پژوهش های علمی نشان می دهند که ویژگی های شخصیتی مانند گشودگی به تجربه های جدید، چگونه می توانند تعداد فرزندان و انگیزه های والدگری را تغییر دهند و تاثیر شخصیت بر فرزندآوری را در دنیای مدرن نمایان سازند.
افرادی که تمایل زیادی به تجربه های جدید و کاوش های ذهنی دارن، معمولا در طول عمرشون فرزندان کمتری دارن. این پدیده نشان دهنده ی تاثیر شخصیت بر فرزندآوری است. مطالعه ی جدیدی که در نشریه ی «علوم رفتاری تکاملی» منتشر شده، شواهدی ارائه می ده که نشون می ده این اتفاق به این دلیله که این افراد غالبا بچه دار شدن رو به تعویق می ندازن، روابط عاطفی کوتاه تری رو تجربه می کنن و انگیزه های مثبت کمتری برای شروع یک زندگی خانوادگی دارن. این یافته ها کمک می کنن تا بفهمیم چطور تفاوت های شخصیتی خاص، روی انتخاب های تولیدمثلی در جامعه ی مدرن اثر می ذاره.
بررسی تاثیر شخصیت بر فرزندآوری: نگاهی به پژوهش ها
آلکساندرا میلیچ، دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه پاویا، و یانکو مِدوویچ، استاد موسسه ی تحقیقات جرم شناسی و جامعه شناسی در بلگراد، این تحقیق رو انجام دادن. دانشمندان می خواستن رفتار انسان رو از دیدگاه تکاملی درک کنن. به طور خاص، اون ها روی یک ویژگی روان شناختی به نام «گشودگی به تجربه» تمرکز کردن.
این ویژگی معرف افرادیه که تخیل قوی دارن، از نظر ذهنی کنجکاو هستن و از ایده های جدید استقبال می کنن. مطالعات قبلی مدام نشون دادن که بین این ویژگی و باروری رابطه ی منفی وجود داره، که این تاثیر شخصیت بر فرزندآوری را آشکار می سازد. از نظر بیولوژیکی، این یعنی افرادِ بسیار «گشوده»، تمایل دارن بازماندگان کمتری از خودشون به جا بذارن.
میلیچ و مِدوویچ می خواستن عوامل خاص سبک زندگی و روابط رو که این روند تولیدمثلی رو توضیح می دن، شناسایی کنن. میلیچ توضیح داد: «انگیزه ی ما تحقیقات محدود در مورد گشودگی به تجربه در چارچوب بوم شناسی رفتاری انسان بود، که ویژگی های شخصیتی رو به عنوان پاسخ های سازگارانه ی احتمالی به شرایط محیطی می بینه.»
او اشاره کرد که شخصیت انسان ریشه های بیولوژیکی و پیامدهای تکاملی داره. میلیچ گفت: «در حالی که می دونیم ویژگی های شخصیتی مولفه های ژنتیکی دارن و ممکنه تحت تاثیر انتخاب طبیعی باشن، تحقیقات کمی تاثیر شخصیت بر فرزندآوری را در ارتباط با انگیزه ها و نتایج تولیدمثلی بررسی کرده اند.»
در تصویر زیر، نمایی نمادین از دغدغه های ذهنی و انتخاب های فردی در مسیر زندگی را مشاهده می کنید که با بحث های روان شناختی این پژوهش همسو است.
![]()
این تصویر به خوبی تفاوت های فردی در نگرش به آینده و تشکیل خانواده را به تصویر می کشد.
دانشمندان متوجه شکاف بزرگی در ادبیات علمی شدن در مورد اینکه چرا این نوع شخصیت خاص منجر به کوچک تر شدن خانواده ها می شه. میلیچ اضافه کرد: «تا جایی که ما می دونیم، برای مثال، هیچ مطالعه ی قبلی رابطه ی بین گشودگی و انگیزه های تولیدمثلی رو بررسی نکرده بود. ما می خواستیم بهتر درک کنیم که آیا و چگونه تفاوت های فردی در گشودگی ممکنه رفتار تولیدمثلی رو در محیط های مدرن شکل بده.»
برای بررسی این پویایی، محققان 1024 نفر رو به صورت آنلاین مورد بررسی قرار دادن. نمونه ها نسبتا جوون بودن و میانگین سنی شون 32.3 سال بود. این تعداد به طور تقریبا مساوی بین مردان و زنان تقسیم شده بود.
دانشمندان از تکنیک «نمونه گیری گلوله برفی» برای جمع آوری داده هاشون استفاده کردن. این یک روش جذب شرکت کننده است که در اون، شرکت کنندگان اولیه، نظرسنجی رو با شبکه های اجتماعی خودشون به اشتراک می گذارن. شرکت کنندگان یک پرسشنامه ی شخصیتی استاندارد رو پر کردن که سطح گشودگی اون ها به تجربه رو اندازه گیری می کرد.
نظرسنجی همچنین درباره ی تعداد کل فرزندان، سن اون ها در زمان تولد اولین فرزند و تعداد شرکای جنسی شون پرسیده بود. اگه شرکت کنندگان هنوز فرزندی نداشتن، سنی رو که امیدوار بودن در اون خانواده تشکیل بدن، مشخص کردن. محققان همچنین از شرکت کنندگان درباره ی طولانی ترین رابطه ی عاطفی شون پرسیدن.
در نهایت، نظرسنجی شامل یک مقیاس جامع بود که هم انگیزه های مثبت و هم منفی برای بچه دار شدن رو ارزیابی می کرد. انگیزه های مثبت شامل عواملی مثل رضایت شخصی و تداوم نسل خانواده بود. انگیزه های منفی نگرانی هایی مثل استرس مالی، سختی های تربیت فرزند یا تغییرات فیزیکی بدن رو پوشش می داد.
یافته های کلیدی در تاثیر شخصیت بر فرزندآوری
تجزیه و تحلیل داده ها نشون داد افرادی که گشودگی به تجربه ی بالاتری دارن، در واقع فرزندان کمتری دارن، که مهر تاییدی بر تاثیر شخصیت بر فرزندآوری است. محققان سه عامل اصلی رو شناسایی کردن که این ارتباط رو توضیح می داد. افراد بسیار گشوده تمایل داشتن برای داشتن اولین فرزندشون بیشتر صبر کنن، روابط عاطفی بلندمدت کوتاه تری رو گزارش کردن و دلایل مثبت کمتری برای والد شدن بیان کردن.
میلیچ به سای پُست (PsyPost) گفت: «نتیجه ی اصلی یافته های ما اینه که در نمونه ی ما، افرادی که گشودگی به تجربه ی بالاتری داشتن، تمایل به داشتن فرزندان کمتری داشتن، که این تاثیر شخصیت بر فرزندآوری را بیشتر روشن می کند. گشودگیِ بالاتر با ورود دیرتر به مرحله ی والدگری، روابط عاطفی کوتاه تر و انگیزه ی مثبت کمتر برای بچه دار شدن همراه بود که همه ی این ها با داشتن فرزندان کمتر مرتبط بودن.»
میلیچ اشاره کرد که این متغیرهای به هم پیوسته تصویر روشنی از تصمیم گیری تولیدمثلی ارائه می دن. او توضیح داد: «در مجموع، این عوامل کمک می کنن تا توضیح بدیم چطور تفاوت های شخصیتی ممکنه نتایج تولیدمثلی رو در طول زمان شکل بدن.»
دانشمندان هیچ پیوند معناداری بین گشودگی و تعداد کل شرکای جنسی پیدا نکردن. اون ها همچنین هیچ رابطه ای بین این ویژگی و احساسات منفی درباره ی بچه دار شدن پیدا نکردن. افرادِ بسیار گشوده صرفا کمتر جذب جنبه های مثبت والدگری می شدن.
میلیچ گفت: «یک یافته ی جالب این بود که افراد با گشودگی بالاتر تمایل به داشتن روابط عاطفی کوتاه تر داشتن، اما تعداد شرکای جنسی شون بیشتر نبود. این نشون میده که ارتباط با باروریِ کمتر ممکنه به افزایش رفتارهای جفت گیری مربوط نباشه، بلکه به انعطاف پذیری سبک زندگی و تغییر اولویت ها در طول زمان مربوط باشه.»
او خاطرنشان کرد که افراد بسیار گشوده لزوما مخالف ایده ی خانواده نیستن. میلیچ اضافه کرد: «ما همچنین دریافتیم که افراد با گشودگی بالا، انگیزه های منفیِ قوی تری برای بچه دار شدن گزارش نکردن، که نشون میده نتایج ممکنه بازتاب دهنده ی کاهش فشار اجتماعی و اهداف جایگزین در زندگی باشه و لزوما به معنای تمایل به بی فرزندی انتخابی و قضاوت اجتماعی یا نگرش منفی نسبت به والدگری نباشه.»
دانشمندان به چند محدودیت در طرح تحقیق شون اشاره کردن. این مطالعه بر اساس یک قالب مقطعی بود، به این معنی که داده ها در یک مقطع زمانی واحد جمع آوری شده بودن. این موضوع مانع از اون می شه که محققان روابط علت و معلولی قطعی رو ثابت کنن. این مطالعه مقطعی بود و برای درک کامل تاثیر شخصیت بر فرزندآوری نیاز به تحقیقات طولی بیشتری داریم.
میلیچ هشدار داد: «این مطالعه مقطعی بود، به این معنی که ما نمی تونیم درباره ی علیت نتیجه گیری کنیم.» سن شرکت کنندگان هم یک چالش بود، چون خیلی ها هنوز تشکیل خانواده شون رو تموم نکرده بودن.
میلیچ توضیح داد: «بسیاری از شرکت کنندگان هنوز در سنین باروری بودن؛ بنابراین، تعداد نهایی فرزندان اون ها هنوز مشخص نیست و الگوها ممکنه در نمونه هایی از افرادی که دوران تولیدمثل رو به پایان رسوندن، متفاوت باشه.» این یعنی مطالعات آینده باید برای تایید این الگوها، گروه های سنی بالاتر رو بررسی کنن.
نمونه ی آماری همچنین کمی به سمت گروه های اقتصادی-اجتماعی بالاتر گرایش داشت. میلیچ گفت: «علاوه بر این، نمونه شامل نسبت بالاتری از افراد با تحصیلات عالی بود که تعمیم نتایج رو به کل جامعه محدود می کنه. در نهایت، گشودگی با استفاده از یک مقیاس کوتاه اندازه گیری شد که ممکنه پیچیدگی کامل این ویژگی رو به خوبی نشون نده.»
در آینده، محققان امیدوارن بررسی کنن که شخصیت چطور بر برنامه ریزی خانواده در کل طول عمر اثر می ذاره. اون ها همچنین کنجکاو هستن که ببینن هوش، که اغلب با گشودگی همبستگی داره، چطور در این روندهای تولیدمثلی نقش ایفا می کنه. تحقیقات آینده باید عوامل بیشتری رو که ممکنه میانجیِ رابطه ی بین شخصیت و باروری باشن، به ویژه ارزش ها و نگرش ها، بررسی کنن تا تاثیر شخصیت بر فرزندآوری را به طور جامع تری درک کنیم.
علاوه بر این، درک بهتر از نحوه ی تعامل گشودگی با هوش ممکنه به روشن شدن الگوهای گسترده تر در تصمیم گیری های تولیدمثلی کمک کنه.
او امیدوار است مطالعاتی رو ببینه که افراد رو با افزایش سن دنبال می کنن تا ببینن انتخاب هاشون چطور پیش می ره. میلیچ در پایان گفت: «مطالعات طولی که افراد رو در طول دوره ی باروری دنبال می کنن، بسیار ارزشمند خواهند بود.»
مطالعه ی «بازاندیشی در والدگری: مکانیسم های میانجی در پیوند منفی بین گشودگی و باروری »، توسط آلکساندرا میلیچ و یانکو مِدوویچ نوشته شده است.
درک عمیق از پیوند میان روان شناسی فردی و رفتارهای تولیدمثلی، دریچه ای جدید به سوی تحلیل تغییرات جمعیتی می گشاید. این یافته ها یادآوری می کنند که انتخاب های کلان زندگی، بیش از آنکه صرفا تحت تاثیر شرایط اقتصادی باشند، از ساختارهای عمیق شخصیتی ما نشات می گیرند.
People with high openness to experience tend to have fewer children