مطالعه ای جدید در مجله روان داروشناسی نشان می دهد که سیلوسایبین با ایجاد اختلال در حافظه کاری و توجه، منجر به تجربه قارچ جادویی و کند شدن زمان می شود و باعث می گردد افراد فواصل زمانی را کوتاه تر از واقعیت تخمین بزنند.
یه مطالعه جدید نشون داده که سیلوسایبین، همون ماده فعال توی قارچ های جادویی، درک آدما از زمان رو تغییر می ده؛ به این صورت که باعث می شه اونا مدت زمان اتفاقات بصری رو کمتر از چیزی که هست تخمین بزنن و حس کنن زمان داره کُندتر می گذره. این تحقیق بر روی اثرات قارچ جادویی و کند شدن زمان متمرکز شده و در مجله روان داروشناسی (Journal of Psychopharmacology) منتشر شده، نشون می ده که این به هم ریختگی های زمانی احتمالا به خاطر اختلالات موقت در توجه و حافظه اتفاق می افتن، نه به خاطر تغییر توی یه ساعت بیولوژیکی درونی فرضی. این نتایج کمک می کنه تا مکانیزم های روانی پشت تجربه های روان گردان شفاف تر بشن و دید بهتری درباره این موضوع بدن که مغز انسان چجوری گذرِ ثانیه ها رو ردیابی می کنه.
درک زمان و اثرات قارچ جادویی و کند شدن زمان
تحقیقات روی مواد روان گردان در سال های اخیر خیلی سریع رشد کرده و تمرکز اصلی شون روی پتانسیل این مواد برای درمان بیماری های مختلف سلامت روان بوده. به عنوان بخشی از این علاقه دوباره، محقق ها دارن بررسی می کنن که چطور این ترکیبات عملکردهای شناختی پایه رو تغییر می دن. در واقع، همان طور که روش های علمی برای تقویت مغز با ورزش و افزایش تمرکز ذهنی وجود دارد، این مواد نیز با تاثیر بر مسیرهای عصبی، ادراک ما را دگرگون می کنند. به خصوص، بررسی پدیده قارچ جادویی و کند شدن زمان اهمیت زیادی پیدا کرده است. یکی از رایج ترین اثراتی که از مصرف روان گردان ها گزارش شده، تغییر شدید در درک زمانه. افرادی که از این مواد استفاده می کنن، معمولا می گن که انگار زمان ایستاده، کش اومده یا کلا معنای فیزیکی و سنتی خودش رو از دست داده.
مغز انسان زمان رو در مقیاس های مختلفی ردیابی می کنه. ما برای مدیریت چرخه های خواب روزانه مون به ریتم های شبانه روزی متکی هستیم و برای پردازش اطلاعات حسی در کسری از میلی ثانیه، به مکانیزم های عصبی سریع نیاز داریم. مطالعه فعلی روی «زمان بندی فواصل» تمرکز داره، که همون توانایی درک و ردیابی زمان در محدوده ثانیه تا دقیقه ست.
روان شناس ها معمولا زمان بندی فواصل رو با استفاده از یه مدل ذهنی توضیح می دن که شامل یه «ضربان ساز درونی» می شه. این ضربان ساز فرضی، پالس های منظمی رو ساطع می کنه. وقتی فردی نیاز داره مدت زمانی رو تخمین بزنه، یه سوئیچ درونی اجازه می ده این پالس ها وارد یه جمع کننده بشن. بعد مغز این تجمع پالس ها رو با خاطرات مربوط به مدت زمان های قبلی مقایسه می کنه تا قضاوت کنه.
در شرایط عادی، این سیستم به آدم اجازه می ده تا به طور دقیق تخمین بزنه چقدر طول می کشه تا چراغ راهنمایی عوض بشه یا یه تکه میوه چقدر توی مایکروویو بوده. بعضی داروها می تونن این سیستم رو تغییر بدن. یکی از بارزترین نمونه ها، اثرات قارچ جادویی و کند شدن زمان است. محرک هایی که دوپامین آزاد می کنن تمایل دارن تیک تاک ساعت درونی رو سریع تر کنن، که باعث می شه آدما حس کنن زمان بیشتری نسبت به واقعیت گذشته. سیستم سروتونرژیک، که روان گردان ها اونو هدف قرار می دن، نقش کمتر شناخته شده ای در این فرآیند داره.
تحقیقات قبلی در مورد سیلوسایبین و زمان بندی فواصل نتایج متفاوتی داشته. آزمایش های گذشته معمولا از شرکت کننده ها می خواستن که یه بازه زمانی خاص رو با فشار دادن یه دکمه برای یه مدت مشخص یا با ضربه زدن انگشت با ریتم ثابت بازسازی کنن. اون وظایف حرکتی نیاز به هماهنگی فیزیکی دارن که اون هم می تونه تحت تاثیر روان گردان ها قرار بگیره. این تفاوت ها، نیاز به بررسی دقیق تر قارچ جادویی و کند شدن زمان را برجسته می کند.
نویسنده اصلی، پتر شول، محقق مؤسسه ملی سلامت روان در جمهوری چک و همکارانش می خواستن ببینن آیا می تونن تغییر زمان رو بدون تکیه بر توانایی شرکت کننده در انجام حرکات فیزیکی اندازه گیری کنن. اونا همچنین می خواستن تست کنن که آیا این تغییر در مشاهدات بصری هم صدق می کنه یا نه، چون مطالعات قبلی بیشتر از نشانه های صوتی استفاده کرده بودن. با تغییر نوع کار و ورودی حسی، محقق ها مطالعه رو طوری طراحی کردن که تست کنن آیا سیلوسایبین باعث تغییر کلی در درک زمان می شه یا نه.
برای بررسی این موضوع، تیم تحقیقاتی 24 داوطلب سالم رو برای یه مطالعه دو سوکور با کنترل دارونما استخدام کردن. در دو نوبت جداگانه، شرکت کننده ها یا دارونما دریافت کردن یا دوز فعالی از سیلوسایبین که بر اساس وزن بدنشون تنظیم شده بود. نه شرکت کننده ها و نه محقق های توی اتاق نمی دونستن که در اون روز خاص کدوم کپسول بهشون داده شده.
محقق ها چهار ساعت بعد از اینکه شرکت کننده ها کپسول ها رو خوردن صبر کردن و بعد وظیفه زمان بندی رو انجام دادن. این دوره انتظار باعث می شد که شدیدترین اثرات بصری و شناختی دارو شروع به از بین رفتن کرده باشن. تیم می خواست مطمئن بشه که شرکت کننده ها هنوز می تونن صفحه کامپیوتر رو به وضوح ببینن و دستورالعمل های کار رو بفهمن.
در طول آزمایش، شرکت کننده ها روبروی کامپیوتر نشستن و یه وظیفه دو نیم سازی زمانی رو انجام دادن. اول، اونا یه مرحله آموزشی رو گذروندن که یاد گرفتن یه دایره آبی رو که دقیقا برای یک ثانیه روی صفحه نشون داده می شد، به عنوان یه مدت زمان «کوتاه» تشخیص بدن. اونا همچنین یاد گرفتن دایره آبی رو که دقیقا برای سه ثانیه نشون داده می شد، به عنوان یه مدت زمان «طولانی» شناسایی کنن.
بعد از آموزش، تست اصلی شروع شد. محقق ها دایره آبی رو در فواصل تصادفی مختلف بین یک تا سه ثانیه ارائه کردن. برای هر بار نمایش، شرکت کننده ها باید با استفاده از موس کامپیوتر دایره رو در دسته کوتاه یا طولانی طبقه بندی می کردن. با جمع آوری پاسخ ها در آزمایش های زیاد، محقق ها معیارهای خاصی رو درباره نحوه قضاوت شرکت کننده ها درباره فواصل زمانی محاسبه کردن.
یکی از معیارهای کلیدی که محقق ها بررسی کردن، نقطه دو نیم سازی بود. این دقیقا همون مدت زمانیه که در اون احتمال اینکه شرکت کننده محرک رو به عنوان کوتاه یا طولانی طبقه بندی کنه، با هم برابره. در فردی که درک زمانش کاملا دقیقه، این نقطه دقیقا روی 2 ثانیه می افته، یعنی درست وسطِ لنگرهای یک ثانیه ای و سه ثانیه ای.
معیار دیگه، کمترین تفاوت محسوس بود. این مقدار نشون دهنده کوچکترین تغییر در مدت زمانیه که یه شرکت کننده می تونه به طور دقیق تشخیص بده. مقدار کوچکتر نشون دهنده دقت بالاست، در حالی که مقدار بزرگتر نشون می ده درک فرد از زمان تاره و ثبات کمتری داره.
محقق ها متوجه تغییر در نقطه دو نیم سازی وقتی شرکت کننده ها تحت تاثیر سیلوسایبین بودن، شدن. شرکت کننده ها نیاز داشتن دایره برای مدت طولانی تری روی صفحه بمونه تا حاضر بشن اونو به عنوان «طولانی» طبقه بندی کنن. در واقع، اونا کمتر از مقدار واقعی تخمین می زدن که چقدر زمان در طول آزمایش ها گذشته. این یافته ها به روشنی نشان دهنده پدیده قارچ جادویی و کند شدن زمان است.
اگه یه دایره برای 2 ثانیه روی صفحه می موند، شرکت کننده هایی که سیلوسایبین مصرف کرده بودن جوری رفتار می کردن که انگار کمتر از 2 ثانیه گذشته. این تغییر نشون می ده که تجربه درونی زمان نسبت به تیک تاک واقعی ساعت کُند شده بود. برای اینکه حس کنن یه مقدار معمولی از زمان گذشته، شرکت کننده ها نیاز داشتن زمان واقعی بیشتری بگذره. این دقیقا همان چیزی است که به عنوان قارچ جادویی و کند شدن زمان توصیف می شود.
علاوه بر این، شرکت کننده ها موقع مصرف سیلوسایبین، افزایش در معیار کمترین تفاوت محسوس رو نشون دادن. پاسخ های اونا خیلی متغیر شد، به این معنی که اونا دقتشون رو در تشخیص فواصل زمانی مشابه از هم از دست دادن. این کاهش دقت برای مدت زمان های واقعی که بیشتر از 2 ثانیه طول می کشید، کاملا مشهود بود.
نتایج عینی و ذهنی پدیده قارچ جادویی و کند شدن زمان
در پایان جلسه، محقق ها پرسشنامه هایی رو برای پرسیدن درباره تجربه های ذهنی شرکت کننده ها ارائه دادن. شرکت کننده ها به این موضوع امتیاز دادن که تا چه حد حس می کردن زمان خیلی کُندتر یا سریع تر از حد معمول می گذره. پاسخ های گزارش شده به شدت به سمت حس کُند شدن زمان تمایل داشت که با نتایج کار با کامپیوتر هم خوانی داشت.
وقتی محقق ها پاسخ های نظرسنجی ذهنی رو با داده های کار کامپیوتری مقایسه کردن، متوجه رابطه واضحی شدن. شرکت کننده هایی که شدیدترین تغییرات رو در درک زمانشون در پرسشنامه ها گزارش کرده بودن، معمولا بیشترین جابه جایی رو هم در نقطه دو نیم سازی شون داشتن.
نویسندگان مطالعه پیشنهاد می کنن که این تغییرات زمانی احتمالا نتیجه تغییر مستقیم سرعت ضربان ساز ذهنی درونی توسط دارو نیست. در عوض, اونا پیشنهاد می کنن به نتایج از دریچه چارچوبی نگاه بشه که در اون مغز دائما جهان رو بر اساس دانش قبلی و داده های حسی ورودی پیش بینی می کنه. وقتی فردی سعی می کنه یه بازه چند ثانیه ای رو ردیابی کنه، مغزش باید اون اطلاعات حسی ورودی رو نگه داره تا بتونه اونو طبقه بندی کنه.
محقق ها پیشنهاد می دن که حالت روان گردان باعث ایجاد نویز شناختی در این سیستم می شه، به خصوص حافظه کاری و توجه رو مختل می کنه. برای فواصل طولانی تر در حد چند ثانیه، این نویز غلبه می کنه. مغز برای نگه داشتن پالس های زمانی انباشته شده به مشکل می خوره، که باعث می شه شرکت کننده قضاوت های زودهنگام داشته باشه و گذر واقعی زمان رو کمتر از چیزی که هست تخمین بزنه.
این مطالعه محدودیت هایی داشت که نویسنده ها بهش اشاره کردن. آزمایش شامل تعداد نسبتا کمی از شرکت کننده ها بود و زمان بندی نظرسنجی ها یه چالش روش شناختی ایجاد کرد. پرسشنامه ها در پایان جلسه داده شدن، به این معنی که شرکت کننده ها مجبور بودن تجربه کلی خودشون رو به یاد بیارن، نه اینکه گزارش بدن دقیقا در همون لحظه انجام کار با کامپیوتر چه حسی داشتن.
تست زمان بندی هم 4 ساعت بعد از مصرف ماده انجام شد، یعنی در مرحله ای که اثرات دارو رو به پایان بود. انجام تست در اوج اثرات دارو ممکنه نتایج متفاوتی داشته باشه، هرچند تغییرات بصری شدید ممکنه انجام کار با کامپیوتر رو غیرممکن کنه. محقق ها به صراحت بررسی نکردن که آیا شرکت کننده ها دارن ثانیه ها رو توی دلشون می شمارن یا نه، با وجود اینکه بهشون گفته شده بود این کار رو نکنن.
تحقیقات آینده می تونه این اثرات زمانی رو با استفاده از دوزهای مختلف روان گردان یا یه مقیاس کشویی مداوم برای نظرسنجی ها بررسی کنه تا بازخوردهای ذهنی دقیق تری جمع آوری کنه. محقق ها امیدوارن که مسدودکننده های شیمیایی خاصی رو در مغز آزمایش کنن تا ببینن دقیقا کدوم گیرنده های سروتونین مسئول از هم پاشیدن درک زمان هستن. این کار می تونه به جداسازی دقیق فرآیندهای شناختی که موقع ایستادن زمان شکست می خورن، کمک کنه. این تحقیقات می تواند در درک بهتر پدیده قارچ جادویی و کند شدن زمان بسیار موثر باشد.
فهم دقیق نحوه اثرگذاری سیلوسایبین بر درک زمان، گامی بزرگ در جهت شناخت پیچیدگی های آگاهی انسان است. این نتایج نشان می دهند که چگونه اختلالات ظریف در عملکردهای شناختی مانند حافظه و توجه، می توانند واقعی ترین جنبه های زندگی ما، یعنی گذر ثانیه ها، را بازتعریف کنند و بستری برای درمان های آینده فراهم آورند.
A new study measures the temporal distortions caused by psychedelics