تحقیقات علمی اخیر نشان می دهند که ادعاهای مربوط به سوگیری گسترده علیه دانشجویان محافظه کار در نهادهای آموزشی آمریکا عمدتا با واقعیت های اداری همخوانی ندارد و شواهد سیستماتیکی برای اثبات تبعیض سیاسی در دانشگاه در دسترسی به منابع پایه یافت نشده است.
یه مطالعه جدید نشون می ده که ادعاهای مربوط به تعصب گسترده علیه دانشجوهای محافظه کار در آموزش عالی آمریکا، که می تواند به عنوان نوعی از تبعیض سیاسی در دانشگاه تفسیر شود، در مورد دسترسی به منابع اداری، احتمالا بی پایه ست. این تحقیق نشون می ده که مدیرای دانشگاه به همون اندازه ای که به درخواست های دانشجوهای لیبرال پاسخ می دن، به دانشجوهای محافظه کار هم جواب می دن. این یافته ها در مجله Political Behavior منتشر شده است.
نگرانی ها درباره تبعیض سیاسی در دانشگاه
انگیزه این تحقیق از کاهش مستند اعتماد عمومی به کالج ها و دانشگاه ها نشات می گیره. این از بین رفتن اعتماد به ویژه بین جمهوری خواه ها مشهوده، چون اونا بیشتر و بیشتر آموزش عالی رو فضایی خصمانه نسبت به دیدگاه های محافظه کارانه می بینن. این برداشت از وجود تبعیض سیاسی در دانشگاه، نیاز به بررسی دقیق تری داشت.
جسیکا کان، استادیار سیاست آمریکا در کالج ایالتی شمال غرب فلوریدا، این مطالعه رو طراحی کرد تا ببینه آیا این تصورات با واقعیت همخونی داره یا نه. کان می خواست بفهمه که آیا ایدئولوژی سیاسی مانعی برای دسترسی دانشجوها به خدمات پایه دانشگاه هست یا خیر و آیا این به تبعیض سیاسی در دانشگاه منجر می شود.
کان به PsyPost گفت: «بحث های زیادی در محافل عمومی و دانشگاهی درباره ادعاهای تعصب لیبرال در آموزش عالی وجود داره، اما عاملی که باعث شد این تحقیقات انجام بشه، جلسه ای بود که سازمان Turning Point USA در سال 1396 در دانشگاه ایالتی فلوریدا، زمانی که من دانشجوی دکترا در دپارتمان علوم سیاسی اونجا بودم، برگزار کرد.»
«در اون جلسه، نماینده TPUSA ادعا کرد که دانشجوهای محافظه کار نسبت به لیبرال ها، برای ثبت سازمان های دانشجویی و دعوت از سخنران های مهمان به دانشگاه، مسیر خیلی سخت تری دارن، اما هیچ داده یا تحلیلی برای حمایت از این ادعاها ارائه نکرد. این ادعاها اغلب به مفهوم تبعیض سیاسی در دانشگاه اشاره دارند.»
تصویر زیر نمایی نمادین از فضای آکادمیک و چالش های احتمالی مرتبط با عدالت در دسترسی به منابع را نشان می دهد.
![]()
این تصویر به خوبی پیچیدگی های محیط های آموزشی و لزوم بررسی علمی ادعاهای مربوط به سوگیری های سیاسی را به تصویر می کشد.
تئوری های رقابتی درباره تبعیض سیاسی در دانشگاه
این مطالعه دو تئوری روان شناختی و جامعه شناختی رقیب رو روبروی هم قرار می ده. تئوری هویت اجتماعی می گه که افراد به اعضای گروه خودشون تمایل دارن و نسبت به غریبه ها تبعیض قائل می شن. از اونجایی که مدیرای دانشگاه تمایل دارن از نظر سیاسی لیبرال باشن، این تئوری پیش بینی می کنه که اونا هوای دانشجوهای لیبرال رو داشته باشن و به نوعی تبعیض سیاسی در دانشگاه را اعمال کنند. این رفتارها ریشه در تاثیر هویت بر گرایش های سیاسی و انتخاب نامزدها افراد دارد که می تواند بر قضاوت های آن ها در محیط های مختلف اثر بگذارد.
در مقابل، تئوری مدیریت دولتی استدلال می کنه که هنجارهای بوروکراتیک، رفتار برابر رو تشویق می کنه. این دیدگاه می گه که استانداردهای حرفه ای عدم تبعیض، بر ترجیحات سیاسی شخصی غلبه می کنه. کان می خواست ببینه کدوم یکی از این نیروها در فضای واقعی دانشگاه پیروز می شه و آیا در نهایت به تبعیض سیاسی در دانشگاه منجر می شود یا خیر.
روش شناسی پژوهش کان
برای آزمایش این تئوری ها، کان از روشی به اسم «آزمایش مکاتبه ای» استفاده کرد. این کار شامل ارسال ایمیل به افرادیه که نمی دونن دارن روشون مطالعه انجام می شه. محقق هویت های دانشجویی خیالی درست کرد تا با کارکنان دانشگاه تعامل داشته باشن.
محقق دو آزمایش جداگونه برای بررسی انواع مختلف نیازهای دانشجویی انجام داد. اولین مطالعه روی توانایی تشکیل یک سازمان دانشجویی ثبت شده جدید تمرکز داشت. کان مدیرای مسئول فعالیت های دانشجویی رو در 1470 کالج و دانشگاه چهارساله در سراسر ایالات متحده شناسایی کرد.
اون به طور تصادفی این مدیرا رو انتخاب کرد تا ایمیلی از دانشجویی به نام «برت کلارک» دریافت کنن. ایمیل ها از نظر لحن و طول متن یکسان بودن، اما ایدئولوژی سیاسی بیان شده توسط دانشجو متفاوت بود. یک نسخه، دانشجو رو به عنوان لیبرال معرفی می کرد. نسخه دوم اونو به عنوان محافظه کار نشون می داد. نسخه سوم هم به عنوان گروه کنترل بود که هیچ ایدئولوژی سیاسی مشخصی نداشت.
ایمیل ها طوری نوشته شده بودن که شبیه پرس وجوهای معمولی یه دانشجوی کارشناسی به نظر برسن. برای واقعی تر شدن، غلط های املایی جزئی هم توشون گنجونده شده بود. متن طوری طراحی شده بود که مودبانه و رسمی باشه.
کان سه نتیجه رو اندازه گیری کرد: اینکه آیا مدیر اصلا جواب داده یا نه، آیا جواب مفید بوده یا نه، و چند روز طول کشیده تا پاسخ بده. اگه پاسخی شامل تشویق یا راهنمایی درباره مراحل بعدی بود، یه پاسخ اساسی در نظر گرفته می شد.
یافته های مطالعه اول؛ عدم تبعیض در پاسخگویی
نتایج این مطالعه اول هیچ شواهد قابل توجهی از تبعیض سیاسی در دانشگاه نشان نداد. مدیرها در 65 درصد مواقع به دانشجوی لیبرال پاسخ دادن. اونا در 66 درصد مواقع به دانشجوی محافظه کار جواب دادن.
میزان مفید بودن پاسخ ها هم از نظر آماری بین گروه ها تفاوتی نداشت. هر دو پرس وجوی لیبرال و محافظه کار با نرخ های تقریبا یکسانی پاسخ های اساسی دریافت کردن. از نظر سرعت هم، مدیرا به دانشجوهای محافظه کار کمی سریع تر از لیبرال ها جواب دادن، هرچند این تفاوت به طور متوسط کمتر از نصف روز بود.
یافته های مطالعه دوم؛ دسترسی به امکانات دانشگاه
مطالعه دوم دسترسی به امکانات دانشگاه رو بررسی کرد. کان مدیرای مسئول رزرو فضا برای رویدادها رو در 1439 موسسه شناسایی کرد. در این آزمایش، دانشجوی خیالی به نام «بردلی شوارتز» درخواست اتاقی برای میزبانی از یه سخنران مهمان برای سخنرانی درباره موضوعات سیاسی داد.
مثل مطالعه اول، ایمیل ها به طور تصادفی طوری تنظیم شده بودن که دانشجو رو لیبرال، محافظه کار یا از نظر سیاسی بی طرف نشون بدن. محقق دوباره نرخ پاسخ دهی، مفید بودن پاسخ و زمان پاسخ گویی رو اندازه گیری کرد.
یافته ها دقیقا مشابه مطالعه اول بود. مدیرها به درخواست لیبرال با نرخ حدود 54 درصد پاسخ دادن. درخواست محافظه کار هم نرخ پاسخ دهی تقریبا 54 درصدی داشت.
تاثیر موقعیت جغرافیایی بر نتایج مطالعه
کان بررسی کرد که آیا موقعیت جغرافیایی دانشگاه روی نتایج تاثیر گذاشته یا نه. ممکنه مدیرای مناطق محافظه کار رفتار متفاوتی نسبت به مناطق لیبرال داشته باشن. اون از داده های رای گیری سطح شهرستان در انتخابات ریاست جمهوری سال 1395 برای اندازه گیری ایدئولوژی سیاسی محلی استفاده کرد.
تجزیه و تحلیل ها نشون داد که سیاست های محلی رفتاری که با دانشجوها می شد رو تغییر نداده. مدیرها در شهرستان هایی که به شدت به دونالد ترامپ رای داده بودن، با دانشجوهای لیبرال و محافظه کار با همون سطح از عدالتی رفتار کردن که مدیرها در شهرستان های طرفدار هیلاری کلینتون رفتار کرده بودن. هیچ تعاملی بین ایدئولوژی دانشجو و گرایش های سیاسی جامعه اطراف وجود نداشت.
نتیجه گیری؛ هنجارهای حرفه ای و مبارزه با تبعیض
این یافته ها نشون می ده که هنجارهای حرفه ای در آموزش عالی قوی هستن. با وجود اینکه جامعه مدیرای دانشگاه عمدتا لیبرال هستن، به نظر می رسد اونا موقع انجام وظایف شغلیشون به استانداردهای بی طرفی پایبند هستن. انتظار تبعیض بر اساس تئوری هویت اجتماعی در این تعاملات محقق نشد.
این مطالعه پیامدهایی برای درک توسعه مهارت های مدنی داره. تشکیل گروه های دانشجویی و میزبانی رویدادها راه های کلیدی هستن که جوون ها سرمایه اجتماعی می سازن. اگه محافظه کارها از این فعالیت ها منع می شدن، این کار مانع توانایی اونا برای مشارکت در فرآیندهای دموکراتیک می شد. داده ها نشون می دن که چنین موانع نهادی در سطح پرس وجوی اولیه وجود ندارن.
مهمه که شفاف کنیم این یافته ها چه چیزهایی رو نشون می دن و چه چیزهایی رو نشون نمی دن. نبود تعصب در پاسخ گویی به ایمیل ثابت نمی کنه که هیچ تعصبی در هیچ کجای آموزش عالی وجود داره. تبعیض ممکنه در مراحل بعدی فرآیند، مثل تایید رسمی اساسنامه یه کانون، اتفاق بیفته و باید مراقب ابعاد دیگر تبعیض سیاسی در دانشگاه بود.
علاوه بر این، این مطالعه به تعصبات احتمالی در کلاس های درس، نمره دهی یا تعاملات اجتماعی بین دانشجوها نمی پردازه. ممکنه محیط دانشگاه برای محافظه کارها ناخوشایند به نظر برسه، حتی اگه بوروکراسی به صورت بی طرف عمل کنه. تمرکز این مطالعه مشخصا روی دروازه بانی اداری بود.
کان اشاره می کنه که روایت قربانی شدن محافظه کارها قدرتمند و مداومه. داستان های جنجالی درباره سخنران هایی که با فریاد ساکت می شن یا کانون هایی که درخواستشون رد می شه، اغلب پوشش رسانه ای رو قبضه می کنن. با این حال، این تحقیق نشون می ده که این اتفاقات ممکنه برای یه دانشجوی معمولی بیشتر استثنا باشن تا قاعده.
کان گفت: «در حالی که ممکنه تبعیض علیه محافظه کاران سیاسی به اشکال دیگه ای در آموزش عالی آمریکا وجود داشته باشه، من نتونستم هیچ مدرکی پیدا کنم که نشون بده دانشجوهای محافظه کار نسبت به همتایان لیبرال خودشون، برای ایجاد سازمان های دانشجویی جدید یا رزرو فضای دانشگاه برای سخنران های مهمان، با سختی بیشتری روبرو باشن.»
فاصله بین تصور تعصب و واقعیت بی طرفی اداری خیلی مهمه. این نشون می ده که بحران اعتماد به آموزش عالی ممکنه بیشتر از اینکه ناشی از تبعیض اداری سیستماتیک باشه، تحت تاثیر روایت های اغراق آمیز باشه. این موضوع اهمیت درک صحیح از واقعیت ها را دوچندان می کند.
تحقیقات آینده برای بررسی بقیه مسیرهای احتمالی تعصب ضروریه. این کار می تونه شامل بررسی روابط مشاوره ای اساتید یا تخصیص بودجه به گروه های دانشجویی باشه. درک اینکه منشا تصور تعصب کجاست، برای بازگرداندن اعتماد به نهادهای آکادمیک حیاتیه.
کان همچنین پیشنهاد می کنه که کارهای بعدی می تونه مکانیسم های خاصی رو که باعث کاهش تعصب می شه بررسی کنه. ممکنه آموزش های ضد تعصب یا سیاست های خاص دانشگاهی در تضمین رفتار برابر نقش داشته باشن. شناسایی این عوامل می تونه به بقیه موسسات کمک کنه تا محیط های عادلانه ای رو حفظ کنن.
تبعیض سیاسی در دانشگاه؛ نتایج و پیامدها
مطالعه «تعصب سیاسی در دسترسی دانشجویان به منابع دانشگاه» توسط جسیکا کان نوشته شده است.
در پایان، نتایج این پژوهش بر اهمیت تمایز میان تجربیات فردی و رویه های سیستماتیک تاکید می کند. اگرچه ممکن است فضای روانی برخی دانشگاه ها برای گروه هایی خاص چالش برانگیز به نظر برسد، اما حفظ بی طرفی اداری گام مهمی در جهت برقراری عدالت آموزشی و کاهش شکاف های سیاسی در نهادهای آکادمیک است. توجه به داده های علمی به جای تکیه بر حکایات، می تواند راهگشای حل اختلافات عمیق در این حوزه باشد.
Conservative college students don’t face greater barriers to campus resources