داریل مک دانیلز با اشتراک گذاری تجربیات خود از اعتیاد و افسردگی، بر اهمیت بهبودی و سلامت روان و نقش حیاتی جوامع حمایتی در این مسیر تاکید می کند.
- داریل “دی ام سی” مک دانیلز، عضو تالار مشاهیر راک اند رول و گروه افسانه ای هیپ هاپ Run-DMC، داره درباره دوران پاکی و ترک اعتیادش صحبت می کنه.
- مک دانیلز از مسیرش در مبارزه با اعتیاد، سلامت روانش و رسیدن به هوشیاری و پاکی در بیش از 20 سال پیش می گه.
- این رپر نمادین با گروه “1 میلیون قوی” (1 Million Strong) همراه شده تا صنعت موسیقی، ورزش، سرگرمی و طرفداراشون رو با هم متحد کنه تا توی رویدادهای فرهنگی ارتباطات معناداری شکل بدن.
در اوج شهرت جهانی، داریل “دی ام سی” مک دانیلز از گروه افسانه ای هیپ هاپ Run-DMC، در سکوت با اعتیاد، افسردگی و از دست دادن هویتش دست و پنجه نرم می کرد. اما مسیر او برای بهبودی و سلامت روان، داستانی الهام بخش است.
اون به Healthline گفت: «من هیچ وقت نمی خواستم وارد دنیای نمایش و شهرت بشم… فقط داشتم شعر می نوشتم. من بچه ای بودم که عاشق کمیک بوک بود. تخیل خیلی خوبی داشتم. برای همین، انتقال از رپ خوندن توی زیرزمین به رپ خوندن روی استیج جلوی اون همه آدم، برام کار راحتی بود.»
وقتی دوران کاری Run-DMC اوج گرفت و فشار برای ساختن آهنگ های هیت زیاد شد، مک دانیلز گفت که رسیدن به ستاره شدن براش هزینه ساز شد.
اون گفت: «آدم ها شروع کردن به گفتنِ: “باید آهنگ های هیت داشته باشی. باید تور بذاری. باید توی رادیو باشی. باید پول دربیاری.” و من شروع کردم به نگران شدن درباره انتظارات اونا. به جای اینکه نگران حال خودم باشم، نگران این بودم که نکنه بقیه رو ناامید کنم.»
همون جا بود که اضطراب، تنش و سردرگمی سراغم اومد.
مک دانیلز گفت: «و با خودم فکر کردم: “اوه، من به چیزی نیاز دارم که بهم کمک کنه.” اولد انگلیش 800، جانی واکر، جک دانیلز، جیم بیم. فکر می کردم اونا می تونن دوستای من باشن. مشکل خودِ Run-DMC نبود، بلکه انتظارات بقیه بود. شروع کردم به پناه بردن به چیزهای بیرونی تا بتونم با احساساتی که داشتم کنار بیام.»
بعد از دهه ها مبارزه با اعتیاد، اضطراب و افسردگی، اون در سال 1383 خودش رو به مرکز بازپروری معرفی کرد. از اون زمان، مک دانیلز زندگی پاکی رو در پیش گرفته و ماموریت خودش رو آگاهی رسانی درباره اهمیت بهبودی و سلامت روان قرار داده.
آخرین فعالیت اون، همکاری با “1 میلیون قوی” هست؛ یه ابتکار تاثیرگذار که تلاش می کنه نگاه جامعه رو به مسائل مربوط به بهبودی و سلامت روان، اعتیاد و پاکی تغییر بده و این کار رو با ایجاد انجمن های حمایتی برای افراد پاک در دنیای موسیقی و فراتر از اون انجام می ده.
تاثیر سوءمصرف مواد بر صنعت موسیقی و چالش های بهبودی و سلامت روان
سوءمصرف مواد در ایالات متحده گسترده است. در سال 1402، تقریبا 50 میلیون آمریکایی 12 سال و بالا، معیارهای اختلال سوءمصرف مواد رو داشتن.
در صنعت موسیقی، بیش از نیمی از حرفه ای ها از مصرف مشکل ساز الکل یا مواد گزارش می دن. علاوه بر این، حدود 34٪ از اهالی موسیقی که تور برگزار می کنن، افسردگی بالینی رو تجربه می کنن.
دکتر جی. کریگ آلن، نایب رئیس بخش خدمات اعتیاد در هارتفورد هلث کر، به Healthline گفت: «یه سوءتفاهم بزرگ اینه که فکر کنیم قدرت، موفقیت یا هوش، آدم ها رو در برابر بیماری های روانی یا اعتیاد محافظت می کنه. مشکلات سلامت روان و اعتیاد، شرایط سلامتی هستن، نه یه نقص اخلاقی.»
اون اضافه کرد با اینکه در مسیر اعتیاد و سلامت روان، پیشرفت ها و عقب گرد هایی اتفاق می افته، اما این باور غلط وجود داره که اگه این اتفاق بیفته، یعنی درمان “شکست” خورده.
آلن گفت: «در واقعیت، بهبودی رو بهتره یه مرحله “نگهداری فعال” بدونیم، نه درمان قطعی. آسیب پذیری مداوم باید بدون نادیده گرفتن عواقبش، عادی سازی بشه و علائم هشداردهنده اولیه باید باعث واکنش سریع بشن، نه خجالت یا احساس شکست.»
ارتباط، نقطه مقابل اعتیاد و کلید بهبودی و سلامت روان
علاوه بر دارو و روان درمانی، انجمن های حمایتی برای افراد پاک در مسیر بهبودی و سلامت روان خیلی مهم هستن و ریسک بازگشت به مصرف رو با این روش ها کم می کنن:
- کاهش انزوا
- ایجاد سیستم های هشدار زودرس برای عود افسردگی
- عمل کردن به عنوان یک شبکه امن با حضور هم سالان، خانواده، پزشکان و راهنماها
آلن گفت: «اغلب گفته می شه که نقطه مقابل اعتیاد، ارتباطه. داشتن ارتباط قابل اطمینان، کلید اصلیه.»
مک دانیلز هم با این موضوع موافقه. فراهم کردن فرصت هایی برای ارتباط، دلیلیه که اون با گروه “1 میلیون قوی” همراه شده.
مک دانیلز گفت: «1 میلیون قوی به آدم ها می فهمونه که لازم نیست این مسیر رو تنها طی کنن. لازم نیست با جانی واکر و جک دانیلز وقت بگذرونی.»
«یه جامعه کامل وجود داره که همیشه اینجا بوده، اما کسی درباره اش حرف نمی زد. اونا به من جایی برای بودن دادن.»
داریل مک دانیلز از بهبودی و سلامت روان می گوید
رسانه Healthline با این عضو تالار مشاهیر راک اند رول صحبت کرده تا درباره مسیرش در اعتیاد و سلامت روان، و چیزی که می خواد بقیه درباره پاک بودن و بزرگترین دستاورد زندگیش بدونن، بیشتر یاد بگیره.
این مصاحبه برای وضوح و کوتاهی، ویرایش و خلاصه شده.
آیا برای نوشیدن الکل و مصرف مواد تحت فشار بودی؟
مک دانیلز: در جامعه من، و مخصوصا در جامعه بیزنسِ نمایش، رفتارهای مضر و مخرب تشویق می شه. اگه کسی می تونست 50 شات توی بار بخوره، بقیه می گفتن: “بیشتر بهش بدین.”
وقتی بزرگ می شدم، اگه زیاد گل (ماری جوانا) می کشیدی یا زیاد می نوشیدی، تشویقت می کردن. من روزی یه باکس “اولد انگلیش” می خوردم، بطری های حدودا 1.2 لیتری. هیچ کس نمی گفت مشکلی هست. فکر می کردن این کار قهرمانانه است.
وقتی وارد بیزنس نمایش می شی، هر چقدر گل، الکل و مواد که بخوای در دسترسه و هیچ کس متوجه نمی شه که این یه مشکله تا وقتی که خیلی دیر می شه. جامعه ای هم وجود داشت که این کارها رو نمی کردن، اما حرفی ازشون نبود. اونا رو آدم های “ناباحال” می دونستن.
آیا همیشه با اضطراب و افسردگی زندگی کردی؟
مک دانیلز: آره، همیشه بود. اما وقتی بچه ای، راه هایی برای خالی کردن خودت داری. برای من کمیک بوک، نقاشی و تخیل بود. وقتی وارد بیزنس نمایش می شی، همه اش دستورالعمله: یک، دو، سه، این کاریه که باید انجام بدی.
تسکینی که همیشه در دسترسه، مواده. تو بقیه چیزهایی که وجود دارن تا بهت کمک کنن رو نمی بینی، برای همین فکر می کنی باید همون کار رو بکنی. من همیشه اضطراب داشتم. حتی امروز هم قبل از رفتن روی استیج، هنوز می ترسم.
درمان و بازپروری چطور وارد زندگیت شد؟
مک دانیلز: وقتی 35 سالم بود، وسط افسردگی ناشی از الکل و تمایل به خودکشی، فهمیدم که من رو به فرزندی پذیرفتن. همه جز من می دونستن؛ مادرم، والدینم، کل فامیل، معلم هام و حتی راهبه های مدرسه کاتولیکم. این باعث شد بیشتر بنوشم چون نمی تونستم با اون احساسات کنار بیام.
احساس خیانت و سردرگمی می کردم. پانکراتیت (التهاب لوزالمعده) هم داشتم. افسرده بودم، میل به خودکشی داشتم و دائم می نوشیدم. چیزی که بهم اعتمادبه نفس داد تا برم سراغ پاکی، ملاقات با یه آدم دیگه بود که اون هم به فرزندی پذیرفته شده بود. این باعث شد بفهمم تنها نیستم.
می دونستم اگه بخوام دنبال مادر واقعیم بگردم، باید هوشیار و پاک باشم. همین موضوع من رو به سمت بازپروری کشوند. وقتی رفتم اونجا، “تراپی” رو کشف کردم که قدرتمندترین کاریه که یه آدم می تونه انجام بده. توی بازپروری تشخیص دادن که من احساسات سرکوب شده دارم. تراپی کاری رو برام کرد که جک دانیلز و جانی واکر نتونسته بودن برام انجام بدن.
آیا تاثیرات مثبتی هم در صنعت موسیقی داشتی؟
مک دانیلز: آره. داستانی که همیشه تعریف می کنم مربوط به سال 1367 هست. ما توی تور بودیم (Run-DMC، EPMD، Public Enemy) و کنار استیج ایستاده بودیم و داشتیم اجرای Eric B. & Rakim رو تماشا می کردیم. بحث به اینجا کشید که: چی باعث شده هیپ هاپ الان این قدر باحال و برای ما خوب باشه؟
درباره پول حرف زدیم، اجرا توی ورزشگاه ها، قراردادهای کفش، فیلم ساختن. بعد بحث رفت سمت اینکه: «پسر، ما هر چقدر گل بخوایم داریم، کلی آبجو و مشروب و سیگار و کوکائین هر چقدر بخوایم هست.» ما توی تور بودیم و داشتیم به سبک “مواد و راک اند رول” زندگی می کردیم. وان حمام هتل همه پر از یخ و آبجو بود. همه مون خوشحال بودیم.
بعد nوبت چاک دی (Chuck D) رسید که حرف بزنه. چاک اون موقع احتمالا 24 سالش بود. و با اون صدای باابهت، گفت: «من حتی یک روز هم توی زندگیم نئشه نشدم.» این حرف خیلی برام سنگین بود چون اون رپر موردعلاقه تمام دوران منه. رفتم توی اتاق لباسم و نشستم و با خودم فکر کردم: اگه اون حتی یک روز لعنتی هم توی زندگیش نئشه نشده، پس چطور این قدر خوب رپ می خونه؟ این واقعا مغزم رو منفجر کرد.
30 سال رفتیم جلوتر، و ما توی یه میزگرد در نیویورک درباره پاکی و بهبودی حرف می زدیم. مجری برنامه هنری رولینز بود. بعد از برنامه، از هنری پرسیدم چند وقته پاکه؟ و اون گفت: «اوه دی ام سی، من حتی یک روز لعنتی هم توی زندگیم نئشه نشدم.»
این حرف من رو دقیقا یاد چاک انداخت. باعث شد بفهمم جامعه ای از آدم ها وجود دارن که قدرتمند، جسور، خلاق و موفق هستن، تمام بالا و پایین ها رو پشت سر می ذارن و هیچ وقت مجبور نشدن حتی یک روز لعنتی هم نئشه بشن. اون جامعه واقعا وجود داره. من اون زمان نیاز داشتم این رو بدونم. و نکته جالبش اینه که هنری گفت چاک یکی از دوستای خیلی خوبشه.
امیدوار بقیه از تجربه تو چه درسی بگیرن؟
مک دانیلز: وقتی داری یه دورانی رو می گذرونی، فکر می کنی تنها آدم توی کل دنیا هستی که داره این رو تجربه می کنه.
وقتی فهمیدم آدم های دیگه ای هم هستن که مثل من دارن دست و پنجه نرم می کنن و دارن براش کاری انجام می دن، فهمیدم من هم می تونم کاری کنم. 30 سال طول کشید تا من به درمان و بهبودی و سلامت روان برسم. دلم می خواد مردم بدونن که لازم نیست این همه مدت منتظر بمونن.
آیا امیدوار هستی که با بدنامی حول محور سلامت روان مقابله کنی؟
مک دانیلز: بله. بدنامی حول محور بهبودی و سلامت روان به این دلیل وجود داره که مردم فقط درباره مشکلات حرف می زنن اما راهکاری نمی دن. “1 میلیون قوی” می گه تو هنوز هم می تونی کنسرت بری، هنوز هم می تونی زندگیت رو داشته باشی و در عین حال حمایت هم بشی. اگه حس گناه و شرم رو برداری، بدنامی رو هم از بین بردی.
آیا اجرای برنامه در حالت هوشیاری لذت بخشه؟
مک دانیلز: بله. من موقع اجرا همیشه نئشه نبودم. من از مواد استفاده می کردم تا احساساتم رو تغییر بدم.
حالا چیزهایی رو می بینم که قبلا چون خیلی مست بودم نمی تونستم ببینم. هنوز هم از رفتن روی استیج می ترسم. ترجیح می دم توی زیرزمینم جلوی آینه رپ بخونم، اما حالا به جای اینکه خودم رو بی حس کنم، باهاش روبرو می شم.
الان از چه استراتژی ها یا تکنیک های خودمراقبتی استفاده می کنی؟
مک دانیلز: می رم باشگاه. ورزش می کنم. دوباره رفتم سراغ کمیک بوک هام. تمام اون چیزهایی که بقیه فکر می کردن وقتی جوون بودم باحال نیستن، در واقع قوی ترین کارهایی هستن که می تونی انجام بدی.
وقتی رفتم بازپروری، تشخیص دادن که من احساسات سرکوب شده دارم. حالا دیگه از روبرو شدن با خودم نمی ترسم.
وقتی به گذشته نگاه می کنی، بزرگترین درسی که گرفتی چیه؟
مک دانیلز: یه چیز قدرتمندی در اعتراف به این وجود داره که ترسیدی یا سردرگمی. وقتی اعتراف می کنی که به کمک نیاز داری، هر چیزی که برای کمک بهت وجود داره، به سمتت میاد.
بزرگترین دستاورد من، آهنگ ها یا جایزه هام نیست؛ اینه که من مدرک زنده ای هستم که نشون می ده تو می تونی در مسیر بهبودی و سلامت روان بر هر چیزی که باهاش می جنگی غلبه کنی.
داستان زندگی دی ام سی یادآور این است که حتی در اوج شهرت و موفقیت، مبارزه با چالش های درونی و اعتیاد امری جدی است. او با تکیه بر ارتباطات انسانی و پذیرش صادقانه مشکلات، نشان داد که تغییر ممکن است و هر کسی می تواند با دریافت حمایت صحیح، زندگی دوباره ای را آغاز کند.
Darryl McDaniels of Run-DMC on Sobriety: ‘I’m Not Afraid to Face Myself’