خانه تازه‌های علم و تحقیق تحلیل ارتباط قطبی شدن سیاسی با خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی
تحلیل ارتباط قطبی شدن سیاسی با خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی

تحلیل ارتباط قطبی شدن سیاسی با خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی

در این مقاله:

تحقیقات جدید نشان می دهد که افزایش دوقطبی سازی سیاسی در فضای مجازی با گسترش خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی و تحریف های شناختی همراه است که منجر به تقویت الگوهای فکری سیاه و سفید در میان کاربران می شود.

همزمان با عمیق تر شدن دوقطبی سازی سیاسی در ایالات متحده، زبانی که مردم برای بحث های سیاسی آنلاین استفاده می کنن به طور فزاینده ای بازتاب دهنده تفکر اغراق آمیز و سیاه و سفیده، که می توان آن را نوعی از خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی دانست. تحلیل جدیدی روی میلیون ها پست شبکه های اجتماعی نشون می ده که شاخص های تحریف های ذهنی در کنار افراط گرایی سیاسی بین انتخابات ریاست جمهوری 2016 (1395) و 2020 (1399) افزایش یافته. این تحقیق که در Communications Psychology منتشر شده، همپوشانی رو به رشدی رو بین دیدگاه های ایدئولوژیک افراطی و الگوهای فکری سخت گیرانه ای که معمولا در درمان های روان شناختی بهشون پرداخته می شه، برجسته می کنه.

روان شناس ها از اصطلاح تحریف های شناختی برای توصیف الگوهای فکری استفاده می کنن که در اون ها «افراد درباره خودشون، آینده و دنیا به شکلی نادرست و بیش از حد منفی فکر می کنن». این عادت ها شامل تعمیم دادن بیش از حد، فاجعه سازی و دیدن موقعیت ها به صورت مطلق هستن. مثلا اگه یه دانش آموز دبیرستانی در یک امتحان رد بشه و بلافاصله به این نتیجه برسه که کل آینده تحصیلیش تباه شده، داره فاجعه سازی می کنه. اگه کسی فکر کنه همکلاسیش به جای حواس پرتی، از روی بدخواهی توی راهرو بهش بی توجهی کرده، داره ذهن خوانی می کنه. اینها نمونه هایی از خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی نیز هستند.

در محیط های بالینی، متخصصان سلامت روان این تحریف ها رو از طریق درمان هایی مثل درمان شناختی-رفتاری هدف قرار می دن. شناسایی و اصلاح این باورهای سخت گیرانه به بیمارها کمک می کنه تا عادت های ذهنی منفی رو ترک کنن؛ در این مسیر، آگاهی از تفاوت روانشناس و روانپزشک می تواند به انتخاب مسیر درمانی درست کمک کند. درمانگرا با آموزش به افراد برای جایگزین کردن فکرهای مطلق گرا با واقعیت های عینی، به بیمارها کمک می کنن تا اختلالات عاطفی مثل افسردگی و اضطراب رو مدیریت کنن.

خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی؛ افزایش تحریف های شناختی آنلاین

روش هایی که مردم دیدگاه های سیاسی افراطی شون رو بیان می کنن، اغلب آینه همین عادت های روان شناختیه که منجر به خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی می شود. طرفدارهای متعصب ممکنه برچسب های منفی و کلی به رقبای سیاسی شون بزنن. همچنین ممکنه پیش بینی های هولناک و بی اساسی درباره آینده کشور در صورت پیروزی یه نامزد خاص در انتخابات بکنن. برای بررسی اینکه آیا این دو پدیده به هم مرتبط هستن یا نه، تیمی از پژوهشگران عادت های زبانی دیجیتال رای دهنده ها رو تحلیل کردن.

اندی ادینجر (Andy Edinger)، پژوهشگر دانشگاه ایندیانا، این تحقیق رو به همراه همکارانش از دانشگاه ایندیانا و سیتی کالج نیویورک رهبری کرد. اون ها می خواستن بفهمن که فکر کردن به صورت دوقطبی در واقع به چه معناست. این تیم تلاش کرد تا تعیین کنه که آیا مفاهیم روان شناختی مورد استفاده در درمان های بالینی می تونن به توضیح شکاف های ایدئولوژیک فزاینده در گفتگوهای عمومی اخیر کمک کنن یا نه.

برای انجام این تحلیل، ادینجر و همکارانش مجموعه های عظیمی از پست های پلتفرم اجتماعی توییتر (که حالا با نام X شناخته می شه) رو بررسی کردن. این داده ها شامل پیام هایی بود که در هفته های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری 2016 (1395) و 2020 (1399) درباره نامزدها بحث می کردن. محققان به طور ویژه روی یک گروه اصلی از تقریبا 100,000 کاربر تمرکز کردن که در هر دو دوره انتخابات فعالانه پست می ذاشتن. این گروه مشترک به تیم اجازه داد تا نحوه تغییر رفتار افراد رو در یک دوره چهار ساله دنبال کنن.

برای اندازه گیری تفکر تحریف شده، محققان از یک ابزار تخصصی تحلیل زبان استفاده کردن که در ابتدا توسط متخصصان سلامت روان ساخته شده بود. این ابزار متن رو برای پیدا کردن یک فرهنگ لغت شناخته شده از 241 توالی کلمه خاص اسکن می کنه. این عبارت ها به عنوان شاخص هایی برای انواع مختلف تحریف های شناختی عمل می کنن. با شمارش تعداد دفعات تکرار این عبارت ها در پست های یک کاربر، تیم یک امتیاز کلی برای رواج زبان تحریف شده محاسبه کرد.

این تیم همچنین به یک روش ریاضی برای اندازه گیری ایدئولوژی سیاسی و دوقطبی سازی نیاز داشت. اون ها این کار رو با تحلیل شبکه های اجتماعی کاربران و محتوایی که برای اشتراک گذاری انتخاب می کردن، انجام دادن. با نقشه برداری از اینکه یک فرد به طور مداوم کدوم اینفلوئنسرهای سیاسی رو از طریق ریتوییت بازنشر می کنه، محققان هم گرایش سیاسی کاربر و هم میزان افراط گرایی ایدئولوژیک اون ها رو تخمین زدن.

نتایج نشون دهنده یک تغییر گسترده و قابل توجه در نحوه ارتباط کاربران شبکه های اجتماعی بود. بین سال های 2016 (1395) و 2020 (1399)، میانگین رواج زبان تحریف شده در کل گروه کاربران بیش از 43 درصد افزایش یافت. وقتی به تغییرات در حساب های کاربری فردی نگاه می کنیم، میانگین کاربران 76 درصد افزایش رو در رواج پست هایی که حداقل یک شاخص تحریف شناختی داشتن، نشون دادن. این نتایج، افزایش چشمگیر خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی را در طول زمان نشان می دهد.

این تشدید فقط به یک یا دو عادت ذهنی بد محدود نمی شد. این افزایش ها در تمامی دسته های تحریف شناختی که در مطالعه اندازه گیری شده بودن، دیده می شد. دسته هایی که بیشترین افزایش رو تجربه کردن شامل استدلال احساسی، تعمیم بیش از حد، فاجعه سازی و ذهن خوانی بودن. در فضای بحث های سیاسی، ذهن خوانی اغلب به این شکل ظاهر می شه که فرض می کنیم رای دهنده رقیب، نیت های پنهانی و بدخواهانه ای داره.

محققان سپس بررسی کردن که این تغییرات چه ارتباطی با ایدئولوژی سیاسی دارن. اون ها دریافتن کاربرانی که بین 2016 (1395) و 2020 (1399) از نظر سیاسی منزوی تر و افراطی تر شده بودن، نرخ بالاتری از زبان تحریف شده رو هم نشون دادن. با تشدید دوقطبی سازی سیاسی، تکیه بر زبان سخت گیرانه و اغراق آمیز هم به موازات اون رشد کرد.

داده ها الگوهای تا حدی متفاوتی رو برای کاربران در دو سر طیف سیاسی نشون دادن. در میان افراد متمایل به چپ، یک رابطه پایدار و مشهود بین سطح افراط گرایی ایدئولوژیک و استفاده اون ها از زبان تحریف شده وجود داشت. همزمان با دوقطبی تر شدن دیدگاه های اون ها در طول این چهار سال، استفاده شون از تحریف های شناختی هم با سرعتی متناسب افزایش پیدا کرد.

کاربران متمایل به راست مسیر متفاوتی رو نشون دادن. در سال 2016 (1395)، کاربران متمایل به راست از قبل نرخ پایه بالاتری از زبان تحریف شده رو نسبت به کاربران متمایل به چپ نشون می دادن. چون اون ها از نقطه بالاتری شروع کرده بودن، لغزش مداومشون به سمت دوقطبی سازی افراطی، تاثیر کمتری روی احتمال استفاده اون ها از تحریف های شناختی در سال 2020 (1399) داشت. بر اساس مدل های محققان، این ممکنه نشون دهنده یک «اثر اشباع» باشه، جایی که زبان اولیه از قبل بسیار سخت گیرانه بوده.

تیم همچنین بازه زمانی این تغییرات رو بررسی کرد تا ببینه کدوم رفتار معمولا زودتر ظاهر می شه. اون ها متوجه شدن افرادی که در سال 2016 (1395) به شدت از زبان تحریف شده استفاده می کردن، به احتمال زیاد تا سال 2020 (1399) از نظر سیاسی دوقطبی تر شدن. در مقابل، دوقطبی بودنِ شدید در سال 2016 (1395) پیش بینی کننده قوی برای پذیرش زبان تحریف شده جدید در سال 2020 (1399) نبود. این پویایی نشون می ده که الگوهای فکری سخت گیرانه و سیاه و سفید ممکنه به جای اینکه صرفا بازتاب دهنده شکاف های ایدئولوژیک باشن، در طول زمان فعالانه به اون ها دامن بزنن.

با اینکه این بازه زمانی نشون دهنده یک رابطه جهت داره، نویسندگان خاطرنشان می کنن که یافته ها صرفا همبستگی هستن. داده های مشاهداتی از یک پلتفرم اجتماعی واحد نمی تونه به طور قطعی تایید کنه که تحریف های شناختی باعث دوقطبی سازی سیاسی می شن. علاوه بر این، تغییرات در سیاست های نظارتی و الگوریتم های خود وب سایت در طول اون چهار سال ممکنه بر نوع محتوایی که تبلیغ یا سرکوب شده، تاثیر گذاشته باشه.

محققان همچنین تصریح می کنن که تحلیل اون ها به این معنی نیست که افراد فعال در سیاست دچار اختلالات بالینی سلامت روان هستن. این مطالعه به جای تشخیص افسردگی یا اضطراب، سبک خاصی از ارتباط و تفکر رو اندازه گیری می کنه. رابطه بین بیماری روانی واقعی و رفتار سیاسی همچنان به عنوان یک حوزه مجزا در تحقیقات جاری باقی مونده.

با وجود این محدودیت ها، این تحقیق نگاه جدیدی رو به شکاف های اجتماعی ارائه می ده. نویسندگان به تئوری های موجود اشاره می کنن که می گن محیط های دیجیتال مدرن ممکنه به طور ناخواسته به مردم یاد بدن که همون الگوهای فکری رو درونی کنن که درمانگرا سعی در درمانشون دارن. اگه جامعه در حال پذیرش یک نسخه معکوس از درمان شناختی-رفتاری باشه، پیامدهاش می تونه فراتر از استرس فردی بره و نهادهای دموکراتیک گسترده تر رو تهدید کنه. شناسایی و درک این خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی برای سلامت گفتمان عمومی حیاتی است.

در نهایت، آگاهی از این الگوهای ذهنی و تلاش برای جایگزینی آن ها با نگاهی واقع بینانه تر می تواند راه را برای بهبود فضای تعاملات آنلاین هموار کند. تیم تحقیقاتی امیدوار است که با گسترش داده ها به سایر پلتفرم ها، بتوان راهکارهای دقیق تری برای کاهش این خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی و تقویت گفتگوهای منطقی در سطح جامعه پیدا کرد.

مداخله برای کاهش خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی

این مطالعه با عنوان «تحریف های شناختی با افزایش دوقطبی سازی سیاسی مرتبط هستند» به ما در درک بهتر خطاهای فکری در شبکه های اجتماعی یاری می رساند و توسط اندی ادینجر، یوهان بولن، هرنان آ. ماکسه و متئو سرافینو نوشته شده است.

Social media analysis links polarized political language to distorted thought patterns

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: آوریل 7, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما