- یک مطالعه جدید نشون داده افرادی که داروهای GLP-1 مثل اوزمپیک (Ozempic) و ویگووی (Wegovy) مصرف می کنن، با خطر کمتری برای بدتر شدن افسردگی و اضطراب روبرو هستن.
- شرکت کننده ها همچنین دفعات کمتری در بیمارستان بستری شدن و کمتر نیاز به مرخصی استعلاجی از محل کارشون داشتن.
- کارشناسا می گن تاثیر این داروها روی سیگنال دهی دوپامین و التهاب مغز می تونه دلیل این مزایا باشه.
- هنوز زوده که GLP-1ها رو به عنوان درمان اصلی اختلالات سلامت روان پیشنهاد بدیم و آزمایش های بالینی بیشتری در این زمینه لازمه.
محققان می گن افرادی که با دیابت زندگی می کنن، اغلب در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به مشکلات سلامت روان هستن و به همین دلیل درک ارتباط قلب، کلیه و دیابت در پیشگیری از عوارض ثانویه اهمیت زیادی پیدا کرده است. تحقیقات اخیر پتانسیل قابل توجهی برای کاهش اضطراب و افسردگی با اوزمپیک را در این افراد نشان داده است.
حالا، یک مطالعه ملی بزرگ در سوئد نشون داده که برخی داروهای رایج که برای دیابت و کاهش وزن تجویز می شن به ویژه آگونیست های گیرنده GLP-1 مثل اوزمپیک و ویگووی ممکنه به کاهش خطر بدتر شدن بیماری های روانی در افراد مبتلا به اضطراب یا افسردگی هم کمک کنن. این یافته ها مسیر جدیدی برای کاهش اضطراب و افسردگی با اوزمپیک ارائه می دهد.
یافته های این تحقیق که در شماره آوریل (فروردین-اردیبهشت 1403) مجله The Lancet Psychiatry منتشر شده، امیدی برای مزایای دوگانه در درمان مشکلات متابولیک و سلامت روان ایجاد کرده. با این حال، محققان هشدار می دن که هنوز به آزمایش های بالینی بیشتری نیاز هست.
کاهش اضطراب و افسردگی با اوزمپیک؛ تاثیر داروهای GLP-1
این مطالعه داده های سلامت 95,490 نفر رو در سوئد بررسی کرده که تشخیص افسردگی، اضطراب یا هر دو رو داشتن و بین سال های 2009 تا 2022 (1388 تا 1401) براشون داروهای دیابت تجویز شده بود.
محققان روی دسته ای از داروها به نام آگونیست های گیرنده GLP-1 تمرکز کردن. این داروها با تقلید از هورمون طبیعی GLP-1 در بدن، به کنترل قند خون و کاهش اشتها کمک می کنن، و پتانسیل آن ها برای کاهش اضطراب و افسردگی با اوزمپیک نیز در حال بررسی است.
چهار داروی خاص از خانواده GLP-1 مورد بررسی قرار گرفتن: سماگلوتاید (Wegovy, Ozempik, Rybelsus)، لیراگلوتاید (Saxenda)، اگسناتاید (Byetta, Bydureon BCise) و دولاگلوتاید (Trulicity).
در این مطالعه، دوره هایی که افراد این داروها رو مصرف می کردن با دوره هایی که مصرف نمی کردن، با استفاده از طراحی «درون فردی» مقایسه شد. این یعنی هر فرد به عنوان کنترل کننده خودش عمل می کرد که باعث می شد تاثیر عواملی مثل سن، جنسیت یا وضعیت کلی سلامت که در طول زمان تغییر نمی کنن، کمتر بشه.
داده ها از سجل های الکترونیکی سلامت ملی، از جمله موارد بستری در بیمارستان، سوابق مرخصی استعلاجی و ثبت مرگ ومیر جمع آوری شد تا محققان بتونن بدتر شدن وضعیت سلامت روان رو ردیابی کنن.
نتیجه اصلی بر اساس یک معیار ترکیبی شامل بستری شدن در بخش روان پزشکی، مرخصی استعلاجی طولانی مدت به دلایل روان پزشکی، بستری شدن به دلیل خودآزاری یا مرگ بر اثر خودکشی سنجیده شد.
نتایج ثانویه هم مواردی مثل بدتر شدن افسردگی یا اضطراب به صورت جداگانه، اختلالات سوءمصرف مواد و موارد خودآزاری رو بررسی کردن.
این مطالعه همچنین آگونیست های گیرنده GLP-1 رو با سایر داروهای خط دوم دیابت مثل امپاگلیفلوزین (Jardiance)، داپاگلیفلوزین (Farxiga) و سیتاگلیپتین (Januvia) مقایسه کرد تا ببینه این داروها از نظر تاثیر بر سلامت روان چه تفاوتی با هم دارن.
مدل های آماری برای عواملی که در طول زمان تغییر می کنن، مثل ترتیب و مدت زمان مصرف دارو و درمان های همزمان با سایر داروهای روان پزشکی یا ضد دیابت، تنظیم شدن.
هدف این بود که تا حد امکان تاثیر آگونیست های گیرنده GLP-1 بر سلامت روان در میان داده های مشاهده ای جداسازی بشه.
نتایج شگفت انگیز؛ کاهش اضطراب و افسردگی با اوزمپیک و ویگووی
در طول یک پیگیری متوسط 5.2 ساله، حدود 23.5٪ از این گروه از آگونیست های گیرنده GLP-1 استفاده کردن که سماگلوتاید و لیراگلوتاید رایج ترین اون ها بودن.
این مطالعه نشون داد که مصرف سماگلوتاید با 42٪ خطر کمتر برای بدتر شدن بیماری روانی همراه بوده، که این یک گام مهم در مسیر کاهش اضطراب و افسردگی با اوزمپیک است.
لیراگلوتاید هم اثر مفیدی نشون داد، هرچند این اثر با 18٪ کاهش خطر، کمتر بود. در مقابل، اگسناتاید و دولاگلوتاید ارتباط معناداری با نتایج سلامت روان نشون ندادن.
وقتی به شرایط خاص سلامت روان نگاه می کنیم، مصرف سماگلوتاید با کاهش قابل توجه خطر بدتر شدن افسردگی، اضطراب و اختلالات سوءمصرف مواد مرتبط بود. لیراگلوتاید عمدتا با کاهش خطر بدتر شدن افسردگی در ارتباط بود. علاوه بر این، آگونیست های گیرنده GLP-1 به عنوان یک گروه، با خطر کمتر خودآزاری مرتبط بودن.
در مقایسه مستقیم با سایر داروهای ضد دیابت خط دوم، سماگلوتاید دوباره با نتایج سلامت روان بهتری همراه بود که نشون می ده فواید اون فراتر از کنترل صرف گلوکز هست. این مطالعه همچنین نشون داد که این ارتباطات حتی با در نظر گرفتن عواملی مثل جنسیت و نوع تشخیص سلامت روان در ابتدای ورود به مطالعه، باز هم صادق بودن.
علاوه بر این، کاهش خطر بدتر شدن بیماری روانی نه تنها در بستری شدن کمتر در بیمارستان های روان پزشکی، بلکه در کاهش مرخصی های استعلاجی به دلیل سلامت روان هم منعکس شد. این نشان دهنده مزایای بالقوه برای کاهش اضطراب و افسردگی با اوزمپیک در زندگی روزمره افراد است.
محققان دقت زیادی داشتن تا سوگیری های احتمالی رو حذف کنن، مثلا اثراتی که ممکنه به دلیل ترتیب مصرف داروها یا اثرات باقی مانده بین دوره های درمانی باشه. تحلیل های اون ها با حذف روزهای اولیه شروع یا قطع دارو و همچنین تمرکز بر مصرف دارو بعد از تاریخ های تایید رسمی، همچنان نتایج مشابهی رو نشون داد.
فراتر از متابولیسم؛ مکانیسم های کاهش اضطراب و افسردگی با اوزمپیک
دکتر لورن گراورت، مشاور بالینی در Garden New Jersey، گفت باور بر اینه که داروهای GLP-1 می تونن فواید روان پزشکی داشته باشن چون می تونن از سد خونی-مغزی عبور کنن و به نواحی از مغز که با سیستم پاداش در ارتباط هستن، متصل بشن. گراورت در این مطالعه نقشی نداشته.
او به Healthline گفت: «این داروها ممکنه روی نحوه پاسخ مغز به سیگنال های دوپامین در این نواحی تاثیر بذارن و پاسخ پاداش بیش فعال رو که باعث تکانشگری و ولع برای مواد می شه، کاهش بدن.»
گراورت اضافه کرد که GLP-1ها ممکنه اثرات ضدالتهابی روی سیستم عصبی مرکزی هم داشته باشن و التهاب مغز رو که با افسردگی و اضطراب در ارتباطه، کاهش بدن.
او توضیح داد: «در نتیجه، سماگلوتاید ممکنه با رسیدگی به این فرآیندهای بیولوژیکی زمینه ای، علاوه بر تاثیرش روی متابولیسم، به تثبیت خلق وخو و بهبود تنظیم هیجانی کمک کنه، که به نوبه خود به کاهش اضطراب و افسردگی با اوزمپیک یاری می رساند.»
جیسون کربی، مدیر پزشکی مراکز بهبودی آمریکا (Recovery Centers of America)، با نگاه به پیامدهای این مطالعه برای درمان بیماران گفت که داروهای GLP-1 می تونن به افرادی که دچار اختلالات متابولیک و روان پزشکی هستن کمک کنن و احتمالا بستری شدن در بیمارستان و نقص عملکرد مرتبط با شرایطی مثل افسردگی و اضطراب رو کاهش بدن. کربی هم در این مطالعه نقشی نداشته.
او به Healthline گفت: «با این حال، این یک مطالعه مشاهده ای بود، بنابراین علت و معلولی رو ثابت نمی کنه و داروهای GLP-1 هنوز نباید به عنوان درمان اصلی افسردگی یا اضطراب در نظر گرفته بشن.»
به گفته کربی، این یافته ها بر اهمیت مراقبت های یکپارچه تاکید می کنه. او گفت که این تحقیق مسیر امیدبخشی رو برای تحقیقات آینده در نقطه تلاقی روان پزشکی، طب اعتیاد و سلامت متابولیک نشان می دهد و نویدبخش بهبود کیفیت زندگی بیماران در ابعاد مختلف است.
در نهایت، پیوند میان سلامت جسمانی و روانی موضوعی است که علم روز به روز ابعاد جدیدی از آن را کشف می کند. شناخت دقیق تر داروهایی مثل اوزمپیک می تواند نه تنها در درمان دیابت، بلکه در ارتقای سلامت روان جوامع نیز تحولی بزرگ ایجاد نماید.
GLP-1 Drugs Like Ozempic, Wegovy May Help Treat Anxiety, Depression