خانه تازه‌های علم و تحقیق دژاوو پدیده طبیعی و محصول فعالیت مغز در زمان استراحت است
دژاوو پدیده طبیعی و محصول فعالیت مغز در زمان استراحت است

دژاوو پدیده طبیعی و محصول فعالیت مغز در زمان استراحت است

در این مقاله:

دژاوو پدیده طبیعی و سایر تجربیات ذهنی ناگهانی، محصولات عادی پردازش اطلاعات در مغز هستند که نشان دهنده چگونگی نظارت سیستم شناختی بر دانش ذخیره شده و پیوند آن با لحظه حال می باشند.

مطالعه ای که اخیرا در Consciousness and Cognition منتشر شده، نشون می ده که اتفاقات ذهنی روزمره مثل دژاوو پدیده طبیعی (آشناپنداری) یا حالت «نوک زبونی»، محصول طبیعی ذهن در حال استراحته. یافته ها نشون می دن که وقتی توجه فرد کاملا درگیر نیست، طیف گسترده ای از افکار خودبه خودی و احساسات تاملی به طور طبیعی وارد آگاهی می شن.

فهمیدن دژاوو پدیده طبیعی؛ محصول ذهن در حال استراحت

دانشمندان این تحقیق رو انجام دادن تا بفهمن آیا می شه طیف گسترده ای از تجربه های ذهنی ناخودآگاه رو به طور سیستماتیک در محیط آزمایشگاهی ثبت کرد یا نه. تحقیقات گذشته بیشتر روی خاطرات ناخواسته تمرکز داشتن، یعنی همون خاطرات شخصی که بدون هشدار قبلی به ذهن خطور می کنن. تیم تحقیق می خواست بدونه که آیا همون شرایط تکراری و خسته کننده ای که این خاطرات رو ایجاد می کنن، می تونن پدیده های خودبه خودی دیگه رو هم ایجاد کنن یا نه.

اونا به طور خاص روی فراشناخت تمرکز کردن. فراشناخت اصطلاحی هست که برای توصیف توانایی مغز در فکر کردن و نظارت بر فرآیندهای خودش به کار می ره. در حالی که مردم گاهی آگاهانه از فراشناخت استفاده می کنن، مثل وقتی که سعی می کنن بسنجن چقدر یه موضوع رو برای امتحان خوب یاد گرفتن، این اتفاق می تونه بدون تلاش هم بیفته.

فراشناخت و دژاوو پدیده طبیعی

فراشناخت خودبه خودی شامل احساسات ناگهانی مثل دژاوو پدیده طبیعی می شه، یعنی همون حسی که انگار یه موقعیت جدید خیلی براتون آشناست. همچنین شامل درک ناگهانی این موضوعه که یه کلمه ی کاملا آشنا به طرز عجیبی اشتباه به نظر می رسه، پدیده ای که بهش «ژامه وو» (ناآشناپنداری) می گن.

کریستین بارزیکوفسکی، رئیس آزمایشگاه تحقیقاتی حافظه ی کاربردی در دانشگاه یاگیلونیا و پژوهشگر فوق دکتری ماری کوری در دانشگاه گرنوبل آلپ، توضیح داد: «انگیزه ی این مطالعه از این مشاهده شکل گرفت که خیلی از تجربه های ذهنی مثل دژاوو پدیده طبیعی، حالت نوک زبونی، یا خاطرات ناگهانی انگار به طور خودبه خودی در زندگی روزمره ظاهر می شن، اما معمولا در حوزه های مختلف روان شناسی به صورت جداگانه بررسی می شدن.»

در تصویر زیر، نمایشی نمادین از فرآیندهای پیچیده ذهنی و چگونگی شکل گیری تصورات در آگاهی انسانی را مشاهده می کنید.

دژاوو پدیده طبیعی

این تصویر به خوبی نشان می دهد که چطور فعالیت های مغزی در پس زمینه می توانند منجر به بروز احساسات لحظه ای و خاص در ذهن شوند.

«ما می خواستیم نگاه گسترده تری به شناخت انسانی و مسائلی همچون بدهی شناختی داشته باشیم و از بررسی تنها بخش کوچکی از زندگی ذهنی روزمره مون فراتر بریم. با استفاده از یک الگوی آزمایشگاهی که برای برانگیختن خاطرات زندگی نامه ای ناخواسته شناخته شده، تست کردیم که آیا می شه طیف وسیع تری از تجربه های خودبه خودی رو هم ثبت کرد یا نه. هدف این بود که ببینیم آیا این اتفاقات ذهنی رایج ممکنه با هم ظاهر بشن و به ما کمک کنن تا بفهمیم جنبه های مختلف شناخت خودبه خودی چطور با هم در ارتباط هستن.»

محققان برای مطالعه ی خودشون، 96 دانشجوی دانشگاه رو برای انجام یک کار نظارتی با تقاضای کم انتخاب کردن. این نوع کارها عمدا خسته کننده هستن و به تلاش ذهنی خیلی کمی نیاز دارن، که محیطی ایده آل برای پرواز خیال ایجاد می کنه. شرکت کننده ها به مدت حدود یک ساعت به مجموعه ای از 400 اسلاید روی صفحه ی کامپیوتر نگاه کردن.

هر اسلاید یک تصویر پس زمینه یا یک کلمه رو نشون می داد که با الگویی از خطوط افقی یا عمودی پوشونده شده بود. شرکت کننده ها کار ساده ای داشتن که نیاز به توجه مداوم اما سطحی داشت. به اونا دستور داده شده بود که فقط وقتی خطوط عمودی کمیاب رو می بینن، یک کلید خاص روی کیبورد رو فشار بدن.

تصاویر پس زمینه شامل عکس های آشنا از شهر محلی در فرانسه، عکس های ناآشنا از شهرهای خارجی در پاکستان، کلمات واقعی فرانسوی و کلمات ساختگی بود. به شرکت کننده ها گفته شده بود که این موارد پس زمینه رو نادیده بگیرن و کاملا روی الگوهای خطی تمرکز کنن. با این حال، از اونا خواسته شده بود هر زمان که در طول انجام کار، فکر یا حالت ذهنی خودبه خودی رو تجربه کردن، کلید اسپیس رو فشار بدن.

وقتی کلید اسپیس رو می زدن، آزمایش متوقف می شد تا بتونن تجربه شون رو دسته بندی کنن. گزینه ها شامل خاطرات ناخواسته، دژاوو، ژامه وو، حواس پرتی، تشخیص اشتباهی که تازه مرتکب شده بودن و حالت های نوک زبونی بود. حالت نوک زبونی همون حس کلافه کننده ایه که می دونید یه تیکه از اطلاعات رو بلدید اما دقیقا به یادتون نمی آد.

محققان دریافتند که شرکت کنندگان طیف گسترده ای از این حالت های ذهنی رو تجربه کردن. خاطرات ناخودآگاه از گذشته، پرتکرارترین تجربه ی گزارش شده بود. این خاطرات بیشتر توسط تصاویر آشنا و کلمات واقعی تحریک می شدن. دژاوو دومین تجربه ی رایج بود و بیشتر زمانی رخ می داد که شرکت کنندگان تصاویر آشنا و ناآشنا رو تماشا می کردن.

دانشمندان یک رابطه ی مثبت بین دو تجربه ی پر تکرار مشاهده کردن. شرکت کنندگانی که خاطرات ناخواسته ی بیشتری داشتن، تمایل داشتن موارد بیشتری از دژاوو رو هم گزارش کنن.

این ارتباط نشون می ده که این دو پدیده مکانیسم ذهنی مشترکی دارن. یک نشانه در محیط ممکنه سیستم بازیابی حافظه ی مغز رو تحریک کنه. گاهی اوقات این فرآیند به جای آوردن یک خاطره ی خاص، متوقف می شه و فقط یک حس مبهم از آشنایی رو تحویل می ده.

سایر حالت های ذهنی کمتر اتفاق افتادن اما همچنان به طور مداوم وجود داشتن. برای مثال، شرکت کنندگان گزارش دادن که بیشتر موقع دیدن کلمات ساختگی، دچار «ژامه وو» می شن. حواس پرتی هم در طول آزمایش بدون توجه به چیزی که روی صفحه بود، با نرخ ثابتی اتفاق می افتاد.

حالت های نوک زبونی و تشخیص اشتباهات ناگهانی، نادرترین اتفاقات بودن. احتمالا به این دلیل که کارِ در حال انجام، نیاز به حل مسائل پیچیده یا بازیابی فعال حافظه نداشت.

بارزیکوفسکی گفت: «یک مشاهده ی جالب این بود که این کار چقدر قابل اعتماد نه تنها خاطرات ناخواسته، بلکه چندین تجربه ی خودبه خودی دیگه رو هم برانگیخت. در حالی که انتظار داشتیم خاطرات زندگی نامه ای ناخواسته ظاهر بشن، قابل توجه بود که پدیده هایی مثل دژاوو پدیده طبیعی و حالت های نوک زبونی هم در همون فضای آزمایشگاهی پدیدار شدن.»

دانشمندان همچنین از شرکت کنندگان خواستن تا تجربه های خودشون رو بر اساس اینکه چقدر خودبه خودی بودن، چقدر اون حس قوی بود و چقدر باعث حواس پرتی اونا از کار اصلی شد، امتیازدهی کنن. در تمام انواع حالت های ذهنی، امتیازات مربوط به خودبه خودی بودن و شدت، به طور غافلگیرکننده ای مشابه بود. این موضوع از این ایده حمایت می کنه که این افکار ناگهانی، از جمله دژاوو پدیده طبیعی، اتفاقاتی سریع و ناخوانده هستن که برای لحظه ای توجه فرد رو از دنیای بیرون به سمت ذهن درونی خودشون می کشونن.

محققان همچنین متوجه رابطه ای بین عملکرد شرکت کنندگان در کار تطبیق خطوط و تعداد حالت های ذهنی گزارش شده شدن. افرادی که در شناسایی خطوط عمودیِ کمیاب بسیار دقیق بودن، در کل افکار خودبه خودی کمتری رو گزارش کردن. اونا همچنین موارد کمتری از دژاوو رو گزارش دادن، که نشون می ده تمرکز عمیق روی یک کار بیرونی، فضای ذهنی کمتری برای بروز این احساسات درونی باقی می ذاره.

بارزیکوفسکی توضیح داد: «یک برداشت اینه که خیلی از تجربه های ذهنی غیرمعمول مثل به یاد آوردن ناگهانی چیزی از گذشته، احساس دژاوو پدیده طبیعی یا داشتن لحظه ی نوک زبونی باگ های نادر یا مرموز ذهن نیستن. در عوض، به نظر می رسه اونا محصولات جانبی طبیعی نحوه ی پردازش مداوم اطلاعات توسط سیستم شناختی ما در پس زمینه هستن.»

«یافته های ما نشون می ده که وقتی ذهن کاملا درگیر کارهای دشوار نیست، انواع افکار و احساسات خودبه خودی می تونن وارد آگاهی بشن. به عبارت دیگه، این تجربه ها ممکنه منعکس کننده ی جنبه های عادی و سازگارانه ی نحوه ی نظارت ذهن بر اطلاعات و پیوند دادن لحظه ی حال با دانش و خاطرات ذخیره شده باشن.»

مثل همه ی تحقیقات، این مطالعه هم محدودیت هایی داره. از اونجایی که آزمایش به توجه و گزارش خودِ شرکت کنندگان وابسته بود، ممکنه برخی افراد حالت های ذهنی زودگذر رو از قلم انداخته باشن. ارائه ی تعاریف برای این تجربه ها از قبل هم ممکنه روی چیزی که شرکت کنندگان انتظار داشتن در طول کار حس کنن، تاثیر گذاشته باشه.

علاوه بر این، برخی از تجربه های ایجاد شده در آزمایشگاه فاقد اون شدت عاطفی بودن که مردم معمولا وقتی این اتفاقات به طور طبیعی می افتن، حس می کنن. برای مثال، دژاوویی که در آزمایشگاه حس شد اغلب شدت کمتری نسبت به دژاووهای غافلگیرکننده و گاهی نگران کننده در دنیای واقعی داشت. این نشون می ده که محیط استریل آزمایشگاه ممکنه نتونه غنای کامل این حالت های ذهنی، از جمله دژاوو پدیده طبیعی، رو ثبت کنه.

بارزیکوفسکی گفت: «یکی از اهداف بلندمدت این تحقیق، درک بهتر شناخت خودبه خودی است یعنی افکار، خاطرات و احساساتی که بدون تلاش آگاهانه در ذهن ظاهر می شن. در آینده، ما می خوایم روش های آزمایشگاهی رو اصلاح کنیم که به ما اجازه می ده طیف وسیع تری از این تجربه ها رو ثبت کنیم و بررسی کنیم که چطور با هم در ارتباط هستن.»

«ما همچنین علاقه مندیم بفهمیم چرا افراد در میزان تکرار پدیده هایی مثل خاطرات ناخواسته، دژاوو پدیده طبیعی یا حالت های نوک زبونی با هم تفاوت دارن و اینکه آیا این تفاوت ها ممکنه روی عملکرد شناختی روزمره تاثیر بذاره یا نه. در نهایت، این مسیر تحقیقاتی ممکنه به ما کمک کنه بهتر بفهمیم ذهن چطور به طور مداوم اطلاعات رو نظارت می کنه و تجربه های گذشته رو به لحظه ی حال پیوند می ده.»

نویسندگان این مطالعه با عنوان «تجربیات فراشناختی خودبه خودی و خاطرات ناخواسته در آزمایشگاه»، گل زرین، سلین سوشی، کریستین بارزیکوفسکی و کریس جی.ای. مولن هستن.

در نهایت، درک این موضوع که تجربیات غریبی مانند آشناپنداری نه یک اختلال، بلکه بخشی از پویایی مغز هستند، دیدگاه ما را نسبت به توانمندی های سیستم عصبی تغییر می دهد. این پژوهش دریچه ای جدید به سوی شناخت بهتر لایه های پنهان ذهن باز کرده و اهمیت توجه به فعالیت های ناخودآگاه مغز را دوچندان می کند.

Everyday mental quirks like déjà vu might be natural byproducts of a resting mind

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: مارس 10, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما