دانش دقیق درباره کالبدشناسی بدن و استفاده از نام صحیح برای اندام ها نقش مهمی در ارتقای سلامت روان و جسم ایفا می کند؛ به طوری که آگاهی از نام اندام جنسی و رضایت حاصل از این شناخت، می تواند خودکارآمدی افراد را در روابط صمیمانه و رعایت مرزهای شخصی افزایش دهد.
یه مطالعه جدید که در مجله Archives of Sexual Behavior منتشر شده، نشون می ده که دونستن نام های صحیح برای کالبدشناسی اندام تناسلی و داشتن احساس راحتی در استفاده از اون ها با نتایج بهتر در سلامت جنسی مرتبطه. یافته ها نشون می ده با اینکه خیلی از جوون ها هنوز واژگان دقیقی برای توصیف بدنشون ندارن، اون هایی که با این اصطلاحات آشنا هستن، معمولا خودکارآمدی و نام اندام جنسی و رضایت جنسی بالاتری رو گزارش می کنن. این تحقیق بر نقش بالقوه زبان در تقویت رفاه جنسی و ارتباط محترمانه بین شرکای جنسی تاکید می کنه.
اهمیت دانش درباره نام اندام جنسی و رضایت فردی
سازمان های سلامت عمومی، از جمله سازمان جهانی بهداشت، توصیه می کنن که برای ارتقای ایمنی و استقلال بدنی، نام های صحیح اندام های تناسلی خارجی به کودکان آموزش داده بشه. این دانش، به ویژه درباره نام اندام جنسی و رضایت، پایه و اساس آموزش جنسی سالم است. با وجود این دستورالعمل ها، داده های قبلی نشون می ده که فقط اقلیت کوچکی از کودکان می تونن نام اجزای تناسلی شون رو به درستی بگن. این کمبود دانش اغلب تا دوران جوانی هم ادامه پیدا می کنه؛ دوره ای از رشد که با افزایش روابط صمیمانه همراهه.
جودیت کوتیوگا (Judith Kotiuga)، نویسنده مطالعه و روان شناس بالینی و استاد روان شناسی در دانشگاه کبک در تروآ-ریویر کانادا، می گه: «انگیزه این مطالعه، تنش های مداوم بین بحث های عمومی و هر دو جنبه ی فعالیت های بالینی و دانش تجربی در مورد سلامت جنسی و آموزش مسائل جنسی بود.»
«در حالی که آموزش جامع مسائل جنسی هنوز مورد مخالفت برخی افراد قرار داره و استفاده از اصطلاحات کالبدشناسی صحیح گاهی اوقات توسط بعضی ها نامناسب یا “زشت” تلقی می شه، متخصصان عمدتا بر این باور هستن که شناخت بدن و داشتن احساس راحتی با اون، پایه های سلامت جنسی هستن. برخی کارهای تجربی از این فرض حمایت می کنن، اما هنوز شکاف های مهمی باقی مونده.»
«از جمله این شکاف ها اینه که با وجود داده های موجود که نشون می ده هم کودکان و هم بزرگسالان اغلب با اصطلاحات صحیح تناسلی ناآشنا هستن، دانش معمولا به صورت یک ساختار دوگانه (یا می دونن یا نمی دونن) در نظر گرفته می شه. من علاقه مند بودم فراتر از اینکه افراد اصطلاحات رو “می دونن” یا نه، نحوه برخورد اون ها با این کلمات رو بررسی کنم؛ اینکه آیا از واژگان دقیق استفاده می کنن، به اصطلاحات عامیانه تکیه می کنن، پاسخ های اشتباه می دن یا کاملا بی اطلاع هستن. این تفاوت ها ممکنه پیامدهای معناداری داشته باشن که معمولا نادیده گرفته می شن.»
«نکته مهم اینه که داشتن دانش لزوما به معنای راحتی در استفاده از این کلمات نیست. برخی افراد ممکنه اصطلاحات درست رو بدونن اما به دلایل شخصی، اجتماعی یا فرهنگی، در استفاده از اون ها احساس ناخوشایندی داشته باشن. این موضوع باعث شد تا ما دانش و راحتی رو به عنوان دو بعد مرتبط اما متمایز بررسی کنیم و ببینیم هر کدوم چطور با شاخص های مختلف سلامت جنسی در ارتباط هستن.
در مجموع، بررسی نام اندام جنسی و رضایت، ابعاد جدیدی به درک ما از خودکارآمدی و سلامت جنسی می بخشد. به طور خاص، من به این علاقه مند بودم که دانش و راحتی چطور با خودکارآمدی جنسی (که بر پایه خودشناسی و مهارت های ارتباطیه) و همچنین با عملکرد جنسی و احترام به استقلال بدنی شریک زندگی مرتبط هستن.»
برای بررسی این سؤالات، تیم تحقیقاتی 516 فرد جوان ساکن ایالات متحده رو جذب کرد. شرکت کننده ها بین 18 تا 21 سال سن داشتن و همگی حداقل در یک رابطه عاشقانه بودن. این نمونه شامل 290 زن سیس جندر (تطبیق جنسیت)، 162 مرد سیس جندر و 64 فرد با تنوع جنسیتی بود. جذب نیرو از طریق یک پلتفرم آنلاین برای پروژه ای با عنوان “جنسیت، فناوری و روابط در عصر مجازی” انجام شد.
در این مطالعه از یک روش دقیق برای سنجش دانش استفاده شد. به شرکت کننده ها نمودارهایی از کالبدشناسی تناسلی مردانه و زنانه نشون داده شد و ازشون خواستن که نام بخش های بدن رو بدون استفاده از کمک های خارجی مثل موتورهای جستجو تایپ کنن. محققان پاسخ ها رو به این دسته ها تقسیم کردن: اصطلاحات دقیق، کلمات عامیانه، پاسخ های نادرست، یا اعتراف به نداشتن دانش.
بعد از وظیفه نام گذاری، شرکت کننده ها میزان راحتی خودشون رو در استفاده از کلمات خاص با شریک زندگی شون رتبه بندی کردن. این کلمات شامل وولوا، واژن، کلیتوریس، آلت تناسلی مردانه، بیضه ها، مقعد و سینه ها بود. محققان همچنین از مقیاس های استاندارد برای اندازه گیری سلامت جنسی استفاده کردن. این ابزارها رضایت جنسی، مشکلات عملکرد جنسی، و خودکارآمدی در رفتارهای ارتقادهنده سلامت و رد کردن رابطه جنسی ناخواسته رو ارزیابی می کردن.
نتایج نشون دهنده تفاوت های زیادی در دانش کالبدشناسی بسته به بخش خاصی از بدن بود. بیش از نیمی از شرکت کننده ها می تونستن کلیتوریس، واژن، آلت تناسلی مردانه و بیضه ها رو به درستی تشخیص بدن. با این حال، دانش در مورد “وولوا” (بخش خارجی آلت تناسلی زنانه) به طرز قابل توجهی پایین تر بود و فقط حدود 18 تا 32 درصد از شرکت کننده ها اون رو درست تشخیص دادن. یک اشتباه رایج این بود که وولوا رو به اشتباه واژن نام گذاری می کردن که نشون می ده سردرگمی بین اندام های تناسلی داخلی و خارجی زنانه همچنان گسترده است.
در تحلیل این دانش، تفاوت های جنسیتی هم مشاهده شد. شرکت کننده های دارای تنوع جنسیتی به طور کلی بالاترین سطح دقت کالبدشناسی رو داشتن و عملکردشون از هر دو گروه مردان و زنان سیس جندر بهتر بود. زنان سیس جندر هم در شناسایی کالبدشناسی زنانه نمره بالاتری نسبت به مردان سیس جندر گرفتن. استفاده از کلمات عامیانه در کل نسبتا کم بود، اما در نام گذاری اندام تناسلی مردانه نسبت به زنانه بیشتر دیده می شد؛ این در حالی است که مباحثی مثل اهمیت اندازه آلت مردان و جذابیت در رقابت های اجتماعی نیز همواره در پژوهش های مربوط به کالبدشناسی و تکامل مورد توجه بوده است.
در مورد راحتی، کوتیوگا و همکارانش متوجه شدن که شرکت کننده ها کمترین میزان راحتی رو در استفاده از کلمات “وولوا” و “مقعد” داشتن. الگوهای راحتی هم بر اساس جنسیت متفاوت بود. مردان سیس جندر نسبت به زنان سیس جندر، راحتی بیشتری در استفاده از اصطلاحات مربوط به کالبدشناسی مردانه گزارش کردن. افراد با تنوع جنسیتی هم در مقایسه با زنان سیس جندر، راحتی کمتری با برخی کلمات مثل واژن و سینه ها داشتن که ممکنه منعکس کننده احساسات پیچیده مربوط به ملال جنسیتی یا هویت باشه.
دانش، راحتی و نام اندام جنسی و رضایت در سلامت جنسی
تحلیل های آماری نشون داد که هم دانش و هم راحتی با نتایج مثبت در سلامت جنسی مرتبط بودن. شرکت کننده هایی که کلمات درست رو می دونستن و در استفاده از اون ها راحت بودن، رضایت جنسی بالاتری رو گزارش کردن. این موضوع بر اهمیت درک کامل نام اندام جنسی و رضایت در ابعاد مختلف سلامت جنسی تاکید می کند. اون ها همچنین اعتماد به نفس بیشتری در توانایی خودشون برای انجام رفتارهای ارتقادهنده سلامت، مثل صحبت کردن در مورد نیازهای سلامت جنسی با یک پزشک یا مذاکره در مورد پیشگیری از بارداری، نشون دادن.
ارتباطات خاصی بین انواع مختلف توانمندی و نتایج متمایز ظاهر شد. راحتی با اصطلاحات، پیش بینی کننده مهمی برای باور فرد به توانایی خودش در رد کردن تماس جنسی ناخواسته بود. این نشون می ده که راحتی عاطفی با زبان بدن ممکنه از قاطعیت فرد حمایت کنه. از طرف دیگه، داشتن دانش کالبدشناسی دقیق تنها پیش بینی کننده مهم برای داشتن رویکردی محترمانه نسبت به مرزهای شریک زندگی بود.
کوتیوگا به سای پست گفت: «نکته اصلی اینه که هرچند ارتباطات مشاهده شده با توجه به پیچیدگی سلامت جنسی در حد متوسطی بود، اما دانش و راحتی در استفاده از اصطلاحات صحیح تناسلی به طرز معناداری با شاخص های سلامت و رفاه جنسی در ارتباط هستن. با این حال، هنوز خیلی از افراد فاقد واژگان لازم برای درک و ارتباط برقرار کردن در مورد بدن خودشون هستن که مانع از تجربه کامل نام اندام جنسی و رضایت می شود. این موضوع مهمه چون وقتی چیزی قابل نام گذاری باشه، مدیریت پذیرتر می شه.»
این یافته ها با تحقیقات قبلی در مورد زبانی که برای توصیف اندام های تناسلی استفاده می شه، هم سو هستن و اون ها رو گسترش می دن. برای مثال، یک مطالعه جداگانه توسط تانیا اوشاتز و همکارانش نشون داد که نام های خاصی که زنان برای اندام تناسلی’شون استفاده می کنن، با تصویر بدنی و تجربه های جنسی اون ها مرتبطه. اون تحقیق نشون داد زنانی که از کلمات بازیگوشانه یا کودکانه برای کالبدشناسی خودشون استفاده می کردن، تمایل داشتن تصویر ذهنی منفی تری از اندام تناسلی شون داشته باشن.
در مطالعه اوشاتز، استفاده از کلمات عامیانه در حین صمیمیت جنسی در واقع با نتایج مثبت تری مثل دفعات بیشتر ارگاسم مرتبط بود. این موضوع با استفاده از زبان کودکانه در بافت های غیرجنسی در تضاد بود که با نتایج منفی مثل درک پایین تر از لذت شریک زندگی همراه بود. هر دو مطالعه در مجموع نشون می دن که واژگانی که افراد دارن و زمینه ای که در اون از این واژگان استفاده می کنن، برای رفاه روان شناختی و جنسی اون ها اهمیت داره.
مطالعه فعلی محدودیت هایی هم داشت. داده ها بر اساس خودگزارش دهی بود که ممکنه تحت تاثیر مطلوبیت اجتماعی یا خطاهای حافظه قرار بگیره. نمونه به صورت آنلاین جذب شده بود و درصد بالاتری از افراد با تنوع جنسیتی نسبت به کل جامعه داشت، به این معنی که کاملا نماینده همه جوون های ایالات متحده نیست.
علاوه بر این، این مطالعه مقطعی بود و داده ها رو در یک مقطع زمانی واحد ثبت کرده بود. این طراحی باعث می شه که نشه تعیین کرد آیا دونستن کلمات باعث سلامت جنسی بهتر می شه یا افرادی که سلامت جنسی بهتری دارن به دنبال این دانش می رن. تحقیقات آینده باید افراد رو در طول زمان دنبال کنن تا جهت این روابط مشخص بشه.
کوتیوگا خاطرنشان کرد: «این یافته ها نباید این طور تفسیر بشن که دانش یا راحتی به تنهایی نتایج سلامت جنسی رو تعیین می کنن. بلکه، اون ها در کنار مجموعه ای گسترده تر از عوامل فردی و ساختاری، از جمله دسترسی به آموزش و خدمات بهداشتی و زمینه های اجتماعی حامی حقوق افراد، با سلامت و رفاه جنسی در پیوند هستن.»
با وجود این محدودیت ها، این تحقیق حمایت مشاهده ای برای ارزش سواد کالبدشناسی فراهم می کنه. نویسندگان استدلال می کنن که اگرچه دانش به تنهایی درمان همه دردها نیست، اما یکی از عناصر اساسی سلامت جنسیه. این مقاله بر اهمیت شناخت و پذیرش نام اندام جنسی و رضایت در زندگی فردی تاکید می کند. وقتی افراد کلماتی برای توصیف بدن خودشون داشته باشن، ممکنه برای مدیریت سلامت، بیان خواسته ها و احترام به مرزهای دیگران مجهزتر باشن.
این مطالعه با عنوان «بررسی دانش و راحتی با اصطلاحات کالبدشناسی تناسلی در میان جوانان»، توسط جودیت کوتیوگا، شلی مائس و آن جی. ماهو نوشته شده است.
شناخت دقیق بدن و توانایی بیان صحیح اصطلاحات کالبدشناسی، ابزاری برای توانمندسازی فردی در روابط است. این آگاهی به افراد کمک می کند تا با اعتمادبه نفس بیشتری درباره نیازها و مرزهای خود گفتگو کنند و کیفیت زندگی جنسی و عاطفی خود را بهبود بخشند. سواد سلامت در این حوزه، سنگ بنای شکل گیری روابطی محترمانه و آگاهانه در جوامع مدرن محسوب می شود.
Comfort with genital terminology predicts sexual self-efficacy and satisfaction