خانه تازه‌های علم و تحقیق اهمیت قدرت متقابل در روابط جنسی؛ یافته های جدید روانشناسی درباره رضایت زناشویی
اهمیت قدرت متقابل در روابط جنسی؛ یافته های جدید روانشناسی درباره رضایت زناشویی

اهمیت قدرت متقابل در روابط جنسی؛ یافته های جدید روانشناسی درباره رضایت زناشویی

در این مقاله:

این مطلب به بررسی تاثیر پویایی های قدرت بر رفتارها و انگیزه های جنسی می پردازد و نشان می دهد که چگونه قدرت متقابل در روابط جنسی می تواند منجر به افزایش جسارت، رضایت و درک متقابل بین شرکای زندگی شود.

یک مطالعه جدید که در Personality and Social Psychology Bulletin منتشر شده نشان می ده که داشتن حس قدرت در یک رابطه، جسارت جنسی رو تقویت می کنه، در حالی که قدرتمند دیدنِ شریک زندگی، تمایل به همراهی و برآورده کردن نیازهای اون رو بیشتر می کنه. یافته ها نشان می ده که پویایی های جنسیِ سالم به معنای سلطه یک نفر بر دیگری نیست؛ بلکه رضایت بخش ترین تعاملات زمانی اتفاق می فتن که هر دو طرف حس کنن در رابطه تاثیرگذار هستن. این مفهوم اساسی در بررسی موضوع مهم قدرت متقابل در روابط جنسی نقش محوری دارد.

پویایی های قدرت معمولا به عنوان منابع بالقوه تعارض یا سوءاستفاده در روابط صمیمی شناخته می شن. یک تصور رایج اینه که اگه یکی از طرفین قدرت داشته باشه، ممکنه فقط به خواسته های خودش برسه و نیازهای شریکش رو نادیده بگیره. از طرف دیگه، شریکی که قدرت کمتری داره ممکنه احساس کنه مجبوره به فعالیت هایی که دوست نداره تن بده.

پویایی قدرت و اهمیت قدرت متقابل در روابط جنسی

«قدرت معمولا به عنوان یک چیز خطرناک تلقی می شه، به خصوص در روابط جنسی»، این رو نیکولا اورال (Nickola Overall)، نویسنده مطالعه، استاد دانشگاه اوکلند و مدیر آزمایشگاه REACH می گه.

«افرادی که قدرت بالایی در رابطه دارن، ممکنه بر نیازهای جنسی خودشون پافشاری کنن و خواسته های شریکشون رو نادیده بگیرن. اما کمبود قدرت هم مشکل سازه. کسانی که قدرت کمی در رابطه دارن، ممکنه امیال خودشون رو سرکوب کنن و به فعالیت های جنسی ناخواسته تن بدن. با وجود این پیامدهای منفیِ داشتن یا نداشتن قدرت، هنوز دقیقا مشخص نیست که قدرت چطور با جسارت، نادیده گرفتن و تمکین جنسی در ارتباطه.»

محققان تلاش کردن تا روشن کنن که چطور حس قدرتِ خودِ فرد و برداشتش از قدرتِ شریکش، به طور مجزا به انگیزه ها و رفتارهای جنسی شکل می دن. در این میان، بررسی سایر جنبه های رفتاری مانند بررسی سالم یا مضر بودن مصرف پورن نیز می تواند ابعاد جدیدی از پویایی های جنسی را روشن کند. اون ها از یک چارچوب نظری استفاده کردن که قدرت رو به دو فرآیند مجزا تقسیم می کنه.

در تصویر زیر، مفهومی از توازن و تاثیرگذاری دوطرفه در روابط انسانی به تصویر کشیده شده است که نشان دهنده اهمیت جایگاه هر فرد در یک پیوند صمیمی است.

قدرت متقابل در روابط جنسی

این تصویر بر این موضوع تاکید دارد که قدرت در روابط، ابزاری برای درک بهتر نیازها و تقویت پیوند عاطفی است، نه وسیله ای برای سلطه گری بر دیگری.

اولین مورد «قدرت عامل» (actor power) یا همون تواناییِ درک شده ی فرد برای تاثیرگذاری بر نتایجه. دومین مورد «قدرت ادراک شده ی شریک زندگی» (perceived partner power) یا باور فرد به تواناییِ شریکش برای تاثیرگذاری بر نتایجه. محققان پیشنهاد کردن که قدرتِ خودِ فرد، تصمیم برای نزدیک شدن به امیال جنسی یا سرکوب اون ها رو هدایت می کنه. همزمان، برداشت از قدرتِ شریک زندگی، تصمیم برای همراهی با نیازهای اون یا نادیده گرفتنش رو کنترل می کنه.

مزایای قدرت متقابل در روابط جنسی و پویایی های سالم

اورال توضیح داد: «بیشتر چارچوب ها فرض می کنن که اگه یکی از طرفین قدرت بیشتری داشته باشه، در دنبال کردن نیازهای جنسی خودش جسورتر عمل می کنه و طرف مقابل رو برای تمکین تحت فشار قرار می ده. این چارچوب ها فرض می کنن که قدرت در روابط، یک بازی با حاصل جمع صفره؛ یعنی اگه یک نفر قدرت بیشتری داشته باشه، اون یکی حتما قدرت کمتری داره.»

«اما روابط می تونن طوری باشن که هر دو نفر قدرت بالایی داشته باشن (تاثیر متقابل بر هم)، هر دو قدرت کمی داشته باشن (عدم تاثیرگذاری بر هم)، یا یکی قدرت بیشتری نسبت به دیگری داشته باشه. و قدرتِ هر فرد می تونه رفتار اون رو به سمت جنبه های مثبت یا منفی سوق بده.»

«تمام مطالعات قبلی فقط روی یک نوع رفتار تمرکز کرده بودن، مثل جسارت جنسی یا تمکین جنسی، و فرض هایی درباره ارتباط این رفتارها با هم داشتن؛ مثلا اینکه شریکی که قدرت بالایی داره و روی نیازهاش پافشاری می کنه، باعث می شه طرف مقابل به فعالیت جنسی ناخواسته تن بده. اما این رفتارهای متمایز ممکنه توسط فرآیندهای مختلفی شکل بگیرن و تصویر کاملی از روابط جنسی افراد ارائه ندن.»

اورال گفت: «بنابراین ما پیامدهای مختلفی رو که با تئوری های مختلف قدرت مرتبط هستن بررسی کردیم، از جمله جسارت جنسی (مثل راحتی در شروع رابطه جنسی)، تمکین جنسی (مثل موافقت با فعالیت جنسی ناخواسته)، و همراهی در مقابل نادیده گرفتن جنسی (مثل تمایل بیشتر یا کمتر به سازش و درک کردن یا نکردنِ زمانی که شریک زندگی در مودِ رابطه نیست).»

تیم تحقیق سه مطالعه مجزا انجام داد. در مطالعه اول 270 شرکت کننده از یک پلتفرم آنلاین جذب شدن. این افراد در روابط متعهدانه و دگرجنس گرا بودن و در حال حاضر فرزندی نداشتن. نمونه شامل 130 زن و 140 مرد بود. شرکت کننده ها «مقیاس حس قدرت» رو تکمیل کردن تا توانایی خودشون رو در تاثیرگذاری بر شریکشون بسنجن. اون ها به جملاتی مثل «فکر می کنم قدرت زیادی دارم» پاسخ دادن. همچنین نسخه ای از این مقیاس رو برای ارزیابی قدرت شریک زندگی شون پر کردن.

در این مطالعه اول، شرکت کننده ها همچنین میزان راحتی خودشون رو در شروع یا رد کردن رابطه جنسی رتبه بندی کردن. اون ها به جملات مستقیمی مثل «من با شروع رابطه جنسی راحتم» پاسخ دادن. علاوه بر این، سابقه سازش خودشون در مورد دفعات یا نوع فعالیت های جنسی رو در شش ماه گذشته گزارش کردن.

داده ها نشون داد افرادی که حس می کردن قدرت بیشتری دارن، راحتی بیشتری هم در شروع و هم در رد کردن رابطه جنسی گزارش کردن. در مقابل، کسانی که شریک زندگی شون رو قدرتمندتر می دیدن، تمایل بیشتری برای سازش در مسائل جنسی داشتن. نتایج دو مسیر مجزا رو پیشنهاد داد: یک مسیر به جسارت شخصی ختم می شه و مسیر دیگه به پاسخگو بودن نسبت به شریک زندگی.

مطالعه دوم با هدف تایید این مشاهدات اولیه با روشی دقیق تر انجام شد. محققان 152 زوج (در مجموع 304 شرکت کننده) رو جذب کردن. این طراحی به تیم اجازه داد تا داده های هر دو طرفِ رابطه رو تحلیل کنن. این مطالعه شامل همون معیارهای قدرت مطالعه اول بود، اما «شاخص جسارت جنسی هرلبرت» رو هم اضافه کرد. این شاخص میزان رک بودنِ شرکت کننده ها در بیان نیازهای جنسی رو می سنجه و شامل مواردی مثل «من نیازهای جنسی خودم رو با شریکم در میان می گذارم» می شه.

مطالعه دوم همچنین تمکین جنسی رو بررسی کرد. این مفهوم به انجام فعالیت جنسی ناخواسته اشاره داره. شرکت کننده ها به مواردی مثل «گاهی وقتی واقعا دلم نمی خواد، رابطه جنسی دارم» امتیاز دادن. علاوه بر این، محققان «قدرت اشتراکی جنسی» رو اندازه گیری کردن که به عنوان انگیزه برای رفع نیازهای شریک زندگی تعریف می شه. شرکت کننده ها به سؤالاتی در مورد اینکه چقدر برای رفع نیازهای جنسی شریکشون پیش می رن، پاسخ دادن.

یافته های مطالعه دوم تفاوت بین دو نوع قدرت رو تقویت کرد. شرکت کننده هایی که نمرات قدرت شخصی بالاتری داشتن، سطوح بالاتری از جسارت جنسی رو گزارش کردن. نکته مهم تر شاید این بود که کسانی که نمرات قدرت شخصی کمتری داشتن، سطوح بالاتری از تمکین جنسی رو گزارش کردن. این نشون می ده که تن دادن به رابطه جنسی ناخواسته، اغلب ناشی از نبودِ اراده و اختیارِ شخصیه، نه لزوما فشارِ یک شریک قدرتمند.

از طرف دیگه، قدرتمند دیدنِ شریک زندگی با قدرت اشتراکیِ بیشتر در ارتباط بود. این نشون می ده که وقتی فرد شریکش رو قدرتمند می بینه، انگیزه پیدا می کنه تا نیازهای اون رو برآورده کنه، نه اینکه صرفا از روی ترس تسلیم بشه.

مطالعه سوم با نمونه ای شامل 412 نفر که به صورت آنلاین جذب شده بودن، دامنه تحقیق رو گسترش داد. هدف این مرحله تکرار یافته های قبلی و معرفی معیارهای جدید بود. محققان «رضایت جنسی منفعلانه» (sexual acquiescence) رو سنجیدن که شامل مشارکت در اعمال جنسی خاص بدون میل قلبی اما بدون اجبار هستش.

اون ها همچنین واکنش به طرد شدن جنسی رو بررسی کردن. تیم می خواست بدونه که آیا قدرتِ زیاد ممکنه منجر به «اغواگری جنسی» یا اصرار به شریکی که درخواست رابطه رو رد کرده بشه یا نه. اون ها همچنین «درک جنسی» رو سنجیدن که شامل پذیرشِ عدم تمایلِ شریک زندگی بدون داشتن حس منفیه.

مطابق با مطالعات قبلی، قدرت شخصیِ بالا جسارت رو پیش بینی کرد. قدرت شخصیِ پایین، تن دادن به رابطه ناخواسته رو پیش بینی کرد. قدرتمند دیدنِ شریک زندگی هم پیش بینی کننده این بود که فرد به طرد شدن جنسی با درک و احترام پاسخ بده، نه با اصرار زیاد. این مطالعه هیچ مدرکی پیدا نکرد که نشون بده قدرتِ بالا منجر به رفتارهای فشارآور مثل اصرار بیجا می شه. این یافته، این ایده رو که افراد قدرتمند ناگزیر از نفوذ خودشون برای مجبور کردن شریکشون استفاده می کنن، به چالش می کشه.

در هر سه مطالعه، محققان بررسی کردن که آیا اثرات بین زنان و مردان متفاوته یا نه. تحلیل ها نشون داد که پیوندهای اساسی بین قدرت و رفتار، صرف نظر از جنسیت، یکسان بوده. اگرچه مردان سطح پایه بالاتری از جسارت و زنان سطح بالاتری از تمکین رو گزارش کردن، اما شیوه تاثیرگذاریِ قدرت بر این رفتارها برای هر دو گروه یکسان بود. برای هر دو گروه، داشتن حس قدرت بهشون اجازه می داد وقتی می خوان «نه» بگن. برای هر دو گروه، دیدنِ شریک زندگی به عنوان یک فرد تاثیرگذار، انگیزه ای بود برای همراهی و سازگاری.

محققان همچنین «عدم تقارن» رو بررسی کردن، یعنی اینکه آیا داشتن قدرتِ بیشتر نسبت به شریک زندگی باعث مشکلات خاصی می شه یا نه. نتایج شواهد کمی نشون داد که عدم تعادل قدرت، عامل اصلی رفتارها باشه. یافته ها حاکی از اونه که ترکیبِ قدرتِ عاملِ بالا و قدرتِ ادراک شده ی بالای شریک زندگی ممکنه بهترین نتایج رو به همراه داشته باشه. در این وضعیت، افراد احساس آزادی می کنن تا امیال خودشون رو بیان کنن و در عین حال به نیازهای شریکشون هم اهمیت بدن.

اورال به PsyPost گفت: «قدرتمند بودنِ هر دو نفر در رابطه برای داشتن یک زندگی جنسی رضایت بخش مهمه. وقتی افراد در روابطشون قدرت ندارن – یعنی حس می کنن نمی تونن روی شریکشون تاثیر بذارن – احتمال بیشتری داره که امیال جنسی خودشون رو سرکوب کنن، مثلا در شروع رابطه یا بیان نیازهاشون راحت نیستن و بیشتر به فعالیت های جنسی که دوست ندارن تن می دن. سرکوب و تمکین جنسی نه تنها سلامت و رفاه افراد رو به خطر می ندازه، بلکه جلوی شکل گیری روابط رضایت بخش و عمیق رو هم می گیره.»

«وقتی شریک زندگی در رابطه قدرت نداره – یعنی فرد حس می کنه شریکش نمی تونه روی اون تاثیری داشته باشه – احتمال نادیده گرفتن نیازهای شریک زندگی بیشتر می شه؛ مثلا تمایل کمتری به سازش درباره زمان و نحوه رابطه جنسی دارن یا وقتی شریکشون در مودِ رابطه نیست، درکش نمی کنن. نادیده گرفتن نیازهای شریک زندگی به هر دو نفر آسیب می زنه چون زوج ها برای داشتن یک زندگی جنسی رضایت بخش باید با نیازها و امیال همدیگه سازگار بشن. این امر بر لزوم وجود قدرت متقابل در روابط جنسی تاکید دارد.»

«به طور خلاصه، روابط جنسی سالم شامل اینه که افراد بتونن امیال خودشون رو برآورده کنن و در عین حال با نیازها و خواسته های شریکشون هم همراهی کنن. رسیدن به این نقطه ایده آل مستلزم وجود قدرت متقابل در روابط جنسی است.»

این یافته های جدید کاملا با تحقیقات اخیر رابرت کورنر (Robert Körner) و آسترید شوتز (Astrid Schütz) همخوانی داره که این ایده رو که قدرت در روابط یک بازی با حاصل جمع صفره، به چالش کشیده بودن. در مطالعات اون ها که در نشریات The Journal of Sex Research و Social Psychological and Personality Science منتشر شده، کورنر و شوتز ثابت کردن که کیفیت رابطه و رضایت جنسی بیشتر به حسِ مطلقِ قدرتِ فرد بستگی داره تا تعادل کامل قدرت بین زوجین.

مطالعه فعلی بر این پایه استوار شده و این پویایی های قدرت رو به پیامدهای رفتاری خاصی پیوند داده. در حالی که کورنر و شوتز نشون داده بودن که حس قدرت داشتن، انگیزه جنسی مثبت رو پیش بینی می کنه، نتایج جدید توضیح می ده که این فرآیند چطور کار می کنه: قدرت شخصی باعث ایجاد اعتمادبه نفس برای بیان نیازها می شه، در حالی که قدرتمند دیدنِ شریک زندگی، انگیزه بخشندگی و همراهی رو ایجاد می کنه.

هر دو مجموعه تحقیق به این نتیجه می رسن که قدرت متقابل در روابط جنسی، به خصوص زمانی که هر دو طرف حس عاملیت و تاثیرگذاریِ بالایی داشته باشن، نتایج بهتری به ارمغان می آورد. کورنر و شوتز دریافتن که داشتن یک شریک قدرتمند باعث کاهش رضایت خودِ فرد نمی شه؛ به همین ترتیب، مطالعه حاضر هم مدرکی پیدا نکرد که نشون بده عدم تعادل قدرت عامل اصلی رفتارهای مضری مثل تمکین یا نادیده گرفتن جنسی باشه. در عوض، هر دو تحقیق پیشنهاد می دن که سالم ترین پویایی های جنسی زمانی رخ می دن که هر دو طرف حس عاملیت و تاثیرگذاریِ بالایی داشته باشن.

یافته های جدید همچنین توضیح رفتاریِ خوبی برای الگوهای شناسایی شده توسط رکسان بولداک (Roxanne Bolduc) و همکارانش در Journal of Sex & Marital Therapy ارائه می ده. تحقیق بولداک نشون داده بود افرادی که دیدگاه های برابری خواهانه و ترجیحات منعطف دارن، نسبت به کسانی که به نقش های جنسیتی سخت گیرانه یا متضاد پایبند هستن، رضایت بیشتری از رابطه تجربه می کنن.

مطالعه فعلی با نشون دادن اینکه مکانیسم های روانشناختی قدرت برای زنان و مردان مشابه عمل می کنه، از این موضوع حمایت می کنه. با نشون دادن اینکه قدرتِ عاملِ بالا باعث جسارت می شه و قدرتِ شریکِ بالا باعث همراهی می شه (بدون توجه به جنسیت)، این یافته ها توضیح می دن که چرا پویایی های برابری خواهانه – جایی که هر دو طرف اعمال نفوذ می کنن – احتمالا به نتایج رابطه بهتری منجر می شه که در الگوی «منعطف» بولداک مشاهده شده بود.

اگرچه یافته های جدید بینش خوبی درباره پویایی روابط ارائه می ده، اما این مطالعه بر پایه داده های خودگزارشی استواره. شرکت کننده ها ممکنه رفتارهای خودشون رو به دقت گزارش نکنن یا کاملا از اون ها آگاه نباشن. این مسئله به خصوص در مورد موضوعات حساسی مثل تمکین یا اصرار بیجا صدق می کنه. همچنین ماهیت مقطعیِ داده ها مانع از نتیجه گیری قطعی درباره علت و معلول می شه. ممکنه درگیر شدن در رفتارهای جنسی خاص روی حس قدرت فرد تاثیر بذاره، نه برعکس.

تحقیقات آینده می تونن از طراحی های طولی برای ردیابی این پویایی ها در طول زمان بهره ببرن. نمونه ها عمدتا شامل افرادی در روابط تثبیت شده و متعهدانه بودن. پویایی های قدرت ممکنه در سناریوهای دوستی های گذرا یا روابطی که با تعارض شدید همراه هستن، متفاوت عمل کنه. در زمینه هایی با تعهد کمتر، عدم تعادل قدرت ممکنه خطر نتایج منفیِ بیشتری نسبت به آنچه در این مطالعه دیده شد، داشته باشه. علاوه بر این، مطالعات تجربی می تونن روشن کنن که آیا تغییر عمدی در حس قدرت فرد مستقیما باعث تغییر در رفتارهای جنسی اون می شه یا نه.

اورال اضافه کرد: «برخی دیدگاه ها هشدار می دن که قدرت می تونه خطرناک باشه چون فرصت سوءاستفاده از افراد با قدرتِ پایین رو فراهم می کنه. داده های ما نشون می ده که در روابط نزدیک، داشتن قدرت بیشتر مفید هست تا مضر. افرادی که حس می کردند برای تاثیرگذاری روی شریکشون قدرت دارن، در بیان نیازهای جنسی خودشون جسورتر بودن و کمتر به فعالیت های جنسی ناخواسته تن می دادن، اما تمایلشون برای سازش با شریکشون یا درک کردنِ زمانی که اون ها در مودِ رابطه نبودن، کمتر نبود.»

«به همین ترتیب، افرادی که شریکشون رو قدرتمند می دیدن، تمایل بیشتری به سازش داشتن و کمتر نیازهای شریکشون رو نادیده می گرفتن، اما لزوما بیشتر به فعالیت جنسی ناخواسته تن نمی دادن.»

«بسیاری از دیدگاه ها هم پیشنهاد می دن که عدم تقارن قدرت بحرانی هستش – یعنی اگه یک نفر قدرت بیشتری داشته باشه، ریسک نادیده گرفتن و تمکینِ بیشتری وجود داره. اما آزمایشِ تعاملات بین قدرتِ خودِ افراد و قدرتِ شریکشون، هیچ مدرکی برای این موضوع ارائه نداد. در عوض، تعاملات معدودی که مشاهده شد نشون داد که داشتن قدرت به صورت مشترک، به جای کاهش، باعث تثبیتِ اثرات مثبتِ قدرت می شه؛ یعنی جسارتِ بیشتر در بیان نیازهای جنسی، همراهی با امیال جنسی شریک زندگی و تمکین و نادیده گرفتنِ کمتر.»

اورال ادامه داد: «با این حال، بررسی ما قدرت و رفتار جنسی رو در روابط صمیمی طولانی مدت بررسی کرد که در اون هر دو نفر به هم اهمیت می دن و تا حدی روی هم قدرت دارن. در محیط های غیرصمیمی، مثل محیط کار، داشتن قدرتِ یک نفر روی دیگری که قدرت مقابله کمی داره یا اصلا نداره، می تونه پویایی های بسیار مضری ایجاد کنه که در اون فرد قدرتمند نیازهاش رو تحمیل می کنه و طرف مقابل رو نادیده می گیره.»

«خطر این پیامدهای مضر ممکنه در نمونه های جوان تر، زوج هایی که هنوز به هم متعهد نشدن، یا در محیط هایی که عدم تقارن زیاد بین زن و مرد قدرت زنان رو محدود می کنه، بیشتر باشه.»

این مطالعه با عنوان «قدرت عامل و قدرت ادراک شده شریک زندگی به طور متفاوتی با رفتار و انگیزه های جنسی مرتبط هستند»، توسط نیکولا سی. اورال، جسیکا ای. ماکسول، امی مویس، نینا وادل و آگوست جی. هرینگتون نوشته شده است.

در نهایت، نتایج این پژوهش ها نشان می دهد که برای داشتن یک زندگی جنسی رضایت بخش، نباید به دنبال برتری جویی بود، بلکه باید فضایی ایجاد کرد که در آن هر دو طرف احساس توانمندی و عاملیت داشته باشند. قدرت متقابل، کلیدی برای عبور از سوءتفاهم ها و رسیدن به سطحی از نزدیکی است که در آن نیازهای فردی و اشتراکی به شکلی متوازن برآورده می شوند.

پنج نکته کلیدی از مقاله:

  • نقش های متمایز قدرت: محققان دو فرآیند مجزا رو شناسایی کردن: «قدرت عامل» (حس تاثیرگذاری خودِ فرد) که باعث جسارت جنسی و اعتمادبه نفس برای رد کردن رابطه جنسی می شه، و «قدرت ادراک شده شریک زندگی» (دیدگاه فرد درباره میزان تاثیرگذاری شریکش) که انگیزه همراهی و سازش با نیازهای شریک زندگی رو ایجاد می کنه. این مفهومِ قدرت متقابل در روابط جنسی، سنگ بنای یک زندگی جنسی رضایت بخش و سالم است.
  • «نقطه طلایی» برای رضایت: برخلاف این ایده که قدرت در روابط یک بازی با حاصل جمع صفره که در اون یک نفر بر دیگری مسلط می شه، یافته ها نشون می دن که بهترین پویایی جنسی زمانی اتفاق می افته که هر دو طرف احساس تاثیرگذاری کنن. این قدرت متقابل به افراد اجازه می ده تا امیال خودشون رو دنبال کنن و همزمان به نیازهای شریکشون هم اهمیت بدن.
  • ریشه های تمکین جنسی: این مطالعه نشون داد که تن دادن به فعالیت جنسی ناخواسته (تمکین) عمدتا ناشی از نبودِ اراده شخصی (قدرت عامل پایین) هستش، نه فشار از طرف یک شریک قدرتمند. افرادی که احساس بی قدرتی می کنن، بیشتر احتمال داره امیال خودشون رو سرکوب کنن و برای جلوگیری از تعارض، با رابطه ای که نمی خوان موافقت کنن.
  • ثبات جنسیتی: ارتباط بین قدرت و رفتار جنسی برای هر دو گروه زنان و مردان یکسان بود. صرف نظر از جنسیت، داشتن حس قدرت باعث تسهیلِ مرزبندی و جسارت می شد، در حالی که قدرتمند دیدنِ شریک زندگی، انگیزه درک کردن و پاسخگو بودن به اون شریک رو تقویت می کرد.
  • همخوانی با تحقیقات قبلی: این یافته ها مطالعات اخیرِ دیگه رو تایید می کنن که می گن رضایت از رابطه به سطوح بالای مطلقِ قدرت برای هر دو طرف بستگی داره، نه فقط یک تعادل عادلانه. این تحقیق از این ایده حمایت می کنه که پویایی های برابری خواهانه، که در اون هر دو طرف تاثیرگذار هستن، نتایج بهتری نسبت به نقش های جنسیتی سخت گیرانه یا متضاد ایجاد می کنه و بر اهمیت قدرت متقابل در روابط جنسی تاکید دارد.

New psychology research changes how we think about power in the bedroom

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: فوریه 6, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما