خانه تازه‌های علم و تحقیق انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت و تاثیر ترس و اجبار بر دیدگاه های سیاسی
انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت و تاثیر ترس و اجبار بر دیدگاه های سیاسی

انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت و تاثیر ترس و اجبار بر دیدگاه های سیاسی

در این مقاله:

تحقیقات جدید روان شناسی و برخی از جذاب ترین کشفیات جدید روان و مغز نشون میده که دیدگاه های سیاسی درباره انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت، بیشتر از اینکه بر اساس منطق اقتصادی باشن، ریشه در انگیزه های عمیق تکاملی دارن. شواهد جدید نشون میده که ترس از درگیری و تمایل به نتایج برابر، پیش بینی کننده های قوی برای حمایت از پرداخت های انتقالی دولت هستن. این یافته ها به این معنیه که سیاست های اجتماعی اغلب به عنوان راهی برای آروم کردن متجاوزان احتمالی یا اجبار به هماهنگی گروهی حمایت میشن.

نقش برابری خواهی و اجبار در انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت

محققانی به نام های «چی آن لین» و «تیموتی سی. بیتس» از دانشگاه ادینبرو، سعی کردن درک بهتری از این موضوع پیدا کنن که چرا آدما از بازتوزیع اقتصادی حمایت می کنن. کار اونا بر پایه مدل «سه نفر – دو موقعیت» بنا شده. این چارچوب تکاملی قبلا سه انگیزه اصلی رو شناسایی کرده بود: نفع شخصی، شفقت نسبت به نیازمندان و حسادت بدخواهانه نسبت به ثروتمندان. یافته های جدید به درک عمیق تر انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت کمک می کنند.

در مطالعه ای که در سال 1402-1403 در مجله Personality and Individual Differences منتشر شد، اونا هدفشون این بود که بفهمن آیا یک ترجیح خاص برای نتایج برابر می تونه بهتر از مدل های موجود، حمایت از بازتوزیع رو توضیح بده یا نه. اونا همچنین بررسی کردن که آیا تمایل به استفاده از زور برای رسیدن به این نتایج نقشی داشته یا خیر.

«لین» و «بیتس» دو تحقیق جداگونه برای آزمایش فرضیه های خودشون انجام دادن. در مطالعه اول، اونا 403 شرکت کننده رو از بریتانیا و از طریق پلتفرم Prolific Academic جذب کردن. این نمونه از نظر قومیت و جنسیت، نماینده جامعه بریتانیا بود.

محققان نگرش ها رو با استفاده از چندین مقیاس روان شناختی معتبر اندازه گیری کردن. اونا میزان حمایت از بازتوزیع اقتصادی و سه انگیزه سنتی یعنی نفع شخصی، شفقت و حسادت رو ارزیابی کردن. اونا همچنین معیارهایی برای «عدالت برابری خواهانه» و «آسیب ابزاری» معرفی کردن.

عدالت برابری خواهانه به عنوان انگیزه ای برای تقسیم منابع تعریف شد، طوری که هیچ کس نخواد سهم خودش رو با دیگری عوض کنه. آسیب ابزاری هم این باور رو ارزیابی می کرد که هدف وسیله رو توجیه می کنه، حتی اگه لازم باشه به آدمای بی گناه آسیب برسه. علاوه بر این، محققان مقیاس جدیدی برای اندازه گیری «حمایت از بازتوزیع اجباری» طراحی کردن.

این مقیاس جدید شامل مواردی بود که تمایل به تنبیه کسایی رو که بازتوزیع رو زیر سوال می برن، می سنجید. همچنین درباره استفاده از زور برای فاش کردن ثروت های پنهان سوال می کرد. نتایج مطالعه اول نشون داد که عدالت برابری خواهانه، مستقل از انگیزه های دیگه، حمایت از بازتوزیع رو پیش بینی می کنه.

داده ها نشون دادن که این انگیزه عدالت طلبی، تفاوت های خاصی رو در دیدگاه های سیاسی توضیح میده و در کنار نفع شخصی، شفقت و حسادت عمل می کنه.

این مطالعه همچنین ارتباطی بین آسیب ابزاری و تمایل به استفاده از اجبار رو نشون داد. افرادی که امتیاز بالایی در آسیب ابزاری داشتن، بیشتر احتمال داشت که از بازتوزیع اجباری حمایت کنن. حسادت بدخواهانه هم این حمایت از اجبار رو پیش بینی می کرد. محققان متوجه شدن که شفقت، حمایت از اقدامات اجباری رو کم نمی کنه.

برای تایید این یافته ها، «لین» و «بیتس» مطالعه دوم رو با یه نمونه جدید شامل 402 شرکت کننده بریتانیایی انجام دادن. هدف از این تکرار، تایید نتایج اولیه و آزمایش اعتبار افتراقی نسبت به بقیه انواع عدالت بود. اونا «عدالت رویه ای» و «عدالت توزیعی» رو اندازه گیری کردن تا بفهمن آیا نتایج متفاوتی دارن یا نه.

مطالعه دوم یافته های مطالعه اول رو تایید کرد. عدالت برابری خواهانه به طور قابل اعتمادی حمایت از بازتوزیع رو افزایش داد. انگیزه اجبار هم دوباره توسط آسیب ابزاری، حسادت و نفع شخصی پیش بینی شد. این تحقیقات بینش های مهمی در مورد انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت ارائه می دهند.

مطالعه نشون داد که عدالت رویه ای ارتباط معناداری با حمایت از بازتوزیع نداره. این نشون میده که تمایل به بازتوزیع مشخصا مربوط به نتایجه، نه قوانین بازی. مدل انگیزشی نهایی بیش از 40 درصد از تغییرات در حمایت از بازتوزیع رو توضیح داد.

ترس از سلب مالکیت و انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت

در ادامه این تحقیقات، «بیتس» و «دانیل اسنایزر» از دانشگاه ایالتی اوکلاهاما، یه محرک تکاملی متفاوت رو بررسی کردن: ترس. اونا پیشنهاد دادن که حمایت از بازتوزیع ممکنه از یک استراتژی «بیسمارکی» برای دلجویی ریشه بگیره. این تئوری میگه آدما از منابع خودشون می گذرن تا از هزینه سنگین ترِ مورد حمله قرار گرفتن یا دزدی جلوگیری کنن. این رویکرد جدید، درک ما از انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت را عمیق تر می کند.

«اتو فون بیسمارک» صدراعظم آلمان در قرن 13 شمسی بود که اولین دولت رفاه مدرن رو پایه گذاری کرد. بیسمارک یه رهبر محافظه کار بود که حمایت های اجتماعی مثل بیمه سلامت و بازنشستگی رو اجرا کرد، اما انگیزه اصلیش شفقت نبود. اون قصد داشت با این اصلاحات، جذابیت جنبش های سوسیالیستی افراطی رو از بین ببره.

مقاله اونا با عنوان «نگاهی دوباره به رفاه بیسمارکی» در مجله Evolution and Human Behavior منتشر شد. محققان استدلال کردن که ذهن انسان برای مدیریت تضادهای نامتقارن تکامل پیدا کرده. از این دیدگاه، دلجویی یه انطباق بیولوژیکی برای جلوگیری از آسیب دیدن موقع مواجهه با یه رقیب ناامید یا قدرتمنده.

اونا فرض کردن که «ترس از سلب مالکیت خشونت آمیز» حمایت از مالیات تصاعدی رو پیش بینی می کنه. این ترس زمانی ایجاد میشه که آدما احساس کنن دیگران برای منابع اونا بیشتر از خودشون ارزش قائلن. این موضوع منجر به استراتژی واگذاری منابع برای پیشگیری از خشونت میشه.

«اسنایزر» و «بیتس» برای آزمایش این فرضیه، سه مطالعه انجام دادن. مطالعه اول شامل 303 شرکت کننده از بریتانیا بود. اونا مقیاس «ترس از سلب مالکیت خشونت آمیز» رو با مواردی مثل «نگرانم که سختی های اقتصادی منجر به خشونت علیه افرادی مثل من بشه» طراحی کردن.

نتایج نشون دهنده یه ارتباط مثبت قوی بین این ترس خاص و حمایت از بازتوزیع بود. این اثر حتی با کنترل عواملی مثل شفقت، حسادت و نفع شخصی هم معنادار باقی موند. این نشون میده که ترس به عنوان یه مسیر مجزا برای حمایت سیاسی از رفاه عمل می کنه و به طور مستقیم بر انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت تاثیر می گذارد.

مطالعه دوم به دنبال تکرار این یافته ها در یک بافت فرهنگی متفاوت بود. محققان یه نمونه 804 نفره به نمایندگی از کل جامعه آمریکا رو جذب کردن. این مطالعه شامل کنترل هایی برای جهت گیری سیاسی و حمایت حزبی بود.

داده های نمونه آمریکا مشابه یافته های بریتانیا بود. ترس از سلب مالکیت خشونت آمیز یه پیش بینی کننده قوی برای حمایت از بازتوزیع بود. این ارتباط فارغ از اینکه شرکت کننده خودش رو لیبرال یا محافظه کار می دونست، درست بود.

مطالعه سوم یه تکرار از قبل ثبت شده با استفاده از یه نمونه 804 نفره دیگه از جامعه آمریکا بود. این مطالعه شامل معیاری برای «برابری خواهی اجباری» بود تا ببینن آیا انگیزه ترس همچنان ثابت می مونه یا نه. نتایج الگوهای قبلی رو تایید کرد.

تحلیل ها نشون داد که ترس از سلب مالکیت، حمایت از بازتوزیع رو فراتر از برابری خواهی اجباری پیش بینی می کنه. این عامل حتی از انگیزه تناسب هم قوی تر عمل کرد. محققان نتیجه گرفتن که دلجویی، یه مکانیسم روان شناختی کلیدی در پسِ دیدگاه های مربوط به رفاه مدرنه.

ترس و سیاست های مترقی گسترده تر

در یک مقاله تک نویسنده مرتبط که در مجله Personality and Individual Differences منتشر شد، «بیتس» این چارچوب رو گسترش داد. اون بررسی کرد که آیا این ترس از سلب مالکیت، حمایت از سیاست های مترقی گسترده تر فراتر از مالیات رو هم توضیح میده یا نه. این سیاست ها شامل تبعیض مثبت، سهمیه بندی تنوع و حمایت از جنبش های عدالت اجتماعی بود.

«بیتس» نظریه پردازی کرد که «سیاست مترقی» به عنوان یه مکانیسم گسترده برای انتقال قدرت و کنترل عمل می کنه. اون فرض کرد همون ترسی که باعث بازتوزیع اقتصادی میشه، باعث حمایت از این مقررات اجتماعی هم میشه. اون همچنین انگیزه نفع شخصی رو در رابطه با این سیاست ها بررسی کرد.

مطالعه اول در این مقاله شامل 502 شرکت کننده آمریکایی بود. این نمونه از نظر سن, جنسیت و حزب سیاسی نماینده جامعه بود. «بیتس» مقیاس «حمایت از سیاست های مترقی» رو طراحی کرد که مسائلی مثل آموزش DEI، استعمارزدایی و تنوع در هیئت مدیره رو پوشش می داد.

نتایج نشون داد که این ترجیحات سیاستی متنوع، یک ساختار روان شناختی واحد و منسجم رو تشکیل میدن. همون طور که پیش بینی شده بود، ترس از سلب مالکیت خشونت آمیز حمایت از این سیاست های مترقی رو پیش بینی کرد. افرادی که از از دست دادن داشته هاشون می ترسیدن، بیشتر تمایل داشتن از مقرراتی حمایت کنن که نفوذ رو به دیگران منتقل می کنه.

این مطالعه همچنین پیوند محکمی بین نفع شخصی و حمایت از سیاست های مترقی پیدا کرد. شرکت کننده هایی که انتظار داشتن وضعیت اقتصادی خودشون با این سیاست ها بهتر بشه، به احتمال خیلی زیاد از اونا حمایت می کردن. این موضوع نشون دهنده انگیزه دوگانه ترس و نفع شخصیه.

«بیتس» همچنین فرضیه ای رو درباره دلجویی از گروه های قدرتمند آزمایش کرد. اون از شرکت کننده ها درباره تمایلشون به تسلیم شدن در برابر رقبای قوی، مثل قدرت های خارجی یا کارتل ها پرسید. داده ها نشون داد که ترس از سلب مالکیت خشونت آمیز، تمایل کلی به دلجویی از گروه های قدرتمند رو پیش بینی می کنه.

مطالعه دوم یه تکرار از قبل ثبت شده با 500 شرکت کننده آمریکایی بود. هدف این بود که یافته ها با کنترل وضعیت اقتصادی-اجتماعی تایید بشن. نتایج با مطالعه اول همخوانی داشت.

ترس از سلب مالکیت خشونت آمیز به عنوان یک پیش بینی کننده قوی برای حمایت از سیاست های مترقی باقی موند. مطالعه نشون داد که این ترس، آدما رو تشویق می کنه تا منابعشون رو هم به نیازمندان و هم به قدرتمندان واگذار کنن. این موضوع این ایده رو که دیدگاه های مترقی فقط ناشی از شفقت یا آرمان های اخلاقیه، به چالش می کشه و پیچیدگی انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت را آشکار می سازد.

محدودیت ها و مسیرهای آینده

این سه مقاله دیدگاه جدیدی در روان شناسی سیاسی ارائه میدن، اما محدودیت هایی هم دارن. داده ها در همه مطالعات از نوع همبستگی بودن. این یعنی محققان نمی تونن با قاطعیت بگن که ترس باعث حمایت از سیاست میشه، بلکه فقط نشون میدن که این دو به هم مرتبط هستن.

معیارها بر اساس خوداظهاری بودن. شرکت کننده ها ممکنه به روش هایی پاسخ داده باشن که فکر می کنن از نظر اجتماعی قابل قبوله. تحقیقات آینده باید از طرح های آزمایشی برای ایجاد ترس یا شفقت استفاده کنن تا ببینن آیا دیدگاه های سیاستی در لحظه تغییر می کنن یا نه.

محدودیت دیگه، تکیه بر نمونه های غربی از بریتانیا و آمریکا است. مشخص نیست که آیا این انگیزه ها در فرهنگ های غیرغربی هم به همین شکل عمل می کنن یا نه. هنجارهای فرهنگی درباره ترس و اشتراک گذاری ممکنه بر این محرک های بیولوژیکی تاثیر بذاره.

مطالعات آینده می تونن بررسی کنن که این انگیزه ها چطور با ویژگی های شخصیتی تاریک تعامل دارن. تحقیقات می تونن بررسی کنن که آیا افراد با سطح بالای ماکیاولیسم از این ترس در دیگران برای پیشبرد منافع خودشون سوءاستفاده می کنن یا نه. علاوه بر این، کار بیشتری لازمه تا این ترس خاص از سلب مالکیت از اضطراب عمومی متمایز بشه.

یافته ها نشون میدن که بحث های سیاسی توسط مکانیسم های باستانی بقا شکل می گیرن. شناخت نقش ترس، حسادت و اجبار ممکنه کمک کنه بفهمیم چرا دوقطبی سازی سیاسی اینقدر پایدار و موندگاره. به نظر می رسسه سیاست های اقتصادی و اجتماعی اغلب از دریچه درگیری های بالقوه دیده میشن و تحلیل آن ها نیازمند درک عمیق تر انگیزه های تکاملی بازتوزیع ثروت است.

مطالعه «حمایت از بازتوزیع توسط انگیزه های تقسیم برابری خواهانه و بازتوزیع اجباری شکل می گیرد»، توسط چی آن لین و تیموتی سی. بیتس نوشته شده است.

مطالعه «ترس از سلب مالکیت خشونت آمیز انگیزه حمایت از سیاست های مترقی است»، توسط تیموتی سی. بیتس نوشته شده است.

مطالعه «نگاهی دوباره به رفاه بیسمارکی: ترس از سلب مالکیت خشونت آمیز انگیزه حمایت از بازتوزیع است»، توسط دانیل اسنایزر و تیموتی سی. بیتس نوشته شده است.

شناخت ابعاد تکاملی رفتارهای سیاسی به ما کمک می کند تا بفهمیم چرا راهکارهای اقتصادی ساده همیشه مورد پذیرش قرار نمی گیرند. این یافته ها نشان می دهند که میل به بازتوزیع ثروت نه تنها یک انتخاب اخلاقی، بلکه راهبردی برای مدیریت امنیت و ثبات اجتماعی در مواجهه با چالش های زیستی و محیطی است.

Evolutionary motives of fear and coercion shape political views on wealth redistribution

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: فوریه 9, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما