حس خواستنی بودن زنان یکی از مفاهیم کلیدی در روان شناسی جنسی است که تاثیر عمیقی بر برانگیختگی و اسکریپت های ذهنی آن ها در فرهنگ های مختلف دارد.
یه مطالعه جدید که توی Archives of Sexual Behavior منتشر شده، نشون می ده که عبارت «احساس جذابیت داشتن» به طور فزاینده ای توی کتاب های چاپ شده برای توصیف زن ها به کار می ره تا مردها. این نشون دهنده اینه که تجربه های جنسی زن ها اغلب به حس خواستنی بودن زنان گره خورده و این حس که بقیه اون ها رو می خوان، بخش مهمی از این تجربه است. یافته ها می گن که زبان روزمره ما خیلی سریع تغییر می کنه تا علایق جنسی و نقش های اجتماعی مون رو نشون بده.
نویسنده های این تحقیق جدید دنبال این بودن که یه مفهوم روان شناسی به اسم «خودآگاهی به عنوان ابژه میل» رو بهتر درک کنن. این اصطلاح، تجربه این رو توصیف می کنه که آدم خودش رو از نگاه یه نفر دیگه، از نظر عاطفی یا جنسی جذاب ببینه. این مفهوم به ویژه در مورد حس خواستنی بودن زنان و چگونگی تاثیر آن بر برانگیختگی جنسی آن ها اهمیت دارد. طبق مدل های روان شناسی موجود، این درک خاص معمولا مثل یه محرک قوی برای برانگیختگی جنسی عمل می کنه.
محقق ها می خواستن بدونن آیا زبانی که این مفهوم رو نشون می ده، گرایش جنسیتی شدیدی داره یا نه. همان طور که تغییرات سلیقه زنان با سن و چگونگی تاثیر آن بر جذابیت می تواند بر معیارهای جذابیت تاثیر بگذارد، این اسکریپت های جنسی نیز در طول زمان تغییر می کنند. یه اسکریپت جنسی در واقع یه طرح ذهنی یا مجموعه ای از انتظارات درونیه درباره اینکه اتفاقات عاطفی یا جنسی توی یه فرهنگ خاص چطوری باید پیش برن.
تیم تحقیق حدس می زد که اسکریپت های زن ها ممکنه حس خواستنی بودن زنان و مورد تمایل بودن را خیلی پررنگ تر از اسکریپت های مردها نشون بده. توی انگلیسی مدرن، عبارت خاص «احساس جذابیت داشتن» (feel sexy) دقیقا این تجربه منحصربه فرد رو نشون می ده. «احساس جذابیت کردن» یعنی آگاهی از جذابیت خودت و تواناییِ تحریک کردن بقیه.
در عین حال، این عبارت معمولا یه المانی از هیجان جنسی شخصی هم داره. وقتی کسی احساس جذابیت می کنه، در واقع همون حسِ جذاب بودن خودش، به ویژه در مورد حس خواستنی بودن زنان، به میل یا برانگیختگی درونیش دامن می زنه. دانشمندها به این نتیجه رسیدن که دنبال کردن این عبارت خاص می تونه تفاوت های پنهان در نحوه پردازش میل جنسی بین زن ها و مردها رو آشکار کنه.
نقش حس خواستنی بودن زنان در اسکریپت های جنسی
در ادامه، نتایج آماری حاصل از تحلیل متون ادبی و کتاب های پرفروش را در قالب یک تصویر مفهومی مشاهده می کنید که نقش الگوهای جنسیتی را در زبان نشان می دهد.
![]()
این تصویر به خوبی تفاوت های ساختاری در نحوه بازنمایی میل جنسی در متون مکتوب را به تصویر می کشد.
«من حدود 10 سال پیش یه مقاله تئوری درباره ادراک ابژه میل بودن نوشتم. حس می کردم زبان ما یعنی نحوه ارتباط گرفتنمون بخش مهمی از چگونگی بیان این ادراک هاست، اما تا حالا تحقیقی در این باره منتشر نکرده بودیم.» این ها رو آنتونی اف. بوگارت، نویسنده مسئول از دانشگاه براک، گفته.
برای تست این فرضیه، دانشمندها سراغ Google Books Ngram Viewer رفتن. این پایگاه داده دیجیتال عظیم، متن بیش از 5 میلیون کتاب انگلیسی زبان رو که بین سال های 1178 و 1401 شمسی (1800 و 2022 میلادی) منتشر شدن، توی خودش داره. محقق ها انواع حالت های دستوری عبارت «feel sexy» رو که با ضمیرهای مذکر و مونث ترکیب شده بود، توی این سیستم جستجو کردن.
این عبارت های جستجو شامل مواردی مثل «او احساس جذابیت کرد» (زن)، «او را جذاب کرد» (مرد) و «زن احساس جذابیت می کند» بود. این بررسی به روشن شدن حس خواستنی بودن زنان در ادبیات کمک می کند. ابزار جستجوی این پایگاه داده بررسی می کنه که این عبارت های خاص در طول زمان چقدر توی متن های منتشر شده تکرار شدن. دانشمندها هر عبارتی رو که حداقل توی 40 کتاب مختلف اومده بود ثبت کردن تا مطمئن بشن دارن الگوهای زبانی تثبیت شده رو تحلیل می کنن.
برای تضمین دقت، محقق ها دو دسته عبارت کنترلی رو هم بررسی کردن. اول، انواع ساده فعل «احساس کردن» رو همراه با ضمیرهای جنسیتی جستجو کردن. دوم، کلمه «جذاب» (sexy) رو وقتی که به عنوان یه صفت ساده به کار رفته بود، مثل «او جذاب است» (زن یا مرد)، بررسی کردن.
این جستجوهای کنترلی به دانشمندها کمک کرد تا تایید کنن هر تفاوت جنسیتی که پیدا شده، دقیقا مربوط به حس خواستنی بودن زنان و مورد تمایل بودن آن هاست. اون ها باید این احتمال رو رد می کردن که شاید کلا تمایل بیشتری برای نوشتن درباره احساسات زن ها نسبت به مردها وجود داره. همچنین باید مطمئن می شدن که این طور نیست که زن ها صرفا به طور کلی بیشتر به عنوان «جذاب» توصیف می شن.
داده ها نشون دهنده یه شکاف جنسیتی عظیم در نحوه استفاده از این زبانه. از بین 28 عبارت کلیِ مرتبط با «احساس جذابیت کردن» که حداقل در 40 کتاب اومده بودن، 25 مورد مستقیما به زن ها اشاره داشتن و بر حس خواستنی بودن زنان تاکید می کردند. این یعنی 89 درصد از عبارت های تایید شده، کاملا زن محور بودن.
سه مورد از پرکاربردترین حالت ها در کل پایگاه داده، همگی روی زن ها تمرکز داشتن. به ترتیب تکرار، این عبارت ها شامل «احساس جذابیت کردنِ او» (her feel sexy)، «او احساس جذابیت کرد» (She felt sexy) و «او احساس جذابیت کرد» (she felt sexy) بودن. وقتی عبارت هایی که معادل مستقیم زنانه و مردانه داشتن بررسی شدن، این فاصله همچنان خیلی زیاد بود.
در طول بازه زمانی تحلیل شده، نسخه های زنانه این عبارت ها حدود 10 برابر بیشتر از نسخه های مردانه ظاهر شدن. این نوع خاص از زبان از اواخر دهه 1350 شمسی (اواخر دهه 1970 میلادی) شروع به شکل گیری کرد و بعد از دهه 1370 شمسی (دهه 1990 میلادی) محبوبیتش به سرعت زیاد شد.
محقق ها متوجه شدن که این یه روند زبانی کاملا منحصربه فرده. عبارت های عمومی درباره احساسات، هیچ سوگیری جنسیتی خاصی رو توی پایگاه داده نشون ندادن. علاوه بر این، عبارت هایی که صرفا کسی رو جذاب توصیف می کردن، فقط تمایل ضعیف و غیرقابل توجهی به سمت ضمیرهای زنانه داشتن.
دانشمندها با بررسی نمونه ای از 100 کتاب که شامل پرکاربردترین عبارت یعنی «her feel sexy» بود، عمیق تر شدن. اون ها این کار رو کردن تا درباره نویسنده هایی که این متون رو خلق کردن و ژانرهایی که این عبارت ها توشون به کار رفته، بیشتر بفهمن. اون ها متوجه شدن که 89 درصد از نویسنده هایی که از این عبارت استفاده کردن، زن بودن.
اکثریت قابل توجهی از این کتاب هایی که عبارت های زنانه داشتن، رمان های عاشقانه دگرجنس گرا بودن. به طور دقیق، 64 درصد از کتاب های نمونه توی این ژانر قرار داشتن. درصدهای کوچک تری هم شامل کتاب های خودیاری و داستان های عمومی می شدن.
برای مقایسه، محقق ها نمونه ای از کتاب هایی که عبارت «him feel sexy» رو داشتن هم بررسی کردن. نویسنده های این کتاب ها از نظر جنسیتی تقریبا مساوی بودن و زن ها 54 درصد این گروه رو تشکیل می دادن. ژانرهای مربوط به این عبارتِ مرد محور هم خیلی متنوع تر بود و تقریبا به طور مساوی بین داستان های عمومی، کتاب های خودیاری و رمان های عاشقانه همجنس گرا پخش شده بود.
تحلیل تفاوت های جنسیتی در زبان و حس خواستنی بودن زنان
با اینکه داده ها به یه تفاوت جنسیتی قوی اشاره دارن، اما دانشمندها هشدار می دن که نباید این زبان رو صرفا زنانه بدونیم. این مطالعه به وضوح نشون می ده که عبارت های مرد محور هم در کتاب های منتشر شده وجود دارن و با تجربه های جنسی مردها هم مرتبط هستن. فقط موضوع اینه که نویسنده ها کمتر روی «احساس جذابیت جنسی داشتنِ مردها» تمرکز می کنن، در حالی که تمرکز بر حس خواستنی بودن زنان بسیار بیشتر است.
همچنین ممکنه رمان های عاشقانه از یه زبان خیلی کلیشه ای و خاص برای جذب فانتزی های خواننده های خودشون استفاده کنن. این دیالوگ های مکتوب ممکنه کاملا بازتاب دهنده افکار یا گفتگوهای روزمره عموم مردم نباشه. همچنین ممکنه خواننده های رمان های عاشقانه نسبت به بقیه، علاقه بیشتری به مسائل جنسی داشته باشن، یعنی این زبان احتمالا مخاطب های خاصی رو هدف قرار داده.
یافته ها نشون می دن که «مردها و زن ها اغلب درباره مسائل جنسی به شکل مشابهی با هم ارتباط برقرار می کنن، اما تفاوت های جنسیتی جالبی هم در این نوع ارتباط وجود داره، به ویژه در مورد حس خواستنی بودن زنان،» این رو بوگارت به PsyPost گفت. «همچنین، زبان ما می تونه خیلی سریع تکامل پیدا کنه تا علایق، خواسته ها و ساختارهای شناختی ما، از جمله اسکریپت های جنسی مون رو منعکس کنه.»
یکی از محدودیت های اصلی این مطالعه، تکیه انحصاری اون به کتاب های منتشر شده ست. کتاب ها فقط یکی از شکل های ارتباطِ آگاهانه هستن و شامل گفتگوهای خودجوش تر نمی شن.
بوگارت اشاره کرد: «اگرچه کتاب ها شکل مهمی از ارتباط هستن، اما انواع دیگه ای از زبان و ارتباطات هم وجود داره مثل گفتگوهای روزمره، شبکه های اجتماعی و رسانه های دیگه که ما اون ها رو تحلیل نکردیم.»
این پایگاه داده همچنین به هر کتابی، بدون توجه به محبوبیت واقعی ش، وزن یکسانی می ده. این یعنی یه رمان گمنام با تعداد کمی خواننده، به اندازه یه کتاب پرفروش بین المللی به حساب میاد. چون رمان های عاشقانه به شدت محبوب هستن، تاثیر فرهنگی واقعی زبانِ زن محورِ «احساس جذابیت داشتن» ممکنه حتی بزرگتر از چیزی باشه که اعداد نشون می دن.
مطالعات آینده می تونن بررسی کنن که این زبان توی قالب های رسانه ای مختلف و تست نشده چطوری عمل می کنه. دانشمندها همچنین ممکنه تحقیق کنن که آیا تفاوت های جنسیتی مشابهی در زبان های دیگه ای غیر از انگلیسی معاصر هم وجود داره یا نه. در نهایت، محقق ها امیدوارن ببینن که آیا خوندنِ زبانی که در اون «احساس جذابیت» بیان شده، مستقیما روی مود، برانگیختگی یا خودپنداره خواننده در لحظه تاثیر می ذاره یا نه.
این مطالعه، «چه کسی در مجموعه کتاب های گوگل “احساس جذابیت” می کند؟ شواهد متن کاوی برای تفاوت های جنسیتی در خودآگاهی به عنوان ابژه میل» توسط آنتونی اف. بوگارت، جسی ای. هرندر و جسیکا آر. جانسون نوشته شده است.
در مجموع، درک چگونگی بیان میل و جذابیت در زبان می تواند دریچه ای به سوی شناخت بهتر نیازهای عاطفی و اجتماعی جوامع باشد. اگرچه این یافته ها بر مبنای متون ادبی هستند، اما به خوبی نشان می دهند که تمایل به دیده شدن و مورد تحسین قرار گرفتن، بخشی جدایی ناپذیر از هویت و تجربه زیسته بسیاری از افراد در دنیای مدرن است.