مصرف بی رویه غذاهای فرآوری شده و هوش کودک با یکدیگر در تضاد هستند و مطالعات جدید ثابت کرده اند که رژیم غذایی ناسالم در دو سال اول زندگی می تواند باعث افت عملکرد شناختی و نمرات IQ در سال های بعدی شود.
نوپاهایی که رژیم غذایی سرشار از گوشت های فرآوری شده، تنقلات شیرین و نوشابه های گازدار دارن، ممکنه تا وقتی به سن مدرسه می رسن، نمرات هوشی پایین تری داشته باشن. این موضوع اهمیت بررسی رابطه بین غذاهای فرآوری شده و هوش کودک رو نشون میده. یه مطالعه جدید که در مجله بریتانیایی تغذیه (British Journal of Nutrition) منتشر شده، نشون میده که این رابطه منفی برای بچه هایی که در دوران نوزادی با تاخیر در رشد فیزیکی مواجه بودن، حتی قوی تر هم هست. این یافته ها به شواهد رو به افزایشی اضافه می شه که تغذیه دوران اولیه کودکی رو به رشد طولانی مدت مغز مرتبط می دونه.
تاثیر غذاهای فرآوری شده و هوش کودک؛ یافته های پژوهشی
چند سال اول زندگی انسان، یه پنجره بیولوژیکی از تغییرات سریع به حساب میاد. مغز در این مدت به سرعت رشد می کنه و اتصالات عصبی لازم برای یادگیری و حافظه رو می سازه. در کنار تغذیه، توجه به نقش اساسی تقویت هوش نوزاد و کنجکاوی در رشد ذهنی از طریق عوامل محیطی نیز ضروری است؛ چرا که این فرآیند برای اینکه درست کار کنه، به تامین مداوم مواد مغذی خاصی نیاز داره. بدون آهن، روی، یا چربی های سالم کافی، ممکنه مغز به پتانسیل کامل خودش نرسه.
روندهای اخیر در تغذیه جهانی نشون میده که خانواده ها روز به روز بیشتر به غذاهای فوق فرآوری شده تکیه می کنه. این ها محصولات صنعتی هستن که اغلب مقادیر زیادی قند، چربی و افزودنی های مصنوعی دارن اما ویتامین های ضروری شون خیلی کمه. محققان نگرانن که این غذاها جایگزین گزینه های مغذی بشن و بر رشد شناختی تاثیر منفی بگذارند. این نگرانی ها ارتباط میان غذاهای فرآوری شده و هوش کودک را پررنگ تر می کند. اونا همچنین نگرانن که این افزودنی ها یا محتوای قند بالا بتونه مستقیما به سیستم های بیولوژیکی آسیب بزنه.
محققان دانشگاه فدرال پلوتاس در برزیل و دانشگاه ایلینوی اربانا-شمپین این موضوع رو بررسی کردن. نویسنده اصلی این تحقیق «گلوسیا تریچل هلر»، محقق برنامه تحصیلات تکمیلی اپیدمیولوژی در پلوتاس هست. اون با همکارانی از جمله «تاینا راموس فلورس» و «پدرو هالال» همکاری کرد تا داده های هزاران کودک رو تجزیه و تحلیل کنه. تیم می خواست بفهمه که آیا عادات غذایی ایجاد شده در سن 2 سالگی می تونه توانایی های شناختی رو در سال های بعد پیش بینی کنه یا نه.
محققان از داده های کوهورت تولد پلوتاس سال 1394 استفاده کردن. این یه پروژه بزرگ و طولانی مدته که سلامت کودکان متولد شده در شهر پلوتاس برزیل رو پیگیری می کنه. تیم اطلاعات بیش از 3400 کودک رو تحلیل کرد. وقتی بچه ها 2 سالشون بود، والدینشون به سؤالاتی درباره اینکه نوپاها معمولا چی می خورن، جواب دادن.
در ادامه، مستندات و داده های مربوط به این پژوهش های آماری در قالب تصویر زیر ارائه شده است تا عمق بررسی ها مشخص شود.
![]()
تصویر بالا نمایی از فرآیند ثبت داده ها در پروژه های طولانی مدت سلامت محور را نشان می دهد که زیربنای تحلیل های علمی دقیق هستند.
دانشمندان فقط به تک غذاهایی مثل سیب یا آب نبات نگاه نکردن. در عوض، اونا از یه روش آماری به نام «تحلیل مؤلفه های اصلی» استفاده کردن. این تکنیک به محققان اجازه میده تا الگوهای غذایی کلی رو بر اساس اینکه چه غذاهایی معمولا با هم خورده می شن، پیدا کنن. اونا دو نوع اصلی از عادات غذایی رو در این جمعیت شناسایی کردن.
یکی از الگوها توسط محققان «سالم» نام گذاری شد. این رژیم شامل مصرف منظم حبوبات، میوه ها، سبزیجات و آب میوه های طبیعی بود. الگوی دیگه «ناسالم» برچسب خورد. این رژیم شامل نودل فوری، سوسیس، نوشابه های گازدار، تنقلات بسته بندی شده و شیرینی جات بود.
وقتی بچه ها به سن 6 یا 7 سالگی رسیدن، روانشناسان آموزش دیده هوش اونا رو ارزیابی کردن. اونا از یک تست استاندارد به نام «مقیاس هوش وکسلر برای کودکان» استفاده کردن. این تست مهارت های ذهنی مختلف رو برای ایجاد نمره ضریب هوشی (IQ) اندازه گیری می کنه. محققان بعدش به دنبال یک ارتباط آماری بین رژیم غذایی در سن 2 سالگی و نتایج تست 4 سال بعد گشتن.
تجزیه و تحلیل ها ارتباط واضحی رو بین الگوی غذایی ناسالم و نمرات شناختی پایین تر نشون داد. بچه هایی که در سن 2 سالگی به طور مکرر غذاهای فرآوری شده و شیرین می خوردن، در سن مدرسه نمرات IQ پایین تری داشتن. این یافته ها به وضوح ارتباط منفی بین غذاهای فرآوری شده و هوش کودک را تایید می کند. این ارتباط حتی زمانی که محققان سایر عوامل مؤثر بر هوش رو در نظر گرفتن، پابرجا موند. اونا داده ها رو بر اساس تحصیلات مادر، درآمد خانواده و میزان تحریک ذهنی که کودک در خانه دریافت می کرد، تنظیم کردن.
محققان برای جداسازی تاثیر رژیم غذایی با چالش روبرو بودن. عوامل زیادی می تونن رشد کودک رو شکل بدن. مثلا، خانواده ای که پول بیشتری داره ممکنه غذای سالم تری بخره و کتاب های بیشتری هم بخره. برای مدیریت این موضوع، تیم عوامل مخدوش کننده بالقوه رو شناسایی کرد. «تاینا راموس فلورس»، یکی از نویسندگان مطالعه، خاطرنشان کرد: «متغیرهای کمکی بر اساس مرور ادبیات و ساخت یک نمودار جهت دار غیرمدور به عنوان عوامل مخدوش کننده بالقوه شناسایی شدن.»
تیم از این تنظیمات استفاده کرد تا مطمئن بشه که نتایج صرفا وضعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده رو منعکس نمی کنه. حتی با این کنترل ها، رابطه منفی بین غذاهای فرآوری شده و IQ همچنان باقی موند. این مسئله اهمیت کیفیت رژیم غذایی را در زمینه غذاهای فرآوری شده و هوش کودک برجسته می کند. یافته ها نشون میده که کیفیت خودِ رژیم غذایی نقش مشخصی ایفا می کنه.
به نظر می رسه تاثیر منفی برای بچه هایی که از قبل از نظر بیولوژیکی آسیب پذیر بودن، بدتر بوده. این مطالعه به بچه هایی نگاه کرد که در اوایل زندگی دچار نقص هایی بودن. این نقص ها به صورت وزن کم، قد کوتاه یا دور سر کم نسبت به سنشون در طول 2 سال اول زندگی تعریف شد.
برای این بچه ها، رژیم غذایی سرشار از غذاهای فرآوری شده با افت نزدیک به 5 امتیازی در IQ مرتبط بود. این تفاوت قابل توجهیه که می تونه روی عملکرد تحصیلی تاثیر بذاره و بر بحث غذاهای فرآوری شده و هوش کودک تاکید کند. برای بچه هایی که این مشکلات رشد فیزیکی اولیه رو نداشتن، کاهش کمتر بود اما باز هم وجود داشت. در اون موارد، کاهش حدود 2 امتیاز بود.
این یافته به مفهومی اشاره داره که به عنوان «محرومیت انباشته» شناخته می شه. به نظر می رسد که آسیب پذیری بیولوژیکی و قرار گرفتن در معرض عوامل محیطی مثل رژیم غذایی نامناسب با هم تعامل دارن. کودکی که از قبل با مشکلات فیزیکی دست و پنجه نرم می کنه، ممکنه در برابر آسیب های یک رژیم غذایی بد تاب آوری کمتری داشته باشه.
محققان همچنین تاثیر الگوی غذایی سالم رو بررسی کردن. اونا ارتباط آماری بین خوردن غذاهای سالم و نمرات IQ بالاتر پیدا نکردن. این نتیجه ممکنه غیرمنطقی به نظر برسه، چون می دونیم میوه ها و سبزیجات برای مغز خوب هستن. با این حال، نویسندگان توضیح میدن که این نتیجه احتمالا به دلیل جمعیت خاص مورد مطالعه است.
اکثر بچه ها در کوهورت پلوتاس به طور منظم حبوبات، میوه و سبزیجات می خوردن. چون تقریبا همه غذاهای سالم می خوردن، تفاوت کافی بین بچه ها وجود نداشت تا یک اثر آماری رو نشون بده. فلورس توضیح داد: «نبود ارتباط مشاهده شده برای الگوی غذایی سالم رو می شه تا حد زیادی با تغییرپذیری پایین اون توضیح داد.» اون اضافه کرد که «تقریبا 92 درصد از کودکان به طور معمول 4 مورد یا تعداد بیشتری از غذاهایی که الگوی سالم رو مشخص می کنه، مصرف می کردن.»
این مطالعه مکانیسم های بیولوژیکی بالقوه ای رو برای اینکه چرا رژیم غذایی ناسالم IQ رو پایین میاره، پیشنهاد می کنه. یکی از تئوری ها مربوط به «محور روده-مغز» هست. روده انسان حاوی تریلیون ها باکتریه که با مغز ارتباط برقرار می کنن. رژیم های غذایی سرشار از قند و افزودنی های فرآوری شده می تونن این جامعه باکتریایی رو تغییر بدن. این تغییرات ممکنه منجر به التهاب سیستمیک بشه که بر عملکرد مغز تاثیر می ذاره.
احتمال دیگه مربوط به استرس اکسیداتیو هست. غذاهای فوق فرآوری شده اغلب فاقد آنتی اکسیدان هایی هستن که در محصولات تازه یافت می شه. بدون این ترکیبات محافظ، سلول های مغزی ممکنه در طول رشد بیشتر در معرض آسیب باشن. رشد سریع مغز در اوایل کودکی اون رو نسبت به این استرس های فیزیولوژیکی بسیار حساس می کنه.
محدودیت هایی در این نوع تحقیقات وجود داره. این مطالعه مشاهده ای هست، به این معنی که نمی تونه ثابت کنه که غذا مستقیما باعث نمرات پایین تر شده. عوامل دیگه ای که محققان نتونستن اندازه گیری کنن ممکنه این تفاوت رو توضیح بده. برای مثال، این مطالعه به گزارش والدین درباره چیزی که بچه هاشون می خوردن تکیه داشت. والدین ممکنه همیشه این موضوع رو دقیقا به یاد نیارن یا گزارش ندن.
علاوه بر این، مطالعه نمرات IQ والدین رو اندازه گیری نکرد. هوش والدین یک پیش بینی کننده قوی برای هوش کودک هست. با این حال، محققان از تحصیلات مادر و نمرات تحریک خانگی به عنوان جایگزین استفاده کردن. این معیارها به در نظر گرفتن محیط فکری خانه کمک می کنه.
پیامدهای یافته ها درباره غذاهای فرآوری شده و هوش کودک
یافته ها پیامدهایی برای سیاست های سلامت عمومی دارن. نتایج نشون میده که مسئولان باید روی کاهش مصرف غذاهای فرآوری شده در اوایل کودکی تمرکز کنن تا سلامت شناختی کودکان حفظ شود. در این راستا، تحقیقات بیشتر در زمینه غذاهای فرآوری شده و هوش کودک اهمیت دوچندان پیدا می کند. صرفا تشویق به مصرف میوه و سبزیجات ممکنه کافی نباشه، اگه بچه ها هنوز مقادیر زیادی از اقلام فرآوری شده مصرف می کنن. این موضوع به ویژه برای بچه هایی که قبلا علائمی از تاخیر در رشد نشون دادن، مهمه.
مطالعات آینده می تونن به این موضوع نگاه کنن که چطور این عادات غذایی با نوجوان شدن بچه ها تغییر می کنه. همچنین مفید خواهد بود که ببینیم آیا این نتایج در کشورهایی با فرهنگ های غذایی متفاوت مشابه هست یا نه. تیم اشاره می کنه که تغذیه زودهنگام یک پنجره فرصت خاص برای حمایت از سلامت مغزه.
این مطالعه با عنوان «الگوهای غذایی در سن 2 سالگی و عملکرد شناختی در سنین 6-7 سالگی: تجزیه و تحلیل کوهورت تولد پلوتاس سال 1394 (برزیل)» توسط گلوسیا تریچل هلر، تاینا راموس فلورس، مارینا خاویر کارپنا، پدرو کوری هالال، مارلوس رودریگز دومینگس و آندریا داماسو برتولدی نوشته شده است.
در نهایت، آگاهی از این پیوند بیولوژیکی میان تغذیه و مغز می تواند راهگشای والدین برای فراهم کردن محیطی سالم تر جهت رشد همه جانبه کودکان باشد. انتخاب های غذایی در سال های ابتدایی زندگی، فراتر از سلامت جسمانی، بر آینده ذهنی و توانمندی های شناختی فرزندان تاثیر مستقیم می گذارد.
Ultra-processed foods in early childhood linked to lower IQ scores