تحقیقات جدید نشان می دهد که چالش های فرزندپروری می تواند باعث بروز یا تشخیص ADHD در مادران پس از زایمان شود، اختلالی که اغلب با افسردگی و اضطراب اشتباه گرفته شده و معمولا سال ها پس از تولد نوزاد شناسایی می گردد.
برای خیلی از خانم ها، مادر یا پدر شدن یه اتفاق بزرگ توی زندگیه که پر از چالش ها و مسئولیت های جدیده. یه مطالعه جدید نشون می ده که برای بعضی ها، این دوران ممکنه باعث بشه اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD در مادران پس از زایمان) که قبلا تشخیص داده نشده بود، خودش رو نشون بده. محقق ها توی دانمارک متوجه شدن که با وجود اینکه نرخ تشخیص در دوران بارداری پایین می آد، اما در سال های بعد از زایمان به طور قابل توجهی بالا می ره. این تحقیق در Journal of Attention Disorders منتشر شده.
بیش فعالی یا همون ADHD یه اختلال عصبی-تکاملیه که معمولا با بی توجهی، تکانشگری و پرتحرکی شناخته می شه. از قدیم، متخصص های پزشکی این اختلال رو توی پسرها خیلی بیشتر از دخترها تشخیص می دادن. این تفاوت جنسیتی باعث شده که خیلی از خانم ها تا سن بزرگسالی بدون تشخیص باقی بمونن. در مورد ADHD در مادران پس از زایمان، خانم ها معمولا به جای رفتارهای مخرب، علائم بی توجهی رو نشون می دن. تشخیص این علائم سخت تره و ممکنه به اشتباه به ویژگی های شخصیتی نسبت داده بشه.
خیلی از خانم های بزرگسال علائمشون رو با ایجاد محیط ها و روتین های منظم مدیریت می کنن. این مکانیسم های مقابله ای بهشون اجازه می ده توی محیط های کاری و شخصی به خوبی عمل کنن. اما با چالش های ADHD در مادران پس از زایمان، تغییرات بزرگ زندگی ممکنه این سیستم ها رو به هم بریزه. اومدن یه بچه باعث کم خوابی، برنامه های غیرقابل پیش بینی و فشار ذهنی زیاد می شه. این تغییر در محیط ممکره باعث بشه که استراتژی های جبرانی دیگه جواب ندن.
فاکتورهای بیولوژیکی هم توی بروز علائم ADHD نقش دارن. نوسانات هورمونی، به خصوص استروژن و پروژسترون، روی عملکرد مغز تاثیر می ذارن. این تغییرات هورمونی در دوران بارداری و بعد از زایمان خیلی سریع اتفاق می افتن. ترکیب تغییرات بیولوژیکی و استرس های محیطی ممکنه باعث بشه علائم ADHD در مادران پس از زایمان بیشتر خودشون رو نشون بدن.
محقق ها می خواستن بفهمن که زمان بندی زایمان چطوری با زمان تشخیص ADHD در خانم ها در ارتباطه. اون ها فرض کردن که فشارهای بچه داری ممکنه باعث بشه خانم ها دنبال کمک حرفه ای بگردن. هدف این مطالعه پیگیری نرخ تشخیص های جدید در سال های قبل و بعد از زایمان بود. نویسنده اصلی این مطالعه کاترین بانگ مدسن (Kathrine Bang Madsen) از دانشگاه جنوب دانمارک هست.
تیم تحقیق یه مطالعه کوهورت مبتنی بر جمعیت رو با استفاده از داده های ثبت نامی سراسری دانمارک انجام دادن. دانمارک سوابق کامل بهداشتی و مدنی کل جمعیتش رو نگه می داره. این به دانشمندها اجازه می ده که سوابق پزشکی رو با دقت بالا و بدون تکیه بر حافظه شرکت کننده ها پیگیری کنن. این مطالعه روی مادرهایی تمرکز داشت که بین سال های 1389 تا 1397 (20لو تا 2018 میلادی) زایمان کرده بودن.
محقق ها 363,904 مادر رو شناسایی کردن که در مجموع 524,936 زایمان در این دوره داشتن. اون ها دنبال هرگونه سابقه تشخیص ADHD یا نسخه داروی ADHD گشتن. تیم تحقیق این خانم ها رو از پنج سال قبل از زایمان تا پنج سال بعد از اون زیر نظر گرفت. اون ها خانم هایی رو که قبل از شروع این بازه ده ساله تشخیص ADHD گرفته بودن، از مطالعه خارج کردن.
این روش باعث شد که مطالعه فقط روی موارد جدید و تازه تمرکز کنه. محقق ها بازه زمانی رو به چهار دوره مختلف تقسیم کردن تا نرخ ها رو مقایسه کنن. این دوره ها شامل قبل از بارداری، دوران بارداری، دو سال اول بعد از زایمان و دو تا پنج سال بعد از زایمان بود. اون ها از مدل های آماری برای محاسبه نرخ تشخیص با در نظر گرفتن سال های تقویمی استفاده کردن.
الگوی تشخیص ADHD در مادران پس از زایمان
یافته ها نشون دادن که الگوی مشخصی در تغییر نرخ تشخیص در طول زمان وجود داره. در دوران بارداری، نرخ تشخیص های جدید ADHD به شدت افت کرد. نرخ بروز در این زمان حدود 72 درصد کمتر از دوران قبل از بارداری بود. این کاهش نشون می ده که بارداری ممکنه دورانی باشه که علائم ADHD در مادران پس از زایمان کمتر اذیت کننده هستن یا کمتر احتمال داره که درمان بشن.
محقق ها چندتا توضیح برای این کاهش ارائه دادن. ممکنه تغییرات بیولوژیکی در دوران بارداری به طور موقت علائم رو بپوشونن. از طرف دیگه، ممکنه خانم ها در دوران بارداری کمتر دنبال کمک های روان پزشکی برن. پزشک ها هم ممکنه به خاطر مسائل ایمنی، در تشخیص یه اختلال جدید یا تجویز دارو در دوران بارداری تردید داشته باشن.
بعد از به دنیا اومدن بچه، نرخ تشخیص تا دو سال اول پایین موند. نرخ ها در این فاز اولیه پس از زایمان همچنان کمتر از سطوح قبل از بارداری بود. این ممکنه نشون دهنده عادی سازی “مادر تازه خسته” در جامعه باشه. مشکلات تمرکز و سازماندهی که از علائم ADHD در مادران پس از زایمان هستند، معمولا در دوران نوزادی بچه، طبیعی تلقی می شن.
اما با بزرگ تر شدن بچه ها، روند تغییر کرد. بین دو تا پنج سال بعد از زایمان، نرخ تشخیص های جدید ADHD شروع به بالا رفتن کرد. تا چهار الی پنج سال بعد از زایمان، نرخ تشخیص به طور قابل توجهی بالاتر از دوران قبل از بارداری خانم ها بود. اوج این اتفاق در اواخر بازه زمانی مطالعه رخ داد.
این تاخیر نشون می ده که خانم ها ممکنه بلافاصله دنبال کمک نرن. اون ها ممکنه سال ها با این مشکلات دست وپنجه نرم کنن تا بالاخره بفهمن که سختی هاشون فراتر از استرس های عادی بچه داریه. وقتی بچه به سن نوپایی و پیش دبستانی می رسه، تقاضا برای عملکردهای اجرایی مادر بیشتر می شه. مدیریت یه بچه فعال و پرجنب وجوش نسبت به مراقبت از یه نوزاد، منابع شناختی متفاوتی رو می طلبه.
یه یافته خاص در مورد سابقه سلامت روان خیلی قابل توجه بود. محقق ها بررسی کردن که قبل از اینکه برچسب ADHD به این خانم ها بخوره، چه اتفاقی براشون افتاده بود. اون ها فهمیدن که بیش از نیمی از مادرهایی که بعد از زایمان تشخیص ADHD گرفته بودن، سابقه مراجعه به خدمات روان پزشکی رو داشتن.
به طور خاص، 53.9 درصد از این خانم ها در فاصله بین زایمان و تشخیص ADHD، برای مسائل دیگه سلامت روان تحت درمان بودن. اون ها یا برای افسردگی، اضطراب یا سوءمصرف مواد به کلینیک مراجعه کرده بودن یا داروهایی برای درمان این شرایط مصرف کرده بودن. این موضوع نشون دهنده سطح بالای ناراحتی و فشار قبل از شناسایی ADHD هست.
خیلی پیش می آد که ADHD در مادران پس از زایمان با اضطراب و افسردگی همراه باشه. با این حال، این زمان بندی نشون دهنده یه مشکل احتمالی در تشخیص اشتباه یا تاخیر در شناساییه. خانم ها ممکنه با شکایت از احساس کلافگی، اضطراب یا ناتوانی در کنار اومدن با شرایط به پزشک مراجعه کنن. پزشک ها ممکنه اختلال خلقی رو درمان کنن بدون اینکه متوجه علت زمینه ای عصبی-تکاملی بشن.
افسردگی پس از زایمان چندین علامت مشترک با نوع بی توجه ADHD داره. هر دو شرایط می تونن شامل مشکل در تمرکز، مه آلودگی مغزی و احساس غرق شدن در مشکلات باشن. با این حال، شناخت نقش تنهایی و خودارزیابی در تاثیر افسردگی بر معنای زندگی و سلامت روان نباید باعث شود که پزشکان از ریشه های احتمالی بیش فعالی غافل بمانند. اگه پزشک فقط روی علائم خلقی تمرکز کنه، مشکل اصلی درمان نشده باقی می مونه. محقق ها معتقدن که “افسردگی” گاهی اوقات ممکنه نتیجه ADHD درمان نشده باشه.
محقق ها نسبت های نرخ بروز رو برای اندازه گیری این روندها محاسبه کردن. در مقایسه با وضعیت پایه قبل از بارداری، نسبت نرخ در دوران بارداری 0.28 بود. این نشون دهنده کاهش خیلی زیاد در موارد جدید هست. در بازه زمانی دو تا پنج سال بعد از زایمان، این نسبت به 1.24 رسید.
این افزایش به 1.24 یعنی نرخ تشخیص 24 درصد بالاتر از قبل از بارداری خانم ها بوده. این افزایش آماری از این ایده حمایت می کنه که سال های بعد از زایمان یه زمان بحرانی برای ظهور علائم هست. به نظر می رسه “رونمایی” از علائم یه فرآیند تدریجی هست تا یه اتفاق ناگهانی.
این مطالعه همچنین به تفاوت های دموگرافیک هم اشاره کرد. مادرهایی که تشخیص ADHD گرفتن، به طور میانگین موقع به دنیا آوردن اولین فرزندشون نسبت به بقیه سن کمتری داشتن. میانگین سنی برای گروه ADHD حدود 26.9 سال بود، در حالی که برای گروه غیر ADHD این عدد 29.3 سال بود. این موضوع با تحقیقات قبلی که ADHD رو با والدگری در سنین پایین تر مرتبط می دونستن، همخوانی داره.
این مطالعه محدودیت هایی هم داره که روی تفسیر نتایج اثر می ذاره. تکیه بر داده های ثبت شده به این معنیه که محقق ها نمی تونستن با خانم ها مصاحبه کنن. اون ها دلیل دقیق اینکه چرا یه خانم در یه زمان خاص دنبال کمک رفته رو نمی دونن. داده ها فقط کسایی رو ثبت کردن که تشخیص رسمی پزشکی یا نسخه دریافت کردن.
خانم هایی که با علائم دست وپنجه نرم می کنن اما دنبال کمک پزشکی نمی رن، توی این آمار به حساب نیومدن. این یعنی تعداد واقعی خانم هایی که با مشکلات تمرکز بعد از زایمان روبرو هستن می تونه خیلی بیشتر باشه. علاوه بر این، مطالعه در پنج سالگی بعد از زایمان متوقف شد. مشخص نیست که آیا با ورود بچه ها به سن مدرسه، روند افزایشی تشخیص ها ادامه پیدا می کنه یا نه.
همچنین محقق ها در بعضی موارد از نسخه های دارویی به عنوان معیاری برای تشخیص استفاده کردن. با اینکه روان پزشک های خصوصی در دانمارک این داروها رو تجویز می کنن، اما همیشه کد تشخیص رو به مرکز ثبت گزارش نمی دن. این معیار معمولا قابل اعتماده اما یه مقیاس بی نقص نیست.
با وجود این محدودیت ها، حجم بالای جمعیت مورد مطالعه به یافته ها اعتبار می ده. روندهای مشاهده شده در صدها هزار تولد، تصویر روشنی از زمان تشخیص ها ارائه می ده. الگوی افت و بعد از اون افزایشِ با تاخیر، ثابت و از نظر آماری قوی هست.
پیامدهای عملی برای مدیریت ADHD در مادران پس از زایمان
این یافته ها کاربردهای عملی برای کادر درمان دارن. پزشک ها و ماماها باید بدونن که ADHD در مادران پس از زایمان ممکنه برای اولین بار در سال های بعد از زایمان خودش رو نشون بده. علائم ممکنه شبیه بیش فعالی کلیشه ای که توی پسرها می بینیم نباشه. در عوض، ممکنه به شکل شلختگی مزمن، ناتوانی در کنترل احساسات یا ناتوانی در مدیریت کارهای خونه خودش رو نشون بده.
بالا بودن نرخ درمان های قبلی برای افسردگی و اضطراب نشون دهنده نیاز به غربالگری بهتره. وقتی یه مادر برای مشکلات خلقی کمک می خواد، پزشک ها باید احتمال ADHD رو هم بررسی کنن. شناسایی زودهنگام می تونه جلوی سال ها سختی و درمان های بی اثر رو بگیره.
تحقیقات آینده باید مکانیزم های پشت این افزایش پس از زایمان رو بررسی کنن. دانشمندها باید بفهمن که آیا این افزایش به خاطر تغییرات بیولوژیکیه، یا استرس های روانی-اجتماعی بچه داری، یا ترکیبی از هر دو. مطالعات کیفی شامل مصاحبه با مادرها می تونه دید بهتری نسبت به تجربیات واقعی اون ها بده.
درک چالش های خاصی که مادرهای دارای ADHD باهاشون روبرو هستن برای ارائه حمایت بهتر ضروریه. مداخلات فرزندپروری که متناسب با مغز ADHD طراحی شده باشن می تونن خیلی مفید باشن. توصیه های استاندارد در مورد نظم و انضباط ممکنه برای مادری که نقص در عملکردهای اجرایی داره، جواب نده.
نویسنده ها به این نتیجه رسیدن که دوره پس از زایمان یه پنجره آسیب پذیریه. فشارهای ذهنی بزرگ کردن یه بچه ممکنه از توانایی های مقابله ای خانم های دارای ADHD تشخیص داده نشده، فراتر بره. شناخت این الگو اولین قدم برای بهبود مراقبت های سلامت روان برای مادرهای تازه هست.
شناسایی به موقع اختلال نقص توجه در دوران حساس پس از زایمان نه تنها به بهبود کیفیت زندگی مادر کمک می کند، بلکه باعث می شود استرس های محیطی ناشی از بزرگ کردن فرزند به شکلی مدیریت شده تر سپری شود. توجه به علائم غیرکلاسیک و تاریخچه سلامت روان زنان در این سال ها، کلید اصلی در ارائه حمایت های تخصصی و جلوگیری از تشخیص های نادرست ناشی از نادیده گرفتن اختلالات عصبی-تکاملی است.
ADHD diagnoses among mothers surge in the years following childbirth