فراموش نکردن عشق قبلی پدیده ای است که ریشه در تغییرات فیزیولوژیک مغز و نیازهای تکاملی انسان برای حفظ بقا و صمیمیت دارد.
دانشمندان علوم رفتاری و متخصصان رابطه تحقیقات زیادی درباره «مسیر ورود» یا همون دوران آشنایی (جستجو، قرار ملاقات و جفت گیری) انجام دادن. اما در مقایسه، درباره اون «مسیر خروجی» ناهموار، یعنی زمانی که افراد به میل خودشون یا به اجبار از روابط عاطفی و جنسی خارج می شن، اطلاعات خیلی کمتری داریم. درک دلایل فراموش نکردن عشق قبلی می تونه به ما در این زمینه کمک کنه.
در عصر دیجیتال، زندگی خصوصی گذشته ما می تونه به شکلی باقی بمونه که گذشتن از اون رو برای بعضی هامون سخت تر کنه؛ تقریبا نیمی از مردها و یک سوم زن ها بعد از جدایی، عکس های خصوصی شریک عاطفی سابقشون رو نگه می دارن. گاهی اوقات هم وصل موندن می تونه آتیش اشتیاق باقی مونده رو دوباره روشن کنه؛ مثل داده های ما که نشون می ده از هر پنج فرد مجرد، یک نفر بعد از اینکه پارتنر سابقش یکی از پست های فضای مجازیش رو لایک کرده، دوباره باهاش تماس گرفته.
چرا فراموش نکردن عشق قبلی طبیعی است؟
نظریه پردازهای رفتاری فرضیه های مختلفی رو مطرح کردن تا توضیح بدن چرا نمی تونیم از وصل موندن یا چک کردن پارتنرهای سابقمون دست برداریم. من روز به روز بیشتر به این باور می رسم که عشق رمانتیک ردپای پاک نشدنی ای روی ذهن می ذاره و وقتی جدایی اتفاق می افته، یه زخم از خودش به جا می ذاره. منظورم هم استعاریه و هم واقعی؛ همون طور که توی مطالعات fMRI همکارم بیانکا آسودو و دیگران دیدیم، الگوهای خاصی از فعال سازی مغز که با عشق رمانتیک طولانی مدت مرتبطه، نشون می ده که این روابط آثاری باقی مانده در مغز به جا می ذارن. توجه به رژیم غذایی و سلامت مغز و بررسی این الگوها نشان می دهد که چرا فراموش نکردن عشق قبلی می تواند یکی از چالش های اصلی سیستم عصبی ما باشد.
وقتی عاشق کسی می شیم، یه بخشی از اون برای همیشه با ما می مونه. از خیلی جهات، این بهای طبیعت برای صمیمیت هست.
دوستی دارم که نمی تونه بوی اسطوخودوس تازه رو حس کنه و یاد خاطرات تلخ و شیرین عشق دوران نوجوانیش که مال بیست سال پیشه نیفته، و دوست دیگه ای که سال ها پیش سیگار رو ترک کرده اما هنوز بوی موندگار دود رو روی لباس بقیه دوست داره چون اونو یاد پارتنر سابقش می ندازه.
پیوندهایی که با یه شریک عاطفی برقرار می کنیم با تموم شدن رابطه پاک نمی شن؛ همون طور که یافته های خیره کننده نشون می ده نیمی از شرکت کننده ها توی یکی از مطالعات ما گفتن که حداقل یه بار توی زندگیشون رابطه «کات وپات» (رابطه ای که مدام تموم و دوباره شروع می شه) داشتن. تیم تحقیقاتی ما به دلایل کاربردی و قانع کننده ای رسیده که چرا ممکنه به سراغ یه پارتنر سابق برگردیم: اونا یه فرد شناخته شده هستن؛ این کار به تعداد شرکای جنسی قبلی ما اضافه نمی کنه؛ راحت تر از ورود دوباره به بازار آشناییه؛ و بخشی از وجود ما هنوز اونا رو دوست داره. این نشان می دهد که فراموش نکردن عشق قبلی یک پدیده رایج است.
اساسا، من معتقدم این مدل روابط یویویی، نتیجه فرعیِ قدرت پیوندهای دوطرفه است. این موضوع شبیه به اینه که چرا وقتی بحث مصرف مواد مخدر پیش میاد، این قدر لغزش و بازگشت می بینیم: پارتنرهامون ما رو با عشق رمانتیک «نشئه» می کنن که باعث می شه احساس خوبی داشته باشیم و بهش عادت کنیم. بعد، وقتی دسترسی مون به منبع اون سرخوشی قطع می شه، علائم ترک رو تجربه می کنیم و همزمان باید یاد بگیریم چطوری بدون اونا زندگی کنیم. و خیلی از ما توی اولین تلاش نمی تونیم یه جدایی کامل و تمیز داشته باشیم. در این شرایط، فراموش نکردن عشق قبلی می تواند چالش برانگیز باشد.
چالش های فراموش نکردن عشق قبلی از دیدگاه تکاملی
از نظر تکاملی، دلیل خوبی وجود داره که چرا از نظر عاطفی دل کندن از پیوندهای رمانتیک سخته. وقتی از اون مرحله آشنایی اولیه خارج می شیم و بیشتر و بیشتر به مدار گرانشی همدیگه کشیده می شیم، پیوندهای دلبستگی و تعهد بین ما محکم تر می شه و از نظر بیولوژیکی، روانشناختی و جامعه شناختی جدا شدن سخت می شه؛ مخصوصا وقتی پای بچه ها و بقیه اعضای خانواده در میون باشه. ما توی زندگی همدیگه گره می خوریم، که شاید این یه ویژگی باشه (نه یه نقص) برای اینکه مجبور باشیم برای بقا و تولیدمثل با هم بمونیم. به همین دلیل، فراموش نکردن عشق قبلی ریشه های عمیقی در طبیعت انسان دارد.
رابطه ها به دلایل زیادی تموم می شن. یکی از قضاوت های ریشه دار خیلی از مردم اینه که فکر می کنن همه روابط گذشته شکست خوردن: این یه باور اشتباه و آسیب زاست که من واقعا برای از بین بردنش تلاش می کنم. واقعیت اینه که صرفا چون یه رابطه تموم می شه، به این معنی نیست که شکست خورده. درک این موضوع می تواند در فرآیند فراموش نکردن عشق قبلی کمک کننده باشد.
تقریبا همه ما یه زمانی از دست دادن عشق و دردی که با این فقدان همراهه رو تجربه می کنیم. اما خیلی وقت ها دوباره عشق رو پیدا می کنیم. و گاهی به چیزی می رسیم که بهمون حس راحتی و صمیمیت می ده، و همین می تونه کافی باشه. در نهایت، توانایی ما در فراموش نکردن عشق قبلی بخشی از تجربه انسانی ماست.
پذیرش این موضوع که خاطرات و پیوندهای عاطفی بخشی از ساختار عصبی ما هستند، به ما کمک می کند تا با نگاهی واقع بینانه به جدایی بنگریم. درک بیولوژی پشت این احساسات، مسیر عبور از گذشته و بازگشت به زندگی عادی را هموارتر می سازد.