درک علمی تغییر پذیری سایکوپات و استفاده از روش های درمانی نوین، دریچه ای جدید برای کاهش رفتارهای خشونت آمیز و اصلاح شخصیت های ضداجتماعی گشوده است.
شاید سایکوپات ها (روان آزارها) فقط حدود 1 درصد از کل جمعیت رو تشکیل بدن، اما سهم خیلی زیادی در جرم های خشن دارن. درک تغییر پذیری سایکوپات برای رویکردهای درمانی جدید حیاتی است.
سایکوپات ها با بقیه وضعیت ها مثل جامعه ستیزی (سوسیوپاتی) و اختلال شخصیت ضداجتماعی تفاوت دارن؛ اونا معمولا ویژگی هایی مثل نداشتن حس پشیمونی یا گناه، نبود همدلی و یه سبک رفتاری جذاب اما فریبکارانه دارن.
شاید براتون سخت باشه تصور کنین کسی که همدلی زیادی نداره چطوری می تونه تغییر کنه. درمان های روان شناختی اولیه هم موفقیت آمیز نبودن. اما پیشرفت ها در تحقیقات نشون می ده که درک عمیق تر از سایکوپاتی و تغییر پذیری سایکوپات ممکنه به ایجاد مداخلات موثرتر کمک کنه.
افراد مبتلا به سایکوپاتی معمولا در پاسخ دادن به رنج بقیه مشکل دارن، مثلا به سختی می تونن حالت های ترس و ناراحتی رو در چهره بقیه تشخیص بدن. اگه تا حالا دیدین کسی به خودش آسیب شدیدی زده، احتمالا واکنش ناخوشایندی داشتین.
مغز شما به درد اونا واکنش نشون داده و بدن تون هم احتمالا علائمی از تحریک فیزیولوژیکی رو بروز داده. ممکنه ضربان قلب تون بالا رفته باشه یا عرق کرده باشین.
در ادامه، تصاویری از تحقیقات انجام شده بر روی پاسخ های فیزیولوژیک افراد مختلف را مشاهده می کنید.
![]()
این داده های تصویری به دانشمندان کمک کرده تا تفاوت های بنیادی در سیستم های عصبی را بهتر شناسایی کنند.
این ها نشانه های رایج تحریک فیزیولوژیکی در پاسخ به رنج دیگرانه. اما این موارد اغلب در سایکوپات ها دیده نمی شه.
وقتی من و همکارام از زندانی هایی با سابقه خشونت خواستیم که عکس های حالت های احساسی چهره بقیه رو تماشا کنن، اونایی که ویژگی های شخصیتی سایکوپاتی بیشتری داشتن، تحریک فیزیولوژیکی کمتری هم از خودشون نشون دادن. مطالعه سال 2019 (1397-1398) ما نشون داد که اندازه مردمک چشم (اون سوراخ سیاه کوچیک وسط چشم که نور رو وارد می کنه اما موقع تحریک فیزیولوژیکی بزرگ تر می شه) در افرادی که ویژگی های سایکوپاتی بالاتری داشتن، وقتی به عکس افراد ترسان نگاه می کردن، تغییر چندانی نمی کرد.
این تفاوت ها یعنی بعضی از افراد با این ویژگی ها ممکنه در یادگیری این موضوع که چطوری کارهاشون باعث پریشانی یا ترس بقیه می شه، دچار مشکل باشن.
زندان ها و بیمارستان های فوق امنیتی روانی جاهایی هستن که افراد با ویژگی های سایکوپاتی معمولا وارد برنامه های درمانی می شن که برای کاهش خطر تکرار جرم طراحی شدن. در همین راستا، بررسی عوامل خشونت در بازداشتگاه نوجوانان و تاثیر سلامت روان می تواند بینش های مهمی درباره چگونگی مدیریت رفتارهای پرخطر در بزرگسالی ارائه دهد.
بعد از برنامه های رفتاردرمانی شناختی که به زندانی ها (چه با سایکوپاتی یا اختلال شخصیت دیگه و چه بدون اون ها) ارائه می شه، کاهش های کمی در تکرار جرم گزارش شده است.
اما همه برنامه های مربوط به رفتارهای مجرمانه موفقیت آمیز نبودن. برای درک بهتر تغییر پذیری سایکوپات، نگاهی به برنامه های شکست خورده نیز لازم است. برای مثال در بریتانیا در سال 2017 (1395-1396)، شکست برنامه اصلی درمان مجرمان جنسی که توسط سازمان زندان ها و خدمات نظارتی پادشاه (HMPPS) طراحی و در سال 1992 (1370-1371) تایید شده بود، با هدف کاهش تکرار جرم، خیلی رسانه ای شد.
سازمان HMPPS از اون زمان برنامه جدیدی به اسم «ایجاد انتخاب ها» (Building Choices) رو معرفی کرده. این برنامه از یه رویکرد مبتنی بر توانمندی ها و مهارت محور برای بهبود مدیریت احساسات، روابط سالم و داشتن هدف در زندگی استفاده می کنه. برخلاف دوره قبلی، این برنامه برای رسیدگی به نوع خاصی از جرم طراحی نشده و نشانه هایی از موفقیت رو نشون داده. این رویکردهای جدید به بهبود تغییر پذیری سایکوپات امیدوارکننده هستند.
از نظر تاریخی، محققان فکر می کردن این برنامه ها وقتی برای افراد مبتلا به سایکوپاتی اجرا می شن، در کاهش تکرار جرم کمتر موثر هستن. در واقع، بعضی مطالعات حتی نشون می دن که وضعیت افراد سایکوپات بعد از درمان بدتر هم شده. این مطالعات چالش هایی را در مسیر تغییر پذیری سایکوپات نشان می دهند.
یکی از این برنامه ها که از حدود سال 1965 (1343-1344) تا 1978 (1356-1357) در بخش فوق امنیتی «اوک ریج» (Oak Ridge) مرکز سلامت روان در پنتانگوشین انتاریوی کانادا ارائه می شد، از چیزی به اسم «کپسول مواجهه کامل» استفاده می کرد.
این نتایج باعث ایجاد بدبینی زیادی بین دانشمندان و متخصصان شد. اما شاید این بدبینی بیجا باشه.
شاید جای تعجب نباشه که «کپسول مواجهه کامل» موثر نبوده. این کپسول «یه اتاقک کوچیک و بسته بود که غذا از طریق لوله هایی در دیوارها تامین می شد و هیچ کدوم از اعضای گروه در طول جلساتی که تا دو هفته طول می کشید، حق ترک اونجا رو نداشتن».
گزارش شده که شرکت کننده ها برهنه بودن و داوطلبانه شرکت نکرده بودن. درمانگرهای حرفه ای کمی اونجا حضور داشتن و استفاده از زور و تحقیر هم مجاز بود.
از قدیم، بدبینی های زیادی در مورد درمان بقیه اختلالات شخصیتی هم وجود داشته.
این موضوع تا حدی بازتاب دهنده انگ و بدنامی (استیگما) متصل به این اختلالاته. اما دلیل دیگه اش اینه که مشکلات شخصیتی می تونه ساختن رابطه رو برای افراد سخت کنه، از جمله رابطه با افرادی که مسئول درمان شون هستن.
با این حال، یه نوع درمان به اسم رفتاردرمانی دیالکتیک در کاهش آسیب به خود در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (که با مجرم بودن مرتبط نیست) موفقیت آمیز بوده. این نوع درمان برای کمک به افراد طراحی شده تا با احساسات شدید کنار بیان و مهارت های بین فردی رو یاد بگیرن. این رویکردها درس هایی برای تغییر پذیری سایکوپات ارائه می دهند.
در مطالعه جدید دیگه ای، درمان مبتنی بر ذهن سازی که توانایی فرد رو برای درک و تنظیم اثرات منفی افکار و احساسات هدف قرار می ده، منجر به کاهش رفتارهای پرخاشگرانه در افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی شد. یافته هایی مثل این نشون می ده که وقتی نوبت به اختلالات شخصیتی می رسه، مداخلات اختصاصی و شخصی سازی شده موثرتر هستن. این امر در مورد تغییر پذیری سایکوپات نیز صدق می کند.
تغییر پذیری سایکوپات و توانایی همدلی
یه نکته مهم موقع درمان سایکوپات ها اینه که اغلب تصور می شه اونا توانایی همدلی ندارن. اما این فرض توسط بعضی مطالعات جالب به چالش کشیده شده، که نشون می دهد اونا ممکنه در واقع انگیزه کافی برای همدلی رو نداشته باشن.
در یه مطالعه اسکن مغزی در سال 2013 (1391-1392)، گروهی از دانشمندان در دانشگاه خرونینگن هلند نشون دادن که هرچند سایکوپات های مجرم به طور خودکار نسبت به درد بقیه که در ویدئوها نمایش داده می شد همدلی نمی کردن، اما وقتی بهشون دستور داده شد که حس کنن افراد توی ویدئو چه حسی دارن، مغزشون پاسخ همدلانه ای مشابه افراد غیرسایکوپات ایجاد کرد.
اگه اونا بتونن بهتر درک کنن که کارهاشون چطوری می تونه به بقیه آسیب بزنه، این می تونه یه قدم مهم برای کمک به افراد مبتلا به سایکوپاتی باشه.
شاید امیدوارکننده ترین تحقیق که نشون می ده سایکوپات ها می تونن تغییر کنن، روی جوون ها انجام شده. با اینکه کودکان و افراد زیر 18 سال رو نمی شه به عنوان سایکوپات تشخیص داد، ویژگی های سایکوپاتی که به عنوان «ویژگی های بی عاطفگی و سنگدلی» شناخته می شن رو می شه به طور مطمئن در کودکان دو ساله هم ارزیابی کرد.
یه مطالعه در سال 2018 (1396-1397) مداخلات فرزندپروری رو طوری تغییر داد که برای این گروه پرخطر از کودکان سه تا شش ساله موثرتر باشه. بعد از اون، کودکان کاهش قابل توجهی در مشکلات رفتاری، ویژگی های بی عاطفگی و پرخاشگری نشون دادن. محققان به والدین آموزش دادن که گرمی، حساسیت و پاسخگویی بیشتری از خودشون نشون بدن. همچنین از والدین خواسته شد که به جای استراتژی های مبتنی بر تنبیه، روی استراتژی های مبتنی بر پاداش تمرکز کنن تا کودکان شرکت کننده رو تشویق کنن نسبت به ناراحتی بقیه حساس تر باشن.
یه مطالعه در سال 2022 (1400-1401) هم نتایج مثبتی رو گزارش کرد و بهبودهایی رو در رفتار و روابط شخصی نوجوانان بعد از یه مداخله با تمرکز روی استراتژی های فرزندپروری مبتنی بر توانمندی (کمک به بچه ها برای اینکه بفهمن در چه کارهایی خوب هستن) به جای استراتژی های مبتنی بر تنبیه نشون داد.
بنابراین، کارهای اخیر دریچه ای به آینده ای خوش بینانه تر برای کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و ضداجتماعی مرتبط با سایکوپاتی باز می کنه. شاید سوال این نیست که آیا سایکوپات ها الان می تونن تغییر کنن یا نه، بلکه اینه که آیا ما می تونیم در کمک به تغییر اون ها بهتر عمل کنیم؟
آینده تغییر پذیری سایکوپات
تحقیقات نشان می دهد که با وجود چالش های فراوان، امید به اصلاح رفتارهای ضداجتماعی از طریق درک عمیق تر سازوکارهای مغزی و روانی وجود دارد. تمرکز بر تغییر پذیری سایکوپات و استفاده از روش های حمایتی به جای تنبیهی، می تواند به نتایج درخشانی در کنترل خشونت و بهبود روابط اجتماعی این افراد منجر شود.
Can psychopaths change? New research suggests tailored treatments might work