تحقیقات جدید نشان می دهند که اضطراب اجتماعی جوانان و اعتیاد به شبکه های اجتماعی از طریق مکانیسم مقایسه خود با دیگران به شدت با یکدیگر مرتبط هستند و این چرخه می تواند سلامت روان نوپدیدسالان را به خطر بیندازد.
جوون هایی که اضطراب اجتماعی رو تجربه می کنن، ممکنه بیشتر در معرض خطر وابستگی روانی به پلتفرم های شبکه های اجتماعی باشن و این می تواند به اضطراب اجتماعی جوانان و اعتیاد به فضای مجازی منجر شود. یه مطالعه جدید نشون می ده که این رابطه تا حدی با یه عادت روانی، یعنی مقایسه خود با دیگران در فضای آنلاین، توضیح داده می شه. این تحقیق در مجله Addictive Behaviors.
در حالی که استفاده از شبکه های اجتماعی یه عادت روزانه رایجه، فعالیت طولانی مدت می تونه منجر به وضعیتی بشه که شبیه به اختلال سوءمصرف مواده. دستورالعمل های پزشکی در حال حاضر وسواس به رسانه های اجتماعی رو به عنوان یه بیماری روانی رسمی طبقه بندی نمی کنن، اما روان شناس ها الگوهای اعتیادآور واضحی رو در اون شناسایی کردن که نشان دهنده رابطه مستقیم فضای مجازی و سلامت روان جوانان در پژوهش های اخیر است و مرتبط با اضطراب اجتماعی جوانان و اعتیاد است. افراد ممکنه بیش از حد درگیر فیدهای خودشون بشن و در طول روز تمایل شدیدی برای آنلاین شدن داشته باشن. این رفتار می تونه تا جایی پیش بره که به طور مرتب در تحصیلات دانشگاهی، اهداف شغلی و رفاه شخصی اختلال ایجاد کنه.
تصور می شه که این الگوی رفتار دیجیتال به ویژه در اواخر نوجوانی و اوایل بیست سالگی شایع باشه. روان شناس ها به این مرحله از زندگی «نوپدیدسالی» می گن. در طول این سال ها، افراد معمولا افزایش استقلال شخصی رو تجربه می کنن و تمرکز زیادی روی توسعه هویت خودشون دارن. مدیریت روابط عاطفی و دوستانه به یه اولویت بالا تبدیل می شه و همین موضوع ابزارهای ارتباط دیجیتال رو بسیار جذاب می کنه و همین امر می تواند زمینه ساز اضطراب اجتماعی جوانان و اعتیاد به پلتفرم های آنلاین شود.
بررسی ارتباط اضطراب اجتماعی جوانان و اعتیاد به شبکه های اجتماعی
بعضی از افراد با ترس شدیدی از مورد ارزیابی منفی قرار گرفتن توسط همسالانشون وارد این مرحله از زندگی می شن، وضعیتی که به عنوان اضطراب اجتماعی شناخته می شه. حضور در فضاهای فیزیکی برای جوون هایی که با این ترس همیشگی از قضاوت دست وپنجه نرم می کنن، می تونه خسته کننده باشه. افراد با اضطراب اجتماعی برای پیدا کردن یه جایگزین، اغلب به محیط های دیجیتال رو می آرن تا نیاز به ارتباط انسانی رو برآورده کنن و همین موضوع چرخه اضطراب اجتماعی جوانان و اعتیاد را تقویت می کند. اینترنت فضای کنترل شده ای رو فراهم می کنه که در اون کاربرها می تونن بدون فشار فوریِ یک مکالمه واقعی، محتواها رو به صورت غیرفعال مرور کنن.
تئوری های روان شناختی پیشنهاد می دن که این رو آوردن به اینترنت به عنوان یه مکانیسم مقابله ای عمل می کنه. مردم سعی می کنن با غرق شدن در فضاهای دیجیتال، نیازهای ارتباطی که در دنیای واقعی برآورده نمی شه رو جبران کنن. در حالی که این استراتژی ممکنه در کوتاه مدت احساسات منفی رو تسکین بده، اما می تونه یه آسیب پذیری ماندگار ایجاد کنه. تکیه بر شبکه های ایمنی دیجیتال می تونه بازگشت نهایی به معاشرت های حضوری رو حتی سخت تر کنه.
تصویر زیر به خوبی نشان دهنده فشارهای روانی ناشی از حضور مداوم در پلتفرم های دیجیتال و چالش های سلامت روان است.
![]()
این بازنمایی بصری، تنهایی و انزوایی را که گاهی پشت صفحات نمایش پنهان می ماند و بر اضطراب فرد می افزاید، به تصویر می کشد.
ساختار شبکه های دیجیتال همچنین یک عادت روانی فراگیر به نام مقایسه اجتماعی رو تشویق می کنه. این عمل شامل ارزیابی ارزش شخصی، موفقیت یا جایگاه اجتماعی از طریق مقایسه خود با دیگرانه. از اونجایی که تایم لاین ها و فیدها جریانی با دقت انتخاب شده از به روزرسانی های شخصی و عکس ها رو نشون می دن، فرصت های بی پایانی رو برای کاربرها فراهم می کنن تا خودشون رو با دوست ها و غریبه ها بسنجن. ورود به این محیط می تونه برای کاربرهای دارای اضطراب اجتماعی که اغلب تردیدهای مداومی درباره هویت خودشون دارن، پیچیده باشه و به تشدید اضطراب اجتماعی جوانان و اعتیاد دامن بزند.
مشاهده دیگران در فضای آنلاین می تونه شامل مقایسه خود با کسی باشه که به نظر می رسه به طرز باورنکردنی موفقه، که محقق ها به اون «مقایسه صعودی» می گن. این کار می تونه باعث ایجاد احساس بی کفایتی بشه و فرد رو وادار کنه تا ساعت ها وقت صرف یادگیری رازهای محبوبیت کنه. از طرف دیگه، یه نفر ممکنه به کسی نگاه کنه که فکر می کنه در حال تقلاست، عادتی که به عنوان «مقایسه نزولی» شناخته می شه. بررسی مقایسه های نزولی می تونه باعث تقویت موقت اعتمادبه نفس بشه که به عنوان یک تجربه روان شناختی بسیار پاداش دهنده عمل می کنه و فرد رو تشویق می کنه تا به صفحه نمایش خودش خیره بمونه.
تحقیقات قبلی به طور مرتب همبستگی های قوی بین ویژگی های اضطرابی و استفاده از تلفن همراه رو در یک مقطع زمانی خاص گزارش کرده بودن، اما ردیابی افراد در طول چندین ماه، دید بهتری از نحوه شکل گیری این عادت ها و ارتباط آن با اضطراب اجتماعی جوانان و اعتیاد ارائه می ده. محقق ها، راندولف سی. اچ. چان و مارکوس شنگ کای لام، پروژه ای رو برای نقشه برداری از این روند طراحی کردن. اون ها محققان بخش مددکاری اجتماعی در دانشگاه چینی هنگ کنگ هستن.
نتایج تحقیق و درک عمیق تر اضطراب اجتماعی جوانان و اعتیاد
تیم تحقیق در نهایت نمونه ای شامل 330 جوون ساکن هنگ کنگ رو جذب کرد. داوطلب ها در بازه سنی 18 تا 25 سال بودن. زنان حدود سه چهارم شرکت کننده ها رو تشکیل می دادن و اکثریت قریب به اتفاق این جوون ها در حال حاضر دانشجو بودن. محقق ها برای جبران زحمات شرکت کننده ها، یک کوپن مالی ناچیز به اون ها ارائه دادن.
شرکت کننده ها در ابتدا یک پرسشنامه آنلاین رو پر کردن که جنبه های مختلف سلامت روان و عادت های تکنولوژی اون ها رو اندازه گیری می کرد. سه ماه بعد، تیم تحقیق با همون گروه از افراد برای ارزیابی پیگیری تماس گرفت. در مجموع 243 شرکت کننده برای ارائه اطلاعات به روز درباره عادت هاشون برگشتن. محقق ها این فاصله سه ماهه رو انتخاب کردن چون شبیه به طول یک ترم تحصیلی معمولیه و به تثبیت برنامه های روزانه شرکت کننده های دانشجو کمک می کنه.
برای سنجش سلامت عاطفی، نظرسنجی ها از شرکت کننده ها خواست تا به جملاتی در مورد مشکلات شخصی شون در صحبت با دیگران امتیاز بدن. تیم تحقیق همچنین از داوطلب ها خواست تا مشخص کنن که چقدر توانایی ها و سبک زندگی خودشون رو با افرادی که در فضای آنلاین می بینن، مقایسه می کنن. برای اندازه گیری استفاده مخرب از اینترنت، نظرسنجی پرسید که آیا شرکت کننده ها زمان زیادی رو صرف فکر کردن به پروفایل های دیجیتال خودشون می کنن یا موقع خروج از سیستم احساس کلافگی دارن یا نه.
محقق ها از مدل های آماری استفاده کردن تا ردیابی کنن که چطور تغییر در یک رفتار، تغییر در رفتار دیگه رو در طول زمان پیش بینی می کنه. نرخ انصراف بین دو دوره، تفاوت های آماری معنی داری رو در سلامت روان نشون نداد، هرچند درصد بیشتری از مردها نسبت به زن ها مطالعه رو ترک کردن. اون ها چندین احتمال ریاضی رو آزمایش کردن، از جمله مدل هایی که بررسی می کردن آیا وابستگی به اینترنت واقعا باعث اضطراب اجتماعی می شه یا برعکس. مدلی که در اون اضطراب منجر به مقایسه می شه و اون هم به نوبه خود منجر به رفتارهای اعتیادآور می شه، بهترین تناسب رو با داده ها داشت و ارتباط اضطراب اجتماعی جوانان و اعتیاد را نشان داد.
نظرسنجی های اولیه به نرخ بالای استفاده مشکل ساز از تکنولوژی در بین جوون ها اشاره داشت. با اعمال آستانه های نمره دهی استاندارد در پرسشنامه ها، محقق ها تعیین کردن که سی درصد از شرکت کننده ها علائمی رو گزارش کردن که با خطر بالای اعتیاد دیجیتال مطابقت داره.
هنگام مقایسه داده ها در طول بازه سه ماهه، محقق ها یک الگوی پیش بینی کننده واضح رو مشاهده کردن. شرکت کننده هایی که در ابتدای مطالعه سطوح بالایی از ترس در مورد تعاملات اجتماعی رو گزارش کرده بودن، تا پایان ترم به احتمال زیاد افزایشی رو در رفتارهای دیجیتال اعتیادآور نشون دادن. این یافته نشان دهنده یک جدول زمانی خودتقویت کننده است که در اون اجتناب از مکالمه مستقیم، مردم رو به سمت تکیه سنگین تر به تکنولوژی سوق می ده.
تیم تحقیق همچنین مکانیسم زیربنایی رو شناسایی کرد که به توضیح دقیق نحوه رخ دادن این پیشرفت کمک کرد. نمرات اولیه بالا در اضطراب، به طور قابل اعتمادی افزایش عادت مقایسه خود با دیگران در فیدهای دیجیتال رو پیش بینی می کرد. به نوبه خود، نرخ بالای مقایسه آنلاین، ایجاد علائم اعتیادآور رو در سه ماه بعد پیش بینی می کرد. به نظر می رسه افراد دارای اضطراب اجتماعی برای روشن شدن جایگاه اجتماعی خودشون به تکنولوژی نگاه می کنن و همین جستجو برای شفافیت، اون ها رو در چرخه اسکرول کردن های بی پایان گرفتار می کنه.
این اثر «پله ای» بسته به جنسیت کاربر متفاوت بود. مسیر پیوند دهنده اضطراب، مقایسه و اعتیاد نهایی در گروه داوطلبان زن واضح بود. محقق ها حدس می زنن که زن ها اغلب به روش هایی با تکنولوژی های ارتباطی تعامل دارن که بر جنبه های رابطه ای هویتشون تاکید زیادی داره. چون ممکنه اون ها بیشتر روی پویایی های گروهی تمرکز کنن، کاربرهای زن ممکنه به ویژه نسبت به ویژگی های مقایسه ای حساس باشن.
در مقابل، نتایجی که به این مسیر روان شناختی خاص اشاره می کرد، برای مردان حاضر در نمونه از نظر آماری معنی دار نبود. نویسندگان اشاره می کنن که تعداد کم داوطلبان مرد ممکنه قدرت ریاضی لازم برای تشخیص روابط ظریف در داده ها رو محدود کرده باشه. تحقیقات آینده باید تعداد بیشتری از مردها رو جذب کنه تا عادت های دیجیتال اون ها رو به طور کامل درک کنه.
محقق ها به چندین محدودیت دیگه هم اشاره کردن که باید در نحوه تفسیر یافته ها توسط عموم در نظر گرفته بشه. تکیه بر دانشجوهای زن به این معنیه که نتایج ممکنه برای افراد شاغل یا بزرگسالان مسن تر صدق نکنه. علاوه بر این، پرسشنامه ها کاملا روی استفاده عمومی از شبکه تمرکز داشتن. این ابزارها تفاوتی بین اپلیکیشن های پیام رسان متنی و پلتفرم های عکاسی بصری قائل نشدن، که می تونه به روش های بسیار متفاوتی روی کاربرها تاثیر بذاره.
پرسشنامه ها همچنین صرفا درباره عمل عمومی ارزیابی دیگر کاربرها سوال کردن و نتونستن بین مقایسه های صعودی و نزولی تفاوت قائل بشن. هنوز مشخص نیست که آیا تلاش برای محبوبیت یا جستجوی افراد کم بضاعت تر باعث پاسخ اعتیادآور می شه یا نه. همچنین به احتمال زیاد نیروهای روان شناختی دیگه ای، مثل ترس از دست دادن اتفاقات (FOMO)، در پیوند دادن اضطراب به افزایش زمان استفاده از صفحه نمایش نقش دارن.
این یافته ها راهنمایی های عملی برای گروه های مختلفی که در عصر دیجیتال فعالیت می کنن ارائه می ده. متخصصان سلامت روان که اضطراب رو درمان می کنن باید به طور روتین از مراجعانشون درباره زمان استفاده از صفحه نمایش سوال بپرسن و به بیمارها کمک کنن تا عادت مقایسه های دیجیتال رو ترک کنن. در عین حال، محقق ها پیشنهاد می دن که توسعه دهندگان تکنولوژی مسئولیت اخلاقی دارن تا محصولات سالم تری بسازن. طراحی مجدد اپلیکیشن ها برای محدود کردن فیدهای بی پایان و جلوگیری از رتبه بندی های اجتماعی شدید می تونه به محافظت از سلامت روان کاربران آسیب پذیر کمک کنه.
این مطالعه با عنوان «اضطراب اجتماعی به عنوان یک عامل مستعدکننده برای اعتیاد به رسانه های اجتماعی: یک بررسی طولی دو مرحله ای از مقایسه اجتماعی به عنوان یک مکانیسم زمینه ای ،» توسط راندولف سی. اچ. چان و مارکوس شنگ کای لام نوشته شده است.
درک عمیق تر این پیوندها به ما کمک می کند تا رویکردهای حمایتی بهتری برای نسل جوان فراهم کنیم. با شناسایی به موقع الگوهای رفتاری مخرب و کاهش تمایل به مقایسه های دائمی، می توان از تبدیل شدن ابزارهای ارتباطی به منابع استرس و اضطراب جلوگیری کرد و تعادلی سالم میان زندگی واقعی و مجازی برقرار ساخت.
Anxious young adults are more likely to develop digital addictions