این متن به بررسی ارتباط عمیق بین ناامنی شغلی، بی ثباتی اقتصادی و افزایش تمایل به افکار خودکشی پرداخته و نقش استرس های مالی را در ایجاد چرخه های مخرب سلامت روان تحلیل می کند؛ شناخت پیوند میان مشکلات مالی و خطر خودکشی می تواند به تدوین راهکارهای حمایتی موثرتر کمک کند.
یک مطالعه کیفی در اسکاتلند به بررسی پیوندهای بین بی ثباتی مالی، ناامنی شغلی و تمایل به خودکشی پرداخته. نتایج نشون دادن که استرس های مالی چرخه ای از نیازهای اولیه برآورده نشده، درماندگی و انزوای اجتماعی ایجاد می کنن. ناپایداری شغلی و نبود حمایت، این روابط رو بدتر می کنه و باعث ایجاد افکار خودکشی میشه. این تحقیق نشان می دهد که این عوامل می توانند به مشکلات مالی و خطر خودکشی منجر شوند و در مجله Death Studies .
خودکشی یعنی عمل عامدانه برای پایان دادن به زندگی خود. آمارهای سازمان جهانی بهداشت نشون میده که سالانه 700,000 نفر در سراسر جهان بر اثر خودکشی جونشون رو از دست میدن، که این موضوع اون رو به یک مسئله مهم بهداشت عمومی جهانی تبدیل می کنه. با اینکه ادیان بزرگ در طول تاریخ خودکشی رو محکوم کردن، دیدگاه های معاصر بهداشت عمومی و روان شناختی، اون رو به عنوان نتیجه ای قابل پیشگیری می بینن که از تعاملات پیچیده ناشی میشه، نه یک شکست اخلاقی. خودکشی به ندرت فقط یک دلیل داره؛ بلکه بازتابی از تلاقی عوامل شخصی، ارتباطی، اجتماعی و جامعه شناختیه.
بی ثباتی اقتصادی، ناامنی شغلی و فشار مالی همیشه با خطر بالاتر خودکشی در ارتباط هستن و اینها همگی به مشکلات مالی و خطر خودکشی دامن می زنند. در واقع، برخی تحقیقات حتی به بررسی ژنتیک افسردگی و چالش های اقتصادی پرداخته اند تا بفهمند چرا برخی افراد در برابر این فشارها آسیب پذیرترند. افرادی که شغل های ناپایداری دارن، بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرن. شواهد در بریتانیا و اسکاتلند نشون دهنده آسیب پذیری خیلی زیاد در بین بزرگسالان در سن کار هست، حتی با وجود اینکه فقر روز به روز بیشتر دامن گیر خونواده هایی میشه که یکی از اعضاشون شاغله.
شرایط کاری نامطمئن مثل درآمد کم، ساعات کاری غیرقابل پیش بینی، حقوق محدود و خودمختاری شغلی پایین باعث استرس مزمن و سلامت روان ضعیف تر میشه. علاوه بر این، انگ (استیگما) مربوط به مشکلات مالی و ناامنی شغلی می تونه مانع از درخواست کمک بشه و انزوا و ریسک رو بالا ببره.
نیکولا کوگان، نویسنده مطالعه، و همکارانش می خواستن بررسی کنن که چطور ناامنی شغلی و بی ثباتی مالی از دید بزرگسالان ساکن اسکاتلند در ایجاد افکار و رفتارهای خودکشی نقش دارن. اون ها همچنین به دنبال شناسایی عوامل خطر و عوامل محافظتی مرتبط با تاثیرات سلامت روانِ ناشی از ناامنی اقتصادی بودن و توصیه های سیاستی برای بهبود حمایت های سلامت روان برای افرادی که با بی ثباتی اقتصادی روبرو هستن، ارائه دادن.
بررسی عمیق تر مشکلات مالی و خطر خودکشی
در این بخش، ابعاد بصری و روانی فشارهای اقتصادی و تاثیر آن بر روحیه افراد مورد توجه قرار گرفته است.
![]()
تصویر بالا تلاش دارد تا سنگینی بار روانی ناشی از ناامنی مالی را در زندگی روزمره به تصویر بکشد.
این مطالعه شامل 24 نفر از اسکاتلند بود که گزارش کرده بودن درآمدشون کمتر از دستمزد معیشتی یا زیر استاندارد حداقل درآمد هست، قراردادهای «ساعت صفر» داشتن، در اقتصاد گیگ (کارمزدی) فعالیت می کردن، طولانی مدت دنبال کار بودن یا تجربه استفاده از «یونیورسال کردیت» (سیستم اصلی مزایای رفاهی بریتانیا) رو داشتن. 16 نفر از شرکت کننده ها مرد بودن. میانگین سنی شرکت کننده ها 30 سال بود. به طور متوسط، شرکت کننده ها گزارش دادن که آخرین افکار یا رفتارهای مربوط به خودکشی اون ها مربوط به بیش از 6 ماه قبل بوده. افرادی که در زمان مطالعه تمایل به خودکشی داشتن، وارد این تحقیق نشدن.
شرکت کننده ها در مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای شرکت کردن که روی رابطه بین وضعیت شغلی، بی ثباتی مالی و تجربه های مربوط به فکر یا رفتار خودکشی تمرکز داشت. این مصاحبه ها روی رابطه بین وضعیت شغلی، بی ثباتی مالی و تجربه های مربوط به فکر یا رفتار خودکشی تمرکز داشتند، که همگی به نوعی به مشکلات مالی و خطر خودکشی گره خورده اند. اون ها برای شرکت در این تحقیق یک بن 20 پوندی دریافت کردن. محققان مصاحبه ها رو پیاده سازی کردن و تحلیل تماتیک بازتابی رو با هدف شناسایی مضامین کلیدی در روایت ها انجام دادن.
تحلیل مصاحبه ها 6 تم یا موضوع کلیدی رو شناسایی کرد. اولین تم «تلاش برای رفع نیازهای اولیه و چرخه باطل» بود. وقتی شرکت کننده ها بی ثباتی مالی رو تجربه می کردن، این موضوع باعث می شد برای تامین نیازهای اولیه مثل غذا، مسکن و مراقبت های بهداشتی با مشکل روبرو بشن. این نبرد سلامت روان اون ها رو تخریب می کرد. کاهش سلامت روان هم به نوبه خود توانایی اون ها برای بهبود وضعیت مالی شون رو کم می کرد و یک چرخه باطل ایجاد می کرد.
تم دوم «احساس به دام افتادن و ناتوانی» بود. شرکت کننده ها گزارش دادن که احساس درماندگی با افکار و رفتارهای خودکشی تلاقی پیدا می کنه، چون نمی تونستن راه فراری از موقعیت شون تصور کنن. تم سوم «انگِ بی ثباتی مالی» بود. احساس بی ثباتی مالی روی ارزش شخصی و عزت نفس شرکت کننده ها تاثیر منفی گذاشته بود و باعث می شد احساس بی کفایتی و درماندگی کنن. تم چهارم «فکر کردن به خودکشی و عمل به این افکار» بود. در این دوران، خیلی از اون ها تصور می کردن خودکشی تنها راه رهایی از مشکلات شونه. این تم ها نشان دهنده ابعاد مختلف مشکلات مالی و خطر خودکشی هستند.
تم پنجم «نیاز به امید و حمایت از طرف دیگران» بود. برای خیلی از شرکت کننده ها، امید و حمایتِ دوستان، خانواده و افراد دیگه باعث ایجاد تاب آوری شده و از عمل کردن اون ها به افکار خودکشی جلوگیری کرده بود.
تم ششم «کمک خواهی فعال و به دست آوردن حس کنترل» بود. برای خیلی از شرکت کننده ها، درخواست کمک به صورت فعال، نقطه عطفی در مدیریت چالش های متقاطعِ بی ثباتی مالی و پریشانی سلامت روان بود. این کار به اون ها اجازه داد تا دوباره حس کنترل روی شرایط زندگی شون رو به دست بیارن. این نشان می دهد که با وجود چالش های مرتبط با مشکلات مالی و خطر خودکشی، امید و کمک خواهی می تواند موثر باشد.
نویسندگان مطالعه نتیجه گیری کردن: «تحلیل تماتیک بازتابی موضوعات کلیدی رو شناسایی کرد و نشون داد که چطور استرس های مالی چرخه ای از نیازهای اولیه برآورده نشده، درماندگی و انزوای اجتماعی ایجاد می کنن که پریشانی ناشی از خودکشی رو تشدید می کنه. شرایط محیط کار، از جمله ناپایداری شغلی و نبود حمایت، این تجربه ها رو شدت می بخشید، در حالی که عوامل محافظتی شامل روابط حمایتی و کمک خواهیِ فعالانه بود.» این نتایج بر اهمیت درک عمیق تر ارتباط بین مشکلات مالی و خطر خودکشی تاکید می کنند.
این مطالعه به درک علمی از اثرات بی ثباتی مالی بر سلامت روان کمک می کنه. با این حال، مطالعه به طور آگاهانه افرادی رو که در حال حاضر تمایل به خودکشی داشتن، حذف کرد. به همین دلیل، دیدگاه های افرادی که در بالاترین معرض خطر خودکشی هستن رو به طور کامل پوشش نداد. علاوه بر این، داده های جمع آوری شده بر اساس یادآوری سختی های گذشته بود که ممکنه باعث شده باشه خطاهای یادآوری و گزارش دهی بر نتایج تاثیر گذاشته باشه. با وجود محدودیت ها، این تحقیق گام مهمی در شناخت چگونگی ارتباط مشکلات مالی و خطر خودکشی برمی دارد.
مقاله «احساس می کنی دنیا روی سرت خراب شده: بررسی پیوند بین بی ثباتی مالی، ناامنی شغلی و تمایل به خودکشی» توسط نیکولا کوگان، سوزان راسموسن، کیرستن راسل، دن هیپ، هدر آرکبولد، لوسی میلیگان، اسکات تامسون، اسپنس ویتاکر، دیو موریس و دانیل رولی نوشته شده است. این مقاله ارزشمند بینش های مهمی در مورد مشکلات مالی و خطر خودکشی ارائه می دهد.
در نهایت، درک این نکته ضروری است که بحران های اقتصادی تنها بر جنبه های مادی زندگی تاثیر نمی گذارند، بلکه مستقیما با سلامت روان و میل به زندگی در پیوند هستند. تقویت سیستم های حمایتی و کاهش فشار بر افراد کم درآمد می تواند راهگشای پیشگیری از بحران های جدی فردی و اجتماعی باشد.
Feelings of entrapment and powerlessness link job uncertainty to suicidality