خانه تازه‌های علم و تحقیق پیش بینی بازار با ترامپ و بررسی رابطه بین توجه عمومی و خوش بینی در بورس
پیش بینی بازار با ترامپ و بررسی رابطه بین توجه عمومی و خوش بینی در بورس

پیش بینی بازار با ترامپ و بررسی رابطه بین توجه عمومی و خوش بینی در بورس

در این مقاله:

تحقیقات علمی جدید نشان می دهد که میزان توجه کاربران در فضای مجازی به دونالد ترامپ مستقیما با خوش بینی در وال استریت در ارتباط است و تحلیل داده های گوگل می تواند به عنوان شاخصی برای پیش بینی بازار با ترامپ عمل کند.

یه مطالعه جدید نشون می ده که میزان توجه آنلاین به دونالد ترامپ به پیش بینی بازار با ترامپ و خوش بینی در وال استریت کمک می کنه. این تحقیق که در دانشمند علوم رفتاری آمریکا (American Behavioral Scientist) منتشر شده، نشون می ده که جهش در جست وجوهای گوگل برای رئیس جمهور سابق معمولا قبل از افزایش خوش بینی (رویکرد صعودی) بین سرمایه گذارهای خرد اتفاق می افته. به نظر می رسه این رابطه در دوره بعد از انتخابات 2024 آمریکا قوی تر هم شده.

دنیای مالی به طور سنتی بر پایه این فرض بوده که بازارها منطقی هستن. این دیدگاه معتقده که قیمت دارایی ها منعکس کننده تمام اطلاعات موجود درباره مبانی اقتصادی مثل سود شرکت ها، نرخ بهره و داده های مربوط به اشتغاله. با این حال، حوزه مالی رفتاری این نگاه رو به چالش می کشه. این حوزه استدلال می کنه که روانشناسی انسانی، سوگیری های ذهنی و احساسات جمعی نقش مهمی در نحوه تصمیم گیری سرمایه گذارها دارن.

شخصیت های سیاسی همیشه روی بازارها تاثیر گذاشتن، اما معمولا این کار از طریق تصمیمات سیاستی خاص یا اقدامات قانونی انجام می شده. دونالد ترامپ نشون دهنده یه تغییر در این پویاییه. تاثیر اون اغلب از طریق حضور گسترده رسانه ای و سبک های ارتباطی مستقیم اعمال می شه، نه فقط از طریق کانال های سنتی سیاست گذاری. محقق ها می خواستن بفهمن که آیا صرفا حجم توجهی که یه شخصیت سیاسی ایجاد می کنه، می تونه مستقل از جزئیات سیاست های خاص، به عنوان سیگنالی برای حال و هوای بازار و پیش بینی بازار با ترامپ عمل کنه یا نه.

«انگیزه ما از یه شکاف آشکار بین دو حوزه علمی شناخته شده بود که به ندرت با هم ارتباط دارن: حوزه مالی رفتاری نشون داده که احساسات سرمایه گذارها بازار رو تکون می ده، و تحقیقات ارتباطات سیاسی هم نشون داده که توجه رسانه ها به درک عمومی شکل می دن، اما مطالعات کمی وجود دارن که توجه سیاسی رو مستقیما به احساسات مالی وصل کنن.» این ها رو نویسنده مطالعه، رائول گومز مارتینز، دانشیار دانشگاه ری خوان کارلوس در مادرید گفت.

«دونالد ترامپ یه مورد واقعی و منحصر به فرد بود چون حضور رسانه ای اون حتی خارج از سیاست گذاری های رسمی، به طرز عجیبی شدید و مداومه. این موضوع این سوال رو پیش آورد که آیا صرفا “توجه” می تونه روی روانشناسی بازار اثر بذاره یا نه. بنابراین می خواستیم تست کنیم که آیا سیگنال های دیجیتال با فرکانس بالا، مثل فعالیت جست وجوی گوگل، می تونن این سازوکار انتقال رو ثبت کنن و به توضیح تغییرات هفتگی خوش بینی سرمایه گذاران خرد کمک کنن یا نه. خلاصه اینکه، این مطالعه به این موضوع گسترده تر می پردازه که چطور روایت های سیاسی فراتر از اصول سنتی، به بازارهای مالی نفوذ می کنن.»

پیش بینی بازار با ترامپ؛ تاثیر توجه رسانه ای

در تصویر زیر، نمایی از تحلیل های مرتبط با نوسانات بازار در دوره های حساس سیاسی نمایش داده شده است که به درک بهتر پویایی های وال استریت کمک می کند.
پیش بینی بازار با ترامپ
این تصاویر نشان دهنده چگونگی تغییر احساسات سرمایه گذاران در مواجهه با اخبار داغ سیاسی و حضور رسانه ای چهره های تاثیرگذار است.

این مطالعه بر اساس این مفهومه که توجه یه منبع محدوده. در عصر دیجیتال، چیزی که تمرکز مردم رو جلب می کنه، اغلب انتظارات اقتصادی اون ها رو هم جهت می ده. محقق ها دنبال این بودن که بفهمن آیا دیده شدن دونالد ترامپ، چهره ای که به شدت با روایت های حامی کسب وکار گره خورده، مستقیما روی احساسات سرمایه گذارها اثر می ذاره یا نه. تحلیلگرهای بازار اغلب از این پدیده به عنوان “معامله ترامپ” یاد می کنن، که می تواند در پیش بینی بازار با ترامپ مفید باشد، جایی که برجسته شدن سیاسی اون سیگنالی برای مقررات زدایی و کاهش مالیات احتمالیه.

برای بررسی این ارتباط، تیم تحقیقاتی داده های هفتگی رو از 17 فروردین 1399 تا 20 مهر 1404 تجزیه و تحلیل کرد. این بازه زمانی در مجموع 289 مشاهده هفتگی رو فراهم کرد. محقق ها از گوگل ترندز (Google Trends) برای اندازه گیری توجه عمومی استفاده کردن. این ابزار به جای ارائه اعداد خام جست وجو، علاقه به جست وجو رو در مقیاسی از صفر تا 100 شاخص گذاری می کنه. این کار اجازه می ده مقایسه استانداردی از میزان علاقه در طول زمان انجام بشه.

محقق ها عبارت جست وجوی «دونالد ترامپ» رو در ایالات متحده دنبال کردن تا شدت تمرکز عمومی رو بسنجن. برای احساسات سرمایه گذارها، اون ها به داده های انجمن آمریکایی سرمایه گذاران انفرادی (AAII) تکیه کردن. این سازمان غیرانتفاعی هر هفته یه نظرسنجی انجام می ده و از اعضاش می پرسه که آیا نسبت به بازار سهام در 6 ماه آینده خوش بین (صعودی)، بدبین (نزولی) یا خنثی هستن. این مطالعه به طور خاص روی درصد پاسخ دهنده هایی تمرکز کرد که چشم انداز خوش بینانه داشتن.

تیم تحقیق از مدل های آماری موسوم به رگرسیون حداقل مربعات معمولی استفاده کرد. این روش کمک می کنه تا روابط بین داده های جست وجو و نتایج نظرسنجی احساسات شناسایی بشه. هدف اون ها این بود که ببینن آیا تغییرات در یک متغیر می تونه تغییرات در متغیر دیگه رو توضیح بده یا نه. علاوه بر این، محقق ها از آزمون های علیت گرنجر استفاده کردن. این تکنیک آماری کمک می کنه تا مشخص بشه آیا یک سری زمانی در پیش بینی سری دیگه مفیده یا نه، و در واقع بررسی می کنه که آیا تغییرات در توجه قبل از تغییرات در احساسات رخ می ده یا نه.

تحلیل ها نشون داد که در طول کل این دوره پنج ساله، رابطه مثبتی بین حجم جست وجو و خوش بینی سرمایه گذارها وجود داشته. وقتی جست وجوهای آنلاین برای ترامپ افزایش پیدا می کرد، خوش بینی گزارش شده توسط سرمایه گذارهای خرد هم معمولا در همون هفته بالا می رفت. تحلیل علیت گرنجر شواهدی ارائه داد که فعالیت جست وجو قبل از تغییر در احساسات اتفاق افتاده. این نشون می ده که توجه عمومی به خوش بینی بازار سرازیر می شه و بر پیش بینی بازار با ترامپ اثر می گذارد، نه اینکه خوش بینی بازار باعث ترافیک جست وجو بشه.

یافته ها؛ تقویت پیش بینی بازار با ترامپ در دوره پس از انتخابات

محقق ها بعدش داده های دوره بعد از انتخابات 2024 رو جدا کردن. این زیرمجموعه، هفته های بین 13 آبان 1403 تا 20 مهر 1404 رو پوشش می داد. در این مجموعه کوچک تر 50 هفته ای، ارتباط بین توجه و احساسات خیلی پررنگ تر شد. مدل آماری حدود 15 درصد از تغییرات در احساسات سرمایه گذارها رو در این مرحله بعد از انتخابات توضیح داد. این رقم در مقایسه با حدود 2 درصد برای کل دوره پنج ساله، افزایش قابل توجهی رو نشون می ده.

قدرت این رابطه در داده های بعد از انتخابات بیش از دو برابر شد. این نشون می ده که در زمان های افزایش فعالیت های سیاسی یا بلاتکلیفی، بازار نسبت به دیده شدن های سیاسی حساس تر می شه. نویسنده ها معتقدن که فضای سیاسی مثل یه تقویت کننده عمل می کنه. وقتی ترامپ در طول یه دوره حساس انتقال سیاسی در مرکز اخبار قرار می گیره، دیده شدن اون به محرک قوی تری برای انتظارات اقتصادی سرمایه گذارهای خرد و پیش بینی بازار با ترامپ تبدیل می شه.

گومز مارتینز به PsyPost گفت: «چیزی که ما نشون می دیم اینه که توجه رسانه ها به یه متغیر مستقیما قابل مشاهده و قابل اندازه گیری با قدرت توضیح واقعی برای پویایی های بازار تبدیل می شه. با وجود اینکه تناسب مدل برای کل نمونه کمه (R²≈0.02)، این موضوع در دنیای مالی که احساسات تحت تاثیر عوامل همپوشان زیادی هستن، عادیه؛ چیزی که مهمه اینه که توجه به طور مداوم اطلاعات بیشتری به ما می ده.»

«در زمینه های سیاسی حساس تر، قدرت توضیح مدل به طور چشمگیری بالا می ره (R²≈0.15 و ضریبی که بیش از دو برابره)، که نشون می ده این سیگنال وقتی عدم قطعیت یا دوقطبی بودن بالا باشه، خیلی مرتبط تر می شه. از این جهت، توجه سیاسی که از طریق گوگل ترندز اندازه گیری می شه، می تونه به عنوان یه شاخص مکمل جدید بازار عمل کنه؛ یه بارومتر رفتاری اضافی که سرمایه گذارها و تحلیلگرها می تونن در کنار متغیرهای سنتی اقتصادی و مالی برای تصمیم گیری های سرمایه گذاری و پیش بینی بازار با ترامپ ازش استفاده کنن.»

این یافته ها به این معنی هستن که بازارهای مالی فقط با اعداد و ارقام اقتصادی نمی چرخن. توجه جمعی و روانشناسی توده ها، مشابه آنچه در بررسی تاثیر ویدئوهای کوتاه بر سلامت روان و شناخت مشاهده می شود، به عنوان محرک های قابل اندازه گیری برای انتظارات مالی عمل می کنند. برای یه فرد عادی، این یعنی مصرف روزانه اخبار و رفتار آنلاین می تونه با تغییر دادن حال و هوای عمومی سرمایه گذارها، به طور غیرمستقیم روی قیمت ها و پیش بینی بازار با ترامپ تاثیر بذاره.

گومز مارتینز توضیح داد: «یافته های ما نشون می ده که جهش در علاقه عمومی به یه شخصیت سیاسی بسیار برجسته مثل دونالد ترامپ، که از طریق جست وجوهای گوگل اندازه گیری می شه، معمولا قبل از افزایش خوش بینی سرمایه گذارها اتفاق می افته؛ یعنی خودِ توجه رسانه ای می تونه به حال و هوای بازار شکل بده. این موضوع نشون می ده که مصرف روزانه اخبار و رفتار آنلاین می تونه با تاثیر گذاشتن روی احساسات، به خصوص در بین سرمایه گذارهای خرد، به طور غیرمستقیم روی قیمت ها اثر بذاره. خلاصه اینکه، سیاست و توجه دیجیتال فقط یه سر و صدای پس زمینه نیستن، بلکه می تونن به محرک های قابل اندازه گیری برای انتظارات مالی و پویایی بازار تبدیل بشن.»

این مطالعه یه کاربرد عملی برای تئوری های مالی رفتاری ارائه می ده. این تحقیق از مشاهده های گذرا مبنی بر اینکه سیاست بازارها رو تکون می ده، فراتر رفته و شواهد آماری ارائه می کنه. همچنین از این ایده حمایت می کنه که شخصیت های برجسته می تونن به عنوان محرک های بیرونی احساسات عمل کنن. سلطه رسانه ای اون ها می تونه حتی قبل از اجرای هر سیاست ملموسی، به روانشناسی بازار شکل بده.

گومز مارتینز گفت: «هیچ کدوم از نتایج واقعا ما رو شگفت زده نکرد، چون به طور کلی با چیزی که نظریه های مالی رفتاری و مبتنی بر توجه پیش بینی می کردن، همخوانی داشت: شخصیت های سیاسی بسیار برجسته باید روی انتظارات و در نتیجه روی احساسات سرمایه گذارها تاثیر بذارن. چیزی که برای ما مهم بود کشف یه اثر غیرمنتظره نبود، بلکه اثبات دقیق اون با داده ها، با استفاده از یه چارچوب اقتصادسنجی و تکنیک های رگرسیون تحت نظارت بود که به ما اجازه داد رابطه رو به صورت رسمی اندازه گیری و تست کنیم.»

«به عبارت دیگه، ما از یه ایده حسی و غیررسمی “سیاست بازارها رو تکون می ده” به سمت شواهد تاییدشده آماری رفتیم. این اعتباربخشی تجربی همون چیزیه که به یافته ها برای هم محقق ها و هم فعالان بازار، اعتبار و ارزش عملی می ده.»

اگرچه یافته ها شواهدی از پیوند بین توجه سیاسی و حال و هوای بازار ارائه می دن، اما این مطالعه محدودیت های خاصی هم داره. داده های مربوط به احساسات از انجمن آمریکایی سرمایه گذاران انفرادی می آد که دیدگاه های سرمایه گذارهای خرد رو منعکس می کنه، نه شرکت های بزرگ سرمایه گذاری. سرمایه گذارهای خرد اغلب نسبت به مدیران حرفه ای صندوق ها، در برابر سوگیری های رفتاری و تاثیرات رسانه ای آسیب پذیرتر هستن. ممکنه سرمایه گذارهای نهادی این جهش های توجه رو به شکل دیگه ای تفسیر کنن.

گوگل ترندز حجم جست وجوها رو اندازه گیری می کنه اما نیت پشت اون ها رو نه. جهش در جست وجوها می تونه به همون اندازه که از اخبار مثبت ناشی می شه، نتیجه جنجال های منفی هم باشه. این ابزار تفاوتی بین طرفداری که دنبال تاریخ میتینگ های انتخاباتی می گرده و منتقدی که دنبال جزئیات یه رسواییه، قائل نمی شه. مطالعه فعلی فرض رو بر این می ذاره که توجه عموما از دریچه “معامله ترامپ” تفسیر می شه، اما محتوای اخباری که باعث جست وجوها می شه رو به صورت کیفی تحلیل نمی کنه.

محقق ها همچنین اشاره می کنن که بازارهای مالی اکوسیستم های پیچیده ای هستن که همزمان تحت تاثیر متغیرهای بی شماری قرار دارن. توجه سیاسی فقط یکی از این عوامل در کنار بقیه هست.

گومز مارتینز به PsyPost گفت: «یه سوءتفاهم احتمالی که دوست داریم ازش پیشگیری کنیم، این ایده است که توجه رسانه ها به یه شخصیت سیاسی به تنهایی “بازار رو هدایت می کنه”. نتایج ما به این معنی نیست که جست وجوهای سیاسی جایگزین اصول اولیه ای مثل درآمدها، نرخ بهره یا اخبار اقتصاد کلان می شن؛ بلکه نشون می دن که توجه، یه لایه رفتاری اضافه می کنه که به توضیح تغییرات احساسات در حاشیه کمک می کنه. بازارهای مالی تحت تاثیر نیروهای همپوشان زیادی هستن، بنابراین این متغیر باید به عنوان مکمل در نظر گرفته بشه، نه تعیین کننده مطلق.»

تحقیقات آینده می تونن تحلیل احساسات عناوین خبری رو هم شامل بشن. این کار به محقق ها اجازه می ده لحن پوشش رسانه ای رو در کنار حجم اون بسنجن. گسترش دامره تحقیق برای شامل شدن داده های سرمایه گذارهای نهادی هم کمک می کنه بفهمیم آیا معامله گرهای حرفه ای هم واکنشی مشابه سرمایه گذارهای خرد دارن یا نه. محقق ها همچنین پیشنهاد می کنن این متدولوژی روی شخصیت های سیاسی دیگه هم پیاده بشه تا مشخص بشه آیا این پدیده منحصر به ترامپه یا نه.

گومز مارتینز توضیح داد: «این مقاله بخشی از همکاری مداوم بین محقق های دانشگاه ری خوان کارلوس (URJC) و دانشگاه شهر دوبلین (DCU) است و فقط یه قدم در یه دستور کار تحقیقاتی گسترده تر با تمرکز بر درک احساسات سرمایه گذار به عنوان یه متغیر قابل اندازه گیری و قابل عمل محسوب می شه. هدف بلندمدت ما ادامه توسعه مدل هایی هست که شاخص های رفتاری مثل توجه دیجیتال، نظرسنجی ها و فعالیت های آنلاین رو در کنار داده های مالی سنتی ادغام می کنن تا نحوه تحلیل و پیش بینی بازارها رو بهبود ببخشن.»

«ما در حال حاضر چندین مقاله مرتبط در دست اقدام داریم که این خط کاری رو با استفاده از جایگزین های دیگه برای احساسات و تکنیک های پیشرفته تر اقتصادسنجی و رگرسیون یادگیری ماشین تحت نظارت گسترش می دن تا عملکرد پیش بینی رو تقویت کنن. نکته مهم اینه که این تحقیق از طریق فین تک من، InvestMood، جایی که از این بینش ها برای ساخت سیستم های معاملاتی الگوریتمی استفاده می شه تا به سرمایه گذارها کمک کنه سیگنال های مبتنی بر احساسات رو در سرمایه گذاری های واقعی به کار بگیرن، کاربرد عملی هم داره.»

گومز مارتینز گفت: «شاید مهم ترین نکته ای که باید اضافه کرد اینه که این مطالعه نشون می دهد چطور دسترسی روزافزون به داده های رفتاری دیجیتال، در حال تغییر دادن نحوه تحلیل بازارهای مالیه. ابزارهایی مثل گوگل ترندز به ما اجازه می دن توجه جمعی رو تقریبا در لحظه مشاهده کنیم، چیزی که یه دهه پیش اصلا ممکن نبود و این موضوع فرصت های جدیدی رو برای اندازه گیری دقیق تر محرک های روان شناختی و اجتماعی حرکات بازار باز می کنه.»

«در سطح گسترده تر، امیدواریم این مقاله محقق ها و فعالان رو تشویق کنه تا فراتر از متغیرهای صرفا بنیادی فکر کنن و با توجه و احساسات به عنوان مولفه های مشروع و قابل اندازه گیری پویایی بازار برخورد کنن. از این نظر، مطالعه فقط درباره یه شخصیت سیاسی نیست، بلکه درباره اثبات روش شناسی ایه که می تونه در بسیاری از زمینه های دیگه که روایت های عمومی روی انتظارات مالی تاثیر می ذارن، به کار گرفته بشه.»

مطالعه، «پیوند در حال تقویت بین توجه آنلاین دونالد ترامپ و احساسات وال استریت»، توسط رائول گومز مارتینز، کامیلو پرادو رومان، ماریا لوئیزا مدرانو گارسیا, عارف مهدوی اردکانی و دیمین دوپره تالیف شده است.

تعامل بین سیاست، رسانه های دیجیتال و بازارهای مالی وارد مرحله جدیدی شده است که در آن داده های رفتاری به اندازه شاخص های اقتصادی اهمیت دارند. مطالعه اخیر ثابت می کند که حضور پررنگ دونالد ترامپ در فضای آنلاین فراتر از یک موضوع خبری ساده، به ابزاری برای جهت دهی به انتظارات مالی سرمایه گذاران خرد تبدیل شده است. با پیشرفت تکنولوژی و دسترسی به ابزارهایی مانند گوگل ترندز، تحلیلگران اکنون می توانند لایه های روانی بازار را با دقت بیشتری رصد کنند و از این داده ها برای فهم عمیق تر نوسانات اقتصادی بهره ببرند.

Trump-related search activity signals a surprising trend in the stock market

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: فوریه 5, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما