مطالعات جدید نشان می دهند که پذیرش فمینیسم برای روابط بهتر می تواند به عنوان یک ابزار روان شناختی قدرتمند عمل کرده و به زنان کمک کند تا با وجود تجربه های تلخ بی توجهی عاطفی در دوران کودکی، روابط عاطفی پایدارتر و سازنده تری را در بزرگسالی تجربه کنند.
یه مطالعه جدید نشون می ده که پذیرفتن فمینیسم برای روابط بهتر ممکنه به خانم ها کمک کنه تا از پس اختلافات عاطفی شون بربیان، به خصوص اون هایی که در سال های اولیه زندگی شون بی توجهی عاطفی رو تجربه کردن. این تحقیق نشون می ده که داشتن یه هویت فمینیستی قوی مثل یه ضربه گیر عمل می کنه و به خانم ها اجازه می ده با وجود آسیب های روانی گذشته در دوران کودکی، ارتباط سازنده ای با شریک زندگی شون داشته باشن. این نتایج اخیرا در مجله Health Care for Women International منتشر شده.
فمینیسم برای روابط بهتر؛ راهی برای مدیریت اختلافات عاطفی
بدرفتاری عاطفی در دوران کودکی به دو شکل اصلی اتفاق می افته. آزار عاطفی شامل آسیب های فعاله، مثل اسم گذاشتن روی بچه ها، تحقیر کردن یا بروز خصومت کلامی. بی توجهی عاطفی هم با «انجام ندادن یه سری کارها» مشخص می شه؛ یعنی زمانی که مراقبین کودک بی تفاوت و از نظر عاطفی غیرقابل دسترس هستن یا نیازهای عاطفی اولیه کودک رو نادیده می گیرن.
هر دو شکل این بدرفتاری های زودهنگام می تونن به شدت روی نحوه یادگیری فرد برای برقراری پیوند با دیگران تاثیر بذارن. کارشناس های روان شناسی اغلب به این عادت های پیوندسازی، «سبک های دلبستگی» می گن. وقتی بچه ها حمایت عاطفی مداومی دریافت نمی کنن، اغلب دچار دلبستگی های ناامن می شن که نشان دهنده اهمیت سلامت روان در انتخاب همسر و ازدواج در سال های بعدی زندگی است.
افرادی که دلبستگی ناامن دارن، معمولا برای اعتماد کردن به بقیه یا احساس امنیت در محیط های صمیمی دچار مشکل می شن. وقتی این افراد بزرگ می شن و وارد روابط عاشقانه می شن، ممکنه برای حل اختلافات معمولی روزمره دوران سختی رو بگذرونن. اون ها ممکنه به جای پیدا کردن یه راه حل مشترک، به عادت های مخربی مثل داد زدن یا تسلیم شدنِ کامل رو بیارن.
در عین حال، جامعه اغلب این ایده رو تبلیغ می کنه که فمینیسم با روابط عاشقانه دگرجنس گراها تضاد داره. یه کلیشه رایج وجود داره که می گه زنانی که خودشون رو فمینیست می دونن، به طور طبیعی برای حفظ روابط شاد یا پایدار با مردها با مشکل روبرو می شن. بعضی ها فکر می کنن که به چالش کشیدن نقش های جنسیتی سنتی، منجر به اصطکاک های عاطفی بی پایان می شه.
ونجینگ گوئو، پژوهشگری در دانشکده آموزش دانشگاه ژنگ ژو در چین، می خواست این فرضیه گسترده رو آزمایش کنه. گوئو و همکارهاش حدس می زدن که هویت فمینیستی ممکنه در واقع یه محافظت روان شناختی برای زن ها ایجاد کنه. اون ها این نظریه رو داشتن که جوامع حمایتی و باورهای توانمندسازی مرتبط با فمینیسم می تونه به التیام زخم های قدیمی دلبستگی کمک کنه.
تیم تحقیقاتی اشاره کرد که شکل گیری هویت فمینیستی اغلب یه فرآیند روان شناختی چندمرحله ای هست. در ابتدا، ممکنه فرد به صورت غیرفعال نقش های جنسیتی سنتی رو بپذیره و تبعیض های اجتماعی رو نادیده بگیره. با گذشت زمان، ممکنه فرد در مورد نابرابری جنسیتی به یه درک جدید برسه و در نهایت خودش رو در جوامع حمایتی از زنان هم فکر غرق کنه.
در مراحل نهایی این تکامل، زن ها اغلب این باورهای توانمندکننده رو با مفهوم درونی خودشون ادغام می کنن. محقق ها معتقد بودن که این مسیر می تونه به زن ها اعتمادبه نفس و مهارت های بین فردی لازم رو بده تا با اختلافات عاطفی به شکل مثبت تری برخورد کنن. اون ها می خواستن ببینن که آیا این بیداری فمینیستی می تونه به طور خاص ضربه ناشی از بی توجهی عاطفی دوران کودکی رو تلطیف کنه یا نه.
برای بررسی این ایده، تیم تحقیق 328 دانشجوی دختر مقطع لیسانس رو از چین انتخاب کرد. همه شرکت کننده ها بین 17 تا 25 سال سن داشتن و هر کدومشون در حال حاضر در یه رابطه عاشقانه بودن.
دانشجوها یه نظرسنجی آنلاین دقیق رو پر کردن که برای سنجش تجربیات اوایل زندگی و پویایی روابط فعلی شون طراحی شده بود. بخش اول نظرسنجی از شرکت کننده ها می خواست زندگی شون رو تا سن 16 سالگی به یاد بیارن. به طور خاص از اون ها خواسته شد به موارد آزار عاطفی یا بی توجهی که توسط خانواده هاشون انجام شده بود، امتیاز بدن.
بخش دیگه ای از پرسشنامه ارزیابی می کرد که این زن ها معمولا چطور با اختلافات با شریک زندگی شون برخورد می کنن. گزینه ها طیف وسیعی از سبک های حل اختلاف رو شامل می شد. بعضی از سبک ها سازنده در نظر گرفته می شن، مثل «سازش» که شامل همکاریه تا هر دو طرف احساس رضایت کنن.
بقیه سبک هایی که تو نظرسنجی سنجیده شدن، مخرب به حساب میان. این ها شامل تسلط بر بحث یا «واکنش پذیری تعاملی» می شه، که به زبون ساده یعنی بحث کردن با صدای بلند و از روی احساسات زیاد. نظرسنجی استراتژی های خنثی رو هم اندازه گرفت، مثل اجتناب کامل از بحث یا تسلیم شدن در برابر خواسته های شریک زندگی.
در نهایت، نظرسنجی بررسی کرد که هر شرکت کننده در کجای مسیر شکل گیری هویت فمینیستی خودش قرار داره. محقق ها این موضوع رو با امتیاز دادنِ زن ها به جملات مختلف اندازه گرفتن. این کار به تیم اجازه داد تا یه امتیاز کلی محاسبه کنه که نشون دهنده تمایل هر زن به هویت فمینیستی بود.
نتایج نشون دهنده یه پیوند واضح بین سابقه بی توجهی عاطفی در کودکی و مشکلات رابطه در اوایل بزرگسالی بود. به طور خاص، زنانی که در دوران رشد بی توجهی عاطفی بیشتری رو تجربه کرده بودن، کمتر احتمال داشت که موقع بحث و جدل از سازش استفاده کنن. به نظر می رسه مورد بی توجهی عاطفی قرار گرفتن در کودکی، مذاکره همدلانه در بزرگسالی رو سخت تر می کنه.
در مقابل، محقق ها ارتباطی بین آزار عاطفی دوران کودکی و عدم سازش پیدا نکردن. داده ها نشون داد که آزار عاطفی از نظر آماری در پیش بینی هیچ استراتژی مقابله ای خاصی در روابط عاطفی معنادار نبود. به نظر می رسه که نبودِ حمایت عاطفی، بیشتر از وجودِ خصومت کلامی، مانع توانایی فرد برای سازش می شه.
نقش محافظتی فمینیسم برای روابط بهتر
با این حال، داده ها الگوی متفاوت و امیدوارکننده تری رو در مورد هویت فمینیستی نشون دادن. زنانی که امتیاز هویت فمینیستی شون بالاتر بود، بیشتر احتمال داشت که برای حل اختلافات رابطه از سازش استفاده کنن. این نشان دهنده پتانسیل فمینیسم برای روابط بهتر است. اون ها همچنین بیشتر از استراتژی «جدایی موقت» استفاده می کردن، به این معنی که موقع بحث، یه زمان کوتاهی رو برای آروم شدن اختصاص می دن و بعدا دوباره سراغ اون موضوع می رن.
در عین حال، هویت فمینیستی بالا با احتمال بیشترِ تسلط بر بحث هم مرتبط بود. محقق ها پیشنهاد می کنن که این تمایل به تسلط ممکنه از تمایل شدید به برابری در رابطه ناشی بشه. فمینیست ها فعالانه تسلط سنتی مردانه رو به چالش می کشن، که گاهی اوقات می تونه در طول اختلافات شدید رابطه به تلاشی برای کنترل شرایط تبدیل بشه.
مهم ترین یافته این مطالعه روی این موضوع تمرکز داشت که فمینیسم چطور می تواند زمینه ساز فمینیسم برای روابط بهتر شود، به خصوص برای کسانی که سابقه بی توجهی عاطفی دوران کودکی دارند. برای زنانی که هویت فمینیستی ضعیفی داشتن، بی توجهی عاطفی دوران کودکی به شدت با ناتوانی در سازش پیوند خورده بود. اما برای زنانی با هویت فمینیستی قوی، این ارتباط منفی کاملا از بین رفت.
حتی اگه این زنان فمینیست در کودکی بی توجهی عاطفی شدیدی رو تجربه کرده بودن، باز هم می تونن به طور موثری با شریک زندگی شون سازش کنن. این یعنی یه هویت فمینیستی قوی مثل یه سپر محافظ برای مهارت های ارتباطی عمل می کنه و توانایی زن برای همکاری رو در برابر اثرات مخرب بی توجهی عاطفی زودهنگام کاملا بیمه می کنه و راه را برای فمینیسم برای روابط بهتر هموار می سازد.
نویسنده های این مقاله اشاره می کنن که فمینیسم به طور کلی به «ایدئولوژی ای که می گه با مردان و زنان باید در بخش های سیاست و اخلاق به طور برابر رفتار بشه» اشاره داره. با پذیرش این برابری، ممکنه برای زن ها راحت تر باشه که در زندگی خصوصی شون هم خواستار رفتار منصفانه باشن. این نتایج مستقیما کلیشه قدیمی رو که می گه فمینیسم به روابط عاشقانه آسیب می زنه، به چالش می کشه و اهمیت فمینیسم برای روابط بهتر را به اثبات می رساند.
با این که این داده ها دیدگاه جدیدی رو ارائه می دن، محقق ها به چند مورد از محدودیت های کارشون هم اشاره کردن. این مطالعه بر اساس یک طرح مقطعی بود، به این معنی که فقط یه تصویر لحظه ای رو در یک زمان خاص بررسی کرده. این دیدگاه جدید اهمیت فمینیسم برای روابط بهتر را بیش از پیش نمایان می سازد. به دلیل این ساختار، محقق ها نمی تونن به طور قطعی ثابت کنن که هویت فمینیستی مستقیما باعث بهبود مهارت های مقابله ای می شه.
نویسنده ها پیشنهاد می کنن که آزمایش های آینده باید مکانیسم های روان شناختی دقیق پشت این اثر محافظتی رو بررسی کنن. اون ها همچنین اشاره کردن که در این مطالعه فقط شرکت کننده های خانم حضور داشتن. نظرسنجی های روان شناسی فعلی که برای اندازه گیری هویت فمینیستی طراحی شدن، مخصوص خانم ها هستن.
این کمبود ابزارهای تست، مطالعه دقیق این اثرات رو روی مردها سخت می کنه. تحقیقات آینده می تونه با هدف تطبیق این نظرسنجی ها انجام بشه تا ببینیم آیا مردهای فمینیست هم مزایای مشابهی رو در رابطه تجربه می کنن و به سمت فمینیسم برای روابط بهتر پیش می روند یا نه. علاوه بر این، این مطالعه کاملا روی جوانان ساکن در مرکز چین متمرکز بود. گسترش این تحقیق برای شامل شدن گروه های سنی و پیشینه های فرهنگی مختلف می تونه کمک کنه تا بفهمیم آیا این الگوها در سراسر جهان صادق هستن یا خیر.
این مطالعه با عنوان «بدرفتاری عاطفی دوران کودکی و مقابله با اختلافات روابط عاشقانه در زنان در اوایل بزرگسالی: نقش محافظتی هویت فمینیستی» توسط ونجینگ گوئو، آندری دی. باربانتا و روپینگ ژانگ نوشته شده است.
یافته های این تحقیق نشان می دهد که تقویت هویت فمینیستی می تواند به عنوان یک عامل تاب آوری در برابر آسیب های گذشته عمل کند. با درونی سازی ارزش های برابری خواهانه، زنان نه تنها مهارت های حل مسئله بهتری پیدا می کنند، بلکه می توانند روابطی مبتنی بر احترام متقابل و سازش ایجاد کنند که از الگوهای مخرب قدیمی فراتر می رود.
Feminist beliefs linked to healthier romantic relationship skills for survivors of childhood trauma