پژوهش های نوین در حوزه عصب شناسی با بررسی تفاوت های آناتومیک در مغز مجرمان، به دنبال کشف ریشه زیستی سادیسم جنسی هستند تا از این طریق انگیزه های بیولوژیکی پشت خشونت های جنسی شدید را بهتر درک کنند.
ریشه زیستی سادیسم جنسی: کاوش در تفاوت های مغزی
مطالعه جدیدی که در مجله Journal of Psychiatric Research منتشر شده، نشون می ده که مردانی که مرتکب جرایم سادیسم جنسی شدن، بافت مغزی بزرگ تری در نواحی مربوط به پردازش اطلاعات بینایی و درک افکار دیگران دارن. این تفاوت های آناتومیک، یه دریچه بیولوژیکی به درک ریشه زیستی سادیسم جنسی و یه شکل افراطی از خشونت باز می کنه. ویژگی های فیزیکی مغز که توسط محققان شناسایی شده، ممکنه در نهایت به متخصصان پزشکی و حقوقی کمک کنه تا انگیزه های پشت جرایم جنسی شدید رو بهتر بفهمن و ارزیابی کنن.
تاثیر اجتماعی این جرایم خیلی زیاده. وزارت دادگستری ایالات متحده گزارش داده که هر سال بیش از نیم میلیون نفر قربانی آزار جنسی می شن. افرادی که مرتکب این جرایم می شن، انگیزه های خیلی متنوعی دارن و همین موضوع اونا رو به یه گروه متنوع و پیچیده برای مطالعه تبدیل می کنه.
سادیسم جنسی یه وضعیت روانپزشکیه که در اون فرد با تحمیل درد فیزیکی یا عاطفی به یه نفر دیگه، دچار تحریک و لذت جنسی می شه. وقتی این میل بدون رضایت طرف مقابل انجام بشه، اغلب منجر به خشونت ویرانگر و تروماهای موندگار برای قربانیان می شه. سیستم عدالت کیفری مجازات های سنگینی برای این اعمال در نظر می گیره که معمولا منجر به حبس های طولانی مدت می شه.
بیولوژی زمینه ای و ریشه زیستی سادیسم جنسی
ویژگی های روانشناختی افرادی که مرتکب چنین جرایمی می شن، به طور گسترده مستند شده. اما درباره ریشه زیستی سادیسم جنسی و بیولوژی زمینه ای این اختلال اطلاعات خیلی کمی در دسترسه. محیط های پزشکی قانونی مثل زندان ها، فضاهای خیلی کنترل شده ای هستن و آوردن تجهیزات پزشکی پیشرفته برای اسکن مغز افراد زندانی رو سخت می کنن.
افراد ممکنه از ترس فاش شدن رفتارهای غیرقانونی شون، تمایلی به شرکت داوطلبانه در مطالعات اجتماعی نداشته باشن. تحقیقات قبلی به تست های فیزیولوژیکی متکی بود، مثل اندازه گیری تحریک وقتی افراد تصاویر خشونت آمیز رو می دیدن. مطالعات تصویربرداری عملکردی که جریان خون رو در مغز برای ردیابی فعالیت ها اندازه گیری می کنن، پاسخ های غیرعادی در نواحی مغزی مرتبط با احساس و همدلی نشون دادن.
اون مطالعات قبلی، مغز رو در حالت فعال اندازه گیری می کردن. اونا نمی تونستن تعیین کنن که آیا ساختار فیزیکی واقعی مغز در افراد مبتلا به این وضعیت متفاوته یا نه. ساختار فیزیکی مغز اغلب به عنوان ماده خاکستری و ماده سفید شناخته می شه.
ماده خاکستری عمدتا از بدنه اصلی سلول های مغزی تشکیل شده که اطلاعات رو پردازش و سیگنال تولید می کنن. ماده سفید مثل یه شبکه ارتباطی عمل می کنه که این مراکز پردازش رو به هم وصل می کنه. ناهنجاری های ساختاری در ماده خاکستری اغلب با تفاوت در نحوه درک افراد از دنیای اطرافشون مرتبطه.
کارلا ال. هارنسکی، محققی در شبکه تحقیقات ذهن در نیومکزیکو، تیمی رو برای بررسی این ساختارهای فیزیکی رهبری کرد. هارنسکی و همکارانش می خواستن عصب شناسی جرایم جنسی شدید رو نقشه برداری کنن تا ببینن آیا ویژگی های فیزیکی متمایزی با تشخیص روانشناختی همراه هست یا نه. هدف اونا بررسی این بود که آیا این رفتارهای خاص با تفاوت های ساختاری ذاتی در مغز مطابقت دارن یا نه.
برای انجام این مطالعه، تیم تحقیقاتی از یه اسکنر سیار تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) استفاده کرد. این دستگاه بزرگ از میدان های مغناطیسی قوی برای گرفتن عکس های دقیق از داخل بدن استفاده می کنه. اونا اسکنر رو مستقیما به زندان های ایالتی و یه مرکز درمانی امنیتی در ایالات متحده منتقل کردن.
محققان 232 مرد زندانی رو برای شرکت در اسکن ها جذب کردن. دقیقا نیمی از این مردان به یک یا چند جرم جنسی محکوم شده بودن. نیمه دیگه سابقه محکومیت به جرایم جنسی نداشتن، اگرچه اکثرشون به خاطر جرایم خشونت آمیز دیگه مثل ضرب و شتم یا سرقت محکوم شده بودن.
شرکت کنندگان باید معیارهای سخت گیرانه ای رو برای ورود به پروژه می داشتن. اونا باید حداقل سطح خواندن کلاس چهارم و نمره هوش استاندارد 70 یا بالاتر می داشتن. محققان همچنین افرادی رو که سابقه اختلالات روان پریشی یا بیماری های اصلی سیستم عصبی مرکزی داشتن، از مطالعه کنار گذاشتن.
بعدش تیم باید تعیین می کرد که کدوم یکی از مجرمان جنسی واقعا معیارهای سادیسم جنسی رو دارن. اونا از یه مقیاس بالینی تخصصی استفاده کردن که به سوابق دقیق سازمانی و گزارش های صحنه جرم متکیه. دو ارزیاب مستقل به هر شرکت کننده بر اساس شاخص های رفتاری مثل استفاده از شکنجه روانی، خشونت فیزیکی بیش از حد یا رفتارهای آیینی در طول جرم، امتیاز دادن.
19 نفر از شرکت کننده ها به آستانه رسمی برای تشخیص سادیسم جنسی رسیدن. این تعداد حدود 16 درصد از گروه مجرمان جنسی رو تشکیل می داد. محققان بعدش اسکن مغزی این 19 مرد رو با مردانی که بدون ویژگی های سادیستی مرتکب جرایم جنسی شده بودن و همچنین مردانی که هیچ جرم جنسی نداشتن، مقایسه کردن.
هارنسکی و تیمش از دو تکنیک تحلیلی متمایز برای ارزیابی تصاویر مغزی استفاده کردن. تکنیک اول یه رویکرد چند متغیره است که به الگوهای فضایی نگاه می کنه تا کل شبکه های نواحی مغزی رو شناسایی کنه که در اون حجم ماده خاکستری با هم در افراد مختلف تغییر می کنه. این روش به محققان کمک می کنه ببینن چطور نواحی مختلف مغز ممکنه از نظر ساختاری به هم مرتبط باشن.
تکنیک دوم یه رویکرد تک متغیره است. این روش مغز رو به مکعب های سه بعدی کوچکی به نام وکسل تقسیم می کنه و اونا رو یکی یکی بررسی می کنه. این کار به محققان اجازه می ده نواحی خاص و جداگانه ای رو که حجم ماده خاکستری در اونا بین گروه ها متفاوته، دقیقا شناسایی کنن.
هر دو روش تحلیلی به تفاوت های آناتومیک دقیقا یکسانی اشاره کردن. این یافته ها به تفاوت های آناتومیک دقیقا یکسانی در درک ریشه زیستی سادیسم جنسی اشاره کردن. مردانی که امتیاز بالایی در سادیسم جنسی گرفتن، حجم ماده خاکستری بیشتری در قشر تمپورال خلفی داشتن، ناحیه ای که در نزدیکی پشت و کناره های مغز قرار داره. این بزرگ شدن فیزیکی در دو گروه دیگه از مردان زندانی دیده نشد.
به طور خاص، محققان متوجه افزایش حجم بافت در محل تلاقی گیجگاهی-آهیانه ای (Temporoparietal junction) شدن. این ناحیه در محل برخورد لوب های تمپورال و پاریتال مغز قرار داره. این بخش نقش مهمی در شناخت اجتماعی، همدلی و توانایی تشخیص بین خود و دیگران ایفا می کنه؛ موضوعی که با تفسیرات نوین علوم اعصاب بر کارکرد مغز و ارتباطات میان فردی در درک متقابل افراد نیز مرتبط است.
محل تلاقی گیجگاهی-آهیانه ای به شدت در ذهنی سازی درگیره، که همون فرآیند ارزیابی افکار و احساسات دیگرانه. در یک مطالعه تصویربرداری عملکردی قبلی، هارنسکی متوجه شد که این ناحیه دقیقا زمانی که مردان مبتلا به سادیسم جنسی تصاویری از افراد در حال درد رو می دیدن، به شدت فعال می شد. اسکن های ساختاری جدید نشون می دن که این فعالیت تشدید شده ممکنه ریشه زیستی سادیسم جنسی رو در وفور فیزیکی ماده خاکستری نشون بده.
تصاویر مغزی همچنین افزایش حجم ماده خاکستری رو در شکنج دوکی شکل (Fusiform gyrus) در مردان مبتلا به سادیسم جنسی نشون دادن. شکنج دوکی شکل در قسمت پایین مغز قرار داره و مسئول اصلی پردازش بینایی سطح بالا، از جمله تشخیص چهره ها و حالات بدنه.
مطالعات قبلی روی سایر شرایط سلامت روان، شکنج دوکی شکل رو به نحوه پردازش حالات ترسناک بدن توسط افراد مرتبط دونستن. با اینکه نقش دقیق اون در خشونت جنسی کاملا مشخص نیست، اما تمرکز بصری شدید روی حالات چهره و زبان بدن با ماهیت رفتار سادیستی همخوانی داره. محققان اشاره کردن که این نواحی پردازش بینایی احتمالا در طول ارتکاب جرایم فعال می شن.
تیم همچنین حجم بافت بالاتری رو در پوتامن (Putamen) پیدا کرد، یه ساختار گرد که در اعماق مرکز مغز قرار داره. پوتامن به تنظیم حرکت و تاثیر بر انواع مختلف یادگیری کمک می کنه. این بخش همچنین در تعدیل جنبه های حسی و حرکتی درک درد نقش داره.
محققان چندین عامل خارجی رو کنترل کردن تا مطمئن بشن نتایجشون دقیقا به سادیسم مرتبطه. اونا گروه ها رو بر اساس سن، هوش و حجم کلی مغز مطابقت دادن. اونا همچنین ویژگی های سایکوپاتی رو هم در نظر گرفتن که اغلب با تمایلات سادیستی همپوشانی دارن اما یه پروفایل روانشناختی متمایز رو نشون می دن.
سایکوپاتی با بی رحمی و عدم پشیمانی مشخص می شه که بین جمعیت زندانی ها شایع هست. تیم تایید کرد که تفاوت های ماده خاکستری در نواحی تمپورال منحصرا به سادیسم جنسی مرتبطه، نه سایکوپاتی عمومی. محققان همچنین تایید کردن که آسیب های مغزی تروماتیک قبلی یا اختلالات سوءمصرف مواد، عوامل آماری مهمی در توضیح ساختارهای مغزی مشاهده شده نبودن.
محققان تفاوت حجمی در نواحی از مغز که منحصرا با تحریک عاطفی پایه یا پاداش مرتبطه، پیدا نکردن. نواحی مثل آمیگدال که ترس رو پردازش می کنه، ناهنجاری های ساختاری نشون ندادن. تفاوت های فیزیکی کاملا محدود به نواحی بود که شناخت اجتماعی، درک درد و پردازش بینایی رو مدیریت می کنن و این می تواند بخشی از ریشه زیستی سادیسم جنسی باشد.
محققان به چندین محدودیت در مطالعه شون اعتراف کردن. مردانی که شرکت کردن مسن تر بودن و خیلی هاشون برای مدت طولانی زندانی بودن. ممکنه ویژگی های آناتومیک متفاوتی در افراد جوان تر یا کسانی که از نظر زمانی به آخرین جرمشون نزدیک تر هستن، دیده بشه.
همچنین ممکنه برخی از شرکت کننده ها مرتکب جرایم دیگه ای شده باشن که هرگز کشف نشده. یه فرد در گروه جرایم غیرجنسی ممکنه سابقه پنهانی از خشونت جنسی داشته باشه. جرایم فاش نشده می تونه بر دقت دسته بندی گروه ها تاثیر بذاره.
نتایج ممکنه برای سایر اشکال رفتارهای سادیستی قابل تعمیم نباشه. این یافته ها به درک عمیق تر ریشه زیستی سادیسم جنسی خشونت آمیز و بدون رضایت کمک می کنند. اصلا مشخص نیست که آیا ساختارهای مغزی مشابه در افرادی که سادومازوخیسم رضایتمندانه تمرین می کنن یا کسانی که سادیسم روزمره غیرجنسی دارن، وجود داره یا نه.
تحقیقات آینده باید دقیقا بررسی کنند که این تفاوت های ساختاری چگونه به ریشه زیستی سادیسم جنسی مرتبط می شوند و چطور ایجاد می شن. دانشمندان امیدوارن سنی رو که در اون این تغییرات ماده خاکستری برای اولین بار در مغز ظاهر می شه، بررسی کنن. اونا همچنین قصد دارن مطالعه کنن که این تفاوت های فیزیکی چطور مستقیما بر فرآیندهای شناختی خاصی که باعث رفتارهای تهاجمی جنسی می شن، تاثیر می ذارن.
این مطالعه با عنوان «افزایش ماده خاکستری در شبکه های قشری تمپورال در سادیسم جنسی»، توسط کارلا ال. هارنسکی، فدوا کازالا، جی. مایکل مورر، کیت ای. هارنسکی، ناتانیل ای. اندرسون، ژان دسیتی، وینس دی. کالهون، کنت ای. کیل نوشته شده است.
در نهایت، این کشفیات مسیر جدیدی را برای بررسی های تخصصی تر در حوزه روان پزشکی قانونی باز می کند. شناسایی تغییرات ملموس در ساختار مغز نشان می دهد که رفتارهای ناهنجار اجتماعی صرفا ریشه در انتخاب های فردی ندارند، بلکه تعاملات پیچیده بیولوژیکی می توانند نقش تعیین کننده ای در شکل گیری انگیزه های جنایی داشته باشند.
Incarcerated men with sexual sadism show distinct anatomical brain traits