پژوهش های جدید نشان می دهند که افراد دارای هوش بالا لزوما دیدگاه های سیاسی رادیکال ندارند و اغلب به میانه روی متمایل هستند، هرچند الگوهای متفاتی در زمینه محافظه کاری مردان با هوش بالا نسبت به سایرین مشاهده شده است.
کلیشه نابغه عجیب و غریب با دیدگاه های سیاسی رادیکال، یه موضوع رایج توی داستان هاست. یه مطالعه جدید این فرض رو به چالش می کشه و نشون می ده که بزرگسالان بسیار باهوش ممکنه دیدگاه های سیاسی داشته باشن که شباهت خیلی زیادی به عموم مردم داره. محققان متوجه شدن بزرگسالانی که در کودکی به عنوان تیزهوش شناخته شدن، تا حد زیادی با همتایان غیرتیزهوش خودشون دیدگاه های سیاسی مشابهی دارن؛ البته با یه استثنای خاص که به محافظه کاری مردان با هوش بالا مربوط می شه. این یافته ها در مجله علمی Intelligence (هوش) منتشر شده.
جامعه اغلب برای حل مشکلات بزرگ به افراد تیزهوش چشم می دوزه. این افراد معمولا نقش های رهبری رو در اقتصاد، علم و سیاست به عهده می گیرن. از اونجایی که اون ها جایگاه های تاثیرگذاری دارن، درک اینکه چطور به دنیا نگاه می کنن، یه موضوع مورد علاقه برای عموم مردمه.
محققان دهه ها وقت صرف کردن تا ارتباط بین توانایی شناختی و باورهای سیاسی رو درک کنن. برخی از نظریه های گذشته پیشنهاد می کردن که هوش بالاتر منجر به دیدگاه های چپ گرا یا لیبرال می شه. نظریه های دیگه هم می گفتن که افراد باهوش ممکنه طرفدار محافظه کاری اقتصادی باشن.
نتایج این مطالعات در گذشته ضد و نقیض بوده. این ناهماهنگی باعث شد تیمی از محققان این موضوع رو با استفاده از یه رویکرد بلندمدت بررسی کنن. اون ها می خواستن ببینن آیا وقتی بزرگسالان تیزهوش با یه گروه کنترل با هوش متوسط مقایسه می شن، الگوهای سیاسی متمایزی ظاهر می شه یا نه.
نویسنده اصلی این مطالعه ماکسیمیلیان کرولو از دانشکده علوم تربیتی دانشگاه سارلند در آلمانه. اون با یورن آر. اسپارفلد، که اون هم از دانشگاه سارلند هست، و دتلف اچ. روست از دانشکده روانشناسی دانشگاه فیلیپس ماربورگ همکاری کرده.
این تیم تحقیق خودشون رو بر اساس «فرضیه پیچیدگی شناختی-گشاده رویی» بنا کردن. این مفهوم می گه افرادی که هوش بالاتری دارن، به طور کلی نسبت به تجربه های جدید گشاده روتر هستن. همچنین تصور می شه که اون ها برای مدیریت ایده های پیچیده یا ظریف، مجهزتر هستن.
اگه این فرضیه درست باشه، افراد تیزهوش ممکنه جزم اندیشی های سیاسی خشک یا مواردی مثل اثرات روان شناختی قربانی پنداری و تفرقه در تضعیف ارزش های دموکراسی رو رد کنن. اون ها ممکنه به سمت مواضع منعطف تر یا میانه روتر متمایل بشن. محققان قصد داشتن آزمایش کنن که آیا این انعطاف پذیری نظری در بزرگسالی به ترجیحات سیاسی خاصی تبدیل می شه یا نه.
برای انجام این کار، نویسندگان از داده های «پروژه تیزهوشی ماربورگ» استفاده کردن. این یه مطالعه طولانی مدت در آلمانه که رشد افراد رو در طول زمان دنبال می کنه. این پروژه در سال تحصیلی 1366-1367 (1987-1988 میلادی) شروع شد.
مرحله اولیه شامل بررسی بیش از 7000 دانش آموز کلاس سومی بود. محققان تست های استاندارد هوش رو روی این گروه بزرگ اجرا کردن. این تست ها توانایی های استدلالی و سرعتی که دانش آموزان اطلاعات رو پردازش می کردن، اندازه گیری کرد.
از این مجموعه بزرگ، تیم یه گروه از دانش آموزان تیزهوش رو شناسایی کرد. این دانش آموزان ضریب هوشی (IQ) 130 یا بالاتر داشتن. در جمعیت عمومی، ضریب هوشی 100 متوسط در نظر گرفته می شه.
سپس محققان یه گروه کنترل از دانش آموزان غیرتیزهوش رو انتخاب کردن. این گروه نمرات ضریب هوشی نزدیک به 100 داشتن. محققان مطمئن شدن که این گروه کنترل از جنبه های دیگه مثل نسبت جنسیتی و پیشینه اقتصادی-اجتماعی با گروه تیزهوش مطابقت داشته باشه.
این فرآیند مطابقت برای اطمینان از مقایسه منصفانه طراحی شده بود. این کار به محققان اجازه می ده تا با اطمینان بیشتری بگن هر تفاوتی که بعدا پیدا می شه، در واقع به دلیل تفاوت در هوش هست.
شش سال بعد، وقتی دانش آموزان در کلاس نهم بودن، تیم دوباره اون ها رو آزمایش کرد. این ارزیابی مجدد، وضعیت شناختی شرکت کنندگان رو تایید کرد. این کار تضمین کرد که طبقه بندی «تیزهوش» یا «غیرتیزهوش» با ورود کودکان به نوجوانی همچنان دقیق باقی بمونه.
مطالعه فعلی روی همین افراد، حدود 35 سال بعد از اولین شناسایی شون تمرکز داره. شرکت کنندگان حالا بزرگسالانی با میانگین سنی حدود 43 سال بودن. محققان براشون نظرسنجی هایی فرستادن تا گرایش های سیاسی شون رو ارزیابی کنن.
در مجموع 87 بزرگسال تیزهوش و 71 بزرگسال غیرتیزهوش نظرسنجی رو تکمیل کردن. نرخ پاسخگویی برای مطالعه ای که چندین دهه طول کشیده، به طور قابل توجهی بالا بود. این سطح از مشارکت به تقویت اعتبار داده ها کمک می کنه.
این نظرسنجی دیدگاه های سیاسی رو به دو روش مختلف اندازه گیری کرد. روش اول یه مقیاس تک بعدی ساده بود. از شرکت کنندگان خواسته شد خودشون رو در طیفی از چپ (1) تا راست (10) قرار بدن.
روش دوم دقیق تر بود. محققان از «پرسشنامه ایدئولوژی های سیاسی» برای اندازه گیری چهار بعد متمایز از تفکر سیاسی استفاده کردن. این ابعاد اجازه درک دقیق تری از باورهای خاص رو می داد.
بعد اول، لیبرتارینیسم اقتصادی بود. این دیدگاه بر بازارهای آزاد و آزادی فردی در مسائل اقتصادی تاکید داره. افرادی که اینجا نمره بالایی می گیرن، اغلب نابرابریِ مبتنی بر شایستگی رو منصفانه می بینن.
بعد دوم، محافظه کاری بود. این نگاه برای سنت و ثبات اجتماعی ارزش قائله و در این پژوهش، ارتباط آن با محافظه کاری مردان با هوش بالا مورد توجه قرار گرفت. کسانی که نمره بالایی می گیرن معمولا معتقد هستن که فرهنگ مشترک و قوانین تثبیت شده برای جلوگیری از فروپاشی جامعه ضروریه.
بعد سوم، سوسیالیسم بود. این دیدگاه بر برابری در نتایج تمرکز داره. سوسیالیسم بر محافظت از گروه های محروم تاکید می کنه و ممکنه طرفدار تغییرات اجتماعی برای کاهش استثمار باشه.
بعد چهارم، لیبرالیسم بود. در این متن، لیبرالیسم به قائل شدن ارزش بالا برای خودمختاری فردی اشاره داره. این دیدگاه می گه مردم باید آزاد باشن تا هر طور که دوست دارن زندگی کنن، به شرطی که به دیگران آسیب نرسونن.
محققان داده های نظرسنجی رو با استفاده از روش های آماری به نام تحلیل واریانس (ANOVA) تجزیه و تحلیل کردن. اون ها تفاوت های بین گروه های تیزهوش و غیرتیزهوش رو بررسی کردن و همچنین به دنبال تفاوت ها بر اساس جنسیت گشتن.
در مقیاس ساده چپ-راست، نتایج هیچ تفاوت آماری بین دو گروه نشون نداد. هر دو گروه بزرگسالان تیزهوش و غیرتیزهوش تمایل داشتن خودشون رو نزدیک به مرکز طیف قرار بدن. این نشون دهنده یه تمایل عمومی به میانه روی در هر دو گروهه.
سپس محققان چهار بعد خاص پرسشنامه دقیق رو تحلیل کردن. برای لیبرتارینیسم اقتصادی، سوسیالیسم و لیبرالیسم، تحلیل ها دوباره هیچ تفاوت آماری بین گروه ها نشون نداد. به نظر نمی رسید تیزهوشی افراد رو به سمت این ایدئولوژی های خاص سوق بده یا ازشون دور کنه.
ظهور الگوی متمایز؛ محافظه کاری مردان با هوش بالا
با این حال، یه الگوی متمایز در مورد بعد محافظه کاری ظاهر شد. محققان یه اثر متقابل بین تیزهوشی و جنسیت پیدا کردن. این یعنی رابطه بین هوش و محافظه کاری به این بستگی داشت که شرکت کننده مرد باشه یا زن.
به طور خاص، مردهای غیرتیزهوش نمره بالاتری در محافظه کاری نسبت به مردهای تیزهوش کسب کردن. مردهای غیرتیزهوش بیشتر احتمال داشت که ارزش های مربوط به سنت و نظم اجتماعی سخت گیرانه رو تایید کنن. مردهای تیزهوش کمتر احتمال داشت که این دیدگاه های محافظه کارانه سنتی رو داشته باشن. این یافته، بینشی کلیدی در مورد محافظه کاری مردان با هوش بالا ارائه می دهد.
این تفاوت در بین زنانِ حاضر در مطالعه مشاهده نشد. زنان تیزهوش و زنان غیرتیزهوش سطوح مشابهی از محافظه کاری رو نشون دادن. این اختلاف نظر فقط منحصر به شرکت کنندگان مرد بود.
محققان برای تایید این نتایج از تحلیل های تکمیلی بیزی استفاده کردن. تحلیل بیزی یه تکنیک آماریه که قدرت شواهد رو برای مدل های مختلف می سنجه. این تست های اضافی از یافته های اولیه حمایت کردن.
تیم تحقیق، یافته ها رو از دریچه انعطاف پذیری شناختی تفسیر کرد. اون ها پیشنهاد می کنن که مردهای غیرتیزهوش ممکنه موقع پردازش مسائل اجتماعی پیچیده، بیشتر به دیدگاه های سنتی تکیه کنن. این تکیه می تونه منجر به نمرات محافظه کاری بالاتر بشه. این تفسیر به درک بهتر پدیده محافظه کاری مردان با هوش بالا کمک می کند.
از طرف دیگه، مردهای تیزهوش ممکنه انعطاف پذیری شناختی بیشتری داشته باشن. این به اون ها اجازه می ده تا دیدگاه های متنوع رو راحت تر پردازش کنن. در نتیجه، ممکنه تمایل کمتری به پایبندی به هنجارهای سنتیِ خشک داشته باشن. این ویژگی شناختی در کاهش میزان محافظه کاری مردان با هوش بالا نقش دارد.
نبود تفاوت در دسته های دیگه از فرضیه «مرکزگرایی» حمایت می کنه. این ایده می گه افراد باهوش اغلب از مواضع سیاسی افراطی دوری می کنن. اون ها ممکنه دیدگاه های افراطی رو ساده انگاریِ بیش از حدِ یه واقعیت پیچیده بدونن.
نویسندگان همچنین خاطرنشان کردن که بافت سیاسی آلمان ممکنه نقش داشته باشه. آلمان دارای یک «اقتصاد بازار اجتماعی» هست که سرمایه داری رو با رفاه اجتماعی ترکیب می کنه. این محیط فرهنگی ممکنه باعث ایجاد یه اجماع حول نظرات میانه رو برای همه بشه، فارغ از اینکه چقدر باهوش هستن.
مثل همه تحقیقات، محدودیت هایی در این مطالعه وجود داره که باید در نظر گرفته بشه. حجم نمونه نسبتا کوچک بود، که در مطالعاتی که دهه ها طول می کشه رایجه. یه نمونه بزرگ تر ممکن بود اثرات کوچک تری رو که این مطالعه از دست داده، شناسایی کنه.
علاوه بر این، مطالعه منحصرا در آلمان انجام شده. اصطلاحات سیاسی مثل «لیبرال» یا «محافظه کار» می تونن در کشورهای مختلف معانی متفاوتی داشته باشن. نتایج ممکنه کاملا با فضای سیاسی ایالات متحده یا کشورهای دیگه مطابقت نداشته باشه.
این مطالعه همچنین بر باورهای خوداظهاری تکیه داشت. با اینکه فرض بر گزارش دهی صادقانه ست، اما مردم گاهی اوقات خودشون رو متفاوت از اون چیزی که واقعا عمل می کنن، توصیف می کنن.
تحقیقات آینده می تونه با نگاه کردن به رفتار واقعی، این محدودیت ها رو برطرف کنه. مثلا دانشمندان می تونن سوابق رای دهی یا عضویت در احزاب رو بررسی کنن. این کار کمک می کنه تا مشخص بشه آیا این گرایش های درونی به کنش های سیاسی در دنیای واقعی تبدیل می شن یا نه.
با وجود محدودیت ها، این مطالعه یه پیام روشن داره. هوش بالا به طور خودکار منجر به دیدگاه های سیاسی رادیکال یا متمایز نمی شه. به نظر می رسه بزرگسالان تیزهوش به اندازه بقیه مردم از نظر سیاسی متنوع و میانه رو هستن. تنها استثنای مهم که در این مطالعه برجسته شد، به پدیده محافظه کاری مردان با هوش بالا مربوط می شود.
نیاز به بررسی بیشتر؛ محافظه کاری مردان با هوش بالا
اون یک استثنای قابل توجه در مورد محافظه کاری مردان نیاز به بررسی بیشتر داره. این موضوع نشون می ده که چطور هوش و جنسیت ممکنه با هم تعامل داشته باشن تا نحوه ارزش گذاری مردم برای سنت رو شکل بدن.
در نهایت، این تحقیق نشون می ده که اگرچه افراد تیزهوش ممکنه اطلاعات رو متفاوت پردازش کنن، اما نتایج سیاسی اون ها اساسا بیگانه و عجیب نیست. اون ها همون بحث های اجتماعی رو دنبال می کنن که بقیه انجام می دن. ذهن اون ها ممکنه استثنایی باشه، اما سیاست شون اغلب کاملا عادیه. یافته های اخیر در مورد محافظه کاری مردان با هوش بالا نیز این پیچیدگی را بیشتر روشن می کند.
درک عمیق تر از چگونگی شکل گیری این باورها به ما کمک می کند تا گفتگوهای اجتماعی سازنده تری داشته باشیم. بررسی رابطه میان توانمندی های ذهنی و انتخاب های ایدئولوژیک، مسیرهای جدیدی را برای تحلیل رفتارهای سیاسی در جوامع مدرن باز می کند و نشان می دهد که حتی در ذهن های بسیار باهوش، ارزش های انسانی و تمایلات اجتماعی نقشی تعیین کننده ایفا می کنند.
این مطالعه با عنوان «کاوش در ذهن های استثنایی: گرایش های سیاسی بزرگسالان تیزهوش ،» توسط ماکسیمیلیان کرولو، یورن آر. اسپارفلد و دتلف اچ. روست نوشته شده است.
High IQ men tend to be less conservative than their average peers, study finds