت کننده ها رو در نظر گرفتن، باز هم درست بود. این یافته ها شواهد مهمی در مورد تاثیر عوامل محیطی و زوال عقل ارائه می دهد.

تیم تحقیق همچنین بررسی کرد که آیا محیط سیاستی فعلی که این بزرگسالان در اون زندگی می کنن، عامل اصلی نتایج بوده یا نه. اون ها فهمیدن که اگرچه سیاست های فعلی برای بقیه پیامدهای سلامتی مهمه، اما تاثیر محیط نوجوونی روی زوال عقل کاملا متمایز و جداگونه باقی موند.

زندگی در یک ایالت لیبرال در دوران نوجوونی، فارغ از اینکه فرد در دوران پیری در یک ایالت لیبرال زندگی می کرده یا محافظه کار، یه مزیت محافظتی براش ایجاد کرده بود. محقق ها تعامل بین محیط های گذشته و حال رو آزمایش کردن، اما دیدن که فواید فضای لیبرال اولیه، در محیط های مختلف بزرگسالی همچنان پابرجا بود.

بررسی آماری داده ها، میزان کاهش خطر رو مشخص کرد. به ازای هر انحراف معیار افزایش در لیبرال بودنِ سیاست های ایالتی دوران نوجوونی، خطر ابتلا به زوال عقل حدود 17 درصد کاهش پیدا می کرد. این الگو در گروه های مختلف جمعیتی هم دیده شد. این ارتباط محافظتی هم برای مردان و هم برای زنان وجود داشت؛ همچنین برای شرکت کنندگان سفیدپوست و سیاه پوست غیرهیسپانیک هم صدق می کرد.

تحصیلات و دیگر عوامل در ارتباط عوامل محیطی و زوال عقل

نویسنده ها بعدش بررسی کردن که چرا ممکنه این ارتباط وجود داشته باشه. اون ها به عوامل واسطه ای نگاه کردن که اوایل زندگی رو به سلامتیِ سال های بعد مرتبط می کنه. مهم ترین مسیری که شناسایی شد، «تحصیلات» بود. محیط های با سیاست های لیبرال در گذشته، اغلب سرمایه گذاری بیشتری روی منابع عمومی، از جمله مدارس، انجام می دادن. شرکت کننده هایی که در این محیط ها بزرگ شده بودن، تمایل داشتن سال های بیشتری درس بخونن.

اعتقاد بر اینه که تحصیلات باعث ایجاد «ذخیره شناختی» می شه. این یعنی توانایی مغز برای بداهه پردازی و پیدا کردن راه های جایگزین برای انجام دادن یه کار. این ذخیره به مغز کمک می کنه تا با آسیب های ناشی از بیماری هایی مثل آلزایمر مقابله کنه. سیاست های ایالتی لیبرال با ایجاد فرصت های آموزشی بهتر، ممکنه به شهروندان کمک کرده باشن تا این تاب آوری عصبی رو در خودشون بسازن. در نتیجه، این مطالعات نشان می دهند که چگونه عوامل محیطی و زوال عقل می توانند از طریق مسیرهایی مانند آموزش به هم مرتبط شوند.

فراتر از تحصیلات، محقق ها به درآمد دوران بزرگسالی و رفتارهای سلامتی هم نگاه کردن. عواملی مثل سیگار کشیدن، چاقی و بیماری های قلبی عروقی مثل فشار خون بالا، از عوامل خطر شناخته شده برای زوال عقل هستن. با توجه به اهمیت ترک دخانیات، بررسی اثربخشی داروی ترک الکل و سیگار می تواند در کاهش این عوامل خطر موثر باشد. مطالعه نشون داد که این موارد بخش کوچکی از ارتباط بین سیاست های ایالتی و زوال عقل رو توضیح می دن. مثلا ایالت هایی با مالیات تنباکوی بالاتر ممکنه نرخ سیگار کشیدن رو بین جوون ها کاهش بدن که این کار جلوی آسیب های عروقی طولانی مدت به مغز رو می گیره.

با این حال، تاثیر ترکیبیِ تحصیلات، وضعیت اقتصادی و رفتارهای سلامتی فقط حدود یک سوم از کل این ارتباط رو توجیه می کرد. این یعنی احتمالا سازوکارهای دیگه ای هم در کاره. این موضوع نشون می ده که محیط اجتماعی-سیاسی به روش هایی روی رشد بیولوژیکی تاثیر می ذاره که معیارهای استاندارد سلامت به طور کامل اون ها رو نشون نمی دن. ممکنه عوامل اندازه گیری نشده ای مثل کیفیت هوا یا سطح استرس هم نقش داشته باشن. درک این سازوکارها برای روشن شدن کامل ارتباط میان عوامل محیطی و زوال عقل حیاتی است.

این نتایج با تحقیقات گسترده تری که حکومت داری ایالتی رو به رفاه جمعیت مرتبط می کنه، همخوانی داره. تحلیل اخیر نانسی کریگر و همکارهاش نشون داد که ایالت هایی با رهبری سیاسی محافظه کار بین سال های 1391 تا 1403، نسبت به ایالت های لیبرال تر، نرخ بالاتری از مرگ ومیر زودرس و مرگ ومیر نوزادان رو تجربه کردن.

در حالی که اون تحقیق روی پیامدهای فوری مثل واکسیناسیون و امنیت غذایی تمرکز داشت، یافته های جدید درباره زوال عقل نشون می ده که این بافت های سیاسی تاثیری با تاخیر هم دارن که دهه ها بعد خودش رو نشون می ده. هر دو مطالعه روی این ایده تاکید دارن که جهت گیری ایدئولوژیک دولت های ایالتی نقش محوری در شکل گیری سلامت جسمی و شناختی ساکنان ایفا می کنه.

اگرچه نتایج تحقیق جدید یه الگوی قوی رو شناسایی کرده، اما طراحی مطالعه محدودیت هایی هم داره. چون این تحقیق از نوع مشاهده ایه، نمی تونه به طور قطعی ثابت کنه که سیاست های لیبرال باعث کاهش موارد زوال عقل شده. ممکنه عوامل اندازه گیری نشده دیگه ای وجود داشته باشن که ایالت هایی با جهت گیری های سیاسی مختلف رو از هم متمایز می کنن.

محقق ها سعی کردن این موضوع رو با استفاده از تکنیک های آماری که افرادی رو که در یک ایالت متولد شدن با هم مقایسه می کنه، تعدیل کنن. این تحلیل های حساسیت سنجی از نتیجه گیری اصلی حمایت کرد. حتی بین افرادی که در یک مکان متولد شدن، قرار گرفتن در معرض دوره های سیاستی مختلف اهمیت داشت.

تحقیقات آینده برای بررسی انواع خاصی از سیاست هایی که ممکنه محرک این فواید باشن، نیازه. درک اینکه آیا بودجه آموزشی، مقررات محیط زیستی یا شبکه های ایمنی اجتماعی محرک های اصلی هستن، می تونه به هدایت مداخلات سلامت عمومی کمک کنه. نویسنده ها پیشنهاد می کنن که سیاست گذارها باید پیامدهای شناختیِ بلندمدتِ قوانین سطح ایالتی رو در نظر بگیرن. با پیر شدن جمعیت، درک علت های ریشه ای زوال عقل برای برنامه ریزی سلامت عمومی بیش از پیش ضروری می شه. این رویکرد به ما کمک می کند تا بهترین راهکارها را برای مقابله با چالش عوامل محیطی و زوال عقل بیابیم.

این مطالعه با عنوان «لیبرالیسم سیاست ایالتی در نوجوانی و خطر زوال عقل از سال 1379 تا 1395 در میان سالمندان ایالات متحده» توسط مگان زاچر، سامانتا بردی و سوزان ای. شورت نوشته شده است.

در نهایت، این پژوهش یادآوری می کند که سلامت شناختی تنها یک مسئله فردی یا ژنتیکی نیست، بلکه ریشه در تصمیمات سیاسی و اجتماعی دهه های گذشته دارد. سرمایه گذاری در آموزش و بهبود استانداردهای زندگی در دوران حساس رشد، می تواند به عنوان یک سپر محافظتی عمل کرده و بار بیماری های مغزی را در نسل های آینده به شکل چشم گیری کاهش دهد.

Liberal state policies during adolescence linked to lower dementia risk in later life

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: ژانویه 6, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما