تحقیقات جدید نشان می دهد که ویژگی های سه گانه تاریک آسیب پذیر، یعنی خودشیفتگی آسیب پذیر، سایکوپاتی نوع دو و اختلال شخصیت مرزی، نقش کلیدی در ایجاد شخصیت آسیب پذیر و اعتیاد به گوشی ایفا می کنند؛ در واقع این افراد از شبکه های اجتماعی به عنوان ابزاری برای جبران نیازهای عاطفی و فرار از بی ثباتی درونی استفاده می کنند.
تحقیقات اخیر نشون می ده که ویژگی های شخصیتی خاصی که با شکنندگی عاطفی و تکانشگری (رفتارهای ناگهانی) مشخص می شن، پیش بینی کننده های قوی برای رفتارهای اعتیادآور به گوشی های هوشمند و شبکه های اجتماعی هستن. این یافته ها به درک عمیق تر ارتباط بین شخصیت آسیب پذیر و اعتیاد به گوشی کمک می کند. یافته ها نشون می دن که برای افراد ناامن، اپلیکیشن های شبکه های اجتماعی اغلب مثل یک دروازه روان شناختی عمل می کنن که منجر به عادت های وسواسی و گسترده تر در استفاده از گوشی می شه. این تحقیق در مجله شخصیت و تفاوت های فردی (Personality and Individual Differences) منتشر شده.
روان شناس ها سال هاست که می دونن شخصیت نقش مهمی در نحوه تعامل افراد با تکنولوژی داره. بیشتر کارهای قبلی در این زمینه روی «پنج ویژگی بزرگ شخصیت» مثل روان رنجوری یا برون گرایی تمرکز داشتن. مطالعات دیگه هم روی «چهارگانه تاریک» تمرکز کردن، یعنی مجموعه ای از ویژگی ها شامل خودشیفتگی کلاسیک، ماکیاولیسم، سایکوپاتی و سادیسم.
این ویژگی های تاریک معمولا با بی احساسی، سوءاستفاده از دیگران و فقدان همدلی همراه هستن. با این حال، به جنبه «آسیب پذیر» این شخصیت های تاریک کمتر توجه شده. این نادیده گرفتن باعث شده شکافی در درک این موضوع ایجاد بشه که چطور بی ثباتی عاطفی به شخصیت آسیب پذیر و اعتیاد به گوشی منجر می شه.
مارکو جیانکولا، محققی در دانشگاه لاکوئیلا در ایتالیا، سعی کرد این شکاف رو برطرف کنه. او و همکارانش پروژه ای رو برای بررسی «سه گانه تاریک آسیب پذیر» طراحی کردن. این طبقه بندی شخصیتی خاص از سه جزء متمایز تشکیل شده.
اولی «سایکوپاتی نوع دو» هست که با تکانشگری بالا و رفتارهای بی ملاحظه به جای سوءاستفاده های حساب شده شناخته می شه. دومی «خودشیفتگی آسیب پذیر» هست که شامل ایگوی (منِ) شکننده، حساسیت بیش از حد به انتقاد و نیاز مداوم به اطمینان خاطر از طرف دیگرانه. سومی «شخصیت مرزی» هست که با بی ثباتی عاطفی شدید و ترس از طرد شدن مشخص می شه.
در تصویر زیر می توانید نمایی از تاثیرات روانی استفاده بیش از حد از ابزارهای دیجیتال را مشاهده کنید که بر جنبه های مختلف زندگی سایه می اندازد.
![]()
این تصویر به خوبی نشان دهنده انزوای فردی است که در دنیای مجازی غرق شده و ارتباطات واقعی خود را فدای تاییدهای دیجیتالی می کند.
محققان قصد داشتن بفهمن که این ویژگی های خاص چطور به شخصیت آسیب پذیر و اعتیاد به گوشی منجر می شوند، به خصوص از طریق استفاده مشکل ساز از گوشی هوشمند (PSU) و استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی (PSMU). اونا رویکردشون رو بر اساس مدل I-PACE قرار دادن. این چارچوب نظری نشون می ده که ویژگی های اصلی یک فرد با نیازهای عاطفی اش تعامل دارن تا نحوه استفاده اش از تکنولوژی رو شکل بدن.
این تیم این فرضیه رو مطرح کرد که افراد با ویژگی های تاریک آسیب پذیر ممکنه از تکنولوژی برای بهره کشی از دیگران استفاده نکنن. در عوض, این افراد ممکنه برای تنظیم خلق وخوی ناپایدارشون یا برآورده کردن نیازهای پاسخ داده نشده برای تایید اجتماعی، به دستگاه های دیجیتال پناه ببرن.
این تحقیق شامل دو مرحله متمایز بود. مطالعه اول شامل 298 شرکت کننده بزرگسال بود. محققان مجموعه ای از پرسشنامه های دقیق رو برای ارزیابی ساختارهای شخصیتی اجرا کردن. اونا همچنین سطح اعتیاد شرکت کننده ها به گوشی های هوشمند و پلتفرم های شبکه های اجتماعی رو اندازه گیری کردن.
تیم تحقیق از تحلیل رگرسیون آماری برای جداسازی اثرات خاص سه گانه تاریک آسیب پذیر استفاده کرد. اونا داده ها رو برای در نظر گرفتن عوامل جمعیت شناختی مثل سن و جنسیت تعدیل کردن. اونا همچنین ویژگی های شخصیتی استاندارد و ویژگی های ستیزه جویانه «چهارگانه تاریک» رو هم کنترل کردن.
نتایج این مطالعه اول الگوهای متمایزی رو نشون داد که به درک بهتر ارتباط بین شخصیت آسیب پذیر و اعتیاد به گوشی کمک می کند. سایکوپاتی نوع دو به عنوان قوی ترین و پایدارترین پیش بینی کننده مشکلات مربوط به گوشی و شبکه های اجتماعی ظاهر شد. این نشون می ده که تکانشگری و عدم کنترل خود در این ویژگی باعث می شه افراد به سختی بتونن در برابر وسوسه های دیجیتال مقاومت کنن. به نظر می رسه ناتوانی در به تاخیر انداختن لذت، مکانیزم اصلی در اینجا باشه.
تحلیل ها همچنین تفاوت های ظریفی رو بین سایر ویژگی ها نشون داد. خودشیفتگی آسیب پذیر ارتباط قوی تری با استفاده مشکل ساز عمومی از گوشی هوشمند داشت. افراد با این ویژگی معمولا ناامنی های عمیق و یک حس استحقاق پنهانی دارن. اونا ممکنه از گوشی به عنوان یک «پتوی امنیتی» استفاده کنن تا از ریسک های اجتماعی دنیای واقعی دوری کنن و در عین حال از راه دور به دنبال تایید باشن. این دستگاه به اونا اجازه می ده تصویری محافظت شده از خودشون بسازن که از ایگوی شکننده شون محافظت می کنه.
برعکس، ویژگی های شخصیت مرزی بیشتر با استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی مرتبط بود. این با توجه به ماهیت بین فردی این وضعیت، منطقی به نظر می رسه. افراد با این ویژگی ها اغلب با ترس های شدید از طرد شدن دست و پنجه نرم می کنن. شبکه های اجتماعی فضایی رو فراهم می کنن که اونا می تونن مدام روابطشون رو چک کنن و به دنبال نشانه های پذیرش باشن. حلقه بازخورد فوری لایک ها و کامنت ها ممکنه به طور موقت اضطراب اونا رو در مورد رها شدن تسکین بده، موضوعی که در یافته های جدید درباره رابطه اعتیاد به گوشی و حس طرد در مغز نیز به خوبی تبیین شده است.
محققان به شناسایی این ارتباط ها بسنده نکردن. اونا مطالعه دومی رو با نمونه بزرگتری از 586 شرکت کننده انجام دادن تا توالی این رفتارها رو بفهمن. هدف این بود که فرضیه «پل» رو آزمایش کنن. تیم شک داشت که این ویژگی های شخصیتی بلافاصله باعث اعتیاد عمومی به گوشی بشن. اونا این تئوری رو داشتن که اعتیاد به طور خاص با شبکه های اجتماعی شروع می شه.
در این مدل، شبکه های اجتماعی به عنوان قلاب اصلی عمل می کنن. فردی که از نظر عاطفی آسیب پذیره، برای مقابله با احساسات منفی یا جستجوی ارتباط به این اپلیکیشن ها پناه می بره. با گذشت زمان، این وابستگی خاص، عمومی می شه. کاربر شروع می کنه به چک کردن مداوم گوشی، حتی زمانی که از شبکه های اجتماعی استفاده نمی کنه. این عادت خاص به یک بی نظمی گسترده تر در استفاده از تکنولوژی تبدیل می شه.
داده های مطالعه دوم از این مدل میانجی گری حمایت کرد و مسیرهای منتهی به شخصیت آسیب پذیر و اعتیاد به گوشی را روشن تر ساخت. تحلیل های آماری نشون داد که استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی به طور موثری شکاف بین سه گانه تاریک آسیب پذیر و استفاده مشکل ساز عمومی از گوشی رو پر کرده. این برای هر سه ویژگی مورد بررسی صادق بود. مسیر غیرمستقیم اما واضح بود: آسیب پذیری منجر به اعتیاد به شبکه های اجتماعی می شه، که اون هم به نوبه خود منجر به وابستگی کلی به گوشی هوشمند می شه.
در مدل دوم، سایکوپاتی نوع دو و ویژگی های شخصیت مرزی هیچ لینک مستقیمی به اعتیاد کلی به گوشی نشون ندادن. تاثیر اونا کاملا از طریق استفاده از شبکه های اجتماعی منتقل می شد. این نشون می ده که برای افراد تکانشگر یا از نظر عاطفی ناپایدار، جنبه اجتماعی تکنولوژی محرک اصلی هست. گوشی صرفا ابزاری برای ارائه اون تایید اجتماعی هست که اونا بهش ولع دارن.
خودشیفتگی آسیب پذیر الگوی کمی متفاوتی رو نشون داد. این ویژگی هم لینک مستقیم به استفاده از گوشی داشت و هم لینک غیرمستقیم از طریق شبکه های اجتماعی. این نشون دهنده یک رابطه پیچیده تر برای این ویژگی هست. این افراد احتمالا از گوشی برای اهدافی فراتر از شبکه های اجتماعی استفاده می کنن. اونا ممکنه در فعالیت های تاییدی دیگه ای مثل بازی کردن یا مصرف محتوا شرکت کنن تا اعتمادبه نفسشون رو بالا ببرن.
درک ارتباط بین شخصیت آسیب پذیر و اعتیاد به گوشی
این یافته ها دیدگاه جدیدی در مورد اعتیاد دیجیتال ارائه می دن. اونا این ایده رو به چالش می کشن که شخصیت های «تاریک» از اینترنت صرفا برای اذیت و آزار یا قلدری سایبری استفاده می کنن. این تحقیق روی گروهی از کاربران تمرکز می کنه که در درونشون دارن رنج می برن. رفتار آنلاین اونا یک مکانیسم مقابله ای برای ناامنی عمیق و بی نظمی عاطفی شون هست.
این مطالعه با «نظریه رفتار مشکل ساز» همسو هست. این نظریه بیان می کنه که رفتارهای ناسازگار به ندرت به تنهایی رخ می دن. اونا تمایل دارن در کنار هم قرار بگیرن و همدیگه رو تقویت کنن. در این زمینه، گوشی هوشمند محیطی سرشار از پاداش رو فراهم می کنه و فرصت های مداومی برای تغییر خلق وخو ایجاد می کنه. برای کسی که کنترل تکانه پایین یا درد عاطفی بالایی داره، این دستگاه به یک عصای زیر بغل ضروری تبدیل می شه.
هشدارهای مهمی وجود داره که باید در مورد این تحقیق در نظر گرفت. هر دو مطالعه بر اساس داده های خوداظهاری بودن. شرکت کننده ها رفتارها و احساسات خودشون رو توصیف کردن. این روش می تونه باعث سوگیری بشه، چون ممکنه افراد سطح اعتیاد خودشون رو به درستی ارزیابی نکنن.
علاوه بر این، طراحی تحقیق از نوع مقطعی بود. داده ها یک لحظه خاص رو ثبت کردن، نه تغییرات در طول یک دوره طولانی. اگرچه مدل های آماری مسیری از اثرگذاری رو پیشنهاد می دن، اما نمی تونن به طور قطعی علت و معلول رو ثابت کنن.
روش جمع آوری نمونه هم محدودیت هایی داره. محققان از تکنیک «نمونه گیری گلوله برفی» استفاده کردن که در اون شرکت کننده ها دیگران رو دعوت می کردن. این رویکرد گاهی اوقات می تونه منجر به گروهی از افراد بشه که کاملا معرف کل جامعه نیستن. این مطالعه در ایتالیا هم انجام شده که ممکنه میزان کاربرد یافته ها در زمینه های فرهنگی دیگه رو محدود کنه.
تحقیقات آینده باید به دنبال رفع این کاستی ها باشن. مطالعات طولی لازمه تا افراد در طول ماه ها یا سال ها رصد بشن. این کار کمک می کنه تایید بشه که آیا ویژگی های شخصیتی قطعی قبل از اعتیاد ظاهر می شن یا نه.
همچنین استفاده از معیارهای عینی برای زمان استفاده از صفحه نمایش به جای تکیه صرف بر پرسشنامه ها مفید خواهد بود. دیدن اینکه دقیقا از کدوم اپلیکیشن ها و برای چه مدتی استفاده می شه، تصویر دقیق تری از رفتار ارائه می ده.
این تحقیق پیامدهای عملی برای سلامت روان و آموزش در زمینه شخصیت آسیب پذیر و اعتیاد به گوشی داره. این موضوع نشان می دهد که درمان اعتیاد به تکنولوژی مستلزم نگاه کردن به ساختار شخصیتیِ زیربنایی هست. یک رویکرد یکسان برای همه به عنوان «سم زدایی دیجیتال» ممکنه کارساز نباشه.
مداخلات ممکنه لازم باشه کمبودهای عاطفی خاص کاربر رو هدف قرار بدن. به عنوان مثال، کمک به کسی برای مدیریت ترس از رها شدن یا بهبود کنترل تکانه می تونه موثرتر از صرفا گرفتن گوشی از اون فرد باشه.
درک جنبه «آسیب پذیر» ویژگی های شخصیتی تاریک، به ویژه در مورد شخصیت آسیب پذیر و اعتیاد به گوشی، به انسانی تر دیدن کسانی که با وابستگی دیجیتال دست و پنجه نرم می کنن کمک می کنه. این موضوع باعث می شه که دیدگاه ما از «عادت های بد» به «نیازهای روان شناختی برآورده نشده» تغییر کنه. همون طور که زندگی دیجیتال به طور فزاینده ای با رفاه روان شناختی گره می خوره، این ظرافت برای توسعه سیستم های حمایتی بهتر ضروری هست.
شناخت دقیق این الگوهای رفتاری به ما اجازه می دهد تا با دیدگاهی جامع تر به چالش های عصر دیجیتال بنگریم. با تمرکز بر ریشه های روانی و تقویت سلامت ذهن، می توانیم تعادل بهتری در استفاده از تکنولوژی ایجاد کرده و از تبدیل شدن ابزارهای ارتباطی به منابع استرس و انزوا جلوگیری کنیم.
نویسندگان این مطالعه با عنوانِ «جنبه آسیب پذیر اعتیاد به تکنولوژی: مسیرهای مرتبط کننده سه گانه تاریک آسیب پذیر به استفاده مشکل ساز از گوشی هوشمند و شبکه های اجتماعی ،» مارکو جیانکولا، لورا پیکاردی، رافائلا نوری، سیمونتا دامیکو و ماسیمیلیانو پالمیرو هستن.
The hidden role of vulnerable dark personality traits in digital addiction