تحقیقات جدید نشان می دهد که اتکای بیش از حد دانشجویان به ابزارهای هوش مصنوعی برای یادگیری می تواند منجر به کاهش حافظه با هوش مصنوعی شود، چرا که این ابزارها فرآیندهای عمیق ذهنی و چالش های ضروری برای تثبیت دانش در بلندمدت را از بین می برند.
یه آزمایش جدید نشون می ده که تکیه بر هوش مصنوعی برای کمک به مطالعه مطالب جدید، باعث می شه دانشجوها چند هفته بعد اطلاعات کمتری یادشون بمونه. یافته ها حاکی از اونه که با وجود اینکه این ابزارها می تونن سرعت یادگیری اولیه رو بالا ببرن، اما در واقع ممکنه پردازش عمیق ذهنی لازم برای ذخیره دانش در بلندمدت رو ضعیف کنن، پدیده ای که می توان آن را کاهش حافظه با هوش مصنوعی نامید. این مطالعه در نشریه Social Sciences & Humanities Open منتشر شده است.
هوش مصنوعی مولد به برنامه های کامپیوتری گفته می شه که می تونن در جواب درخواست های کاربر، متن، تصویر یا رسانه های دیگه تولید کنن. این سیستم ها می تونن به سوالات پیچیده جواب بدن، حجم زیادی از اطلاعات رو ترکیب کنن و در عرض چند ثانیه مقاله بنویسن. به خاطر همین راحتی، میلیون ها دانشجوی دانشگاه از این برنامه ها برای کمک به کارهای درسی شون استفاده می کنن.
آندره بارکوی، استاد دوره مدیریت بازرگانی در دانشگاه فدرال ریو دو ژانیرو، این تحقیق رو انجام داد تا ببینه این تکنولوژی چطور روی حافظه تاثیر می ذاره. اون می خواست آزمایش کنه که آیا راحتیِ گرفتن جواب از یه چت بات، به یادگیری بلندمدت ضربه می زنه یا نه.
وقتی یه دانشجو وظایف ذهنی رو به یه ابزار خارجی می سپاره، روانشناس ها بهش می گن برون سپاری شناختی. در گذشته، این کار به معنی استفاده از ماشین حساب برای ریاضی یا دفترچه یادداشت برای به خاطر سپردن لیست خرید بود. پلتفرم های هوش مصنوعی مولد با انجام دادن تفکر واقعی، تجزیه و تحلیل و حل مسئله، این موضوع رو یک قدم فراتر بردن و می توانند منجر به کاهش حافظه با هوش مصنوعی شوند.
بارکوی به PsyPost گفت: «چیزی که بیشتر از همه منو به این کار تشویق کرد، دانشجوهای مقطع کارشناسی خودم بودن. حس می کنم طی سال های اخیر، شناخت و علاقه بین دانشجوها رو به کاهش بوده. از اونجایی که من با هوش مصنوعی کار می کنم و اون رو آموزش می دم، پتانسیل کامل این ابزار رو درک می کنم و خودم رو یکی از طرفدارهای استفاده مفید و مسئولانه از هوش مصنوعی می دونم.»
تصویری که در ادامه مشاهده می کنید، نشان دهنده چالش های ذهنی است که در عصر تکنولوژی با آن ها روبرو هستیم و بر اهمیت یادگیری فعال تاکید دارد.
![]()
این تصویر به خوبی گویای فاصله میان یادگیری سطحی دیجیتال و نیاز مغز به پردازش عمیق برای ثبت اطلاعات در حافظه بلندمدت است.
«با این حال، من کم کم متوجه خطراتی برای نوجوون ها شدم، چون علاقه شون به مطالعه سال به سال کمتر می شه و با اون، خلاقیت، تفکر انتقادی، تفسیر متن و حتی مهارت های نوشتن و بیانشون هم کاهش پیدا می کنه. من با همکاران استادم در کشورهای دیگه صحبت کردم و فکر نمی کنم این پدیده فقط مختص برزیل باشه. به همین خاطر تصمیم گرفتم دربارش تحقیق کنم تا ببینم آیا تحقیقات مشابه دیگه ای که در همین جهت هستن رو تایید می کنه یا نه.»
بارکوی تحقیق خودش رو بر پایه مفهوم «سختی های مطلوب» بنا کرد. این اصل روانشناختی می گه یادگیری زمانی بهتر می شه که دانشجو با مقدار مشخصی از چالش های سازنده روبرو بشه. فعالیت هایی مثل تلاش فعالانه برای یادآوری یه واقعیت یا کلنجار رفتن با یه مفهوم سخت، مغز رو مجبور می کنه تا مسیرهای حافظه قوی تری بسازه و از کاهش حافظه با هوش مصنوعی جلوگیری کند.
یه چت بات خودکار با ارائه جواب های فوری و شسته و رفته، ممکنه این موانع ضروری رو از بین ببره. بدون اون اصطکاک ذهنی، دانشجوها ممکنه تثبیت حافظه ضعیف تری رو تجربه کنن که در نهایت منجر به کاهش حافظه با هوش مصنوعی می شود. تثبیت حافظه یه فرآیند بیولوژیکیه که در اون خاطرات جدید و شکننده، به مرور زمان در مغز پایدار و به طور ایمن ذخیره می شن.
چگونگی بررسی کاهش حافظه با هوش مصنوعی در دانشجویان
برای بررسی این ماجرا، بارکوی 120 دانشجوی کارشناسی مدیریت بازرگانی رو جذب کرد. شرکت کننده ها شامل 68 مرد و 52 زن بین 18 تا 24 سال بودن. هیچ کدوم از دانشجوها آموزش رسمی در زمینه علوم کامپیوتر یا یادگیری ماشین ندیده بودن.
دانشجوها به طور تصادفی به دو گروه مساوی 60 نفره تقسیم شدن. هر دو گروه تکلیف یکسانی دریافت کردن که ازشون می خواست درباره مفاهیم پایه هوش مصنوعی تحقیق کنن. موضوعات شامل اخلاق، تاثیرات اجتماعی و مبانی فنی بود.
تکلیف به این صورت بود که دانشجوها باید تا دو هفته وقت می ذاشتن و روی موضوع انتخابی شون تحقیق می کردن و یه ارائه 10 دقیقه ای آماده می کردن. به گروه اول گفته شد که از یه چت بات خاص به اسم ChatGPT به عنوان کمک درسی استفاده کنن. اونا آزادانه با برنامه در تعامل بودن تا مفاهیم رو توضیح بده، مثال بزنه و به ارائه هاشون ساختار بده.
گروه دوم از روش های سنتی مطالعه استفاده کردن. این دانشجوها از استفاده از چت بات های خودکار منع شده بودن و در عوض به جزوه های درسی، پایگاه های داده آکادمیک و موتورهای جستجوی استاندارد اینترنتی تکیه کردن.
بعد از دوره تحقیق اولیه، شرکت کننده ها ارائه هاشون رو برای گروه های کوچکی از همکلاسی هاشون انجام دادن. بعد دانشجوها به مدت یک ماه و نیم به زندگی عادی تحصیلی شون برگشتن. این وقفه به محقق اجازه داد تا کاهش طبیعی حافظه رو در یک بازه زمانی واقعی تحصیلی تست کنه.
45 روز بعد از مرحله مطالعه اولیه، محقق با یه امتحان غافلگیرکننده، میزان یادگیری اونا رو سنجید. 85 دانشجو برای شرکت در این امتحان چهارگزینه ای 20 سوالی برگشتن. این تست به طور خاص برای سنجش میزان درک دانشجوها از مفاهیم طراحی شده بود، نه فقط توانایی اونا در حفظ کردن تعاریف.
دانشجوهایی که از روش های سنتی مطالعه استفاده کرده بودن، عملکرد بهتری داشتن. به طور متوسط، یادگیرنده های سنتی به 68.5 درصد سوالات درست جواب دادن. در مقابل، دانشجوهایی که با چت بات مطالعه کرده بودن، فقط به 57.5 درصد سوالات جواب صحیح دادن، که شاهدی بر کاهش حافظه با هوش مصنوعی است.
تاثیر منفی چت بات موقعی که دانشجوها در حال یادگیری موضوعات کاملا فنی بودن، بیشتر به چشم می اومد. اگرچه این نرم افزار حافظه رو برای موضوعات غیرفنی تر مثل اخلاق و جامعه هم ضعیف کرده بود، اما فاصله بین دو گروه اونقدر زیاد نبود. این الگو نشون می ده که چالش های سازنده مخصوصا موقع تسلط بر مطالب پیچیده یا دشوار از نظر ساختاری، اهمیت زیادی دارن.
بارکوی همچنین زمانی رو که دانشجوها برای آماده سازی ارائه هاشون صرف کرده بودن، پیگیری کرد. چت بات خودکار به دانشجوها اجازه داد کارشون رو خیلی سریع تر تموم کنن. گروهی که از تکنولوژی کمک گرفته بودن به طور متوسط 3.2 ساعت برای تکلیف وقت گذاشتن، در حالی که گروه سنتی 5.8 ساعت زمان صرف کردن.
حتی با تعدیل داده ها برای در نظر گرفتن این تفاوت در زمان مطالعه، یادگیرنده های سنتی باز هم در امتحان نهایی نمره بالاتری گرفتن. این جزئیات نشون می ده که نقص در یادگیری فقط نتیجه زمان کمتر گذاشتن روی مطالب نبوده، بلکه به نظر می رسه کیفیت زمان مطالعه پایین تر بوده.
یادگیرنده های سنتی احتمالا زمان اضافه شون رو صرف خوندن دوباره مطالب، امتحان گرفتن از خودشون و وصل کردن دستیِ ایده های مختلف کردن. این عادت های مطالعه سنتی به طور طبیعی مغز رو مجبور می کنه تا بازیابی اطلاعات رو تمرین کنه. کاربرهای چت بات احتمالا وقتشون رو صرف نوشتن درخواست ها (پرومپت ها) و خوندن پاسخ های تولید شده کردن (موضوعی که در تحلیل تاثیر زبان بر پاسخ هوش مصنوعی و جنبه های فرهنگی آن نیز اهمیت دارد)، که حس مفید بودن به آدم می ده اما نمی تونه شبکه های بازیابی مغز رو تمرین بده و در بلندمدت به کاهش حافظه با هوش مصنوعی دامن می زند.
محقق همچنین متوجه شد که تجربه قبلی دانشجو با چت بات ها تاثیری در نتیجه نداشت. کسانی که زیاد از این تکنولوژی استفاده می کردن، در تست یادآوری همون قدر ضعیف عمل کردن که افراد تازه کار. شواهد نشون می ده که دانشجوها ممکنه دچار «توهمِ توانمندی» بشن؛ یعنی نرم افزار باعث می شه اونا فکر کنن مطالب رو بهتر از چیزی که واقعا هست درک کردن.
بارکوی به سه نکته اصلی اشاره کرد:
«بهره وری جایگزین شایستگی نمی شه : تفاوت وحشتناکی بین تحویل دادن یک کار و درک فرآیند خلق اون وجود داره. استفاده بی رویه از هوش مصنوعی می تونه یک «توهم توانمندی» ایجاد کنه، جایی که فرد بدون ایجاد سیناپس های لازم برای تکرار مستقل اون استدلال، به نتیجه می رسه که خود نوعی از کاهش حافظه با هوش مصنوعی است.»
«آتروفی (تحلیل رفتن) «عضله» تفکر انتقادی : درست مثل اینکه استفاده مداوم از ماشین حساب مهارت های محاسبات ذهنی رو کاهش داد، سپردن نوشتن و تفسیر متن به هوش مصنوعی می تونه توانایی ترکیب بندی و تفکر انتقادی رو ضعیف کنه. بدون «اصطکاک» ذهنیِ خواندن و نوشتن، ما توانایی بیان ایده های پیچیده و زیر سوال بردن اطلاعات رو از دست می دیم.»
«هوش مصنوعی به عنوان کمک خلبان، نه خلبان خودکار : درس اصلی اینه که هوش مصنوعی باید برای گسترش توانمندی های انسانی (افزایش برد) استفاده بشه، نه برای جایگزینی اونا (حذف تلاش). ارزش انسانی به طور فزاینده ای از توانایی اجرا کردن به توانایی پرسیدن سوالات درست و انتخاب هوشمندانه داده های تولید شده تغییر پیدا می کنه، پدیده ای که می تواند مانع از کاهش حافظه با هوش مصنوعی شود.»
مثل هر تحقیق دیگه ای، این مطالعه هم محدودیت هایی داره. نزدیک به 30 درصد از 120 شرکت کننده اولیه برای تست غافلگیرکننده 45 روز بعد برنگشتن. اگرچه نرخ انصراف در هر دو گروه مشابه بود، اما این از دست دادن داده ها ممکنه کمی روی ارقام نهایی تاثیر بذاره.
همچنین نمونه تحقیق محدود به دانشجوهای مدیریت در یک دانشگاه در برزیل بود. دانشجوها در رشته های تحصیلی دیگه مثل مهندسی یا علوم انسانی ممکنه تعامل متفاوتی با این نرم افزار داشته باشن.
تحقیقات آینده باید بررسی کنن که چطور دستورالعمل های مختلف برای استفاده از تکنولوژی ممکنه نتایج دانشجوها رو تغییر بده. دانشمندها می تونن سناریوهایی رو تست کنن که در اون دانشجوها قبل از مشورت با چت بات برای گرفتن بازخورد، خودشون سعی کنن مسئله رو حل کنن. محقق ها همچنین می توونن از نرم افزارهای ردیاب دیجیتال استفاده کنن تا اندازه گیری دقیقی از نحوه تقسیم زمان دانشجوها موقع مطالعه به دست بیارن.
یافته های این تحقیق یادآوری می کند که یادگیری یک فرآیند فعال است و جایگزینی تلاش ذهنی با ابزارهای خودکار، اگرچه در کوتاه مدت کارآمد به نظر می رسد، اما در درازمدت شالوده های دانش و تفکر مستقل ما را سست می کند.
این مطالعه با عنوان «چت جی پی تی به عنوان یک عصای شناختی: شواهدی از یک کارآزمایی کنترل شده تصادفی در مورد یادآوری دانش» توسط آندره بارکوی نوشته شده است.
ChatGPT acts as a “cognitive crutch” that weakens memory, new research suggests