خانه روابط و خانواده تاثیر روابط فعلی بر تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین
تاثیر روابط فعلی بر تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین

تاثیر روابط فعلی بر تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین

در این مقاله:

تحقیقات اخیر نشان می دهد که کیفیت روابط فعلی ما با پدر و مادرمان می تواند به تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین کمک کرده و بازسازی ذهنی گذشته را تحت تاثیر قرار دهد.

اکثر آدما فکر می کنن خاطرات دوران بچگی شون ثابته، مثل فایلی که توی یه کشو ذخیره شده، اما تحقیقات جدید نشون می ده که نحوه یادآوری ما از دوران کودکی مون ممکنه بسته به حسی که الان به روابطمون داریم، تغییر کنه، که این به نوعی امکان تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین را نشان می دهد. مطالعه ای که در مجله Child Abuse & Neglect منتشر شده نشون می ده که جوان ها در هفته هایی که حمایت بیشتری از طرف والدینشون حس می کنن، تجربیات ناگوار کمتری از دوران کودکی گزارش می دن. این یعنی معیارهای استاندارد تروماهای زودهنگام ممکنه به همون اندازه که واقعیت تاریخی رو نشون می دن، بازتاب دهنده وضعیت ذهنی فعلی فرد هم باشن.

تجربیات ناگوار دوران کودکی یا همون ACEs، به اتفاقات تروماتیکی مثل سوءرفتار، بی توجهی و مشکلات خانوادگی نظیر تحلیل اختلافات زناشویی و تاثیر بر کودک اشاره داره که قبل از 18 سالگی اتفاق میفتن. متخصص های پزشکی و روانشناس ها معمولا از پرسشنامه ها برای شمردن این اتفاقات استفاده می کنن، چون تعداد بالای ACEs با سلامت ضعیف روانی و جسمی در آینده در ارتباطه. این غربالگری ها بر این فرض استوارن که حافظه یه بزرگسال از گذشته، در طول زمان ثابت و قابل اعتماده.

اما حافظه انسان مثل یه دستگاه پخش ثابت نیست. حافظه یه فرآیند بازسازی کننده ست که می تونه تحت تاثیر مود فعلی، رشد هویت و زمینه های اجتماعی قرار بگیره. این موضوع مخصوصا برای جوان هایی که در مرحله گذار از وابستگی به والدین به سمت ساختن هویت مستقل خودشون هستن، صدق می کنه. این دوره تکاملی اغلب باعث می شه جوان ها روابط خانواده شون رو دوباره ارزیابی کنن.

چگونه روابط فعلی به تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین کمک می کند؟

آنیکا جاروس، محقق دانشگاه ایالتی میشیگان، به همراه ویلیام چاپیک این پدیده رو بررسی کردن. اونا می خواستن بفهمن که آیا نوسانات در روابط اجتماعی فعلی یا سطح استرس، با تغییرات در نحوه یادآوری سختی های دوران کودکی هماهنگی داره یا نه. فرضیه شون این بود که یادآوری گذشته ممکنه همراه با کیفیت تعاملات امروزی فرد، کم و زیاد بشه.

این تیم 938 جوان که عمدتا دانشجو بودن رو برای تکمیل سه نظرسنجی مشابه فراخوان کردن. این نظرسنجی ها با فاصله چهار هفته از هم در یک دوره دو ماهه انجام شد. در هر نوبت، شرکت کننده ها «پرسشنامه ترومای دوران کودکی» رو پر کردن که یه ابزار استاندارد برای شناسایی سوابق سوءرفتار عاطفی، جسمی و جنسی و همچنین بی توجهی جسمی و عاطفیه.

تصویر زیر به خوبی نشان دهنده اهمیت فضای روانی خانواده و تاثیر آن بر بازسازی ذهنی تجربیات گذشته است.

تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین

همان طور که در تصویر بالا مشاهده می کنید، درک ما از گذشته می تواند تحت تاثیر پیوندهای عاطفی فعلی ما قرار بگیرد.

علاوه بر یادآوری گذشته، شرکت کننده ها کیفیت فعلی روابط نزدیکشون رو هم رتبه بندی کردن. اونا میزان حمایت و تنش با والدین، دوستان و شریک عاطفی شون رو گزارش کردن. همچنین سطح استرس تحصیلی فعلی شون رو هم سنجیدن تا ببینن آیا فشارهای عمومی زندگی روی حافظه شون تاثیر می ذاره یا نه.

محقق ها از مدل های آماری استفاده کردن تا داده ها رو به دو دسته مجزا تقسیم کنن. اونا تفاوت های بین افراد رو بررسی کردن، مثلا اینکه آیا کسی که کلا کودکی شادی داشته، در بزرگسالی روابط بهتری رو گزارش می ده؟ اونا همچنین تغییرات درونی همون فرد رو در طول اون هشت هفته مد نظر قرار دادن.

نتایج نشون داد که گزارش های مربوط به سختی های دوران کودکی در طول اون دو ماه تا حد زیادی ثابت بوده. با این حال، تغییرات قابل اندازه گیری در پاسخ های همون افراد از ماهی به ماه دیگه دیده می شد. تحلیل ها فاش کرد که این تغییرات تصادفی نبودن، بلکه با تغییرات در روابط با والدین هماهنگ بودن.

وقتی شرکت کننده ها گزارش می دادن که حمایت بیشتری از حد معمول از والدینشون دریافت کردن، موارد کمتری از سختی های دوران کودکی رو گزارش می کردن. برعکس، در هفته هایی که تنش با والدین بیشتر از میانگین شخصی شون بود، یادآوری سوءرفتارهای عاطفی، جنسی و بی توجهی های عاطفی بیشتر می شد. این الگو نشون می ده که یه تغییر مثبت در رابطه فعلی می تونه خاطرات تلخ گذشته رو کمرنگ تر کنه و به تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین کمک کند.

اهمیت حمایت والدین در تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین

تاثیر دوستان و شریک عاطفی کمتر از والدین بود. با اینکه دوستی های حمایتی به طور کلی با گزارش کمتر ACEs در ارتباط بود، اما تغییر در کیفیت دوستی ها پیش بینی کننده قوی برای نوسانات حافظه در هفته های مختلف نبود. در مورد شریک عاطفی هم الگوی مشابهی دیده شد؛ یعنی حمایت زیاد با گزارش های کمتر از سوءرفتار جنسی در گذشته مرتبط بود، اما این اثر محدود بود.

استرس تحصیلی هم نقش کوچکی در نگاه شرکت کننده ها به گذشته شون داشت. با اینکه استرس بالاتر با افزایش جزئی در گزارش های سوءرفتار عاطفی و بی توجهی جسمی مرتبط بود، اما تاثیرش در مقایسه با پویایی خانواده ناچیز بود. عامل اصلی که می تواند به تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین کمک کند، کیفیت پیوند با مراقبین به نظر می رسید.

نویسنده ها به چند محدودیت در این مطالعه اشاره کردن که نتایج رو در بستر خاصی قرار می ده. نمونه آماری عمدتا از دانشجوها تشکیل شده بود، یعنی ممکنه نتایج برای افراد مسن تر یا کسانی با پیشینه های اقتصادی-اجتماعی متفاوت صدق نکنه. این مطالعه فقط یه دوره هشت هفته ای رو پوشش داده و مشخص نیست که آیا این نوسانات در طول سال ها هم ادامه دارن یا تغییر می کنن.

همچنین یه الگوی ریزش هم روی داده ها تاثیر داشت. شرکت کننده هایی که سوابق تروماهای شدیدتری داشتن، با گذشت زمان احتمال اینکه دیگه به نظرسنجی ها جواب ندن بیشتر بود. این موضوع ممکنه توانایی مطالعه رو برای ثبت دامنه کامل تغییرات در نحوه یادآوری تروما توسط کسانی که سخت ترین سوابق رو داشتن، کم کرده باشه.

با وجود این نکات، یافته ها کاربرد عملی برای درمانگرها و محقق ها دارن. یه بار غربالگری برای سختی های دوران کودکی ممکنه فقط تصویری رو ثبت کنه که تحت تاثیر وضعیت ذهنی فعلی بیمار قرار گرفته، نه یه تاریخچه قطعی. ارزیابی این تجربیات در چندین نوبت می تونه تصویر دقیق تری از پیشینه بیمار و وضعیت روانی فعلیش ارائه بده و به درک بهتر فرآیند تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین یاری رساند.

این مطالعه این ایده رو به چالش می کشه که گزارش های مربوط به گذشته صرفا ثبت حقایق هستن. در عوض، به نظر می رسد اونا تفسیرهایی پویا هستن که در زمان حال کاربرد دارن. همان طور که جوان ها برای ادغام گذشته شون در داستان زندگی شون تلاش می کنن، به نظر می رسه خاطراتشون هم همسو با نیازهای عاطفی فعلی شون نفس می کشن و فرصتی برای تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین فراهم می آورند.

چاپیک می گه: «مردم معمولا در نحوه یادآوری گذشته شون ثابت قدم هستن، اما تغییرات کوچک در گزارش ها معنادارن. این به معنی غیرقابل اعتماد بودن آدم ها نیست، بلکه یعنی حافظه داره کار خودش رو انجام می ده؛ یعنی ادغام تجربیات گذشته با معنای حال حاضر.» این درک می تواند راهگشای تغییر خاطرات تلخ کودکی با والدین باشد.

این مطالعه تحت عنوان «ثبت گذشته یا بازتاب حال؟ نوسانات در یادآوری سختی های دوران کودکی و نوسانات در شرایط روابط بزرگسالی» توسط آنیکا جاروس و ویلیام جی. چاپیک نوشته شده است.

درک این نکته که حافظه ما از دوران کودکی همواره در حال بازسازی است، به ما این قدرت را می دهد تا با بهبود روابط فعلی، سنگینی بارهای عاطفی گذشته را کاهش دهیم. این یافته ها نشان می دهند که کیفیت تعاملات امروز ما با والدین، کلیدی برای بازخوانی مهربانانه تر تاریخچه زندگی مان است.

Memories of childhood trauma may shift depending on current relationships

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: فوریه 1, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما