تحقیقات جدید نشان می دهد که تعاملات صمیمی و حمایت گرانه پدر در ماه های اولیه زندگی نوزاد، از طریق بهبود روابط والدین و کاهش تنش های خانوادگی، تاثیر پدر بر سلامت آینده کودک را تضمین کرده و خطر بیماری های قلبی و متابولیک را در سنین بالاتر کاهش می دهد.
یه مطالعه جدید نشون می ده که نحوه تعامل پدر با نوزادش می تونه سال ها بعد روی سلامت قلب و متابولیک کودک تاثیر بذاره. این پژوهش مهم بر تاثیر پدر بر سلامت آینده کودک تاکید دارد. پژوهشگرا متوجه شدن پدرهایی که با نوزادشون گرم و صمیمی بودن و باهاشون وقت می گذروندن، الگوهای خانوادگی ای رو پایه گذاری کردن که با سطح پایین تر التهاب و قند خون در کودکان در سن هفت سالگی در ارتباط بوده. این یافته ها اخیرا در مجله Health Psychology.
پژوهشگرای پزشکی همیشه وقتی سلامت بچه ها رو بررسی می کردن، بیشتر روی نقش مادر تمرکز داشتن. خیلی از مطالعات موجود بررسی می کنن که چطور استرس یا افسردگی مادر مستقیما روی رشد کودک تاثیر می ذاره. اما به اینکه پدرها چطور محیط گسترده تر خانواده رو شکل می دن، کمتر توجه شده. مطالعات خیلی کمتری هم به این موضوع نگاه کردن که چطور این پویایی های خانوادگی روی شاخص های بیولوژیکی فیزیکی خطر بیماری در کودکان خردسال تاثیر می ذاره. این مقاله به تفصیل به بررسی تاثیر پدر بر سلامت آینده کودک می پردازد.
دیدگاه سیستم های خانواده می گه که یه خانواده مثل یه شبکه به هم پیوسته عمل می کنه. روابط بین اعضای خاص روی بقیه افراد خونه هم اثر می ذاره. آلپ آیتوگلو، پژوهشگر پسادکتری در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، تیمی رو برای بررسی این ارتباطات رهبری کرد. اون ها می خواستن بفهمن که آیا تعاملات اولیه می تونه نشانه های فیزیولوژیکی سلامت رو در کودکان سنین دبستان پیش بینی کنه یا نه.
مطالعه تاثیر پدر بر سلامت آینده کودک؛ رویکرد پژوهشی
این تیم از داده های پروژه «بنیادهای خانواده» استفاده کردن. این طرح تحقیقاتی بزرگ، نزدیک به 400 خانواده رو از زمان بارداری تحت نظر داشت. خانواده های شرکت کننده شامل مادر, پدر و فرزند اول بودن. بیشتر شرکت کننده ها سفیدپوست و متاهل بودن و سطح تحصیلات و درآمد نسبتا بالایی داشتن.
وقتی بچه ها 10 ماهه بودن، پژوهشگرا به خونه هاشون رفتن تا زندگی خانوادگی شون رو مشاهده کنن. اون ها از تعاملاتی که پدرها و مادرها به طور جداگانه با نوزادشون بازی می کردن، فیلم گرفتن. پژوهشگرا بعدا این ویدیوها رو برای امتیازدهی به رفتارهای والدگری بررسی کردن. اون ها دنبال نشانه هایی از حساسیت، صمیمیت و مشارکت می گشتن.
حساسیت بر اساس این تعریف شد که والدین چقدر خوب به نشانه های کودک پاسخ می دن. مشارکت هم میزان علاقه واقعی والدین به فعالیت های کودک رو اندازه گیری می کرد. پژوهشگرا وقتی بچه ها دو ساله بودن دوباره برگشتن. این بار، از بازی گروهی مادر، پدر و کودک با هم فیلم گرفتن.
این تعاملات «سه گانه» به پژوهشگرا اجازه داد تا ببینن والدین چطوری با هم همکاری می کنن. اون ها به طور خاص دنبال رفتارهای «والدگری مشترک» (هم والدی) بودن. تیم روی یه پویایی منفی خاص تمرکز کرد که به عنوان والدگری مشترک «رقابتی-کناره گیرانه» شناخته می شه.
این وضعیت زمانی اتفاق می افته که یکی از والدین برای جلب توجه کودک رقابت می کنه یا سعی می کنه از اون یکی جلو بزنه. همچنین شامل مواردی می شه که یکی از والدین کاملا از تعامل کناره گیری می کنه. این الگو می تونه نشونه ای از تضادهای پنهانی یا نبود حمایت بین والدین باشه. این اتفاق اغلب منجر به مراقبت های ناهماهنگ یا تنش عاطفی می شه که کودک می تونه اون رو حس کنه.
پنج سال بعد، وقتی بچه ها حدودا هفت ساله بودن، تیم داده های مربوط به سلامتی شون رو جمع آوری کرد. اون ها از نمونه های لکه خون خشک شده که از طریق سوراخ کردن نوک انگشت گرفته شده بود، استفاده کردن. اون ها این نمونه ها رو برای چهار شاخص بیولوژیکی خاص که با سلامت قلبی-متابولیک در ارتباط هستن، تجزیه و تحلیل کردن.
دو شاخص اول، پروتئین واکنش گر C (CRP) و اینترلوکین-6 (IL-6) بودن. این ها شاخص های التهاب سیستمیک در بدن هستن. التهاب مزمن یه عامل خطر شناخته شده برای بیماری های قلبی عروقیه. تیم همچنین HbA1c رو برای ارزیابی میانگین کنترل قند خون در طول زمان اندازه گیری کرد. در نهایت، سطح کلسترول کل رو هم سنجیدن.
تجزیه و تحلیل داده ها یه زنجیره خاص از اتفاقات رو برای پدرها نشون داد. مردهایی که در 10 ماهگی حساسیت و صمیمیت بیشتری نشون داده بودن، کمتر احتمال داشت که در دو سالگی وارد والدگری مشترک رقابتی یا کناره گیرانه بشن. این نشون می ده که پیوند اولیه، پایه ای برای همکاری تیمی بهتر بین والدین در آینده ایجاد می کنه.
یافته های کلیدی؛ تاثیر پدر بر سلامت آینده کودک
کاهش این رفتارهای منفی در والدگری مشترک، به خوبی نتایج سلامت بهتر رو برای بچه ها در سن هفت سالگی پیش بینی می کرد. به طور خاص، بچه ها در این خانواده ها سطح پایین تری از CRP و HbA1c داشتن. این نشون می ده که سرمایه گذاری عاطفی اولیه پدر به پایدار شدن سیستم خانواده به شکلی کمک می کنه که از جسم کودک محافظت می شه.
پژوهشگرا همین تحلیل رو برای مادرها هم انجام دادن. اون ها ارتباط آماری مشابهی بین صمیمیت اولیه مادر، رفتارهای والدگری مشترک و شاخص های سلامت جسمانی کودک پیدا نکردن. البته این به این معنی نیست که مادرها روی سلامت بچه هاشون تاثیر ندارن. این تفاوت ها نشان دهنده اهمیت ویژه تاثیر پدر بر سلامت آینده کودک در این مدل پژوهشی است.
مادرها در این مطالعه به طور کلی سطح حساسیت بالاتری نسبت به پدرها نشون دادن. این ثبات ممکنه تشخیص تغییرات آماری بر اساس رفتارشون رو سخت تر کنه. همچنین ممکنه چون مادرها اغلب مراقبان اصلی هستن، صمیمیت اون ها به عنوان یه «هنجار» مورد انتظار در خانواده تلقی بشه. در این شرایط، رفتار پدر ممکنه به عنوان متغیری عمل کنه که ترازو رو به سمت ثبات یا استرس سنگین می کنه.
پژوهشگرا فرض می کنن که استرس، همون مکانیسم بیولوژیکیه که این رفتارها رو به سلامت جسمانی وصل می کنه. یه پویایی والدگری مشترک رقابتی یا کناره گیرانه احتمالا محیط پراسترسی رو برای کودک ایجاد می کنه. استرس مزمن می تونه محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) رو دچار اختلال کنه.
محور HPA واکنش بدن به استرس رو کنترل می کنه. وقتی این محور به خاطر تنش های خانوادگی بیش از حد فعال بشه، می تونه منجر به افزایش التهاب و مشکلات متابولیک بشه. این یافته ها با «فرضیه آسیب پذیری پدر» همخوانی داره. این تئوری می گه که پدرها ممکنه در برابر منفی گرایی های زناشویی حساس تر باشن.
اگه پدری احساس کنه مورد حمایت قرار نمی گیره یا حس رقابت داشته باشه، اون بار منفی ممکمه خیلی راحت تر از مادرها، به رابطه والد-کودک سرایت کنه. این موضوع باعث می شه پدر به یه کانال منحصربه فرد برای چگونگی تاثیر استرس های رابطه ای روی کودک تبدیل بشه. این مطالعه تاکید می کنه که پدرها به روش های متمایزی در سیستم خانواده نقش دارن که در خون کودک قابل اندازه گیریه. این موضوع عمق تاثیر پدر بر سلامت آینده کودک را نشان می دهد.
این مطالعه محدودیت هایی هم داره که باید بهشون توجه کرد. نمونه آماری خیلی متنوع نبود. خانواده های شرکت کننده عمدتا سفیدپوست، دگرجنس گرا و مرفه بودن. نتایج ممکنه برای خانواده هایی با پیشینه های نژادی یا وضعیت اقتصادی-اجتماعی متفاوت صدق نکنه.
تمرکز مطالعه روی خانواده هایی بود که پدر و مادر با هم زندگی می کردن. ساختارهای خانوادگی شامل والدین مجرد، زوج های هم جنس یا خانواده های چندنسلی ممکنه متفاوت عمل کنن. علاوه بر این، پژوهشگرا به دلیل محدودیت های ریاضی نتونستن داده های مادر و پدر رو در یک مدل آماری واحد ترکیب کنن.
تحقیقات آینده باید روی جمعیت های متنوع تری انجام بشه تا ببینیم آیا این الگوها تکرار می شن یا نه. همچنین بررسی اینکه چطور زیرسیستم های دیگه خانواده، مثل رابطه خواهر و برادرها، روی این شاخص های سلامت اثر می ذارن، می تونه مفید باشه. مشاهده عادات تغذیه ای و ورزشی در این خانواده ها هم می تونه تصویر روشن تری ارائه بده.
این یافته ها کاربردهای عملی برای سلامت خانواده دارن. اون ها نشون می دن که حمایت از پدرها در اوایل دوران والدگری می تونه یه استراتژی پیشگیرانه برای مشکلات سلامتی کودکان باشه. مداخلاتی که به پدرها کمک می کنه تا با حساسیت با نوزادشون تعامل داشته باشن، می تونه از شکل گیری پویایی های منفی در والدگری مشترک جلوگیری کنه. درک تاثیر پدر بر سلامت آینده کودک می تواند در طراحی مداخلات موثر یاری رسان باشد.
برنامه هایی که با ارائه راهنمای جامع برای بهبود ارتباط در رابطه به والدین یاد می دن چطور به عنوان یه تیم از همدیگه حمایت کنن، می تونه استرس خانواده رو کم کنه. این کار هم به نوبه خود می تونه خطر ابتلای کودک به مشکلات قلبی و متابولیک رو در آینده کاهش بده. این تحقیق تاکید می کنه که سلامت کودک توسط کل واحد خانواده شکل می گیره. در نهایت، این پژوهش اهمیت بنیادین تاثیر پدر بر سلامت آینده کودک را روشن می کند.
این مطالعه با عنوان «ارتباطات طولی بین تعاملات پدر-کودک و مادر-کودک، والدگری مشترک و سلامت قلبی-متابولیک کودک ،» توسط آلپ آیتوگلو، جنیفر ای. گراهام-انگلند، مارک ای. فاینبرگ، سامانتا ای. موری-پردو، سی. اندرو کانوی و هانا ام. سی. شرایر نوشته شده است.
سرمایه گذاری عاطفی پدران از همان ماه های ابتدایی تولد، فراتر از یک رابطه ساده والد و فرزندی است و به عنوان عاملی تعیین کننده در کاهش استرس های محیطی و بهبود شاخص های بیولوژیکی فرزندان عمل می کند. با تقویت پیوندهای خانوادگی و ارتقای کیفیت هم والدی، می توان بستری ایمن برای رشد جسمانی بهتر کودکان فراهم کرد و از بروز بیماری های مزمن در آینده پیشگیری نمود.
Early father-child bonding predicts lower inflammation in children