استفاده از ترکیب ایبوگین و منیزیم در کهنه سربازان آمریکایی نشان دهنده پتانسیل بالای این روش در فرآیند خوددرمانی سریع تروما است، چرا که این درمان با بازسازی روایت های زندگی و ایجاد حس ترمیم فیزیکی مغز، بهبودی روانی عمیقی را برای بیماران فراهم می کند.
یه مطالعه جدید که در npj Mental Health Research منتشر شده نشون میده کهنه سربازهای عملیات ویژه آمریکا که با ترکیبی از منیزیم و ایبوگین درمان شدن، یه نوع سریع و خودجوش از شفای روانی رو تجربه می کنن. یافته ها حاکی از اینه که این درمان حالتی از «خود-روان درمانی» رو ایجاد می کنه؛ جایی که بیمارها خاطرات تروما رو دوباره مرور می کنن، روایت های زندگیشون رو بازسازی می کنن و حس فیزیکی ترمیم مغز رو تجربه می کنن. این رویکرد به ویژه برای خوددرمانی سریع تروما نویدبخش است.
ایبوگین یه ماده روان گردان قویه که از پوست ریشه یه بوته آفریقایی به اسم Tabernanthe iboga به دست میاد. با اینکه قرن هاست در غرب و مرکز آفریقا به صورت سنتی استفاده میشه، اما در پزشکی مدرن به خاطر پتانسیلش در درمان اعتیاد و شرایط سخت سلامت روان مورد توجه قرار گرفته.
با این حال، ایبوگین روی قلب اثراتی میذاره که میتونه خطرناک باشه. برای کاهش این ریسک ها، پروتکل درمانی در این مطالعه ایبوگین رو با منیزیم ترکیب کرده؛ ماده ای معدنی که به سلامت قلب و پایداری سیستم عصبی کمک می کنه. در واقع، این ترکیب می تواند گامی مهم در مسیر خوددرمانی سریع تروما باشد.
مطالعات مشاهده ای قبلی نشون دادن که ایبوگین میتونه باعث کاهش علائم افسردگی، اضطراب و اختلالات مصرف مواد بشه. با وجود این نتایج بالینی امیدوارکننده، دانشمندان هنوز کاملا متوجه نشدن که بیمار واقعا در طول درمان چه چیزی رو تجربه می کنه که منجر به بهبودی میشه.
بیشتر تحقیقات قبلی به جای داستان های شخصی بیمار، روی اعداد و چک لیست علائم تمرکز کرده بودن. در این مطالعه جدید، محققان قصد داشتن این شکاف رو پر کنن. اونا تلاش کردن افکار، احساسات و حواس خاصی رو که کهنه سربازها تجربه کردن، توصیف کنن تا ببینن آیا این تجربیات ذهنی میتونه بهبودی سریعشون رو توضیح بده یا نه و به راهکارهای خوددرمانی سریع تروما کمک کند.
کلیتونی اولاش، نویسنده مطالعه و پزشک دستیار روان پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی کارولینای جنوبی و پژوهشگر وابسته در آزمایشگاه تحریک مغزی دانشگاه استنفورد، میگه: «انگیزه اصلی ما، فاصله بین بهبودهای بالینی قوی گزارش شده و درک محدود از فرآیند شفای واقعی بیمارها بود.»
«یه بحث داغ وجود داره که آیا نتایج داروهای روان گردان عمدتا دارویی و عصبی-زیستی هستن، یا اینکه تجربه ذهنی و معناسازی نقش اصلی رو در تغییر ایفا می کنن. ما می خواستیم فرآیند روانشناختی واقعی رو در کهنه سربازهایی که بهبودی قابل توجهی داشتن توصیف کنیم و ببینیم آیا گزارش های اونا با چارچوب های درمانی شناخته شده مطابقت داره یا نه.» این بینش ها می توانند مسیر را برای درک بهتر خوددرمانی سریع تروما هموار کنند.
این مطالعه شامل 30 کهنه سرباز مرد از نیروهای عملیات ویژه آمریکا بود. این شرکت کننده ها سوابق طولانی در اعزام های جنگی و آسیب های مغزی ناشی از تروما (عمدتا به دلیل قرار گرفتن در معرض انفجار) داشتن. در شروع مطالعه، اکثر اونا معیارهای بالینی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) رو داشتن و خیلی هاشون هم از افسردگی شدید یا اختلال مصرف الکل رنج می بردن؛ موضوعی که اغلب با کاهش انعطاف پذیری روانی در نظامیان همراه است. شرکت کننده ها برای دریافت درمان به یک کلینیک تخصصی در تیخوانای مکزیک سفر کردن.
روند کار کاملا ساختاریافته بود. شرکت کننده ها قبل از روز درمان، تحت غربالگری های پزشکی و جلسات آماده سازی قرار گرفتن.
در روز دوزبندی، به اونا منیزیم وریدی تزریق شد تا از قلبشون محافظت بشه. بعد ایبوگین خوراکی رو دریافت کردن که دوز اون دقیقا بر اساس وزن بدنشون (به کیلوگرم) محاسبه شده بود.
در طول مرحله فعال اثر دارو که میتونه ساعت ها طول بکشه، کهنه سربازها روی تشک هایی دراز کشیدن و از چشم بند استفاده کردن تا به درون نگری تشویق بشن. کادر پزشکی در تمام طول فرآیند به دقت اونا رو تحت نظر داشتن.
برای ثبت ماهیت ذهنی این تجربه، محققان از کهنه سربازها خواستن کمی بعد از درمان به سه سوال باز پاسخ بدن.
دانشمندان این روایت های مکتوب رو با روشی به اسم «نظریه داده بنیاد سازنده گرا» تحلیل کردن. این یه تکنیک تحقیق هست که در اون دانشمندان متن رو چندین بار می خونن تا الگوهای تکراری رو شناسایی و اونا رو در دسته های کلی تر گروه بندی کنن.
این کار اجازه میده داده ها خودشون داستان رو تعریف کنن، نه اینکه به زور در دسته بندی های از پیش تعیین شده قرار بگیرن.
تحلیل یافته ها؛ مراحل خوددرمانی سریع تروما
قلمرو اول، بازنگری گفتگومحور تروما بود. کهنه سربازها گزارش دادن که تونستن خاطرات دردناک یا سرکوب شده رو با وضوح خیره کننده ای به یاد بیارن.
اما برعکس فلاش بک های معمولی که فرد همون ترس اولیه رو حس می کنه، این شرکت کننده ها اتفاقات رو با نوعی حس جدایی و بی طرفی تماشا می کردن.
خیلی ها یه گفتگوی درونی با یک «راهنما» یا «معلم» رو توصیف کردن که بهشون کمک کرده بود به تروماهاشون از زاویه ای جدید و با سرزنش کمتر نگاه کنن. این بهشون اجازه داد اتفاقاتی رو که دهه ها آزارشون میداد، پردازش کنن و در مسیر خوددرمانی سریع تروما گام بردارند.
اولاش به PsyPost گفت: «چیزی که من رو بیشتر از همه متعجب کرد، عمق و ثبات پردازش مجدد روانی بود که در تمام شرکت کننده ها گزارش شد.»
تم دوم مربوط به تغییر حس «خود» و پیوند عرفانی بود. شرکت کننده ها مکررا فروپاشی ایگو یا هویت معمولی خودشون رو توصیف کردن. بعضی ها گزارش دادن حسی داشتن انگار که «شاهد» زندگی خودشون هستن و آگاهی اصلی شون رو از تاریخچه و دردی که کشیدن جدا کردن. این حالت اغلب با احساس هیبت و حس یکی شدن با یک نیروی الهی یا جهان همراه بود. به نظر میرسه این تغییر دیدگاه به کهنه سربازها کمک کرده تا از باورهای سفت و سخت و منفی که نسبت به خودشون داشتن، رها بشن. این جنبه کلیدی در خوددرمانی سریع تروما است.
تم سوم حول محور حل وفصل عاطفی بود. روایت ها پر بود از توصیف های تخلیه احساسی شدید. کهنه سربازها گزارش دادن که از گناه، شرم و خشم مزمن رها شدن. به جای این احساسات سنگین، موج هایی از بخشش و دلسوزی رو تجربه کردن، هم برای خودشون و هم برای آدم های زندگیشون. این موفقیت عاطفی اغلب منجر به تمایل دوباره برای برقراری ارتباط با خانواده و دوستان شده بود.
تم نهایی به عنوان «شفای متجسم» یا جسمانی توصیف شد. تعداد قابل توجهی از شرکت کننده ها حس های فیزیکی رو گزارش کردن که اون رو به عنوان ترمیم شدن مغزشون تعبیر می کردن.
اونا از استعاره هایی مثل الکتریسیته، سیم کشی مجدد یا شست وشو برای توصیف حس بازنشانی مسیرهای عصبی شون استفاده کردن. با اینکه این یه حس ذهنی بود، اما با گزارش کهنه سربازها مبنی بر بهبود وضوح ذهنی و کاهش علائم فیزیکی ناشی از آسیب های مغزی شون همزمان شده بود.
اولاش گفت: «همچنین برام جالب بود که چقدر زیاد شرکت کننده ها تجربیات شفای ذهنی رو به حس فیزیکی ترمیم عصبی ربط میدادن، مخصوصا وقتی که کارهای قبلی روی همین گروه نشون داده بود اونا بهبودی شناختی عینی رو از علائم آسیب مغزی (TBI) تجربه کردن.»
«از نظر عملی، این ها در بسیاری از موارد تغییرات جزئی نبودن؛ شرکت کننده ها اغلب بهبود سریع و معناداری رو در علائم و عملکردشون توصیف می کردن. چون این یه کار کیفی بود، هدف ما توصیف عمیق و پر از جزئیات مکانیسم ها بود، نه تخمین اندازه اثر. بنابراین اهمیت این موضوع رو بهتره به عنوان یک تغییر واقعی و معنادار در زندگی درک کرد که به ایجاد فرضیه های قابل آزمایش برای مطالعات کنترل شده بزرگتر کمک می کنه.» این یافته ها بینشی مهم در مورد خوددرمانی سریع تروما ارائه می دهند.
این تم ها نشون میدن که ایبوگین متفاوت از داروهای روان پزشکی استاندارد عمل می کنه که اغلب با سرکوب علائم کار می کنن. در عوض، به نظر میرسه این ماده حالتی رویاگونه ایجاد می کنه که دفاع های روانی رو پایین میاره.
این کار به مغز اجازه میده اطلاعات سرکوب شده رو پردازش کنه و درک خودش از تروماهای گذشته رو سازماندهی مجدد کنه. محققان اشاره کردن که این تجربیات با مفاهیم موجود در درمان های شناخته شده مثل درمان شناختی رفتاری و مواجهه درمانی همخوانی داره، اما با سرعتی بسیار بالاتر اتفاق میفته.
اولاش به PsyPost گفت: «نکته کلیدی اینه که در محیط های کاملا ساختاریافته، درمان با روان گردان ها میتونه منجر به تغییرات عمیق روانشناختی بشه و فقط یه سرخوشی موقت نیست.
شرکت کننده ها تغییراتی رو در باورها، پردازش عاطفی، معنای تروما و حس خودشون توصیف کردن که با مفاهیم روان درمانی مطابقت داشت. در عین حال، این ها مداخلات قدرتمندی با ریسک های واقعی هستن، بنابراین این یه مدل درمانی سرسری یا بدون نظارت نیست.»
پتانسیل ایبوگین در خوددرمانی سریع تروما
با اینکه نتایج بینش خوبی درباره پتانسیل ایبوگین میده، اما محدودیت هایی هم وجود داره که باید در نظر گرفت. جامعه مورد مطالعه فقط شامل کهنه سربازهای مرد عملیات ویژه بود، بنابراین ممکنه یافته ها برای زنان یا غیرنظامی هایی با انواع مختلف تروما صدق نکنه.
داده ها متکی بر گزارش های گذشته نگر بود که چند روز بعد از درمان نوشته شده بودن و ممکنه دچار خطای حافظه بشن. علاوه بر این، مطالعه به صورت باز و مشاهده ای بود، یعنی گروه کنترلی که دارونما دریافت کنه برای مقایسه وجود نداشت.
همچنین مهمه اشاره کنیم محققانی که داده ها رو تحلیل کردن، در حال تفسیر روایت های ذهنی بودن که این موضوع میتونه باعث سوگیری احتمالی بشه. برای مثال، این مطالعه ثابت نمی کنه که حس فیزیکی «سیم کشی مجدد مغز» دقیقا با ترمیم بیولوژیکی واقعی مطابقت داره.
اولاش گفت: «این یافته های کیفی صرفا فرضیه ساز هستن و نباید فراتر از این جمعیت و شرایط درمانی مطالعه شده تعمیم داده بشن.»
دانشمندان تاکید می کنن که ایبوگین ماده ای بسیار قوی هست که اگه در محیط پزشکی تجویز نشه، ریسک های جدی داره. تحقیقات آینده قراره این روایت ها رو با تکنولوژی های تصویربرداری مغزی ترکیب کنه.
این کار به دانشمندان اجازه میده ببینن آیا حس های ذهنی شفا با تغییرات قابل مشاهده در ساختار و عملکرد مغز مطابقت داره یا نه. محققان امیدوارن با درک این مکانیسم ها، بتونن درمان های ایمن تر و موثرتری برای اختلالات پیچیده عصبی-روانی و خوددرمانی سریع تروما ایجاد کنن.
اولاش توضیح داد: «هدف بلندمدت من اینه که بفهمم چطور حالات تغییر یافته حاد میتونن به ویژگی های بالینی پایدار و بهبودی تبدیل بشن.
این شامل مطالعه این موضوع هم میشه که چطور مداخلات روان گردان ممکنه با ذهن آگاهی، روان درمانی و روش های تحریک مغزی ترکیب بشن تا پایداری و شخصی سازی نتایج بهتر بشه.
من به تحقیقات مکانیسم محور و بالینی علاقه دارم که بتونه به مراقبت های روان پزشکی ایمن تر و موثرتر کمک کنه.»
«فکر می کنم روان پزشکی داره وارد دوره ای میشه که مداخلات جدید ممکنه فضای درمانی رو برای افرادی که به گزینه های سنتی پاسخ ندادن، به طور معناداری گسترش بده.
با این حال، غربالگری دقیق، نظارت پزشکی و علم دقیق ضروری هستن. امیدوارم این کار به جای جنجال های تبلیغاتی، باعث تشویق بحث های عمومی متفکرانه و تحقیقات باکیفیت تر بشه.»
این مطالعه با عنوان «بهبودی شتاب یافته با استفاده از ایبوگین منیزیم: توصیف تجربه ذهنی شفای سریع آن از اختلالات عصبی-روانی» توسط کلیتونی اولاش، دریک متیو بوکانان، رندی براون، افیک فرمن، کرستن چریان، جورج لین، دیوید اشپیگل، جیمز جی. گراس و نولان ویلیامز نوشته شده است.
یافته های این پژوهش دریچه ای نوین به سوی درمان های جایگزین برای اختلالات پیچیده روانی می گشاید و نشان می دهد که تجربه آگاهانه بیمار از روند شفا، نقشی کلیدی در پایداری نتایج ایفا می کند. با تداوم تحقیقات در این حوزه، می توان امیدوار بود که مسیرهای تازه ای برای رهایی از بند تروماهای دیرینه فراهم شود.
Ibogaine appears to trigger an accelerated “auto-psychotherapy” process during PTSD treatment