خانه تازه‌های علم و تحقیق بررسی گرایش سیاسی مسیحیان سابق و تفاوت آن با بی خدایان همیشگی
بررسی گرایش سیاسی مسیحیان سابق و تفاوت آن با بی خدایان همیشگی

بررسی گرایش سیاسی مسیحیان سابق و تفاوت آن با بی خدایان همیشگی

در این مقاله:

تحقیقات جدید نشان می دهد که مسیحیان سابق در ایالات متحده نسبت به افرادی که از ابتدا غیرمذهبی بوده اند، دیدگاه های سیاسی لیبرال تری دارند و این گرایش سیاسی مسیحیان سابق تحت تاثیر احساس تهدید از سوی گروه های مذهبی محافظه کار شکل گرفته است.

آمریکایی هایی که ایمان مسیحی خودشون رو کنار می گذارن، نسبت به اونایی که کلا بدون دین بزرگ شدن، تمایل دارن دیدگاه های سیاسی لیبرال تری داشته باشن. این تغییر ایدئولوژیک به سمت چپ و در واقع این گرایش سیاسی مسیحیان سابق، به نظر می رسه ارتباط نزدیکی با این داره که این افراد چقدر گروه های مسیحی محافظه کار رو تهدیدآمیز می بینن. این مطالعه در مجله «نژاد، قومیت و سیاست» منتشر شده.

تحلیل گرایش سیاسی مسیحیان سابق و پیامدهای آن

چشم انداز جمعیتی ایالات متحده داره تغییر می کنه چون جمعیت غیرمذهبی داره به سرعت رشد می کنه. جمعیت شناس ها پیش بینی می کنن افرادی که ادعا می کنن وابستگی مذهبی ندارن، تا دو دهه آینده به بزرگترین گروه جمعیتی این کشور تبدیل می شن. این بخش شامل آتئیست ها، آگنوستیک ها و کسایی هست که وقتی ازشون درباره دین شون سوال می شه، فقط گزینه خالی رو انتخاب می کنن. چون این گروه داره به سرعت گسترش پیدا می کنه، مطالعه تقسیم بندی های داخلیش به توضیح روندهای سیاسی گسترده تر کمک می کنه.

زیر این چتر غیرمذهبی، دو دسته بندی متمایز وجود داره. جامعه شناس ها و روانشناس ها اغلب به افرادی که هرگز با دینی شناخته نشدن، می گن «nones» (هیچی ها). در همین حال، به افرادی که در یک خانواده مذهبی بزرگ شدن اما بعدا دین شون رو رها کردن، می گن «dones» (تموم کرده ها).

همون طور که سکولاریزاسیون ادامه داره، میلیون ها آمریکایی الان به نسل دوم یا سوم خانواده های غیرمذهبی تعلق دارن. در عین حال، میلیون ها نفر دیگه هر سال آگاهانه سنت های مسیحی سازمان یافته رو ترک می کنن. محققانی مثل «عایشه بشرا توپال» از دانشگاه کالیفرنیا ریورساید و «اسپنسر کیزل» از دانشگاه سینسیناتی می خواستن بدونن آیا این مسیر به سمت سکولاریسم با باورهای سیاسی نهایی یک فرد همبستگی داره یا نه.

دانشمندان علوم اجتماعی چندین نظریه برای توضیح اینکه چرا آمریکایی ها در تعداد بالا دین رو ترک می کنن، پیشنهاد دادن. بعضی ها استدلال می کنن که مدرن سازی اساسی جامعه به تدریج اهمیت نهادهای مذهبی رو در طول زمان کم می کنه. بقیه به شکست های نهادی اشاره می کنن، مثل تلاش های متعدد رهبران کلیسا برای مخفی کردن سوءاستفاده های جنسی.

تصویر زیر به خوبی بیانگر تحولات فکری و تغییرات عمیق در باورهای فردی است که در نهایت منجر به انتخاب مسیرهای جدید در زندگی و تغییر نگرش های پیشین می شود.

گرایش سیاسی مسیحیان سابق

این تصویر نشان دهنده گسست از سنت های قدیمی و جستجوی هویت در فضاهای جدید اجتماعی و سیاسی است که بسیاری از مسیحیان سابق در مسیر زندگی خود آن را تجربه می کنند.

توپال و کیزل روی توضیح دیگه ای تمرکز کردن که به نام «واکنش سیاسی» شناخته می شه. این نظریه می گه مشارکت فعال سازمان های مسیحی محافظه کار در سیاست های راست گرایانه، باعث شده خیلی از مردم کلا ایمان شون رو رها کنن. اگه این نظریه درست باشه، مسیحیان سابق باید نسبت به کسایی که اصلا مذهبی نبودن، همسویی قوی تری با سیاست های پیشرو نشون بدن. این موضوع به روشن شدن گرایش سیاسی مسیحیان سابق کمک می کند.

مطالعات روانشناسی قبلی نشون می ده که گذشته مذهبی یک فرد می تونه اثرات موندگاری روی رفتار روزمره اش بذاره. به این پدیده «باقی مانده مذهبی» می گن. وابستگی مذهبی گذشته می تونه روی همه چیز، از فرآیندهای تصمیم گیری اخلاقی گرفته تا عادات مصرف کنندگی روزمره تاثیر بذاره.

افرادی که ایمان شون رو ترک می کنن، اغلب بیگانگی اجتماعی و حس از دست دادن جامعه شون رو تجربه می کنن. روانشناس ها اشاره می کنن که مؤمنان سابق مکررا بی دینی شون رو مخفی می کنن تا از مجازات های اجتماعی در امان بمونن. محققان حدس می زدن که این درد اجتماعی، در کنار رفتار سیاسی کلیساهای محافظه کار، ممکنه یک واکنش ایدئولوژیک قوی ایجاد کنه.

برای بررسی این ایده، توپال و کیزل داده های «نظرسنجی چندنژادی مشترک پس از انتخابات سال 1399» رو تحلیل کردن. این نظرسنجی ملی از ده ها هزار آمریکایی بین فروردین تا مهر 1400 درباره هویت های اجتماعی و نگرش های سیاسی شون سوال پرسیده بود. محققان کلا روی زیرمجموعه ای از کمی بیش از 3500 پاسخ دهنده تمرکز کردن که خودشون رو به عنوان آتئیست، آگنوستیک یا در حال حاضر بدون وابستگی معرفی کرده بودن.

نظرسنجی از این افرادِ بدون وابستگی پرسیده بود که آیا خانواده شون موقع بزرگ شدن اونا، مذهبی بودن یا نه. حدود 41 درصد از پاسخ دهنده های غیرمذهبی در یک خانواده مسیحی بزرگ شده بودن. 45 درصد دیگه گزارش دادن که هیچ تربیت مذهبی نداشتن که اونا رو در دسته غیرمذهبی های مادام العمر قرار می ده.

نظرسنجی همچنین از پاسخ دهنده ها خواسته بود تا گروه های مختلف اجتماعی رو به عنوان حامی یا تهدیدکننده دیدگاه شون نسبت به جامعه آمریکا ارزیابی کنن. محققان پاسخ های مربوط به مسیحیان محافظه کار رو جدا کردن تا میزان «تهدید هویت اجتماعی» که افراد غیرمذهبی حس می کردن رو اندازه گیری کنن. تهدید هویت اجتماعی زمانی اتفاق می افته که فرد حس می کنه جایگاه شخصی ش در جامعه توسط یک گروه بیرونی در حال بی ارزش شدن یا به خطر افتادنه.

بعدش توپال و کیزل بررسی کردن که این افراد به سوالاتی درباره چندین موضوع سیاسی جنجالی در ایالات متحده چطور پاسخ دادن. این موضوعات شامل حق رای، مهاجرت، سقط جنین، ازدواج همجنس گرایان و اصلاح عدالت کیفری بود. محققان این پاسخ های نظرسنجی رو به مقیاس های استاندارد تبدیل کردن تا ترجیحات کلی سیاستی غیرمذهبی های مادام العمر رو با مسیحیان سابق مقایسه کنن.

بررسی مدل های آماری و گرایش سیاسی مسیحیان سابق

مدل های آماری نشون داد که مسیحیان سابق در مقایسه با بی دین های مادام العمر، به احتمال بسیار زیاد از سیاست های پیشرو حمایت می کنن. این گروهِ مسیحیان سابق، که گرایش سیاسی مسیحیان سابق را شکل می دهند، حمایت بالایی از دسترسی به سقط جنین و بازنگری در سیستم عدالت کیفری نشون دادن. اونا همچنین بیشتر احتمال داشت باور داشته باشن که «قانون حق رای» هنوز هم برای محافظت از رای دهنده های اقلیت لازمه.

در مورد مهاجرت، مسیحیان سابق مخالفت بیشتری با سیاست های محدودکننده پناهندگی و اخراج که در زمان دولت ترامپ وضع شده بود، ابراز کردن. اونا همچنین اعلام کردن که ازدواج همجنس گرایان باید به عنوان یک اولویت فعال باقی بمونه، نه اینکه با اون به عنوان یک موضوع حل شده یا بی اهمیت برخورد بشه. در تمام این موضوعات متنوع، رها کردن هویت مسیحی همبستگی قوی ای با موضع سیاسی چپ گرایانه داشت.

داده ها همچنین یک پیوند محکم بین این دیدگاه های لیبرال و تلقی مسیحیان محافظه کار به عنوان تهدیدی برای جامعه رو نشون داد. مسیحیان سابق به طور مداوم سطوح بالاتری از تهدید رو از طرف گروه های مذهبی محافظه کار در مقایسه با بی دین های مادام العمر گزارش کردن. هرچه تهدیدِ درک شده توسط یک پاسخ دهنده بیشتر می شد، تمایل اون به ابراز دیدگاه های سیاسی لیبرال هم به همون نسبت بالا می رفت. این یافته ها درک ما را از گرایش سیاسی مسیحیان سابق عمیق تر می کند.

برای افرادی که کلا بدون دین بزرگ شدن، دیدگاه های پایه شون در مورد محافظه کاری فقط زمانی تغییر می کرد که درک شون از تهدید خیلی بالا بود. در مقابل، مسیحیان سابق دقیقا همزمان با بالا رفتن درک شون از تهدید، کاهش شدیدی رو در ایدئولوژی محافظه کارانه نشون دادن. محققان پیشنهاد می کنن که دردِ ترک یک دین و همسویی سیاسیِ خیلی از کلیساهای راست گرا، یک نگرش واکنشی قوی ایجاد می کنه که نشان دهنده تاثیر مستقیم سیاست و سلامت روان بر کیفیت زندگی و رضایت این افراد از شرایط اجتماعی است.

شناسایی به عنوان غیرمذهبی دیگه فقط هویتی نیست که با مردان سفیدپوست جوان مرتبط باشه. جمعیت غیرمذهبی در عصر مدرن از نظر نژادی متنوعه، بنابراین محققان داده های خودشون رو بر اساس نژاد و قومیت تفکیک کردن تا ببینن آیا روندها یکسان باقی می مونن یا نه. اونا نگرش های سیاسی پاسخ دهنده های سفیدپوست، سیاه پوست، لاتین تبار و آسیایی رو به طور جداگانه بررسی کردن.

داده ها نشون داد که بی دین های مادام العمر بیشتر احتمال داشت که آسیایی تبار باشن و بعد از اون سفیدپوستان، سیاه پوستان و آمریکایی های لاتین تبار قرار داشتن. مسیحیان سابق بیشتر احتمال داشت که سفیدپوست باشن و بعد از اون به شدت افراد لاتین تبار و سیاه پوست بودن. در بین پاسخ دهنده های سفیدپوست، سیاه پوست و لاتین تبار، روندهای سیاسی پابرجا بود و مسیحیان سابق در این گروه های جمعیتی، دیدگاه های سیاسی بسیار لیبرالی رو ابراز می کردن.

در حالی که محققان معیار تهدید رو کنترل می کردن، متوجه تفاوت هایی در ترجیحات پایه در خطوط جمعیتی شدن. برخی از پاسخ دهنده های لاتین تبار وقتی درک کلی شون از تهدید پایین بود، حمایت بالایی از سیاست های محدودکننده مهاجرت و مخالفت با ازدواج همجنس گرایان نشون دادن. وقتی همین افراد سطح بالایی از تهدید رو از طرف مسیحیان محافظه کار حس کردن، دیدگاه هاشون به شدت به سمت چپ سیاسی تغییر کرد.

برای پاسخ دهنده های غیرمذهبی آسیایی، نتایج از الگوی جهت گیری مشابهی پیروی می کرد، اما یافته ها از نظر آماری معنی دار نبود. مدل های ریاضی نمی تونستن با اطمینان اثر تربیت مسیحی سابق رو برای این گروه خاص تایید کنن. محققان اشاره می کنن که حجم نمونه زیرگروه برای مسیحیان سابقِ آسیایی کوچک بود و تشخیص الگوهای جمعیتی ظریف رو در بین رای دهنده ها دشوار می کرد.

در حالی که داده های نظرسنجی تفاوت های قابل توجهی رو بین بی دین های مادام العمر و مسیحیان سابق نشون می ده، طراحی مطالعه ادعاهای محققان رو محدود می کنه. این نظرسنجی یک تصویر لحظه ای از زمان رو در سال 1400 ارائه می ده که همبستگی بین گذشته مذهبی یک فرد و باورهای سیاسی ش رو آشکار می کنه. متدولوژی ریاضی ثابت نمی کنه که ترک یک دین لزوما باعث می شه فرد دیدگاه های پیشرو رو بپذیره.

محققان اشاره می کنن کاملا ممکنه که پذیرش دیدگاه های پیشرو همون عاملی باشه که مردم رو ترغیب می کنه تا نهادهای مذهبی محافظه کار رو ترک کنن. برای تعیین توالی دقیق اتفاقات، دانشمندان علوم اجتماعی باید به جای تکیه کامل بر نظرسنجی های همبستگی، از روش های تجربی استفاده کنن. فرمت های پرسشنامه با پاسخ باز هم می تونه به جزئیات دلایل دقیق فردی که آمریکایی ها تصمیم می گیرن وابستگی مذهبی شون رو تموم کنن، کمک کنه.

در درک تمایلات سیاسی جمعیت غیرمذهبی، از جمله گرایش سیاسی مسیحیان سابق، احتمالا استراتژی های انتخابات سراسری رو در دهه های آینده شکل می ده. اگه احساس تهدید اجتماعی باعث انگیزه افراد مذهبی سابق برای شرکت در سیاست بشه، اونا یک بلوک رای دهی بسیار فعال رو تشکیل می دن. پیام های سیاسی که اهداف سیاستی راست گرایان مسیحی رو برجسته می کنن، می تونن این جمعیتِ در حال رشد رو برای حضور در انتخابات و رای دادن بسیج کنن.

با گسترش سکولاریسم در سراسر کشور، تمایز بین کسایی که بدون دین بزرگ شدن و کسایی که آگاهانه یک دین رو ترک کردن، از جمله در زمینه گرایش سیاسی مسیحیان سابق، بسیار مهم خواهد بود. مطالعه این تفاوت های داخلی به توضیح مکانیسم های خاص اجتماعی که باعث قطبی شدن سیاسی در ایالات متحده می شه، کمک می کنه.

مطالعه «حرکت به سمت چپ از کلیسا: ایدئولوژی در میان مسیحیان سابق در مقابل آمریکایی های غیرمذهبی مادام العمر»، توسط «عایشه بشرا توپال» و «اسپنسر کیزل» نوشته شده است.

این پژوهش دریچه ای جدید به سوی درک پیچیدگی های هویت غیرمذهبی در جوامع مدرن می گشاید. تفاوت های معنادار میان مسیحیان سابق و افرادی که هرگز مذهبی نبوده اند، نشان می دهد که تجربیات زیسته و تقابل با نهادهای سنتی تا چه حد می تواند قطب نمای سیاسی افراد را به سمت دیدگاه های پیشرو متمایل کند.

Former Christians express more progressive political views than lifelong nonbelievers

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: آوریل 25, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما