تحقیق جدید روان شناسی نشان می دهد که هویت گرایی راست گرا به عنوان پدیده ای مشابه با جریان های چپ گرا، بر مظلوم نمایی هویت اکثریت و محدودیت آزادی بیان متمرکز است و ساختارهای مشابهی در کنترل اجتماعی دارد.
تحقیق جدیدی که در «مجله روان شناسی اسکاندیناوی» (Scandinavian Journal of Psychology) منتشر شده، نشون می ده که گرایش های سیاسی مبتنی بر هویت، که معمولا بهشون «وویک» (woke) گفته می شه، فقط مختص جناح چپ نیست. این مطالعه نشون میده که یه ایدئولوژی مشابه در جناح راست سیاسی، که می توان آن را هویت گرایی راست گرا نامید، هم وجود داره که ویژگی اصلیش تمرکز بر مظلوم نمایی هویت سفیدپوست ها و تمایل به محدود کردن آزادی بیان به نفع ارزش های محافظه کارانه است. این یافته ها نشون می دن که هرچند محتوای این سیستم های اعتقادی با هم فرق داره، اما از نظر ساختاری در نحوه نگاه به پویایی گروه ها و کنترل جامعه، شباهت های زیادی با هم دارن.
بررسی مفهوم و ظهور هویت گرایی راست گرا
اسکاری لاتینن، پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقاتی INVEST در دانشگاه تورکو، این مطالعه جدید رو برای پر کردن یه خلاء در روان شناسی سیاسی انجام داده. در حالی که مفهوم «وویک» یا نگرش های عدالت اجتماعی انتقادی به طور گسترده مورد بحث و اندازه گیری قرار گرفته، لاتینن متوجه شد که پدیده مشابهی در بین جمعیت های راست گرا در حال ظهوره.
او اشاره کرد که رسانه ها و تحلیلگران فرهنگی به طور فزاینده ای از اصطلاحاتی مثل «وویکِ راست گرا» یا «هویت گرایی راست گرا» برای توصیف این روند استفاده می کنن. لاتینن سعی کرد ابزاری با اعتبار روان سنجی بسازه تا این نگرش های خاص جناح راست رو اندازه گیری کنه. او همچنین قصد داشت مقیاس موجود برای اندازه گیری نگرش های عدالت اجتماعی انتقادی جناح چپ رو اصلاح کنه تا امکان مقایسه مستقیم بین این دو طیف ایدئولوژیک فراهم بشه.
لاتینن به سایت PsyPost گفت: «سال هاست که “وویک بودن” تقریبا فقط به عنوان یه پدیده مربوط به جناح چپ مطرح می شده. اخیرا، پدیده ای مشابه هویت گرایی راست گرا، مبتنی بر هویت و تنظیم قوانین بیان در جناح راست هم دیده می شه، همون طور که رسانه هایی مثل نیویورک تایمز، آتلانتیک و اکونومیست هم بهش اشاره کردن.
او افزود: «در سال 1403، من معیاری برای سنجش نگرش های عدالت اجتماعی انتقادی (که اغلب وویک نامیده می شه) ابداع کردم. در این مطالعه، یک مقیاس معتبر روان سنجی برای نگرش های “راستِ انتقادی” (یا همون وویکِ راست) طراحی کردم تا مطالعه تجربی دوقطبی سازی سیاسی فعلی راحت تر بشه. همچنین مقیاس قبلی (CSJAS) برای نگرش های وویکِ جناح چپ رو هم بازنگری کردم.»
برای انجام این تحقیق، لاتینن نمونه ای شامل 626 بزرگسال فنلاندی رو از طریق یه نظرسنجی آنلاین جذب کرد. جمع آوری داده ها بین اسفند 1403 تا خرداد 1404 انجام شد. این پژوهشگر از روش نمونه گیری در دسترس استفاده کرد. برای اطمینان از مشارکت کافی افراد راست گرا، که ممکنه در نظرسنجی های آکادمیک کمتر حضور داشته باشن، لینک مطالعه از طریق کانال های شبکه های اجتماعی سیاستمداران «حزب فنلاندی ها» و «حزب ائتلاف ملی» توزیع شد.
شرکت کننده ها دو ابزار سنجش اصلی که برای این مطالعه طراحی شده بود رو تکمیل کردن. اولی «مقیاس راستِ انتقادی» (CRS) بود. این مقیاس با هجده سؤال بالقوه که از سخنرانی های سیاسی جناح راست، محتوای شبکه های اجتماعی و انجمن های گفتگو استخراج شده بود، شروع شد.
از طریق تجزیه و تحلیل آماری، پژوهشگر این سوالات رو به یک مقیاس نهایی پنج موردی کاهش داد که اعتبار بالایی داشت. این موارد، باورهایی مثل «جایگزینی جمعیت»، این تصور که جامعه علیه سفیدپوست ها تبعیض قائل می شه، و این ایده که ارزش های محافظه کارانه باید تعیین کننده نوع بیان مجاز باشن رو مورد سنجش قرار می داد.
دومین ابزار، «مقیاس بازنگری شده نگرش های عدالت اجتماعی انتقادی» (CSJAS-R) بود. این نسخه به روز شده ای از مقیاسی بود که لاتینن در تحقیقات قبلی ابداع کرده بود و شامل شش مورد برای اندازه گیری حمایت از ایده هایی مثل نژادپرستی ساختاری، ضرورت وجود «فضاهای امن» و حضور زنان ترنس در دسته بندی های ورزشی زنان بود. نظرسنجی همچنین شامل سؤالاتی درباره وابستگی حزبی شرکت کنندگان، جایگاه خودشون در طیف چپ-راست و نظراتشون درباره توجیه خشونت سیاسی بود.
نتایج نشون داد که مقیاس «راستِ انتقادی» و مقیاس «عدالت اجتماعی انتقادی» دو مفهوم کاملا مجزا و متضاد رو اندازه گیری می کنن. این دو مقیاس همبستگی منفی شدیدی با هم داشتن، به این معنی که افرادی که در یکی نمره بالایی می گرفتن، تقریبا همیشه در دیگری نمره پایینی داشتن. تحلیل های آماری نشون داد که هر دو مقیاس برای شرکت کنندگان زن و مرد قابل اعتماد و معتبر هستن.
لاتینن گفت: «از اینکه چقدر این دو مقیاس از نظر روان سنجی دقیق عمل کردن و چقدر تمیز به دو مفهوم با همبستگی منفی قوی تقسیم شدن، غافلگیر شدم.»
لاتینن متوجه شد که نمرات بالا در مقیاس «راستِ انتقادی» به شدت بین رای دهنده های «حزب فنلاندی ها» و «دموکرات مسیحی ها» متمرکز شده بود. باورهای خاصی که باعث بالا رفتن این نمرات می شد شامل این ایده بود که یک «جایگزینی بزرگ» در جمعیت در حال رخ دادنه و یک رهبر قدرتمند باید برای محافظت از منافع ملی، قوانین رو زیر پا بگذاره. این پاسخ دهنده ها همچنین تمایل داشتن موافقت کنن که «مردم عادی» بهتر از کارشناس ها می فهمن چی برای کشور خوبه.
در سمت دیگه طیف، نمرات بالا در مقیاس «عدالت اجتماعی انتقادی» عمدتا بین رای دهنده های «ائتلاف چپ» و «سبزها» دیده شد. این شرکت کننده ها از دیدگاه هایی مثل این ایده که تفاوت درآمد بین سفیدپوست ها و سیاه پوست ها عمدتا به دلیل نژادپرستی هست، حمایت می کردن. اون ها همچنین از این مفهوم که با حرف هایی که به عنوان «خرده تجاوز» (microaggression) شناخته می شن باید فعالانه مقابله کرد، حمایت می کردن. در همین راستا، برخی تحلیل ها به بررسی رابطه خشم و عدالت سیستمی پرداخته اند تا مشخص شود چگونه عصبانیت از نژادپرستی می تواند بر ساختارهای اجتماعی اثر بگذارد.
یکی از یافته های مهم مربوط به رفتارهای مرتبط با این نگرش ها بود. این مطالعه بررسی کرد که آیا شرکت کنندگان فکر می کنن خشونت علیه افراد «سیاسی خطرناک» قابل توجیهه یا نه. داده ها نشون داد که نمرات بالا در مقیاس «عدالت اجتماعی انتقادی» جناح چپ، ارتباط مثبت کم تا متوسطی با توجیه خشونت سیاسی داشت. در مقابل، مقیاس «راستِ انتقادی» در این مجموعه داده خاص، هیچ ارتباط آماری معناداری با تایید خشونت سیاسی نشون نداد.
این تحقیق همچنین رابطه بین این نگرش های سیاسی و بهزیستی شخصی رو بررسی کرد. مطالعات قبلی نشون داده بودن که بین نگرش های عدالت اجتماعی انتقادی و سلامت روان پایین تر رابطه ای وجود داره. این مطالعه همبستگی منفی بسیار ضعیفی بین مقیاس جناح چپ و میزان شادی پیدا کرد. اما هیچ همبستگی بین مقیاس جناح راست و شادی پیدا نشد.
این مطالعه همچنین مفهوم روان شناختی «منبع کنترل» رو بررسی کرد؛ یعنی اینکه آیا مردم حس می کنن روی زندگی خودشون کنترل دارن یا نیروهای بیرونی سرنوشتشون رو تعیین می کنن. نتایج نشون داد کسانی که نگرش های عدالت اجتماعی انتقادی بالایی دارن، به احتمال زیاد «منبع کنترل بیرونی» دارن و معتقدن ساختارها یا افراد دیگه مسئول وضعیت اون ها هستن. از طرف دیگه، کسانی که نگرش های راستِ انتقادی داشتن، بیشتر دارای «منبع کنترل درونی» بودن.
لاتینن به PsyPost گفت: «پیام اصلی اینه که پدیده های مبتنی بر هویت، از جمله هویت گرایی راست گرا، حالا هم در جناح چپ و هم در جناح راست وجود داره، اما به شکل های مختلف. در جناح چپ، نگرش های “وویک” شامل ایده هایی مثل نژادپرستی ساختاری و نیاز به فضاهای امن بود، در حالی که هویت گرایی راست گرا با باورهایی درباره جایگزینی جمعیت و تبعیض ادراک شده علیه سفیدپوست ها تعریف می شد. در این داده ها، نگرش های وویکِ جناح چپ نسبت به قبل، پیوند قوی تری با این باور داشت که خشونت علیه افراد “سیاسی خطرناک” توجیه پذیره.»
این تحقیق بر پایه مطالعه سال 1403 لاتینن بنا شده که در ابتدا سعی داشت نگرش های «وویک» رو عملیاتی کنه. مقاله فعلی آن معیارهای اولیه را اصلاح کرده و چارچوب نظری هویت گرایی راست گرا را به جناح راست سیاسی هم گسترش داده است.
یافته ها تا حدی از «نظریه نعل اسب» در سیاست حمایت می کنن؛ نظریه ای که می گه چپ افراطی و راست افراطی ممکنه با وجود داشتن اهداف متضاد، به روش های مشابهی عمل کنن. هر دو گروه در این مطالعه تمایل به تنظیم قوانین بیان و تاکید بر مظلوم نمایی های مبتنی بر هویت رو نشون دادن، هرچند هویت هایی که ازشون دفاع می کردن کاملا با هم فرق داشت. به عنوان مثال، در زمینه هویت گرایی راست گرا، این تمایلات به شکل خاصی در دفاع از هویت های سفیدپوستی و ارزش های محافظه کارانه تجلی می یابد.
اما مثل هر تحقیق دیگه ای، اینجا هم محدودیت هایی وجود داره. نمونه تصادفی نبود، چون به انتخاب خود افراد و جذب هدفمند از طریق کانال های سیاسی متکی بود. این یعنی نتایج ممکنه کاملا نماینده کل جامعه فنلاند نباشه. علاوه بر این، مطالعه فقط در فنلاند انجام شده. هرچند سیاست های هویتی آمریکایی روی اروپای شمالی تاثیر گذاشته، اما بافت فرهنگی فنلاند با ایالات متحده یا بریتانیا متفاوته.
لاتینن خاطرنشان کرد: «نتایج رو نباید به عنوان ادعایی درباره کل جمعیت یا احزاب سیاسی تفسیر کرد. این مطالعه نمی گه که “اکثر مردم” در جناح چپ یا راست از خشونت یا تئوری های توطئه حمایت می کنن. این تحقیق فقط الگوهایی رو در یک نمونه غیرتصادفی شناسایی می کنه و نشون می ده که چطور برخی نگرش ها در کنار هم قرار می گیرن.»
تحقیقات آینده می تونه روی تایید مقیاس «راستِ انتقادی» در کشورهای دیگه، به خصوص در ایالات متحده که این بحث ها اغلب از اونجا شروع می شن، تمرکز کنه. همچنین استفاده از نمونه های بزرگ تر و نماینده جامعه برای تایید شیوع این نگرش ها در بین عموم مردم مفید خواهد بود. مطالعات طولی هم می تونن کمک کنن تا بفهمیم آیا این خوشه های ایدئولوژیک در طول زمان پایدار هستن یا با اتفاقات روز تغییر می کنن.
لاتینن گفت: «قدم بعدی تکرار این تحقیق در یک نمونه بزرگ تر و ترجیحا در کشورهای دیگه است. به طور کلی، هدف من اینه که مفاهیم سیاسی نوظهور رو، حتی اگه از نظر فرهنگی حساس باشن، قابل اندازه گیری کنم. همچنین دوست دارم روش های جدیدی مثل یادگیری ماشین رو وارد تحقیقاتم کنم. لطفا به این مطالعه به عنوان دعوتی از همکاران آمریکایی نگاه کنید تا این خط تحقیقاتی رو دنبال کنن و این مقیاس رو در کشوری که این نگرش ها ازش ریشه گرفته، اعتبارسنجی کنن.»
این مطالعه با عنوان «دو نوع “وویک” – اعتبارسنجی روان سنجی مقیاس راستِ انتقادی و مقیاس بازنگری شده نگرش های عدالت اجتماعی انتقادی» توسط اسکاری لاتینن نوشته شده است.
این پژوهش با ارائه ابزارهای جدید برای سنجش گرایش های سیاسی، دریچه ای نو به سوی درک دوقطبی سازی های مدرن باز کرده است. با بررسی شباهت ها و تفاوت های موجود در رفتارهای سیاسی جناح های مختلف، مشخص می شود که هویت گرایی به بخش جدایی ناپذیر از تعاملات اجتماعی امروز تبدیل شده و نیازمند تحلیل های دقیق تر برای شناسایی پیامدهای آن بر ثبات جوامع است.
New study identifies a “woke” counterpart on the political right characterized by white grievance