این پژوهش به بررسی کلیشه های جنسیتی و تصورات غلطی می پردازد که مانع از ورود آقایان به حوزه های آموزشی و مراقبتی می شوند و به تفصیل چالش های مردان در نگهداری کودک را از منظر روان شناسی اجتماعی واکاوی می کند.
یه مطالعه جدید که توی مجله روانشناسی اجتماعی کاربردی (Journal of Applied Social Psychology) منتشر شده، نشون می ده که مردای جوون تصورات غلطی درباره میزان علاقه ی بقیه مردا به شغل های آموزش و مراقبت از کودکان خردسال دارن. این یافته ها ثابت می کنن که کلیشه های مربوط به گرایش جنسی و درک نادرست از باورهای هم سن وسال ها، همچنان باعث می شه که مردا توی نقش های مراقبتی حضور کمرنگی داشته باشن و با چالش های مردان در نگهداری کودک مواجه بشن.
کمبود حضور مردان و چالش های مردان در نگهداری کودک
«در سراسر جهان، حضور مردا توی آموزش و مراقبت از کودکان خردسال خیلی کمه. این مسئله از جنبه های زیادی مشکل سازه، اما یکی از اصلی ترین مسائل اینه که باعث تقویت این تفکر می شه که مراقبت یه “کار زنونه ست” (یعنی چیزی که مردا نمی تونن و نباید انجام بدن) و به همین خاطر جلوی تلاش ها برای برابری جنسیتی رو می گیره.» این ها رو نویسنده مطالعه، سرنا هینز (Serena Haines)، محقق پست دکترا در مرکز تخصصی سلامت روان در دانشگاه علوم کاربردی شرق سوئیس (OST) گفته. او در ادامه به بحث درباره چالش های مردان در نگهداری کودک پرداخت.
«تنوع بیشتر بین مربی ها و مراقبای مهدکودک، طیف گسترده تری از تجربیات اجتماعی و روش های یادگیری رو برای بچه ها فراهم می کنه که می تونه مزایای شناختی و عاطفی براشون داشته باشه. همچنین حضور فعالانه مردان در این نقش ها می تواند یادآور تاثیر پدر بر سلامت آینده کودک باشد و از سنین پایین به بچه ها یاد بده که مراقبت و همدلی، ویژگی های مختص به یک جنسیت خاص نیستن.»
«کمبود حضور مردا توی بخش مراقبت از کودکان معمولا از دیدگاه کسایی که توی این حرفه هستن بررسی می شه؛ اما تحقیقات خیلی کمی درباره این انجام شده که مردا از بیرون چه نگاهی به این شغل دارن یعنی به عنوان یه مسیر شغلی احتمالی برای خودشون یا بقیه مردا. این همون شکافی بود که پروژه ما بهش پرداخت.»
به طور خاص، محققا می خواستن مفهومی به اسم «جهل متکثر» (Pluralistic Ignorance) رو بررسی کنن. جهل متکثر زمانی اتفاق می افزاید که افراد تصور غلطی از باورها یا هنجارهای واقعی گروه خودشون دارن. این سوءتفاهم اغلب باعث می شه که آدما علایق واقعی خودشون رو پنهان کنن تا از یه قانون اجتماعی که در واقعیت وجود نداره، پیروی کنن و این خود یکی از چالش های مردان در نگهداری کودک است.
تصویری که در ادامه مشاهده می کنید، نمادی از مقابله با کلیشه های جنسیتی در محیط های آموزشی و تلاش برای درک بهتر موانع حضور آقایان در این حوزه است.
![]()
این تصویر بر اهمیت حضور متنوع مربیان تاکید دارد، موضوعی که در تحلیل های آماری این پژوهش برای بررسی نگرش های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است.
تیم تحقیق این مطالعه رو طراحی کردن تا بفهمن آیا مردای جوون بر اساس اینکه هم سن وسال هاشون همجنس گرا هستن یا دگرجنس گرا، تصور اشتباهی از علایق شغلی واقعی اونا دارن یا نه. برای بررسی این موضوع، محققا مردای جوون 18 تا 30 سال ساکن ایالات متحده رو جذب کردن. بعد از حذف پاسخ های ناقص، نمونه نهایی شامل 334 مرد بود.
این نمونه شامل 174 مرد همجنس گرا و 160 مرد دگرجنس گرا بود. شرکت کننده ها به صورت تصادفی انتخاب شدن تا به سوالاتی درباره یکی از سه گروه هدف مشخص پاسخ بدن. از اونا خواسته شد که یا خودشون، یا مردای همجنس گرا به طور کلی، و یا مردای دگرجنس گرا به طور کلی رو در نظر بگیرن.
نتایج پژوهش و مواجهه با چالش های مردان در نگهداری کودک
محققا متوجه شدن که هم مردای همجنس گرا و هم دگرجنس گرا، میزان علاقه ی مردای همجنس گرا به شغل های مراقبت از کودک رو بیش از حد تخمین زدن. وقتی مردای دگرجنس گرا درباره هم نوع های خودشون نظر دادن، تخمین هاشون با همون علاقه ی پایینی که واقعا گزارش شده بود، همخونی داشت. اما مردای همجنس گرا به طور قابل توجهی علاقه ی گروه خودشون رو دست بالا گرفتن که نشون دهنده جهل متکثره. درک این موانع و انگیزه ها برای حل چالش های مردان در نگهداری کودک حیاتی است.
وقتی به پاسخ های تشریحی نگاه کردن، دیدن که شرکت کننده ها موانع خیلی بیشتری رو نسبت به انگیزه ها لیست کردن. توی همه گروه ها، رایج ترین موانع مسائل عملی مثل حقوق پایین و شرایط کاری نامناسب بود. رایج ترین انگیزه ها هم تعامل مثبت با بچه ها و پتانسیل برای حقوق بهتر بود.
داده ها همچنین شواهدی از کلیشه های عمیق درباره گرایش جنسی رو نشون میده. شرکت کننده ها تمایل داشتن باور کنن که مردای دگرجنس گرا عمدتا به خاطر کلیشه های جنسیتی و تمایل به حفظ ظاهر سنتی مردانه، از این کار دوری می کنن. از طرف دیگه، شرکت کننده ها معتقد بودن که مردای همجنس گرا عمدتا به خاطر ترس از قضاوت های منفی، پیش داوری و سوءظن اجتماعی عقب نشینی می کنن. این کلیشه ها بر چالش های مردان در نگهداری کودک می افزاید.
محققا همچنین الگوهای مشخصی از جهل متکثر رو توی نگاه مردا به این موانع و انگیزه ها مشاهده کردن. مثلا، مردای دگرجنس گرا فکر می کردن نیاز به مردونه به نظر رسیدن، بقیه مردای دگرجنس گرا رو خیلی بیشتر از خودشون دلسرد می کنه. مردای همجنس گرا هم فکر می کردن تمایل به به چالش کشیدن نقش های جنسیتی، بقیه مردای همجنس گرا رو بیشتر از خودشون ترغیب می کنه.
دانشمندا پیشنهاد می کنن که برای متنوع کردن نیروی کار در بخش آموزش خردسالان، نیاز به مداخلاتی هست. فرای بهتر کردن شرایط کاری، اونا توصیه می کنن که معانی جنسیتی و جنسی زده ای که به کارِ مراقبت چسبیده، به چالش کشیده بشه. تصمیمات شغلی مردا نه فقط با مسائل مالی، بلکه با ترس از قضاوت های اجتماعی هم شکل می گیره و این به روشنی چالش های مردان در نگهداری کودک را نشان می دهد.
در کل، یافته های ما نشون می ده که کلیشه ها و باورهای غلط درباره هنجارهای اجتماعی، روی طرز فکر مردا نسبت به خودشون و بقیه مردا برای کار توی مهدکودک تاثیر می ذاره و بر چالش های مردان در نگهداری کودک صحه می گذارد.
در نهایت، تغییر نگرش های جامعه و اصلاح ساختارهای کاری می تواند راه را برای حضور پررنگ تر آقایان در مشاغل مراقبتی هموار کند. آگاهی از اینکه سوءتفاهم های اجتماعی چگونه بر تصمیمات شغلی اثر می گذارند، اولین قدم برای شکستن حصار کلیشه ها و ایجاد محیطی برابر برای رشد کودکان توسط هر دو جنسیت است.
How sexual orientation stereotypes keep men out of early childhood education