یک مطالعه جدید که در مجله روان داروشناسی (Journal of Psychopharmacology) منتشر شده، نشون می ده که چطوری سیلوسایبین (ماده روان گردان موجود در بعضی قارچ ها) ممکنه اثرات ضدافسردگی داشته باشه و در بهبود درمان افسردگی با سیلوسایبین نقش ایفا کند. محقق ها می گن که فواید این ماده ممکنه به الگوهای خاصی از فعالیت گیرنده های سروتونین و افزایش انعطاف پذیری سلول های مغزی ربط داشته باشه.
در سال های اخیر، آزمایش های بالینی نشون دادن که سیلوسایبین می تونه باعث بهبود سریع و موندگار علائم اختلال افسردگی اساسی بشه، اون هم گاهی فقط بعد از یک یا دو جلسه درمان. این یافته ها اهمیت بررسی های گسترده تر در حوزه افسردگی نوجوانان و نقش مغز را دوچندان می کند. با وجود نتایج امیدوارکننده، دانشمندان هنوز درک محدودی از مکانیسم های بیولوژیکی دارن که به سیلوسایبین اجازه میده چنین اثرات طولانی مدتی ایجاد کنه.
مکانیسم های درمان افسردگی با سیلوسایبین
یکی از تئوری ها به نحوه تعامل سیلوسایبین با سیستم سروتونین مغز برمی گرده. این ترکیب گیرنده سروتونینی به اسم 5-HT2A رو فعال می کنه که خیلیا معتقدن نقش محوری در تجربه سایکدلیک داره. با این حال، محقق ها هنوز کاملا متوجه نشدن که چطور فعال شدن این گیرنده منجر به تغییراتی در خلق وخو و رفتار می شه که ممکنه تا مدت ها بعد از پریدن اثر مستقیم دارو باقی بمونه و زمینه را برای درمان افسردگی با سیلوسایبین فراهم کند.
برای بررسی این سوال، تیمی به سرپرستی کانر جی. مالت بی (Ulysses Neuroscience، جمهوری ایرلند) یک مطالعه تجربی روی موش ها انجام دادن. محقق ها دوزهای مختلفی از سیلوسایبین رو تجویز کردن و اندازه گیری کردن که این دارو با چه قدرتی گیرنده های 5-HT2A رو در قشر پیش پیشانی موش ها (ناحیه ای از مغز که در تصمیم گیری، تنظیم احساسات و تفکر پیچیده نقش داره) اشغال می کنه و پتانسیل درمان افسردگی با سیلوسایبین را بررسی کردن.
محقق ها همچنین چندین پاسخ رفتاری مرتبط با ترکیبات سایکدلیک رو بررسی کردن. یکی از این معیارها، «پاسخ تکان دادن حاد سر» بود؛ یک حرکت سریع سر به طرفین در موش ها که معمولا به عنوان نشانگر بیولوژیکی فعالیت سایکدلیک استفاده می شه.
علاوه بر این، برای تست اثرات موندگار دارو، حیوانات 20 تا 24 ساعت بعد از تجویز (زمانی که دارو از بدنشون خارج شده بود) در دو آزمایش رفتاری رایج ارزیابی شدن: ماز صفر مرتفع، که رفتار مرتبط با اضطراب رو می سنجه، و تست شنای اجباری، که اغلب برای ارزیابی رفتار شبیه به افسردگی در جوندگان استفاده می شه.
نتایج نشون دهنده رابطه واضحی بین دوز سیلوسایبین، فعال سازی گیرنده و نتایج رفتاری بود. با افزایش دوز، میزان اشغال گیرنده 5-HT2A هم بیشتر شد. با این حال، پاسخ تکان دادن سر از یک الگوی «U معکوس» پیروی می کرد؛ یعنی سطح بهینه فعال سازی گیرنده (حدود 44 تا 62 درصد) قوی ترین پاسخ ها رو ایجاد کرد، در حالی که دوزهای بالاتر به دلیل سرکوب عمومی حرکت، باعث کاهش تکان های سر شد.
در تست های رفتاری که روز بعد انجام شد، موش هایی که دوز متوسطی از سیلوسایبین (1.5 میلی گرم بر کیلوگرم) دریافت کرده بودن، تمایل بیشتری برای گشت وگذار در مناطق باز ماز نشون دادن، الگویی که معمولا به عنوان کاهش رفتار شبه اضطرابی تفسیر می شه. در همین حال، دوز بالاتر (3 میلی گرم بر کیلوگرم) بی تحرکی رو در تست شنای اجباری کاهش داد، که محقق ها اون رو به عنوان نشونه ای از اثرات شبه ضدافسردگی پایدار در نظر می گیرن که گامی مهم در مسیر درمان افسردگی با سیلوسایبین است.
پتانسیل درمان افسردگی با سیلوسایبین در مغز
فراتر از رفتار، محقق ها تغییرات بیولوژیکی داخل سلول های مغزی رو هم بررسی کردن. اون ها تغییرات پروتئین هایی رو اندازه گیری کردن که ساختار میکروتوبول ها رو تنظیم می کنن؛ اجزایی از اسکلت داخلی سلول که نقش مهمی در رشد و ارتباطات عصبی دارن. یافته ها نشون داد که سیلوسایبین با موفقیت این نشانگرهای مولکولی رو به سمت حالتی منعطف تر و پویاتر در هر دو بخش قشر پیش پیشانی و آمیگدال (مرکز ترس مغز) سوق داده که این خود نشانه ای از پتانسیل درمان افسردگی با سیلوسایبین است.
نکته مهم اینجاست که دارو همچنین بیان پروتئین های سیناپسی خاصی رو که با نوروپلاستیسیته (توانایی مغز برای سازماندهی مجدد اتصالات و سازگاری) مرتبط هستن، افزایش داد. با این حال، این افزایش پروتئین های سیناپسی به طور انتخابی در قشر پیش پیشانی اتفاق افتاد، نه در آمیگدال. محقق ها حدس می زنن که این تفاوت منطقه ای ممکنه به عنوان یک مکانیسم ایمنی ذاتی عمل کنه و به مغز اجازه بده تا برای مبارزه با افسردگی دوباره سیم کشی بشه، در حالی که از تثبیت اتصالات جدید مبتنی بر ترس جلوگیری می کنه.
مالت بی و تیمش اشاره کردن که یافته های فعلی «از این فرضیه حمایت می کنن که پویایی میکروتوبول ها ممکنه در ارتقای پلاستیسیته عصبی نقش داشته باشه، که احتمالا با اثربخشی ضدافسردگی در ارتباطه و می تواند افق های جدیدی برای درمان افسردگی با سیلوسایبین بگشاید.»
چند محدودیت رو هم باید در نظر گرفت. برای مثال، این مطالعه فقط روی موش های نر انجام شد تا تغییرات بیولوژیکی محدود بشه، و مدل های حیوانی نمی تونن به طور کامل شرایط سلامت روان انسان رو بازسازی کنن. همچنین در این آزمایش ها به جای مدل های بیماری، از حیوانات سالم استفاده شده که ممکنه ارتباط مستقیم با شرایط بالینی رو محدود کنه.
مطالعه ای با عنوان «کاوشی در روابط بین اثرات سیلوسایبین بر رفتار، اشغال گیرنده 5-HT2A و اثرات نوروپلاستیک در موش ها» توسط کانر جی. مالت بی، آدام کی. کلاین، انیا پاشن، جسیکا پینتو، دینو دوراک، جوزف آر. هده، اشلی ان. هنکس، ماسیمیلیانو بیانکی و زوئی ای. هیوز نوشته شده است. این مطالعه زمینه را برای توسعه روش های نوین درمان افسردگی با سیلوسایبین فراهم می کند.
درک عمیق تر از تعاملات پیچیده بین ترکیبات روان گردان و ساختارهای مغزی می تواند مسیرهای جدیدی را برای مقابله با بیماری های روانی مزمن بگشاید. تمرکز بر تغییرات مولکولی در نواحی حساس مغز مانند قشر پیش پیشانی، نویدبخش آینده ای است که در آن درمان ها نه تنها علائم را کاهش می دهند، بلکه با اصلاح سیم کشی های عصبی، بهبودی پایداری را برای افراد فراهم می کنند.
Study links psilocybin receptor activation to sustained structural brain changes