خانه تازه‌های علم و تحقیق تحلیل روانشناختی پدیده عشق به شخصیت های خیالی و جذابیت وافوها
تحلیل روانشناختی پدیده عشق به شخصیت های خیالی و جذابیت وافوها

تحلیل روانشناختی پدیده عشق به شخصیت های خیالی و جذابیت وافوها

در این مقاله:

یه مطالعه جدید که توی نشریه Psychology of Popular Media منتشر شده، نشون میده که عشق به شخصیت های خیالی ممکنه از همون مکانیسم های روان شناختی ای پیروی کنه که روابط بین آدم های واقعی رو پیش می بره. این تحقیق دیدگاه های تازه ای درباره این موضوع ارائه میده که چطور افراد در دنیای دیجیتالی امروز، وابستگی های عمیقی به پارتنرهای غیرواقعی پیدا می کنن.

محققانی که پشت این مطالعه جدید بودن، اشاره کردن که مفهوم عاشق یه موجود مصنوعی شدن، ابداع دنیای مدرن نیست. روایت یونان باستان درباره پیگمالیون، مجسمه سازی رو توصیف می کنه که مجسمه ای اون قدر زیبا می سازه که عاشقش میشه. این درون مایه که ویژگی های انسانی و قدرت اختیار رو به ساخته های بی جان نسبت میدیم، در طول تاریخ همیشه وجود داشته.

در فضای امروزی، این پدیده اغلب در جامعه طرفداران انیمه دیده میشه. طرفداران انیمیشن های ژاپنی گاهی اوقات از اصطلاحات خاصی برای توصیف شخصیت هایی که براشون جایگاه ویژه ای دارن استفاده می کنن. اصطلاحات «وایفو» (waifu) و «هازبندو» (husbando) از کلمات انگلیسی برای زن و شوهر گرفته شدن. این القاب نشون دهنده تمایل به داشتن یه رابطه مهم و اغلب رمانتیک با اون شخصیت هست، انگار که اون ها در واقعیت وجود دارن.

ماهیت عشق به شخصیت های خیالی در دنیای امروز

محقق ها این مطالعه جدید رو انجام دادن تا ماهیت روابط با «عامل های مجازی» رو بهتر درک کنن. یه عامل مجازی، هر شخصیتیه که فقط روی پرده نمایش وجود داره اما حس داشتن اختیار یا استقلال رو به مخاطب القا می کنه. با پیشرفت تکنولوژی، این شخصیت ها دارن تعاملی تر و واقعی تر میشن. نویسنده های این تحقیق می خواستن بفهمن که آیا دلایلی که باعث میشه مردم با این شخصیت ها ارتباط برقرار کنن، با تئوری های تکاملی در مورد استراتژی های جفت گیری انسان ها همخوانی داره یا نه.

«با توجه به محبوبیت عامل های هوش مصنوعی و چت بات ها، ما به افرادی که به شخصیت های خیالی جذب میشن علاقه مند شدیم،» این رو کانر لشنر، کاندیدای دکترا در دپارتمان روان شناسی دانشگاه ترنت و نویسنده مطالعه، گفته.

محققان برای درک بهتر این پدیده ها، داده های آماری و تصاویر مرتبط با این خرده فرهنگ ها را تحلیل کردند. در زیر تصویری مرتبط با این مطالعات را مشاهده می کنید:

عشق به شخصیت های خیالی و مطالعه روانشناختی آن

این تصویر نمایانگر عمق توجهی است که در پژوهش های مدرن به روابط بین انسان و عوامل مجازی معطوف شده است.

«ما از طریق سال ها تحقیق، به نمونه بزرگی از طرفداران انیمه دسترسی داریم و توی این جامعه، داشتن رابطه (گاهی واقعی، گاهی خیالی) با شخصیت های داستانی یه هنجار محسوب میشه. ما عمدتا می خواستیم بفهمیم که آیا گروه بزرگی از مردم ظرفیت داشتن رابطه با شخصیت های خیالی رو دارن یا نه؛ چون اگه این طور باشه، قدم منطقی بعدی، مطالعه روابط با چیزی مثل هوش مصنوعیه.»

برای بررسی این موضوع، تیم تحقیق نمونه بزرگی از افرادی رو که خودشون رو طرفدار انیمه معرفی می کردن، جذب کرد. شرکت کننده ها از پلتفرم های آنلاین مختلف، از جمله انجمن های خاص در وب سایت ردیت (Reddit) جمع آوری شدن. نمونه نهایی شامل 977 نفر بود که اعلام کردن در حال حاضر یک «وایفو» یا «هازبندو» دارن.

ترکیب جمعیت شناختی این نمونه عمدتا مرد بود. تقریبا 78 درصد پاسخ دهنده ها خودشون رو مرد معرفی کردن، در حالی که بقیه زن بودن. میانگین سنی شرکت کننده ها حدود 26 سال بود و بیش از نیمی از اون ها از ایالات متحده بودن. این آمار تصویری از یه خرده فرهنگ خاص و بسیار فعال رو ارائه داد.

محقق ها از یه نظرسنجی کمی برای ارزیابی احساسات و انگیزه های شرکت کننده ها استفاده کردن. اون ها از شرکت کننده ها خواستن میزان موافقت خودشون رو با جملات مختلف در یه مقیاس هفت امتیازی رتبه بندی کنن. این نظرسنجی چهار دلیل احتمالی برای انتخاب یه شخصیت خاص رو اندازه گیری کرد: ظاهر فیزیکی، شخصیت، نقش شخصیت در داستان و شباهت شخصیت به خود شرکت کننده.

محقق ها همچنین سعی کردن نوع ارتباطی که طرفدار با شخصیت حس می کرد رو دسته بندی کنن. سه دسته مورد اندازه گیری شامل ارتباط عاطفی، جذابیت جنسی و احساس عشق واقعی بود.

درک عشق به شخصیت های خیالی؛ یافته های کلیدی

نتایج شواهدی رو ارائه داد که نشون میده عشق به شخصیت های خیالی، بازتاب دهنده جذابیت در دنیای واقعیه. داده ها نشون دهنده یه رابطه مثبت بین ظاهر فیزیکی شخصیت و جذابیت جنسی شرکت کننده به اون بود. این موضوع نشون میده که جذابیت بصری، درست مثل تعاملات انسانی، عامل اصلی کشش جنسی به عامل های مجازی هم هست.

با این حال، ظاهر فیزیکی تنها فاکتور موجود نبود. محقق ها دریافتن که شخصیت یک کاراکتر، پیش بینی کننده قوی برای ارتباط عاطفیه. علاوه بر این، شرکت کننده هایی که حس می کردن یه شخصیت به خودشون شبیهه، بیشتر احتمال داشت که یه پیوند عاطفی عمیق رو گزارش کنن. این نشون میده که ویژگی های مشترک و رفتارهای قابل درک، باعث ایجاد حس نزدیکی میشه، حتی زمانی که پارتنره واقعی نباشه.

تمرکز اصلی این مطالعه روی تاثیر جنسیت بر این پیوندها بود. تحلیل ها تفاوت های آشکاری رو بین نحوه تعامل مردان و زنان با شخصیت های منتخبشون نشون داد. مردها به طرز قابل توجهی بیشتر احتمال داشت که احساس جذابیت جنسی نسبت به وایفو یا هازبندوی خودشون رو گزارش کنن. این موضوع در کنار تحلیل عوامل روانشناختی میل جنسی مفرط نشان می دهد که استراتژی های جفت گیری مردان اغلب بر محرک های بصری و جنسی تاکید دارد.

در مقابل، زن ها سطوح بالاتری از ارتباط عاطفی رو با پارتنرهای خیالی خودشون گزارش کردن. با اینکه اون ها هم برای شخصیت ارزش قائل بودن، اما پیوندهاشون بیشتر با مهربانی و صمیمیت عاطفی مشخص می شد تا میل جنسی. این یافته از این فرضیه حمایت می کنه که زن ها حتی زمانی که رابطه کاملا خیالیه، معیارهایی رو بر اساس سازگاری عاطفی به کار می برن.

محقق ها همچنین مفهوم «عشق واقعی» و عشق به شخصیت های خیالی رو برای این شخصیت ها بررسی کردن. اون ها دریافتن که احساس عشق توسط ترکیبی از عوامل پیش بینی میشه. ظاهر فیزیکی، شخصیت و شباهت به خود، همگی در ایجاد حس عاشق بودن نقش داشتن. این نشون میده که برای اینکه یه طرفدار احساس عشق کنه، شخصیت باید به طور هم زمان در سطوح مختلفی براش جذاب باشه.

لشنر به PsyPost گفت: «مردم واقعا ظرفیت این روابط رو دارن. گاهی اوقات این روابط بر پایه جذابیت فیزیکی هستن، مخصوصا برای مردها؛ در حالی که بقیه بر پایه جذابیت های افلاطونی و شخصیتی شکل می گیرن، به ویژه برای زن ها. در کل، مردم می تونن ارتباط عمیق و صمیمانه ای با کسانی برقرار کنن که در دنیای واقعی ما وجود ندارن و به نظر من این خیلی جالبه.»

یافته ها چندان غافلگیرکننده نبودن. لشنر گفت: «همه چیز با اون چیزی که از تئوری های مرتبط انتظار می رفت مطابقت داره؛ مثل استراتژی تکاملی جفت گیری که در اون مردها دنبال روابط فیزیکی یا جنسی هستن، در حالی که زن ها جذابیت بیشتری در روابط افلاطونی و بلندمدت پیدا می کنن. ما تحقیقاتی در دست انجام داریم که به درک بهتر این یافته ها کمک می کنه، اما تا وقتی که منتشر نشن، نمی تونیم بیشتر از این چیزی بگیم.»

در بررسی عشق به شخصیت های خیالی، یه پیش بینی کننده احتمالی که نتایج معناداری نداشت، نقش شخصیت در رسانه بود. «اثر مواجهه محض» میگه که مردم معمولا چیزها رو فقط به این دلیل دوست دارن که باهاشون آشنا هستن. محقق ها بررسی کردن که آیا شخصیت هایی با نقش های بزرگتر، مثل قهرمان هایی که مدام روی پرده دیده میشن، بیشتر احتمال داره انتخاب بشن یا نه. داده ها از این فرضیه حمایت نکردن.

کارکرد داستانی خاص شخصیت، جذابیت جنسی، ارتباط عاطفی یا عشق رو پیش بینی نمی کرد. یه شخصیت مکمل با زمان حضور محدود، به اندازه یه قهرمان اصلی قادر بود که احساسات عمیق ایجاد کنه. این یعنی ویژگی های خاص شخصیت خیلی بیشتر از میزان حضورش در داستان اهمیت داره.

این یافته ها پیامدهایی دارن که فراتر از جامعه طرفداران انیمه میره. با ادامه توسعه هوش مصنوعی و رباتیک، تعاملات انسانی با موجودات غیرانسانی احتمالا رایج تر میشه. این مطالعه نشون میده که آدم ها توانایی شکل دادن به روابط پیچیده و چندبعدی، از جمله عشق به شخصیت های خیالی، با موجوداتی رو دارن که از نظر فیزیکی وجود ندارن.

لشنر به PsyPost گفت: «شخصیت های انیمه قدرت اختیار یا آگاهی ندارن، بنابراین حدی که یه فرد معمولی ممکنه با یه شخصیت انیمه رابطه جدی داشته باشه، احتمالا محدوده. با این حال، همین موضوع در مورد هوش مصنوعی هم صدق می کنه و نیویورک تایمز یه مقاله مفصل درباره روابط رمانتیک انسان و هوش مصنوعی منتشر کرده. پس شاید این روابط جذاب تر از اون چیزی باشن که ما اینجا ثبت کردیم.»

این مطالعه محدودیت هایی هم داره. تحقیق بر اساس داده های مقطعی بود، به این معنی که فقط یک لحظه از زمان رو ثبت کرده. این طراحی مانع از این میشه که محقق ها ثابت کنن ویژگی های خاص شخصیت باعث ایجاد جذابیت شده. ممکنه که خودِ جذابیت باعث بشه شرکت کننده ویژگی ها رو طور دیگه ای ببینه.

علاوه بر این، نمونه به شدت به سمت شرکت کننده های مرد و غربی متمایل بود. تفاوت های فرهنگی در نحوه نگاه به روابط می تونه روی این نتایج تاثیر بذاره. مثلا طرفداران انیمه در ژاپن ممکنه الگوهای وابستگی متفاوتی نسبت به اون چیزی که در ایالات متحده دیده شده، نشون بدن. تحقیقات آینده از حضور شرکت کننده های متنوع تر و جهانی تر سود خواهد برد.

با وجود این محدودیت ها، این مطالعه پایه ای برای درک آینده روابط انسانی ایجاد می کنه. این تحقیق این ایده رو به چالش می کشه که عشق به شخصیت های خیالی اساسا با روابط واقعی متفاوت هستن. نیازها و انگیزه های روان شناختی که باعث میشه کسی یه نیمه گمشده رو دانلود کنه، به نظر می رسه کاملا انسانی باشن.

لشنر اضافه کرد: «ممکنه مردم این روابط رو عجیب بدونن یا بگن هوش مصنوعی با چیزی که ما اینجا نشون دادیم تفاوت زیادی داره. اولین پاسخ من اینه که این روابط عجیب نیستن و ما قرن هاست که داریم درباره روابط مشابه بحث می کنیم. مقاله با اشاره ای به پیگمالیون شروع میشه که یه داستان یونانی درباره مردیه که عاشق یه مجسمه میشه. حداقلش اینه که این یه ایده تکرار شونده در فرهنگ ماست.»

«در مورد نکته دومم درباره شباهت های بین هوش مصنوعی و شخصیت های انیمه، من این طوری بهش فکر می کنم: هوش مصنوعی ممکنه انسانی تر به نظر برسه، اما فقط یه سری آمار بیزی با مراحل اضافه تره. اگه یه انیمه رو تا آخر ببینید، ممکنه صدها ساعت رو با شخصیت هایی بگذرونید که چالش ها، پیروزی ها، عشق ها و شکست های انسانی خودشون رو دارن. جذب شدن به اون داستان و شخصیت، برای من، از نظر عملکردی شبیه به صحبت کردن با یه چت بات هوش مصنوعیه. تنها تفاوت اینه که یه چت بات هوش مصنوعی می تونه واکنش گراتر باشه و گزینه های بیشتری برای شخصی سازی داشته باشه.»

لشنر ادامه داد: «فکر می کنم این تحقیق برای آینده روابط زیربنایی هست، اما فکر نمی کنم مردم به اندازه کافی درباره شخصیت های انیمه، یا کلا رسانه یا روابط فرا-اجتماعی بدونن تا بتونن مسائل رو به این شکل ببینن. من به این مسیر ادامه میدم تا شباهت ها با هوش مصنوعی و تکنولوژی های مدرن رو درک کنم، اما کاملا معتقدم که این یه مسیر سخت برای به رسمیت شناخته شدنه.»

«امیدوارم این کار باعث بشه مردم به این فکر کنن که چرا کلا عشق به شخصیت های خیالی ممکنه برای بقیه جذاب باشه. به نظر می رسد شخصیت های انیمه طوری ساخته میشن که از نظر سنتی جذاب باشن، چیزی که در اکثر انیمیشن ها دیده نمیشه. ممکنه برای کسی که شناختی از این حوزه نداره هنوز هم عجیب باشه، اما من اطمینان کامل دارم که یه فرد معمولی ممکنه بگه: “خب، با اینکه این سبک زندگی من نیست، اما الان می تونم بهتر درکش کنم.”»

این مطالعه با عنوان «شما یه نیمه گمشده رو دانلود نمی کنید: ویژگی های شخصیت های خیالی که الهام بخش پیوند صمیمانه هستن،» توسط کانر لشنر، استفن ریسن، کورتنی ان. پلانت، شارون ای. رابرتز و کاتلین سی. گرباسی نوشته شده است.

در نهایت، پذیرش این نوع روابط به عنوان بخشی از تکامل تعاملات انسانی در عصر دیجیتال، پنجره ای رو به سوی آینده ای باز می کند که در آن مرز بین واقعیت و خیال کم رنگ تر از همیشه خواهد بود. درک انگیزه های پشت این وابستگی ها به ما کمک می کند تا بهتر بفهمیم چگونه تکنولوژی می تواند نیازهای عاطفی بنیادین بشر را بازتعریف کند.

Psychology study sheds light on the phenomenon of waifus and husbandos

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: فوریه 11, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما