این تحقیق نشان می دهد که جایگاه اقتصادی-اجتماعی چگونه تاثیر افسردگی بر درک انصاف را تغییر داده و باعث می شود افراد افسرده با وضعیت مالی بهتر، برخوردهای ناعادلانه را پذیرفتنی تر ببینند.
یه مطالعه روی دانشجوهای چینی در چین و مالزی نشون داده که وضعیت اقتصادی-اجتماعی، تاثیر افسردگی بر درک انصاف رو تعدیل می کنه. دانشجوهایی که سطح بالایی از علائم افسردگی (اما نه در حد بالینی) داشتن، تمایل داشتن پیشنهادهای ناعادلانه رو عادلانه تر ببینن. با این حال، این موضوع فقط در مورد دانشجوهایی صدق می کرد که وضعیت اقتصادی-اجتماعی شون بالا بود. این یافته ها در مقاله PLOS One منتشر شده است.
تاثیر افسردگی بر درک انصاف و تعاملات اجتماعی
افسردگی یه اختلال سلامت روان شایعه که با خلق وخوی پایین مداوم، از دست دادن علاقه یا لذت، و کاهش انگیزه و انرژی شناخته می شه. علاوه بر این، افراد مبتلا به افسردگی تمایل دارن سوگیری های شناختی منفی رو تجربه کنن، از جمله تمایل به تفسیر اطلاعات به روش های بدبینانه یا خودانتقادی. اون ها تمایل دارن روی افکار منفی در مورد خودشون و تجربیات گذشته متمرکز بمونن. به این کار «نشخوار فکری» می گن که به تداوم خلق وخوی پایین کمک می کنه و سوگیری های شناختی رو بیشتر می کنه.
افراد افسرده معمولا حساسیت بالایی به طرد شدن نشون می دن و بیشتر مستعد این هستن که نشانه های اجتماعی مبهم رو منفی یا خصمانه تفسیر کنن. اون ها تمایل دارن مخالفت، بی تفاوتی یا انتقاد دیگران رو حتی در تعاملات خنثی، بیش از حد برآورد کنن.
افسردگی همچنین می تونه تشخیص احساسات رو مختل کنه و باعث دشواری در شناسایی دقیق حالات چهره، لحن صدا یا نیت دیگران بشه. این تحریف ها در ادراک اجتماعی می تواند بر درک انصاف تاثیر بگذارد و به گوشه گیری اجتماعی و کاهش تعامل با دیگران منجر بشه. این موضوع نشان دهنده ابعاد گسترده تاثیر افسردگی بر درک انصاف است. افراد افسرده کمتر می تونن احساسات مثبت رو در دیگران درک کنن، در حالی که احساسات منفی رو خیلی راحت تر تشخیص می دن. در مجموع، تاثیرات افسردگی روی ادراک اجتماعی می تونه یه چرخه خودتقویت کننده ایجاد کنه که در اون تفسیرهای مغرضانه باعث تداوم انزوای اجتماعی و علائم افسردگی می شه.
نویسنده مطالعه، یین هانمو و همکاراش اشاره می کنن که افراد مبتلا به افسردگی اغلب در تصمیم گیری های اقتصادی-اجتماعی، به ویژه در تفسیر عدالت، دچار تحریف های شناختی می شن. آن ها به دنبال بررسی تاثیر افسردگی بر درک انصاف و رفتارهای طرد کردن در «بازی اولتیماتوم» بودند. همچنین می خواستند ببینند آیا وضعیت اقتصادی-اجتماعی ذهنی، رابطه بین افسردگی و رفتارهای مربوط به این بازی رو تعدیل می کنه یا نه.
شرکت کننده های مطالعه 274 دانشجوی چینی از دانشگاه ملی مالزی (در مالزی) و دانشگاه اقتصاد و تجارت ژنگژو (در چین) بودن. همه شرکت کننده ها زبان مادری شون چینی بود. از بین شرکت کننده ها، 173 نفر مرد بودن. میانگین سنی شون 21 سال بود.
شرکت کننده های مطالعه بازی اولتیماتوم رو در گروه های 10 تا 30 نفره انجام دادن. در یه بازی اولتیماتوم معمولی، یه بازیکن به بازیکن دیگه پیشنهادی می ده که چطور مقدار مشخصی پول یا امتیاز رو بین دو نفر تقسیم کنن. بازیکن دیگه می تونه پیشنهاد رو قبول یا رد کنه. معمولا اگه بازیکن دوم قبول کنه، هر دو بازیکن مبالغ پیشنهادی رو دریافت می کنن. اگه بازیکن دوم رد کنه، هیچ کدوم چیزی گیرشون نمی آد. در تحقیقات روان شناسی اجتماعی، شرکت کننده معمولا تنها بازیکن واقعیه، در حالی که رفتار بازیکن دیگه، بدون این که شرکت کننده بدونه، توسط محقق ها کنترل می شه.
در چارچوب بازی اولتیماتوم در این مطالعه، به شرکت کننده ها جدولی با 9 پیشنهاد ارائه شد که به عنوان پیشنهادهایی از طرف پیشنهاددهنده های ناشناس که به صورت تصادفی انتخاب شده بودن، معرفی شدن. پیشنهادها در این مورد که چه مقداری از کل به شرکت کننده و چه مقداری به طرف دیگه می رسه، با هم فرق داشتن. هر پیشنهاد دو بار ارائه شد، بنابراین هر شرکت کننده در مجموع 18 پیشنهاد رو مشاهده کرد. ترتیب پیشنهادها تصادفی بود. شرکت کننده ها می تونستن هر پیشنهاد رو قبول یا رد کنن و مبلغی که در نهایت بهشون پرداخت می شد به مجموع تمام پیشنهادهای پذیرفته شده بستگی داشت. میانگین مبلغ پرداختی به شرکت کننده ها یه مقدار کمتر از 1 دلار بود.
بعد از تموم کردن بازی اولتیماتوم، شرکت کننده ها ارزیابی های مربوط به عادلانه بودن هر 9 پیشنهاد ارائه شده در بازی رو انجام دادن. اون ها همچنین ارزیابی علائم افسردگی (مقیاس افسردگی مرکز مطالعات اپیدمیولوژیک) و ارزیابی وضعیت اقتصادی-اجتماعی ذهنی (مقیاس 10 پله ای مک آرتور) رو هم تکمیل کردن.
نتایج مطالعه؛ وضعیت اقتصادی-اجتماعی و تاثیر افسردگی بر درک انصاف
نتایج نشون داد شرکت کننده هایی که سطح افسردگی بالاتری داشتن، تمایل داشتن پیشنهادهای ناعادلانه رو عادلانه تر رتبه بندی کنن. با این حال، احتمال رد شدن پیشنهادهای ناعادلانه مستقیما با افسردگی مرتبط نبود. افرادی که وضعیت اقتصادی-اجتماعی خودشون رو بالاتر می دیدن هم تمایل داشتند پیشنهادهای ناعادلانه رو عادلانه تر درک کنن. این یافته ها که به نوعی با پژوهش جدید درباره نابرابری درآمدی و ساعات کاری طولانی در جوامع مرتبط است، نشان می دهد که چگونه جایگاه فرد بر تحلیل او از رفتارهای دیگران اثر می گذارد. افرادی که پیشنهادهای ناعادلانه رو عادلانه تر می دیدن، احتمال کمتری داشت که اون ها رو رد کنن. این یافته ها به وضوح تاثیر افسردگی بر درک انصاف را در شرایط خاص نشان می دهد.
تحلیل های بیشتر نشون داد که این تمایل افراد با علائم افسردگی شدیدتر به عادلانه تر دیدن پیشنهادهای ناعادلانه، فقط در بین شرکت کننده هایی با وضعیت اقتصادی-اجتماعی ذهنی بالا وجود داشت.
نویسنده های مطالعه نتیجه گیری کردن: «این یافته ها نشون می ده که وضعیت اقتصادی-اجتماعی ذهنی به پیامدهای شناختی افسردگی شکل می ده و بر اهمیت در نظر گرفتن عوامل زمینه ای اجتماعی-شناختی در درک چگونگی تاثیر افسردگی بر فرآیندهای تصمیم گیری اجتماعی تاکید می کنه.» نویسنده ها تاکید می کنند که برای درک چگونگی تاثیر افسردگی بر درک انصاف و فرآیندهای تصمیم گیری اجتماعی، باید عوامل زمینه ای اجتماعی-شناختی را در نظر گرفت.
این مطالعه به درک علمی ویژگی های ادراک اجتماعی افراد افسرده کمک می کنه. با این حال، باید توجه داشت که طراحی مطالعه اجازه نمی ده نتایج قطعی در مورد تعامل افسردگی و وضعیت اقتصادی-اجتماعی در تاثیر افسردگی بر درک انصاف، از نتایج استخراج بشه.
مقاله، «وضعیت اقتصادی-اجتماعی ذهنی تاثیر افسردگی بر درک انصاف را در بازی اولتیماتوم تعدیل می کند: یک مدل میانجی گری تعدیل شده، » توسط یین هانمو، روزاینی خیرالدین، شی ییکسین، ژانگ شی، چن شینیو، سیاکرین یوسف و نصرالدین صبحي نوشته شده است.
بررسی همبستگی میان سلامت روان و جایگاه اجتماعی نشان داد که افسردگی به تنهایی تعیین کننده رفتارها نیست، بلکه ادراک فرد از موقعیت اقتصادی اش نقشی کلیدی در تفسیر عدالت و تعاملات اجتماعی ایفا می کند. این یافته ها مسیر جدیدی را برای درک بهتر اختلالات خلقی در بسترهای فرهنگی و اقتصادی مختلف باز می کنند.
Depression’s impact on fairness perceptions depends on socioeconomic status