خانه تازه‌های علم و تحقیق مطالعه جدید؛ پیروزی ترامپ و پذیرش تعصب در جامعه را افزایش داد
مطالعه جدید؛ پیروزی ترامپ و پذیرش تعصب در جامعه را افزایش داد

مطالعه جدید؛ پیروزی ترامپ و پذیرش تعصب در جامعه را افزایش داد

در این مقاله:

بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1403 آمریکا، شواهد جدید نشون می ده که لفاظی های سیاسی منفی همچنان روی نحوه بیان تعصبات آمریکایی ها تاثیر می ذاره. یه مطالعه جدید نشون می ده گروه هایی که دونالد ترامپ توی دوران کمپین انتخاباتی اش هدف قرار داده بود، با افزایش پذیرش اجتماعی تعصب و همین طور تعصبات گزارش شده علیه خودشون مواجه شدن. این مطالعه به وضوح نشان می دهد که چگونه ترامپ و پذیرش تعصب با هم در ارتباط هستند. این تحقیق در نشریه Personality and Social Psychology Bulletin منتشر شده است.

کمپین های سیاسی به شکل گیری قوانین نانوشته یا همون هنجارهای اجتماعی کمک می کنن که تعیین می کنه مردم توی زندگی روزمره چطور رفتار کنن و حرف بزنن. از اونجایی که افراد به طور طبیعی دوست دارن خودشون رو با بقیه وفق بدن، وقتی جامعه با تعصباتشون مخالف باشه، تمایل دارن اون ها رو پنهان کنن. اما وقتی یک چهره سیاسی برجسته آشکارا از کلمات توهین آمیز علیه گروه های خاصی استفاده می کنه، این پیام رو می رسونه که این نگرش های منفی حالا دیگه از نظر اجتماعی پذیرفته شده ست.

این تایید عمومی مثل یه جور اجازه عمل می کنه و به شهروندان عادی ثابت می کنه که برای ابراز سوگیری هایی که قبلا پنهان می کردن، توجیه دارن. دانشمندان دقیقا همین تغییر رو در انتظارات اجتماعی بعد از انتخاب شدن دونالد ترامپ در سال 1395 مشاهده کردن، که نشان دهنده اولین نشانه های ترامپ و پذیرش تعصب بود. بعد از اولین کمپین او، رای دهنده ها از هر طیف سیاسی موافق بودن که ابراز تعصب علیه گروه هایی که هدف قرار گرفته بودن، مثل مهاجرها و مسلمان ها، خیلی بیشتر پذیرفتنی شده.

ترامپ و پذیرش تعصب؛ بررسی تاثیر کمپین های انتخاباتی

برای مطالعه فعلی، محقق ها می خواستن آزمایش کنن که آیا انتخاب مجدد ترامپ در سال 1403 هم واکنش مشابهی رو در یک فضای سیاسی متفاوت ایجاد می کنه یا نه. در طول کمپین سال 1403، این نامزد لفاظی های تندی رو علیه چندین جامعه اقلیت تکرار کرد. محقق ها مطالعه شون رو طوری طراحی کردن تا ببینن آیا این مواجهه مداوم با ادبیات سیاسی خصمانه، دوباره باعث حساسیت زدایی عمومی نسبت به نفرت و تغییر سطح شخصی تعصبات می شه یا خیر.

کریستین اس. کراندال، نویسنده مسئول و استاد روانشناسی در دانشگاه کانزاس، توضیح داد: «این یک مطالعه تکرارگونه ست که توسط سم آرنولد، نویسنده اول، پیشنهاد شد تا نگاهی به تاثیر ترامپ روی این موضوع داشته باشیم که مردم چقدر ابراز تعصب رو پذیرفتنی می دونن.»

«در سال 1395، آزمایشگاه ما تاثیر انتخاب ترامپ رو روی این موضوع بررسی کرد که آیا در نتیجه اون، مردم می تونن تعصب بیشتری ابراز کنن یا نه. ما متوجه شدیم که ابراز تعصب بیشتر، اوکی تلقی می شد اما این موضوع بیشتر محدود به گروه هایی بود که ترامپ توی کمپین بهشون حمله کرده بود. بقیه گروه ها تغییری نکردن. آیا اگه ترامپ در سال 1403 انتخاب می شد، باز هم این اتفاق می افتاد؟»

یافته های پژوهش؛ ارتباط ترامپ و پذیرش تعصب

برای بررسی این موضوع، دانشمندان مطالعه ای رو حول محور انتخابات ریاست جمهوری آبان 1403 طراحی کردن. اون ها دانشجوهای مقطع کارشناسی رو از یک دانشگاه بزرگ در ایالت های غرب میانه برای شرکت در این پژوهش جذب کردن. این مطالعه از شرکت کننده ها می خواست تا طیف وسیعی از گروه های اجتماعی، از جمله مهاجران، مسلمانان، آمریکایی های آسیایی تبار، افراد دارای معلولیت و بسیاری دیگر رو که در مجموع شامل 128 گروه مختلف می شد، ارزیابی کنن.

دانشمندان داده ها رو در دو مرحله اصلی جمع آوری کردن تا نگرش ها رو قبل و بعد از این رویداد سیاسی ثبت کنن. مرحله قبل از انتخابات بین شهریور و مهر 1403 انجام شد و 362 شرکت کننده داشت. مرحله بعد از انتخابات در اواسط آبان 1403 انجام شد و شامل یک گروه مجزا از 261 شرکت کننده بود.

شرکت کننده ها در هر دو گروه به صورت تصادفی مامور شدن تا 60 گروه از 128 گروه اجتماعی رو رتبه بندی کنن. برای هر گروه، شرکت کننده ها به سوالاتی درباره پذیرش اجتماعی تعصب پاسخ دادن. اون ها از یک مقیاس سه امتیازی استفاده کردن تا مشخص کنن که آیا داشتن حس منفی نسبت به اون گروه «قطعا پذیرفتنی نیست»، «شاید پذیرفتنی باشه» یا «قطعا پذیرفتنیه».

شرکت کننده ها همچنین تعصب شخصی خودشون رو نسبت به این گروه ها با استفاده از مقیاسی از صفر تا صد رتبه بندی کردن. در این مقیاس، نمره صفر نشون دهنده احساسات بسیار منفی و نمره صد نشون دهنده احساسات بسیار مثبت بود. این پاسخ ها بعدا در طول تجزیه و تحلیل معکوس شدن تا نمرات بالاتر نشون دهنده سطح بالاتر تعصب باشه.

برای اندازه گیری تاثیر گفتمان سیاسی، محقق ها گروه سومی شامل 188 شرکت کننده رو در آذر 1403 جذب کردن. این افراد ارزیابی کردن که دونالد ترامپ در طول کمپین انتخاباتی اش چقدر مثبت یا منفی درباره هر کدوم از اون 128 گروه صحبت کرده. شرکت کننده ها این لفاظی ها رو در مقیاسی از منفی سه تا مثبت سه رتبه بندی کردن که معیاری مشخص از خصومت کمپین نسبت به هر گروه اجتماعی به دست داد.

سپس دانشمندان با ترکیب پاسخ های فردی در میانگین های گروهی، داده ها رو تحلیل کردن. اون ها رتبه بندی های قبل از انتخابات رو با رتبه بندی های بعد از انتخابات مقایسه کردن تا ببینن آیا نگرش ها به شکلی معنادار تغییر کرده یا نه. اون ها از یک مدل آماری استفاده کردن که سطح تعصب موجود قبل از انتخابات رو در نظر می گرفت، و این بهشون اجازه داد تا تاثیر خاص لفاظی های کمپین رو جداگانه بررسی کنن.

وقتی مردم طیف وسیعی از گروه ها رو ارزیابی می کنن، به طور طبیعی به شغل های مورد احترام نمره خیلی مثبتی می دن و به گروه هایی که عموما منفور هستن، نمره خیلی منفی می دن. محقق ها از تکنیک های آماری استفاده کردن تا این احساسات عمومی رو از تاثیر خاص کمپین سیاسی جدا کنن. این رویکرد تضمین کرد که نتایج، تغییرات واقعی در تعصب رو نشون می ده، نه صرفا ترجیحات اولیه برای انواع خاصی از افراد.

یافته ها نشون داد که ابراز تعصب و درکِ پذیرش اون، ارتباط نزدیکی با هم دارن. در کل مجموعه داده ها، تعصبات گزارش شده توسط خودِ افراد با پذیرش اجتماعی اون تعصب، همبستگی بالایی داشت. این الگو هم قبل و هم بعد از انتخابات ثابت موند، که نشون می ده مردم موقع گزارش دادن تعصبات خودشون، به هنجارهای اجتماعی خیلی حساس هستن.

موقع ارزیابی تغییرات در طول چرخه انتخابات، سطوح پایه تعصب بسیار پایدار موند. نحوه رتبه بندی یک گروه اجتماعی توسط شرکت کننده ها قبل از انتخابات، به شدت پیش بینی کننده نحوه رتبه بندی اون گروه بعد از انتخابات بود، که فقط فضای کمی برای تغییر نگرش ها باقی می گذاشت. با وجود این سطح بالای پایداری، منفی بافیِ خاص لفاظی های کمپین ترامپ باعث یک تغییر واضح و قابل توجه در همون فضای باقی مانده شد.

به طور خاص، وقتی ترامپ در طول کمپین خود درباره جوامع به حاشیه رانده شده مثل مهاجران، هائیتی تبارها و آمریکایی های آسیایی تبار با تندی صحبت می کرد، شرکت کننده ها بعد از پیروزی او بیشتر تمایل داشتن که تعصب علیه اون ها رو از نظر اجتماعی پذیرفتنی بدونن. این امر ارتباط مستقیم بین ترامپ و پذیرش تعصب را تایید می کند.

علاوه بر تغییر این قوانین اجتماعی، این ادبیات سیاسی منفی همچنین افزایش مستقیمی رو در سوگیری های درونی خودِ شرکت کننده ها پیش بینی می کرد. بعد از انتخابات 1403، افراد اعتراف کردن که تعصبات شخصی قوی تری نسبت به دقیقا همون گروه هایی دارن که کمپین به شدت ازشون انتقاد کرده بود، که شامل مسلمانان و افراد ترنس جندر هم می شد. از طرفی، برخی محققان همواره به دنبال پاسخ به این پرسش بوده اند که آیا اقتدارگرایی ریشه توطئه انتخاباتی است؟ و یافته های جدید روان شناسی نشان می دهد چگونه این نگرش ها در لایه های مختلف جامعه نفوذ می کند.

کراندال به PsyPost گفت: «اگه مردم هر نوع نگرشی نسبت به یک گروه داشته باشن، احتمالا اون نگرش پایداره. اما ترامپ می تونه تعصبات جدید و قوی ایجاد کنه، مخصوصا اگه مردم در وهله اول نظر خاصی درباره اون گروه نداشته باشن. تغییر دادن نگرش ها نسبتا سخته، اما ایجاد کردنشون خیلی راحت تره.»

جالب اینجاست که این اثر به طور مساوی بین شرکت کننده هایی که تمایل به حزب دموکرات و اون هایی که تمایل به حزب جمهوری خواه داشتن، دیده شد. به نظر می رسه لفاظی های سیاسی روی کل نمونه تاثیر گذاشته، فارغ از اینکه ترجیح شخصی شون برای رای دادن چی بوده. دانشمندان این رو سندی می دونن بر اینکه انتخاب یه رهبر برجسته، زبانی رو که در طول کمپینش استفاده شده، عادی سازی می کنه.

کراندال گفت: «اثرات بزرگ نیستن اما در کل کشور و جمعیت پخش شدن. من فکر می کنم انواع مختلف تعصب خیلی آشکارتر شده. یهودی ستیزی (که دولت می گه داره باهاش مبارزه می کنه، اما به نظر می رسه پوششی برای حمله به دانشگاه ها باشه، و من این رو به عنوان یک نظر شخصی می گم نه بر اساس داده ها)، و حذف تمام سیاست ها و بودجه های مربوط به تنوع، برابری و گنجایش (DEI) به نظر می رسه که داره پشت پا می زنه به دغدغه های مربوط به حقوق مدنی.»

این یافته ها بر اساس مجموعه ای از تحقیقات در حال رشد درباره رهبری سیاسی و رفتار اجتماعی بنا شده است. نتایج عمدتا با مطالعه قبلی که توسط تیم تحقیقاتی بعد از انتخابات 1395 انجام شده بود، همخوانی داره. در سال 1395 هم دانشمندان متوجه شدن که لفاظی های منفی ترامپ باعث افزایش پذیرش اجتماعی تعصب شده که نشون می ده این تغییر در هنجارهای اجتماعی یک پدیده تکرارشونده ست، که مفهوم ترامپ و پذیرش تعصب را پررنگ تر می کند.

با این حال، یافته های جدید از یک جهت خاص با داده های سال 1395 تفاوت داره. در مطالعه سال 1395، شرکت کننده ها در واقع سطوح پایین تری از تعصب شخصی رو بعد از انتخابات گزارش کردن. در اون زمان، دانشمندان حدس زدن که نتایج غافلگیرکننده انتخابات باعث شده استانداردهای مقایسه مردم تغییر کنه و افراد در مقایسه با بقیه ملت احساس تعصب کمتری داشته باشن. انتخابات 1403 کمتر غافلگیرکننده بود، که شاید بتونه تفاوت در نتایج تعصبات گزارش شده توسط خودِ افراد رو توضیح بده و بر پیچیدگی موضوع ترامپ و پذیرش تعصب بیفزاید.

یافته های اخیر با سایر مطالعات بلندمدت رفتار سیاسی همخوانی بیشتری داره. مثلا، یک مطالعه در سال 1401 که روی بیش از ده هزار آمریکایی انجام شد، نشون داد که تعصبات نژادی و مذهبی صریح در بین طرفداران ترامپ بعد از انتخابات 1395 افزایش پیدا کرده.

تحقیقات جدید همچنین با روندهای گسترده تر در جامعه آمریکا در مورد سوگیری همسو هست. یک مطالعه جدید در سال 1404 نشون داد که تعصبات علیه گروه های مختلف به حاشیه رانده شده، به طور فزاینده ای به هم مرتبط شده و با ایدئولوژی سیاسی محافظه کارانه گره خورده.

اما مثل هر تحقیق دیگه ای، این مطالعه هم محدودیت هایی داره. شرکت کننده ها عمدتا دانشجوهای دختر و سفیدپوست از منطقه غرب میانه آمریکا بودن. این ترکیب جمعیتی باعث می شه نتونیم با اطمینان کامل یافته ها رو به کل جمعیت کشور تعمیم بدیم.

این مطالعه همچنین تغییرات رو در بازه زمانی فقط چند هفته ارزیابی کرده. به خاطر این بازه زمانی کوتاه، پایداری طولانی مدت این تغییرات هنوز مشخص نیست. همچنین این تحقیق بر اساس یک طراحی مشاهده ای بوده تا یک آزمایش کنترل شده.

به دلیل ماهیت مشاهده ای تحقیق، غیرممکنه که بشه سایر رویدادهای تاریخی رو که همزمان با انتخابات اتفاق افتادن، کاملا نادیده گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها در سطح گروهی هم درک نحوه تجربه این تغییر هنجارها توسط خودِ جوامع به حاشیه رانده شده رو دشوار می کنه. داده ها بیشتر بازتاب دهنده تصورات جمعیت عمومی هستن تا کسانی که هدف تعصب قرار گرفتن.

تحقیقات آینده احتمالا مکانیسم های خاصی رو بررسی می کنن که رهبری سیاسی رو به تعصبات فردی متصل می کنه. دانشمندان قصد دارن بررسی کنن که چه مقدار از تعصبات انسانی صرفا ناشی از تمایل به همنوایی با قوانین اجتماعیه. اون ها امیدوارن بفهمن که چهره های سیاسی چطور به عنوان الگوهایی برای رفتارهای پذیرفته شده در جامعه عمل می کنن و چگونه این امر بر ترامپ و پذیرش تعصب تاثیر می گذارد.

کراندال گفت: «کار ما نشون می ده که تعصب تا حد زیادی توسط هنجارها و قوانین اجتماعی درباره اینکه چی گفتنش یا حس کردنش اوکی هست، کنترل می شه. بخش بزرگی شاید بزرگترین بخش تعصب، همنوایی با کراماعه. و ترامپ این مسیر رو هدایت می کنه.»

این مطالعه با عنوان «تغییر هنجارها پس از انتخابات ریاست جمهوری 1403 آمریکا: بازگشت اثر ترامپ بر تعصب» توسط ساموئل ای. آرنولد، جنیفر وونگ چاوز، کلی اس. سوانسون و کریستین اس. کراندال نوشته شده است.

تاثیر لفاظی های سیاسی بر روان شناسی توده و تغییر هنجارهای اخلاقی، واقعیتی غیرقابل انکار است که نشان می دهد چگونه رهبران سیاسی می توانند مرزهای پذیرش اجتماعی را جابجا کنند. درک عمیق تر این الگوها برای حفظ سلامت اجتماعی و مقابله با سوگیری های سیستماتیک در آینده ضروری به نظر می رسد.

Donald Trump’s 2024 election win increased the social acceptability of prejudice, study suggests

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: فوریه 24, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما