خانه تازه‌های علم و تحقیق نقش شفقت به خود و تاثیر بر جامعه در ارتقای همدلی و برابری
نقش شفقت به خود و تاثیر بر جامعه در ارتقای همدلی و برابری

نقش شفقت به خود و تاثیر بر جامعه در ارتقای همدلی و برابری

در این مقاله:

پژوهش های نوین نشان می دهند که شفقت به خود و تاثیر بر جامعه با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند؛ به این صورت که با تقویت همدلی، تمایل افراد به پذیرش نابرابری های اجتماعی کاهش یافته و زمینه ای برای ایجاد هماهنگی و درک متقابل در سطوح گسترده تر فراهم می شود.

یه مطالعه جدید که در مجله Mindfulness چاپ شده، نشون می ده که نوع رفتار آدم ها با خودشون توی روزهای سخت، با نگاهشون به برابری اجتماعی در ارتباطه. این تحقیق ثابت می کنه که همدلی مثل یه پل، شفقت ورزی به خود رو به تمایل کمتر برای برتری طلبی نسبت به گروه های اجتماعی دیگه وصل می کنه. این یافته ها این احتمال رو به وجود میارن که داشتن یه رابطه مهربون تر با خودمون، ممکنه در نهایت باعث تقویت هماهنگی اجتماعی گسترده تر بشه، که این موضوع اهمیت شفقت به خود و تاثیر بر جامعه را برجسته می سازد.

شفقت ورزی به خود یعنی اینکه به جای قضاوت های سخت گیرانه، با خودمون با مهربونی و درک رفتار کنیم. با اینکه مطالعات قبلی نشون دادن شفقت به خود برای سلامت روان فردی مفیده، اما تاثیرش روی نگرش های وسیع تر جامعه تا حدودی مثل یه راز باقی مونده بود. دانشمندان می خواستن بررسی کنن که چطور رابطه درونی یه فرد با خودش ممکنه به دنیای بیرون هم کشیده بشه و احساساتش رو نسبت به گروه های اجتماعی مختلف شکل بده. این پژوهش بر اهمیت شفقت به خود و تاثیر بر جامعه تاکید دارد.

به طور خاص، محقق ها مفهومی رو بررسی کردن که بهش «جهت گیری سلطه گری اجتماعی» می گن. این اصطلاح روانشناسی به تمایل یه فرد برای نابرابری بین گروه های اجتماعی اشاره داره، جایی که بعضی از گروه ها به طور طبیعی به بقیه تسلط دارن. دانشمندان حدس زدن که شفقت ورزیِ زیاد به خود ممکنه با همدلی بیشتر در ارتباط باشه، که اون هم به نوبه خودش می تونه با سطوح پایین ترِ این جهت گیریِ سلطه گرانه مرتبط باشه.

شفقت به خود و تاثیر بر جامعه؛ درک ارتباطات اجتماعی

مایکل جوبِرگ، دانشجوی دکتری در دانشگاه اوکلند و نویسنده این مطالعه، توضیح داد: «ظهور اقتدارگرایی، محقق ها رو برای درک ریشه های اصلی این تنش های اجتماعی به چالش کشیده. در حالی که روانشناس ها به طور معمول متغیرهای شخصیتی رو مطالعه می کنن، تلاش های فعلی به دنبال اینه که عوامل شخصیتی رو به جنبش های اجتماعی بزرگتر متصل کنه؛ موضوعی که در تحقیقات مربوط به شناسایی هویت گرایی راست گرا نیز به آن پرداخته شده است. این مطالعه سعی می کنه اون متغیرها رو با استفاده از یک تحلیل شبکه ای بسیار پیچیده که بین فردی رو به فرایِ فردی و در نهایت به جهت گیری اجتماعی گسترده تر پل می زنه، به هم وصل کنه.»

Michael Juberg، یک دانشجوی دکترا در دانشگاه اوکلند.

شروع پاندمی کووید-19 فضای منحصربه فردی رو برای آزمایش این ارتباطات فراهم کرد. این بحران جهانی باعث اختلالات بزرگی در زندگی روزمره شد، استرس رو افزایش داد و تنش ها و تعصبات بین گروهی رو تشدید کرد. محقق ها با جمع آوری داده ها قبل و در طول این پاندمی، تونستن مشاهده کنن که آیا پیوندهای روانشناختی بین شفقت به خود، همدلی و نگرش های اجتماعی در شرایط تهدید اجتماعی بالا، ثابت می مونن یا نه. این مطالعه درک ما را از شفقت به خود و تاثیر بر جامعه در شرایط بحرانی افزایش داد.

در این بخش تصویری نمادین از تعاملات انسانی و درک متقابل ارائه شده است که نشان دهنده چگونگی تاثیر عواطف درونی بر پیوندهای بیرونی است.

تصویری مرتبط با شفقت به خود و تاثیر بر جامعه

این تصویر به خوبی گویای این مطلب است که چطور یک ذهن آگاه می تواند بر نگرش های جمعی و اجتماعی تاثیر بگذارد.

برای بررسی این پویایی ها، دانشمندان از دانشجوهای دوره کارشناسی یه دانشگاه دولتی بزرگ در ایالات متحده کمک گرفتن. شرکت در این طرح داوطلبانه بود و دانشجوها در ازای دریافت نمره کلاسی، پرسشنامه های آنلاین رو پر کردن. نمونه اولیه شامل 1034 دانشجو بود و داده ها در دو مرحله جداگانه جمع آوری شد تا شرایط اجتماعی متفاوت رو بسنجن.

مرحله اول نظرسنجی شامل پاسخ های 578 دانشجو در طول ترم های بهار و پاییز سال 1398 (2019) بود، یعنی خیلی قبل از شروع پاندمی. مرحله دوم پاسخ های 456 دانشجو رو در طول ترم پاییز سال 1399 (2020) جمع آوری کرد. بعد از حذف پاسخ های ناقص یا غیرعادی، محقق ها نمونه نهایی شامل 979 شرکت کننده رو تحلیل کردن که شامل 543 دانشجو از دوره قبل از پاندمی و 436 دانشجو از دوره پاندمی بود.

محقق ها از سه نظرسنجی اصلی برای اندازه گیری ویژگی های روانشناختی شرکت کننده ها استفاده کردن. اون ها از یک مقیاس 26 موردی برای ارزیابی شفقت به خود استفاده کردن که بررسی می کنه مردم چقدر بین واکنش های درونی مثبت و منفی تعادل ایجاد می کنن. این مقیاس گرایش هایی مثل مهربونی با خود در مقابل قضاوتِ خود، و همچنین حس انسانیت مشترک در مقابل احساس انزوا رو اندازه گیری می کنه.

نظرسنجی شفقت به خود همچنین تعادل بین ذهن آگاهی و هم ذات پنداری افراطی رو اندازه می گیره. ذهن آگاهی شامل مشاهده افکار منفی بدون غرق شدن در اون هاست. در مقابل، هم ذات پنداری افراطی زمانی اتفاق می افته که فرد کاملا غرق در پریشونی و دردِ عاطفی خودش می شه.

برای اندازه گیری همدلی، شرکت کننده ها نظرسنجی ای رو پر کردن که دو ویژگی همدلانه متمایز رو می سنجه. ویژگی اول «دیدگاه پذیری» هست که شامل توانایی ذهنی برای تصور کردن موقعیت فرد دیگه و درک افکار اون ها می شه. ویژگی دوم «توجه همدلانه» هست که به ظرفیت عاطفی برای احساس واقعی همدردی و مراقبت از دیگرانی که با مشکل روبرو هستن اشاره داره.

در نهایت، دانشمندان از یک پرسشنامه 16 موردی برای اندازه گیری جهت گیری سلطه گری اجتماعی استفاده کردن. این نظرسنجی از شرکت کننده ها می خواست میزان موافقت خودشون رو با جملاتی درباره برابری و برتری گروه ها رتبه بندی کنن. نمرات بالا در این معیار نشون دهنده تمایل بیشتر به نابرابری اجتماعیه، در حالی که نمرات پایین نشون دهنده ترجیح دادن جهان بینی های برابری طلبانه هست.

محقق ها به جای جستجوی روابط ساده علت و معلولی، از یک تکنیک آماری به اسم «تحلیل شبکه روان سنجی» استفاده کردن. این روش شبکه ای از ارتباطات بین تمام متغیرهای روانشناختی رو به طور همزمان ترسیم می کنه. این کار به محقق ها کمک می کنه تا ببینن کدوم ویژگی ها مستقیما به هم وصل هستن و کدوم ویژگی ها به عنوان پلی بین سایر خصوصیات ذهنی عمل می کنن.

تحلیل ها نشون داد که تمایل به نابرابری اجتماعی، قوی ترین ارتباط منفی رو با همدلی داره. با افزایش تمایل فرد به سلطه گری گروهی، سطح همدلی اون ها کاهش پیدا می کرد. سپس همدلی مستقیما به اجزای مثبت مختلفِ شفقت به خود متصل شد و خودِ درونی رو به دیدگاه های اجتماعی بیرونی پیوند داد.

در بین انواع مختلف همدلی، محقق ها متوجه یه الگوی متمایز شدن. «توجه همدلانه» نسبت به «دیدگاه پذیری»، رابطه خیلی قوی تری با جهت گیری سلطه گری اجتماعی نشون داد. این نشون می ده که مراقبت قلبی و عاطفی از یه نفر دیگه، نسبت به صرفا فکر کردن به نقطه نظر اون فرد، پیوند قوی تری با دیدگاه های برابری طلبانه داره.

جوبِرگ به PsyPost گفت: «از بین دو جزء همدلی، توجه عاطفی رابطه قوی تری با حس برابریِ فرد داشت. به نوعی، صرفا فکر کردن به موقعیتِ شخص دیگه به اندازه تلاش برای حس کردن نگرانیِ اون ها به عنوان نگرانیِ خود، تاثیرگذار نبود.»

وقتی گروه های دوره قبل از پاندمی و دوران پاندمی با هم مقایسه شدن، محقق ها فهمیدن که شبکه کلیِ ارتباطات بسیار مشابه باقی مونده. علیرغم اختلالات اجتماعی گسترده و ترس های شدیدی که توسط ویروس ایجاد شده بود، ساختار پیونددهنده شفقت به خود، همدلی و نگرش های اجتماعی تغییر معناداری نکرد. این ثبات نشون می ده که این ویژگی های روانشناختی فارغ از استرس های اجتماعیِ بیرونی، به طور بنیادین به هم متصل هستن.

جوبِرگ توضیح داد: «این مدل آماری به شکلی متقاعدکننده نشون می ده که این همبستگی ها حتی در شروع پاندمی کووید-19، یعنی زمانی که تهدیدهای اجتماعی تشدید شده بود، پابرجا موندن که این موضوع نشون دهنده ثبات رابطه بین این الگوهاست.

این نتایج این احتمال رو باز می کنه که شفقت به خود ممکنه در واقع روی سطح گسترده اجتماعی تغییر ایجاد کنه. مطالعات تکمیلی می تونه نشون بده که شفقت به خود به آد م ها کمک می کنه همدل تر بشن، که این موضوع روی نحوه حمایت ما از برابری بین گروه های اجتماعی مختلف تاثیر می ذاره و ابعاد جدیدی از شفقت به خود و تاثیر بر جامعه را نمایان می سازد.»

نتایج و چشم انداز شفقت به خود و تاثیر بر جامعه

با اینکه این یافته ها بینش های مفیدی ارائه می دن، محدودیت هایی هم وجود داره که باید در نظر گرفت. این مطالعه بر اساس یک نمونه خاص از دانشجوهای کالج از یک دانشگاه واحد در منطقه پسیفیک انجام شده. این تمرکز باعث می شه که نشه به راحتی یافته ها رو به بزرگسالان مسن تر یا افرادی با پیشینه های فرهنگی و اجتماعی-اقتصادی متفاوت تعمیم داد.

مطالعات آینده باید این رو هم در نظر بگیرن که متغیرهای دموگرافیک خاص چطور روی این شبکه های روانشناختی تاثیر می ذارن. برای مثال، ممکنه افرادی از گروه های حاشیه نشین از طریق مواجهه مستقیم با نابرابری، توجه همدلانه بیشتری پیدا کنن. در مقابل، افرادی از گروه های اجتماعی مسلط ممکنه ارتباط ضعیف تری بین این ویژگی ها نشون بدن، مخصوصا اگه محیط زندگی شون جهان بینی های سلسله مراتبی رو تقویت کنه.

طرح این تحقیق فقط تصویری از یک بازه زمانی خاص رو ثبت کرده، به این معنی که نمی تونه ثابت کنه که شفقت به خود مستقیما باعث کاهش نگرش های سلطه گرانه می شه. ممکنه این رابطه در جهت عکس عمل کنه، یا عوامل اندازه گیری نشده دیگه ای به طور همزمان روی هر دو ویژگی تاثیر بذارن. مدل های آماری نشون می دن که این ویژگی ها با هم در ارتباطن، اما توالی دقیق رویدادهای تکاملی رو تایید نمی کنن.

جوبِرگ گفت: «یک مطالعه تکمیلی که در اون شفقت به خود آزمایش بشه، اطلاعات قاطع تری درباره جهت این تاثیرات به ما می ده. ما امیدواریم آزمایش کنیم که آیا توسعه شفقت به خود از طریق یک دوره آموزشی، باعث افزایش شفقت به خود می شه و در نتیجه به طور جانبی ظرفیت بیشتری برای همدلی و باورهای برابری طلبانه ایجاد می کنه یا نه. این کار کمک می کنه تا این پیوندِ ادعایی رو به طور قطعی تری تثبیت کنیم و بیشتر به فهم شفقت به خود و تاثیر بر جامعه بپردازیم.»

«در حالی که این مطالعه اکتشافی بود، به ما امیدواری می ده که با یاد دادن شفقت ورزی به خودمون، ممکنه راهی برای ترویج مهربونی بیشتر با دیگران در جوامع مون پیدا بشه. این کار ممکنه به ما کمک کنه تا با برخی از آسیب های اجتماعی که جهان امروز با اون ها روبروست، مقابله کنیم. اگه این رابطه ثابت بشه، پیامدهای عمیقی برای رشد اجتماعی-عاطفی افراد خواهد داشت و می تونه بخش اصلی برنامه های آموزشی باشه و اهمیت شفقت به خود و تاثیر بر جامعه را به وضوح نشان دهد.»

این مطالعه با عنوان «همدلی به عنوان پیوند حیاتی بین شفقت به خود و جهت گیری سلطه گری اجتماعی ،» توسط مایکل جوبِرگ و پولینا بلوبورودووا نوشته شده است.

این یافته ها دریچه ای جدید به سوی درک رفتارهای جمعی می گشایند. اگر بپذیریم که صلح با خود، پیش زمینه صلح با دیگران است، آنگاه شفقت به خود نه تنها یک تمرین فردی برای سلامت روان، بلکه یک ابزار قدرتمند برای دگرگونی های اجتماعی مثبت و کاهش تعصبات گروهی خواهد بود که می تواند آینده جوامع را به سوی برابری بیشتر سوق دهد.

Psychological network analysis reveals how inner self-compassion connects to outward social attitudes

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: مارس 5, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما